گزیده سرمقاله‌ روزنامه‌های صبح امروز

اخراجی‌های 1و 2و 3

روزنامه‌های صبح امروز ایران در سرمقاله‌های خود به مهمترین مسائل روز کشورو جهان پرداخته‌اند از جمله «از بلندای بدر»،«5 پیشنهاد برای مدیریت بازار ارز»،«دولت مالکی و دشواری‌های پیش رو»،«شروط انتخابات سالم»،«ضعف و ناتوانی جبهه استکبار»،«دولت و نهادهای مدنی»،«اخراجی‌های 1و 2و 3»،«در بدر و خیبریم»،«همه راه‌ها به استانبول ختم می‌شود؟»،«معمای بورس و ارز» و... که برخی از آنها در زیر می‌آید.
کد خبر: ۴۵۰۸۶۰

کیهان:از بلندای بدر

«از بلندای بدر»عنوان یادداشت روز روزنامه کیهان است که در آن می‌خوانید؛

الف: آنچه در پی می آید فقط اندکی از بسیارهاست؛
1- اواسط دهه 60 بود. آن روزها، آمریکا از یکسو برای پیشگیری از سرایت الگوی انقلاب اسلامی به سایر ملت های مسلمان در شیپورهای تبلیغاتی خود می دمید که در ایران اتفاق مهمی نیفتاده است! و در همان حال، هجوم همه جانبه ای را در عرصه های نظامی، سیاسی و اقتصادی علیه جمهوری اسلامی ایران سامان داده و به میدان آورده بود. در گرماگرم این پروژه دوسویه، حضرت امام (رضوان الله تعالی علیه) خطاب به آمریکا فرمود «اگر می گوئید در ایران هیچ اتفاق مهمی نیفتاده است، چرا اینهمه سر و صدا و هیاهو می کنید»؟!

2- نزدیک به 3 سال قبل، خبرنگار روزنامه آمریکایی «یو.اس.ای.تودی» که برای تهیه گزارش درباره انتخابات ریاست جمهوری دهم به ایران آمده بود، ضمن مصاحبه ای گفت؛ برخی از اصلاح طلبان معتقدند که انقلاب اسلامی در گذر از فراز و نشیب های 30 ساله، مقبولیت اولیه خود را از دست داده و اقتدار آن به تدریج کاهش یافته است! نظر شما چیست؟ و نگارنده که استدلال آن روز امام راحل(ره) را به خاطر داشت در پاسخ گفت؛ اگر جایگاه و اقتدار انقلاب روند رو به کاهش داشته است، چرا دشمنی ها و برنامه ر یزی های آمریکا و متحدانش علیه جمهوری اسلامی ایران هر روز شتاب و گسترش بیشتری داشته و دارد؟!

3- روزنامه آمریکایی «هافینگتون پست» در گزارشی با اشاره به تحولات خاورمیانه و شاخ آفریقا - 26 مهرماه 89/ 18 اکتبر 2010- خطاب به دولتمردان و رسانه های آمریکایی نوشته بود؛ «اگر ادعای شما درباره برتری قدرت نرم آمریکا قابل قبول باشد، باید به این پرسش پاسخ بدهید که چرا علی رغم چند دهه حضور در خاورمیانه و همراهی حاکمان و رسانه های این کشورها با غرب، امروزه همه نگاهها در خاورمیانه اسلامی به ایران دوخته شده و مردم در این کشورها، از انقلاب ایران به عنوان الگوی پیش روی خود یاد می کنند»؟! هافینگتون پست در ادامه گزارش خود به نظریه «آرنولد توین بی» استاد بلندآوازه آکسفورد - متوفی 1975- که نظراتش با استقبال و آنالیز مثبت در مجامع آکادمیک همراه است اشاره کرده و آورده بود؛ «درباره ضعف راهبردی آمریکا همین نکته کافی است که برای بسط قدرت خود به نظامی گری متوسل می شود» و در ادامه نوشته بود «این در حالی است که ایران بدون هیچ نیازی به ماشین جنگی و توسل به زور، دل و اندیشه ملت های مسلمان خاورمیانه را به خود جذب کرده است».

4- هنری کیسینجر، دو هفته قبل در مصاحبه با بی بی سی، ضمن ابراز نگرانی تلویحی از انتخابات مجلس نهم و بی آن که برای پنهان کردن هراس آمریکا از این انتخابات اصرار چندانی داشته باشد، گفت؛ «مردم در خاورمیانه خواستار دموکراسی با تعریفی که ما - آمریکا و اروپا- داریم نیستند. آنها به ایران چشم دوخته اند».

کیسینجر روز 12 دسامبر 2011- 21 آذرماه 1390- در نشست راهبردی آتلانتیک- منظور دو سوی اقیانوس اطلس یعنی آمریکا و اروپاست- که با حضور اسکوکرافت، جیمز جونز- مشاوران امنیتی سابق و اسبق آمریکا- جو بایدن معاون اوباما و نمایندگانی از انگلیس، فرانسه، آلمان و ایتالیا در واشنگتن تشکیل شده بود گفت (به نقل از دویچه وله) «کدام دیوانه ای آمریکای ابرقدرت آغاز هزاره سوم را در آغاز دومین دهه این هزاره، از اوج قدرت به شرایط رقت بار کنونی کشانده است؟! دموکرات های بی پرنسیب - بی شخصیت- یا جمهوری خواهان احمق»؟! کیسینجر در همین اجلاس- باز هم به نقل از دویچه وله، خبرگزاری آلمان- می گوید؛ باید بپذیریم که تحولات جهان اسلام و اعتراضات وال استریت در آمریکا و اروپا از رسیدن تاریخ به یک پیچ بزرگ خبر می دهد» کیسینجر بدون اشاره به ایران و یا به قول آسوشیتدپرس- با اشاره تلویحی به ایران- می پرسد؛ «چه کسی سر این پیچ ایستاده و آدرس می دهد»؟
به خاطر دارید که 2 ماه قبل حضرت آقا از رسیدن تاریخ به یک «پیچ بزرگ» خبر داده بودند.

5- سال گذشته رژیم صهیونیستی، «عاموس یادلین» رئیس سرویس اطلاعات نظامی اسرائیل- امان- را به این علت که درباره تحولات منطقه تحلیل غلطی داده و برنامه ریزان اسرائیلی را گمراه کرده است از مقام خود برکنار کرد. عاموس یادلین در آغاز تحولات خاورمیانه طی گزارشی به نتانیاهو آورده بود(نقل به مضمون) «مردم خاورمیانه خواستار دموکراسی هستند و از آنجا که دموکرات ها بیشتر اهل مذاکره هستند تا جنگ، این تحولات در نهایت به نفع اسرائیل خواهد بود»، روزنامه اسرائیلی و انگلیسی زبان «جروزالم پست» در تحلیلی به نقد دیدگاه «عاموس یادلین» پرداخته و توضیح داد «آقای یادلین باید می دانست که مردم خاورمیانه برای دموکراسی مورد نظر خود، الگوی انقلاب اسلامی ایران را پیش روی گرفته اند و در این الگو، پذیرش موجودیت اسرائیل جایی ندارد» و «هاآرتص» دیگر روزنامه اسرائیلی نوشت «مردم منطقه اسلام آمریکا و اردوغان را نمی خواهند. مگر ندیدیم مردم مصر از پیشنهاد اردوغان برای تشکیل دولت لائیک چگونه به خشم آمدند؟ مردم شورشی- منظورش ملت های مسلمان انقلابی است- در خاورمیانه، اسلام خمینی و خامنه ای را می خواهند».

6- اوایل سال گذشته، مرکز مطالعات امنیت ملی اسرائیل- INSS- در گزارش 272 صفحه ای خود با استناد به آنچه در منطقه می گذرد، نتیجه گرفت که «اسرائیل روی قوس نزولی حیات خود قرار گرفته و سقوطی ناخواسته را تجربه می کند» در این گزارش به نفوذ ایران در منطقه و الگو گرفتن ملت های مسلمان از انقلاب اسلامی ایران به عنوان یکی از اصلی ترین عواملی اشاره شده است که اسرائیل را روی قوس نزولی به سقوط تهدید می کند. بعد از ارائه این گزارش به موساد بود که نتانیاهو با عصبانیت گفت؛ خمینی و خامنه ای در مرزهای اسرائیل اردو زده اند.

شرح این ماجرا به درازا می کشد و خارج از محدوده این نوشته محدود است و اما؛
ب: اکنون به گواهی شواهد و نشانه های موجود که فقط به چند نمونه از آن اشاره و بسنده کردیم و بی آن که پای شعار و یا سخنی به خلاف و گزاف در میان باشد، به آسانی می توان دید و به وضوح می توان به این برداشت واقع بینانه و حکیمانه حضرت آقا در دیدار دیروز مردم شریف و انقلابی قم با ایشان رسید که شرایط کنونی نظام اسلامی ایران را با اوج اقتدار اسلام «در شرایط بدر و خیبر» مقایسه فرمودند و نه آنگونه که دشمنان تبلیغ می کنند «در شرایط شعب ابی طالب». رهبر معظم انقلاب چندی قبل نیز دوران کنونی را درخشنده ترین دوران ایران اسلامی و آمریکا را در ضعیف ترین دوران تاریخ آن کشور، ارزیابی کرده بودند.

ج: حالا باید به این پرسش ها پاسخ داد که؛
1- آیا با توجه به جایگاه جمهوری اسلامی ایران در منطقه و جهان و نقشی که به عنوان الگوی پیش روی ملت های مسلمان برعهده دارد، انتخابات آینده مجلس را می توان تنها در مقیاس یک رخداد داخلی در ایران اسلامی ارزیابی کرد؟ و آیا این انتخابات علاوه بر نقش تعیین کننده و با اهمیتی که انتخابات مجلس شورای اسلامی در تمامی دوره ها داشته است، نقش سرنوشت سازی در شتاب دادن به انقلاب های اسلامی منطقه ندارد؟! به یقین نقش برجسته ای دارد و به قول آقا در بیانات دیروزشان «ملت ایران در زمینه انتخابات و انقلابی بودن، پیشکسوت ملت هاست و قطعا نگاه ملت های دیگر به این انتخابات دوخته شده است».

2- اگر پاسخ سؤال اول مثبت باشد- که هست- پرسش بعدی آن است که آیا آمریکا و متحدانش می توانند از تلاش همه جانبه برای مقابله با این نقطه عطف و نقش آفرین در تحولات اسلامی منطقه دست بردارند؟! بدیهی است که پاسخ این سؤال منفی است.

3- پرسش بعدی این است که آیا در آوردگاه بزرگ ایران اسلامی با آمریکا و متحدانش، گروه ها و جریاناتی نظیر اصحاب فتنه و حلقه انحرافی در حد و قواره ای هستند که در مقابل توده های چند ده میلیونی مردمی که حماسه 9 دی فقط یک نمونه از حضور پرشور و پاکبازی آنان بود، عدد و رقم و به اصطلاح «رقیب» تلقی شوند؟! پاسخ این پرسش نیز منفی است. ولی نه با این مفهوم و نه با این برداشت که از توطئه آنان غفلت شود.

4- و اما، فتنه آمریکایی- اسرائیلی 88 و رخدادهای پس از آن تردیدی باقی نگذاشته است که جریانات یاد شده در بند پیشین، «پیاده نظام» دشمنان بیرونی هستند، از آنجا که «پیاده نظام»، دنباله داخلی دشمن بیرونی است، به یقین، اهداف دشمنان بیرونی را دنبال می کند و از سوی دیگر، اصلی ترین و استراتژیک ترین خواسته دشمنان بیرونی کاستن از حضور پرشور مردم در انتخابات است. بنابراین، اگرچه ورود دزدانه به خانه ملت می تواند یکی از اهداف این جریانات باشد و شورای محترم نگهبان نباید از دروازه بانی دقیق خود برای جلوگیری از ورود نامحرمان به خانه ملت کمترین غفلتی داشته باشد ولی تلاش برای کاستن از حضور، در اولویت برنامه و ماموریت آنان قرار دارد.

د: و بالاخره، با توجه به بصیرت مثال زدنی ملت و تلاش بی پرده دشمنان بیرونی برای مقابله با حضور پرشور مردم، از هم اکنون می توان حدس زد که ملت در انتخابات پیش روی، نه فقط برای گزینش نمایندگان مورد نظر خویش حضور می یابند، بلکه از حضور پرشور خود تلقی جهاد و مقابله با دشمنان تابلودار اسلام و انقلاب و حمایت از ملت های مظلوم منطقه را دارند و به قول حضرت آقا «اگرچه از مدت ها قبل، از مرکز و قرارگاه فرماندهی جبهه کفر و استکبار گرفته تا پادوها و پیاده نظام این جبهه در داخل و خارج، تلاش گسترده ای به کار گرفته شده تا حضور مردم در انتخابات مجلس کمرنگ باشد، اما به لطف و فضل الهی، حضور مردم در این انتخابات دشمن شکن خواهد بود».
 
خراسان:5 پیشنهاد برای مدیریت بازار ارز

«5 پیشنهاد برای مدیریت بازار ارز»عنوان یادداشت روز روزنامه خراسان به قلم آرین رضایی است که در آن می‌خوانید؛نوسان چند ماهه نرخ ارز و عمیق تر شدن شکاف قیمت در بازار رسمی و آزاد، نگران کننده و آزار دهنده شده است و بدون تردید، انتظار برای برقراری آرامش در بازار ارز با اتکا بر سیاستهای دستوری، راهگشا نخواهد بود، به ویژه این که بانک مرکزی به واسطه رسالت قانونی اش برای مدیریت بازار ارز، به دلیل ناکارآمد شدن ابزارهای پولی و خنثی سازی سیاستها و برنامه های محمود بهمنی رییس کل بانک مرکزی ، خاصه اثر گذاری منفی سایر سیاستهای کلان اقتصادی دولت دیگر نمی تواند اطمینان بخش و آرامش آفرین باشد.از این رو به نظر می رسد دولت به جای اینکه ریشه نوسان های تند در بازار ارز را به جریانهای سیاسی و یا اقدام واسطه گران و سودگرایان نسبت دهد، می تواند با کالبدشکافی واقع بینانه و کارشناسی عوامل و دلایل اثرگذار بر بازار، مانع از تداوم تنش و التهاب ارزی شود. چگونه؟

1.واقعیت روشن این است که بخشی از تنگنای ارزی کشور ناشی از دشواری های به وجود آمده در نقل و انتقال ارز بین شبکه بانکی کشور با خارج است و برون رفت از تنگناها و دست اندازهای موجود مستلزم تقویت دیپلماسی ارزی با رویکرد تسهیل در نقل و انتقال ارز است. تمکین در برابر خواسته کشورهای بدهکار به ایران مبنی بر تهاتر کالایی و خودداری عامدانه یا ناخواسته آنها در انجام مراودات ارزی ،را نمی توان چندان قابل قبول فرض کرد. شفاف باید گفت وزیر خزانه داری آمریکا تمام اقدامات خصمانه اش را برای مسدود کردن راه های نقل و انتقال ارز بین ایران و سایر کشورهای طرف قرارداد با کشور به کار بسته است تا با ایجاد فشار بر دولت و بستن راه های مراودات تجاری و بانکی مصمم است تا ملت ایران را از حق مسلم در پیگیری حقوق هسته ای خویش محروم کند. پس امر واجب این است که دولتمردان ایران با استفاده از تمام ابزارهای و راه های ممکن مانع از تشدید فشارهای ارزی بر کشور شوند و این مهم با جدی گرفتن دیپلماسی ارزی شدنی است؛ همانند اتفاقی که در خصوص تسویه بدهی ارزی هند به ایران بابت فروش نفت خام رخ داد. پس باید در مذاکرات سیاسی و اقتصادی با دولتمردان دیگر کشورها، مساله تسهیل مبادلات ارزی در اولویت قرار گیرد.

2.مدیریت تقاضای ارزی از دیگر تدابیری است که دولت در سطح کلان تر از بانک مرکزی و شورای پول و اعتبار باید و می تواند در دستور کار خویش قرار دهد. این مهم البته دشوار، اما قابل تحقق است. به ویژه اینکه می توان با بازنگری در سیاستهای پولی و افزایش نرخ سود سپرده های بانکی و همچنین نرخ سود اوراق مشارکت بخش قابل توجهی از نقدینگی خارج شده از شبکه بانکی را از بازار ارز خارج کرد و از این نقدینگی سرکش و آسیب رسان به اقتصاد ملی، برای تجهیز منابع بانکی و تقویت توان بانکها در اعطای تسهیلات به بخشهای مولد اقتصاد کشور استفاده بهینه تر و مفیدتر برد.

3.تزریق بدون برنامه و تورم زای ارز به بازار با هدف جلوگیری از افزایش نرخ ارزهای معتبر در بازار آزاد همواره فسادآفرین و رانت زا و برخلاف سیاست یکسان سازی نرخ ارز بوده و بهتر است دولتمردان اقتصادی سیاست تزریق بدون برنامه ارز با هر بهانه و با هر توجیهی را کنار نهند و در شرایط دشوار ارزی، بهتر آن است که کانالهای توزیع ارز را به گونه ای مدیریت کرد که به تقاضای نیازمندان واقعی ارز از طریق شبکه بانکی پاسخ داده شود و به همین دلیل دل بستن دولت و بانک مرکزی به مهار قیمت ارز با کمک گرفتن از عوامل بازار آزاد نظیر صرافهای مجاز نتیجه مثبتی را به ارمغان نخواهد آورد.

4.تثبیت و تعادل بخشیدن به فضای اقتصادی کشور و تلاش برای ایجاد ثبات ارزی و پولی خود بهترین ضامن برای بازگرداندن اعتماد عمومی و آرامش در نزد فعالان اقتصادی است و تحلیل نوسان نرخ ارز با عینک سیاست تنها به تیره ترشدن فضای اقتصادی کشور دامن خواهد زد و زیان ناشی از آن هنگفت و خسارت آفرین خواهد بود. افزون بر این طرح دیدگاه های متناقض و متفاوت از سوی دولتمردان درباب ریشه های التهاب ارزی و راهکارهای مدیریت بازار تنها باعث سردرگمی، تشدید ابهامها و تضعیف اعتمادها خواهد شد.

5.انتظار اینکه بانک مرکزی به عنوان پیمانکار سیاستهای ارزی و پولی شورای پول و اعتبار و دولت به عنوان کارفرمایان اصلی بتواند کشتی متلاطم ارزی را به تنهایی به ساحل آرامش برساند، خود رویایی است که تحقق آن دشوار است؛ به ویژه در روزهایی که بانک مرکزی با چالش مدیریتی مواجه است و افزون بر مشخص نبوده سرنوشت قائم مقام، معاون اقتصادی و برخی مقامات ارشد بانک مرکزی ، شایعه های زیادی درباره کناره گیری محمود بهمنی هم نقل محافل رسانه ای و اقتصادی کشور است. بانک مرکزی باید نماد آرامش، آینده نگری و ثبات در اقتصاد ایران باشد که متاسفانه خبرها از نبود انسجام در سیاستهای پولی و ارزی، فقدان وحدت مدیریتی در بانک مرکزی و عدم اقتدار و استقلال در این بانک حکایت می کند.کوتاه اینکه نظام پولی و ارزی ایران این روزها تشنه سیاستهای واقع بینانه و مبتنی بر عقلانیت اقتصادی و سیاسی است و نه نیازمند اقتدار مبتنی بر سیاستهای دستوری. پس باید آرامش و اعتماد را به بانک مرکزی برگرداند و این مهم در گام نخست با همت دوچندان دولت شدنی است. 

جمهوری اسلامی:دولت مالکی و دشواری‌های پیش رو

«دولت مالکی و دشواری‌های پیش رو»عنوان سرمقاله روزنامه جمهوری اسلامی است که در آن می‌خوانید؛ارتش عراق، این هفته نخستین رژه خود را پس از خروج نیروهای آمریکایی از عراق برگزار کرد. دولت عراق با این اقدام نمادین، درصدد است این پیام را به افکار عمومی منتقل کند که دوران سیطره ارتش‌های بیگانه غربی بر عراق به پایان رسیده و اکنون عراق در کنترل ارتش بومی این کشور می‌باشد.

ولی آیا این تحولات نشانه پایان بحران در عراق و بازگشت صلح، ثبات و امنیت به این کشور است؟ نگاهی به حوادث خونبار چند هفته گذشته، یعنی از هنگامی که آمریکایی‌ها مدعی شده‌اند از عراق عقب نشینی کرده اند، نشان می‌دهد هنوز عراق، با ثبات و آرامش کامل فاصله دارد و دست‌هایی در کار هستند که مانع پایان یافتن بحران این کشور می‌باشند. شواهد و قرائن کافی وجود دارد که آمریکایی‌ها پشت خشونت‌های چند هفته اخیر بوده‌اند و این کشور برای آینده نیز توطئه و نقشه‌هایی تدارک دیده است.

این واقعیتی انکارناپذیر است که آمریکایی‌ها به اجبار و اکراه از عراق عقب نشینی کرده‌اند و اگر شرایط مهیا و مطابق خواسته‌های اشغالگران بود آنها هرگز قصد نداشتند به این زودی‌ها آن هم اینگونه خفت بار از عراق خارج شوند.

بی جهت نیست که یک نامزد جمهوریخواه، اوباما را به خاطر پایان بخشیدن به جنگ عراق و خارج کردن سربازان آمریکائی به باد انتقاد می‌گیرد و حتی وعده می‌دهد درصورت پیروزی، مجدداً عراق را اشغال خواهد کرد! "ریک پری" کاندیدای ریاست جمهوری آمریکا و فرماندار تگزاس بدون توجه به حق حاکمیت مردم عراق و استقلال این کشور، اوباما را بی‌شعور دانسته و تأکید کرده وی لازم بود نظامیان آمریکائی را برای مدتی نامحدود و در عراق بافی نگاه می‌داشت.

این مسائل نشان می‌دهد که آمریکایی‌ها همچنان برای عراق برنامه دارند و از هر طریق ممکن درصدد هستند حضور و نفوذ استعماری خود را در عراق حفظ نمایند. انفجارها و حوادث تروریستی گسترده هفته‌های اخیر در عراق و همچنین بحران سیاسی جاری این کشور در همین چارچوب قابل بررسی است.

 آمریکایی‌ها با کمک عناصر داخلی خود در عراق که بعضی از آنها حتی عضو احزاب شناسنامه‌دار این کشور هستند به تشدید ناآرامی‌ها اقدام کرده و از این عمل چند هدف را تعقیب می‌کنند. نخست اینکه، با تشدید خشونت‌ها و ایجاد بی‌ثباتی، دولت عراق را تحت فشار قرار داده و وادار سازند امتیازات بیشتری به جریان‌های مورد حمایت خود در عراق بدهد و مناصب و مسئولیت‌های مهم را در اختیار این جریان‌ها و گروهها قرار دهد و دوم اینکه چنین وانمود سازد که دولت کنونی عراق، قادر به تأمین امنیت کشور نیست و با این توجیه، زمینه تحرکات آتی آمریکا از جمله حضور نظامی مجدد در عراق را فراهم سازد. به اندازه کافی دلایلی وجود دارند که نشان می‌دهند دولت کنونی عراق نه تنها مورد عنایت و پسند آمریکا نیست بلکه در مواردی، با آمریکا رویارو شده و مانع پیاده شدن نقشه‌های آنها گردیده است.
مخالفت دولت نوری مالکی با اعطای مصونیت به نظامیان آمریکایی، اقدامی بود که به شدت آمریکایی‌ها را عصبانی کرد و تاثیر عمده‌ای در وادار ساختن آنها به عقب نشینی از عراق داشت.

این خشم و عصبانیت واشنگتن را فرمانده ارتش آمریکا در عراق، ماه گذشته در آستانه خروج اشغالگران از عراق بروز داد و عراقی‌ها را به نمک ناشناسی و بی‌وفایی متهم کرد.

از سوی دیگر، اقدام دولت و قوه قضائیه عراق در صدور حکم بازداشت "طارق الهاشمی"، از مسئولان ارشد حزب "العراقیه" وابسته به "ایاد علاوی"، بر خشم و عصبانیت آمریکا افزوده است. طارق الهاشمی متهم است که در بسیاری از ترورها، ناآرامی‌ها و انفجارهای تروریستی عراق دست داشته و از این اقدامات تروریستی، حمایت‌های مالی و لجستیکی گسترده‌ای نموده است.

جناح "العراقیه" یکی از سه تشکل مهم سیاسی عراق است که با آمریکا و عربستان روابط نزدیکی دارد و اساساً، پیدایش و پیروزی این جریان در انتخابات گذشته مرهون حمایت‌های همه جانبه واشنگتن و ریاض بوده است.

اتفاقی نیست که پس از صدور حکم جلب طارق الهاشمی موج گسترده‌ای از انفجارهای عراق را فرا می‌گیرد و مرکز این کشور را ناامن جلوه می‌دهد.

گستردگی ابعاد این حملات، تردیدی باقی نمی‌گذارد که این اقدامات فراتر از حیطه قدرت و توان یک گروه سیاسی است و قدرت‌های خارجی و در رأس آنها آمریکا در این حملات دست دارند.

با توجه به شرایط کنونی عراق، باید پذیرفت که دولت نوری مالکی تحت فشار شدیدی قرار دارد. حتی بعضی از کردهای صاحب نفوذ نیز برای جلب رضایت آمریکایی‌ها، ناجوانمردانه در طرح فشار علیه مالکی مشارکت دارند، از جمله اینکه در اقدامی غیرقانونی، به طارق الهاشمی که به عنوان یک جنایتکار و خائن تحت تعقیب است پناه داده‌اند.

دولت نوری مالکی درحال حاضر تنها به مردم عراق و ارتش این کشور متکی است. ارتش عراق که تعداد نیروهای آن که در زمان جنگ خلیج فارس به حدود یک میلیون نفر می‌رسید، اکنون فقط 35 هزار نیرو دارد و از 3 هزار تانکی که در اختیار داشت اکنون فقط 172 فروند آن برایش باقی مانده است. تردیدی نیست که آمریکایی‌ها برخلاف ادعاهایشان از مجهز شدن ارتش عراق و قدرتمند شدن آن جلوگیری کرده‌اند چرا که مایل نبودند این ارتش در کنترل جناح حاکم کنونی عراق باشد.

با توجه به این واقعیت‌ها، دولت عراق برای حفظ ثبات این کشور و تحقق اهداف مورد نظر، مسیر دشواری پیش رو دارد. با اینحال، تردیدی وجود ندارد که دولت مالکی درصورتی که عزم خود را برای تحقق اهداف ترسیم شده جزم نماید، دشواری‌های موجود را پشت سر خواهد گذاشت، چرا که این سیاست‌ها، با خواست و اراده اکثریت مردم عراق همسو می‌باشد و مردم آماده حمایت از دولت برای تحقق این اهداف هستند.

رسالت:شروط انتخابات سالم

«شروط انتخابات سالم»عنوان سرمقاله روزنامه رسالت به قلم محمد کاظم انبارلویی است که در آن می‌خوانید؛انتخابات نهمین دوره مجلس شورای اسلامی در پیش است. این پرسش که شروط انتخابات سالم، جدی و آزاد چیست، یکی از دغدغه‌های اصلی مردم به عنوان انتخاب‌کنندگان و نامزدها به عنوان انتخاب‌شوندگان همواره مطرح بوده است.

طبیعی است یک انتخابات وقتی سالم، جدی و آزاد است که رقابتی باشد و در این رقابت همه اضلاع رقابت به عنوان سلیقه‌های متفاوت حضور داشته باشند. هر رقابتی هم قاعدتاً در چارچوب قانون و ادب و آداب رقابت باید صورت گیرد. رقابت به معنای اینکه هر که ضربه اول را زد برده است طبیعی است که نتیجه‌ای جز هرج و مرج ندارد.

جمهوری اسلامی طی سه دهه گذشته 30 بار به آرای عمومی برای انتخاب رئیس جمهور، نمایندگان مجلس، نمایندگان مجلس خبرگان، شوراهای اسلامی، و حتی نام حکومت و نوع تدوین قانون اساسی و... رجوع کرده است. اقتضای جمهوریت نظام به گونه‌ای است که همه تصمیمات کلیدی‌ نظام باید با امضای رأی مردم باشد.

جمهوریت یکی از دو رکن رکین نظام اسلامی و از اصول لایتغیر قانون اساسی است. خوب بود نظریه‌پردازان نظام اسلامی و فیلسوفان سیاسی انقلاب در تعریف جمهوریت نظام مرزهای آن را با مدلهای رقیب یعنی سوسیالیسم و لیبرالیسم مشخص می‌کردند. تردیدی نیست مدل جمهوریت در نظام ما با نظامهای رقیب متفاوت است. رأی مردم در نظام جمهوری یک امانت الهی است. این رأی در برگیرنده فکر، سلیقه و اندیشه شهروندان مسلمان در نوع نگرش به اداره کشور است به همین دلیل مسئولان اجرایی و نظارت باید به دیده احترام به آن بنگرند و نتیجه را هرچه باشد از باب اینکه میزان رأی ملت است بپذیرند.
رهبری نظام طی سه دهه گذشته نشان داده است از این میزان و حریم همواره صیانت کرده و هزینه‌های آن را هم پرداخته است.

شرط یک انتخابات سالم، جدی، آزاد و در عین حال رقابتی آن است که در درجه اول مصون از مداخله قدرتهای خارجی باشد و مردم خود در مورد سرنوشت کشورشان تصمیم بگیرند. لذا اولین شرط انتخابات سالم آن است که مردم نسبت به مداخله بیگانگان حساس باشند و انتخاب‌شوندگان از اینکه مورد حمایت اجانب قرار گیرند، شرمنده باشند و در مورد جایگاه خود در افکار عمومی از این منظر تجدیدنظر کنند.

شرط دوم آن است که انتخاب‌شوندگان از موضع اثباتی، دیدگاههای خود را برای مردم بیان کنند. این دیدگاهها باید معطوف به پیشرفت کشور، خدمت به مردم و بسط عدالت در جامعه باشد. لذا پذیرش گفتمان پیشرفت، عدالت و خدمت به عنوان یک گفتمان فراجناحی و فراگروهی باید جزء مفروضات رقابت باشد.

انتخابات صحنه رقابت «دیو» و «دلبر» نیست. انتخابات صحنه رقابت «انقلاب» با «ضدانقلاب» نیست. انتخابات برای خروج از قانون و ورود به عرصه ساختارشکنی نیست. این مسیری است که دشمن طی سه دهه گذشته در انتخابات گونه‌گون به عنوان یک راهبرد تبلیغاتی به ادبیات رقابت در داخل تحمیل می‌کرده است. متأسفانه برخی از روی غفلت و برخی هم از روی طمع و حرص به قدرت در این مسیر می‌افتادند و منافع ملی و امنیت مردم را به خطر می‌انداختند. این مسیر بن‌بستی است که دیگر باید طی نشود و بازیگران آن به خود آیند و به آینده خود و مردم کشورشان فکر کنند.

سومین شرط یک انتخابات سالم آن است که قواعد اخلاقی و انسانی در آنچه نفی یا اثبات می‌شود رعایت گردد. رسیدن به قدرت ـ آن هم به هر قیمت ـ امر مذمومی است که مردم در نوع رقابت‌ها آن را درک می‌کنند.

باید از خصومت‌ورزی و خلاف‌گویی و تهمت‌زنی پرهیز کرد و اساس کار باید روی صدق و سلم باشد.
مقام معظم رهبری در دیدار روز گذشته با مردم قم به مناسبت سالروز 19 دی روز قیام مردم قم در سال 56 مفهوم رقابت در انتخابات را بازتعریف کردند و فرمودند:

ـ رقابت غیر از خصومت و تهمت‌زنی متقابل است
ـ رقابت به معنای اثبات خود با نفی دیگران نیست
ـ رقابت دادن وعده‌های خلاف قانون برای جلب نظر مردم نیست

رقابت در مدل خصومت‌ورزی و تهمت‌زنی برای طراحان نبرد نرم یک فرصت ایجاد می‌کند تا یک شورش تمام‌عیار خیابانی را با کارگردانی خود و نقش‌آفرینی طرفداران نامزدها، به سمت به خطر انداختن امنیت کشور هدایت کنند. آنها برای به جان هم انداختن مردم از کدهایی استفاده می‌کنند که طرفین رقابت بر اساس دروغ و تهمت و خصومت‌ورزی تدارک دیده‌اند. کسی که اثبات خود را در نفی دیگران جستجو می‌کند و یا وعده‌های خلاف قانون می‌دهد عملاً بذرهایی را در  زمین جمهوریت نظام می‌کارد که جز به دیکتاتوری و هرج و مرج منجر نمی‌شود.

اما اگر کسی با قصد خدمت به مردم و پیشرفت کشور و اجرای عدالت اقتصادی و اجتماعی گام بردارد، از انتخابات می‌تواند سکویی برای وحدت ملی و اقتدار نظام بسازد. در این مفهوم از جمهوریت و رویکرد انتخاباتی، هر رأی تیری به قلب دشمن و یک آجر برای تحکیم ساختارهای قانونی نظام است.

جبهه متحد اصولگرایان با زعامت آیت‌الله‌مهدوی‌کنی و آیت‌الله‌یزدی و مشارکت اعضای محترم و معزز جامعه روحانیت مبارز و جامعه مدرسین حوزه علمیه قم طی چند ماه گذشته با صدور بیانیه‌ها و اطلاعیه‌ها و سخنرانیها سعی کردند نوعی ادبیات رقابت را در انتخابات آینده پایه‌گذاری کنند که در مسیر گفتمان پیشرفت، خدمت و عدالت باشد. بر این مبنا مرزبندی با دشمن و روشنگری در خصوص مقاصد شوم بیگانگان در سرفصل همه موضع‌گیریها بوده است. همچنین با اعلام اینکه هیچ گروه و فرد اصولگرایی رقیب جبهه متحد اصولگرایان نیست عملاً فضایی را برای وحدت و همگرایی فراهم آورده است.

این دیدگاه معتقد است باید در انتخابات آینده پایه یک رقابت اخلاقی را بنا نهاد و بر اساس شایستگی‌ها هر کس نامزدهای خود را معرفی کند و در نهایت مردم هرچه انتخاب کردند باید محترم شمرده شود. فضای انتخابات باید فضای انتخاب «صالح» و «اصلح» باشد نه فضای انتخاب «دیو» و «دلبر»، چرا که فرض بر این است که کسانی که صلاحیت آنان از سوی شورای نگهبان مورد تأیید قرار گرفته‌اند تا موقعی که از مرزهای قانونی خارج نشده‌اند افرادی صالح هستند و قابل احترام، لذا باید حریم آنها محفوظ بماند.
آخرین برآوردها نشان می‌دهد همه سلایق داخل نظام در رقابت‌های انتخابات آینده حضور دارند. پیش‌بینی می‌شود ما یک انتخابات رقابتی با مشارکتی گسترده را در آینده شاهد باشیم.
 
سیاست روز:ضعف و ناتوانی جبهه استکبار

«ضعف و ناتوانی جبهه استکبار»عنوان سرقاله روزنامه سیاست روز به قلم محمد صفری است که در آن می‌خوانید؛جمهوری اسلامی ایران در اوج قدرت و اقتدار قرار دارد. این ادعا نه یک بلوف است، نه یک ادعای خشک و خالی.

جمهوری اسلامی ایران سلسله رزمایش‌هایی را برگزار می‌کند که نشان از اقتدار بالای دفاعی و نظامی آن دارد. رزمایش ولایت ۹۰ که به مدت ۱۰ روز در آب‌های خیلج‌فارس، تنگه هرمز، دریای عمان و اقیانوس هند برگزار شد، نشان دهنده قابلیت‌های جمهوری اسلامی ایران در عرصه دیپلماسی نظامی در سطح منطقه و جهان است.

اقتدار ایران واشراف کامل بر تحولات منطقه و تهدیداتی که علیه جمهوری اسلامی ایران اعمال می‌شود، از جمله دلایلی است که می‌توان این ادعا را کاملا اثبات کرد.

پایین کشیدن یک هواپیمای فوق مدرن جاسوسی آمریکا توسط نیروهای مسلح ایران اسلامی و به غنیمت گرفتن آن، از آن دست اقداماتی است که می‌توان با افتخار به آن بالید.

دستگیری یک جاسوس آمریکایی که البته ایرانی الاصل هم هست از دیگر مواردی است که باز هم نشان دهنده اقتدار اطلاعاتی ایران در حوزه فعالیت‌های اطلاعاتی و امنیتی آمریکا علیه کشورمان است.

رزمایش‌های بزرگی که در نقاط گوناگون کشور برگزار می‌شود، بزرگترین نشانه اقتدار وتوان بالای نظام برای مقابله با تهدیدات احتمالی است که اذعان مقامات سیاسی و نظامی غرب به ویژه آمریکا به توانایی بالای ایران در عرصه دفاعی و نظامی از دیگر شواهدی است که می‌توان به آن استناد کرد.

پایگاه مطالعاتی گلوبال ریسرج در گزارشی با اشاره به رویارویی احتمالی ایران و آمریکا در تنگنه هرمز نوشته است؛ «ایران از دست برتر در این تنگنه برخوردار است و ۲۰ هزار نظامی آمریکایی در روز نخست جنگ با ایران کشته می‌شوند.» این پایگاه مطالعاتی آمریکایی در بخش دیگر گزارش خود نوشته است؛ «حتی مدل‌های شبیه‌سازی شده صحنه نبرد توسط پنتاگون نیز نشان داده است که جنگ در منطقه خلیج‌فارس با ایران، برای نیروی دریایی آمریکا فاجعه بار خواهد بود.»

اقدام به شبیه‌سازی جنگ را می‌توان هراس آمریکا از عواقب جنگ واقعی با ایران اسلامی دانست. آمریکایی‌ها به ندرت پیش از درگیری و جنگ اقدام به شبیه‌سازی می‌کنند مگر آن که اطلاعات، برداشت‌ها و دریافت‌های آن‌ها از طرف مقابل گنگ و ضعیف باشد یا، دریافت و برداشت درستی از توانایی‌های آن داشته باشد، که به نظر می‌رسد موضوع دوم یعنی آگاهی البته از بخشی از توانایی‌های بالا و فوق‌العاده ایران در عرصه دفاعی و نظامی در سیاستمداران و ژنرال‌های آمریکایی دیده می‌شود که اقدام به شبیه‌سازی کرده‌اند و نتیجه روز اول جنگ ۲۰ هزار کشته برای آمریکایی‌ها خواهد بود.

واکنش‌های آمریکا در پاسخ به ایران هم بر ناتوانی آنها در مقابله با جمهوری اسلامی ایران است.
جمهوری اسلامی ایران همواره نشان داده است که جنگ طلب نیست اما در مقابل تهدیدات احتمالی آماده دفاع از خاک و آرمان‌های انقلاب و مردم بوده است، همین روز گذشته بود که سرلشکر جعفری فرمانده کل سپاه پاسداران اعلام کرد؛ «برای مقابله با هرگونه تهدید و تجاوزی که حتی به ذهن دشمن خطور کند آماده‌ایم.»

ضعف دشمن در اتخاذ مواضع آنها بسیار آشکار است. این مواضع را نمی‌توان یک استراتژی و با برنامه خاصی دانست. بلکه اعتراضی است که شرم از آبرو‌ریزی اجازه به زبان آوردن مستقیم آن را به آمریکایی‌ها نمی‌دهد.

فرمانده کل قوا روز گذشته دیداری داشتند با مردم قم به مناسبت سالروز گرامیداشت ۱۹ دی ۱۳۵۶، که در این دیدار به همین موضوع اشاره و تاکید کردند که؛ «... اقتدار وتوانایی‌های امروز نظام جمهوری اسلامی ایران با ۲۰ یا ۳۰ سال پیش قابل مقایسه نیست و هیمنه ظاهری جبهه استکبار در سال‌های گذشته نیز، اکنون جای خود را به ضعف و ناتوانی روز افزون داده است.»
 
حمایت: بایسته های پیشگیری از وقوع جرم

«بایسته های پیشگیری از وقوع جرم»عنوان یادداشت روز روزنامه حمایت است که در آن می‌خوانید؛بی شک تشکیل معاونت اجتماعی و پیشگیری از وقوع جرم و آسیب های اجتماعی در قوه قضاییه را می باید از زمره تصمیمات به جا، صحیح و بهنگام بشمار آورد.

این معاونت که با حکم رییس قوه قضاییه در راستای تحقق بند پنج ( 5 ) اصل یکصدوپنجاه ششم (156) قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران ایجاد شد، می باید اقدامات مناسبی برای پیشگیری از وقوع جرم و اصلاح مجرمان در جامعه انجام دهد، چرا که پیشگیری همیشه مقدم براقدام برای اصلاح بوده است وانگهی این تقدم تنها هزینه های مادی ومعنوی را دربرنمی گیرد کما اینکه در شرایطی ، با از دست رفتن فرصتها اصلاً امکان جبران ضرر و زیان وارده امکان پذیر نباشد . در دنیای مدرن امروز که انسان اسیر تکنولوژی است منابع آگاه نرخ رشد جهانی جرم و جنایت پنج درصد ذکر کرده اند که در مقایسه با نرخ متوسط رشد جمعیت در جهان - حدود 3 درصد - به مراتب بالاتر است . لذا در آینده باید نگران سقوط ارزشهای اخلاقی در جامعه جهانی بود .

در ایران اسلامی با گذشت 33 سال از پیروزی انقلاب اسلامی و جایگزینی جمهوری اسلامی به جای نظام طاغوتی انتظار می رفت که در سایه تعلیم و تربیت اسلامی جامعه ای متعالی و خالی از جرم و آسیب های اجتماعی ایجاد شودکه متاسفانه آمارها نشان می دهد، وضعیت ما نیز چیزی از نرخ رشد جرم و جنایت در جهان کم ندارد، اگر زیادتر نداشته باشد و این وضع به هیچ وجه برازنده ایران اسلامی و ایرانی مسلمان نمی تواند باشد. ادامه این روند در آینده امنیت اخلاقی و سلامت روانی جامعه را با چالش های جدی مواجه می کرد که تدبیر رییس محترم قوه قضاییه تا حدود زیادی جلوی این فاجعه را گرفت اما همانطور که ایشان در نشست معاونین اجتماعی دادگستری های سراسر کشور تاکید داشتند پیشگیری امری خطیر و همگانی است که عزم ملی و مشارکت عمومی را می طلبد. برای حضور آحاد جامعه در این جهاد فی سبیل الله مقتضیاتی لازم است که به مواردی از آن بصورت اختصار اشاره می شود:

1) اولین حرکت، اعتماد سازی در افکار عمومی است و لازمه آنهم باز تعریف نوع تعامل و تغییر در نگاه قوه قضاییه نسبت به گروه های مرجع و تاثیر گذار در جامعه است. شاخص ترین این گروه ها که جایگاه ویژه ای در مهندسی و هدایت افکار عمومی دارد. فرهیختگان و نخبگان اصحاب فرهنگ و هنر و رسانه است . گر چه تعامل امری دو طرفه است و اراده هر دو طرف را می طلبد اما بالاخره یکی باید شروع کننده باشد که در این موضوع، شایسته است که دستگاه قضایی کشور آغاز کننده باشد، که چنین برخوردی، بهترین نوع اعتمادسازی عملی است. در نگاه جدید رسانه ها و مطبوعات و کلاً اصحاب قلم و هنر فرصتی برای تحقق ماموریت های قوه قضاییه خواهند بود.

2) اگر کل نظام تربیتی جامعه ایران به یک سیستم تشبیه گردد آنگاه هر سیستم دارای سه مرحله عملکردی است. الف – ورودی مواد خام ب – فرآیند یعنی مجموعه فعل و انفعالات و عملیاتی که برای تبدیل مواد خام به مصنوعات انجام می شود. ج- خروجی سیستم یعنی تولیداتی که تحویل داده می شود. حال با یک نگاه کلی و اجمالی به جامعه کنونی خودمان درخواهیم یافت که مصنوعات تولید شده در این سیستم تربیتی نه تنها رضایت بخش نیست بلکه بنا بر گزارش ها و آمارهای موجود از جمعیت زندانیان و آسیب دیدگان اجتماعی، وضعیت بسی نگران کننده نیز می باشد. بنابراین وجود عیب و نقص در یکی از مراحل سه گانه کارکردی سیستم محرز است که می باید مورد واکاوی و آسیب شناسی شود.

 3 ) اقدام بعدی، بررسی عملکرد دستگاه های اجرایی و قضایی کشور برای اطمینان از سلامت کارکردهای سیستم های حاکمیتی است. از آنجایی که بر اساس بند سه اصل یکصدو پنجاه و ششم قانون اساسی، نظارت بر حسن اجرای قوانین بر عهده قوه قضاییه می باشد. که بر حسب اصل یکصد و هفتاد و چهار میثاق نامه ملی برای نظارت بر حسن جریان امور و اجرای صحیح قوانین در دستگاه های اداری، سازمانی به نام «سازمان بازرسی کل کشور» زیر نظر قوه قضائیه تشکیل می گردد. لذا معاونت جدید بازبینی و کنترل کارکرد های سیستم را بهتر است که از خود قوه قضاییه آغاز کند، چرا که مسئولیت نظارت بر حسن اجرای قوانین بر عهده یکی از سازمان های زیر مجموعه این قوه واگذار شده است. انتظار می رود با تقویت تشکیلات نظارتی مقتدری همچون سازمان بازرسی کل کشور دیگر شاهد سوءاستفاده های مالی و پولی در نظام بانکی کشور نباشیم.

 4- گرچه دولتی بودن حدود 80 در صد از اقتصاد کشور باعث شده است که سایه دیوانسالاری دولتی بر سایر بخش های فرهنگی، سیاسی و حتی اجتماعی نیز سنگینی کند و شاید که علت اصلی پایین بودن بهره وری در سیستم مدیریتی را هم شامل شود. اما نقش موثر و بی بدیل امت را نباید نادیده گرفت. همانی که مورد توجه و عنایت حضرت امام خمینی( ره ) قرار گرفته و دلیل موجده انقلاب شد.

پس از ارتحال ملکوتی و تداوم راه امام توسط خلف صالح او یعنی مقام معظم رهبری دلیل ادامه انقلاب نیز بوده است. امتی که جنگ را اداره کرد و در طول این سالها همچون دولتی در سایه ازکیان جمهوری اسلامی دفاع می کند. این نیروی عظیم ( مردمی ) نه تنها مورد غفلت دولتمردان قرار گرفته، بلکه در مواقعی نیز مورد طمع و سوء استفاده واقع شده، که بصیرت و آگاهی امت مانع از آن شده است. انتظار می رود معاونت جدید قوه قضاییه در باز مهندسی سیستم مدیریتی کشور از آن رمز گشایی کرده و کارآمدی بیشتر جمهوری اسلامی را در اداره کشور به منصه ظهور برساند! 

آفرینش:روابط ایران و کویت و مولفه های دخیل

«روابط ایران و کویت و مولفه های دخیل»عنوان سرمقاله روزنامه آفرینش به قلم علی رمضانی است که در آن می‌خوانید؛روابط ایران و کویت در یک سال گذشته دچار تحولات و فراز و نشیب هایی بوده است. در این بین هر چند در یک سال گذشته با سفر مقامات دو کشور برخی از مشکلات حل شده و دامنه برخی از تنش ها کاهش یافته است، اما همچنان مسائل و مشکلاتی در روابط دو کشور باقی است. در این بین قبلا با سفر وزیر خارجه کشورمان به این کشور روابط رو به بهبود گذاشت، ولی به نظر می رسد عواملی چند در کویت همچنان بر طبل کاهش روابط با ایران می‌کوبند. در این راستا اگر به یک سال گذشته روابط دو کشور نگاه کنیم باید گفت گذشته از طرح مساله جاسوسی ایران در کویت مولفه ها و عواملی همچون شورای همکاری خلیج فارس و غرب در روابط ایران و کویت تاثیر گذار بوده است .

در این بین در همین مدت نیز ادعاها و طرح هایی همچون دخالت‌های ایران در امور داخلی کویت ، کشف یک شبکه جاسوسی (که کویت مدعی بود برای ایران علیه کویت فعالیت می‌کرده است ) روابط دیپلماتیک میان دو کشور را با چالش هایی مواجه کرده است . اخیرا نیز جدا از مشکلات دیگر کویت در اعتراض به آنچه خود بهره‌برداری یکجانبه ایران از حوزه‌های نفتی مشترک خود با ایران می‌نامد، کاردار ایران در کویت را فراخوانده و نامه‌ای اعتراض‌آمیز را وی تسلیم کرده است. کویتی ها معتقدند که چون مذاکرات دوجانبه در حوزه نفتی آرش در حال جریان است، ایران نمی‌تواند به تنهایی بهره‌برداری از این حوزه نفتی را آغاز کند . این امر در حالی بود که اخیر برخی از مقامات کشورمان اعلام کرده بودند که اگر کویت، پیشنهاد ایران برای تقسیم میدان نفتی آرش را نپذیرد، تهران خود به تنهایی به توسعه این میدان دست خواهد زد.

آنچه مشخص است در یک سال گذشته روابط ایران و کویت با چالشها و فراز و نشیب هایی روبرو بوده است .چالشهای که با توجه به نوع روابطه ایران با امریکا و اتحادیه اروپا و غرب از یک سو و همچنین نوع مناسبات ایران با کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس بر روابط دو جانبه تهران کویت تاثیرگذار بوده است و در واقع روابط کشورمان را به این کشور کوچک و شیخ نشین نفتی با تحولاتی نوین روبرو کرده است .

در این بین باید گفت بی شک هر چند روابط پیشین ایران و کویت بر اساس احترام متقابل و به رسمیت شناختن تمامیت ارضی دو کشور بدون هیچ ادعایی از سوی دو طرف و حفظ امنیت هر دو کشور پایه‌ریزی شده است اما به نظر میرسد که نوع تاثیر گذاری قدرتهای منطقه ای و بین المللی در روابط کویت و تهران نمود های آشکاری یافته است و در یک سال گذشته کویتی ها بر دامنه سیاست های ضد ایرانی خود افروده اند .

در این حال از یک سو باید دانست که اگر به مدیریت روابط دو کشور توجهی اساسی نشود بی شک دامنه روابط دو کشور می تواند چالشها و موانع بیشتری را ببیند و روابط تیره گردد. یعنی دامنه همکاریهای ضد ایرانی کویت با قدرتهایی نظیر عربستان امریکا و اتحادیه اروپا در موضوعاتی نظیر تحریم صدور نفت ایران ،تحریمهای یک جانبه و چند جانبه اقتصادی افزایش یابد . از سوی دیگر هم اگر به حل مشکلات امنیتی، اقتصادی ، نفتی و انرژی دوجانبه همچون اختلاف بر سر حوزه نفتی آرش توجهی اساسی نشود و مذاکراتی فشرده در این زمینه انجام نگیرد باید گفت کویت در واقع به سمت سیاست هایی ضد ایرانی تر و همراهی بیشتر با غرب و قدرت های عربی مخالف ایران حرکت خواهد کرد .

مردم سالاری:دولت و نهادهای مدنی

«دولت و نهادهای مدنی»عنوان سرمقاله روزنامه مردم سالاری به قلم حمیدرضا شکوهی است که در آن می‌خوانید؛نهادهای مدنی، نهادهایی هستند که زمینه لا زم برای نیل به توسعه همه جانبه درکشورها شامل توسعه سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی را فراهم می سازند. ویژگی اصلی نهادهای مدنی، غیردولتی بودن آنهاست; به طوری که هیچگونه وابستگی تشکیلا تی و مالی به حاکمیت و دولت ندارند. نهادهای مدنی را به طور معمول به دو دسته احزاب و انجمن های صنفی تقسیم می کنند وهرچقدر این نهادهای غیردولتی توسعه یابند نشانه ای از رشد مردم سالا ری و افزایش نقش مردم در شئون مختلف جامعه است.

در ایران نیز براساس اصل 26 قانون اساسی، فعالیت احزاب و انجمن های صنفی در چارچوب قانون، آزاد شناخته شده است. اما پرسش اینجاست که دولتمردان تا چه حد زمینه را برای فعالیت آزادانه و مثمرثمر نهادهای مدنی یا غیر دولتی شامل احزاب، مطبوعات، ان جی اوها و... فراهم ساخته اند؟ واقعیت آن است که پس از پایان دوره اصلا حات، فضا برای فعالیت نهادهای غیردولتی تنگ تر شده است. در دوره هشت ساله دولت اصلا حات گام های بلندی برداشته شد تا فضا برای فعالیت و اثرگذاری نهادهای مدنی باز شود.

حمایت هایی هم که در آن دوره از  نهادهای مدنی صورت می گرفت با هدف پویاتر شدن و بارورتر شدن این نهادها بود که پیش از آن فضای چندانی برای فعالیت پیدا نکرده بودند. اما در زمان دولت های نهم و دهم، نگاه متفاوتی به نهادهای غیردولتی شکل گرفت که اگرچه در ظاهر، فعالیت این نهادها را مثبت ارزیابی می کرد اما در عمل، موانع متعددی پیش روی این نهادهای غیردولتی ایجاد شده که در برخی مواقع آنها را از تداوم مسیر حرکت خود بازداشته است. موضوع تلا ش برای انحلا ل خانه سینما را به عنوان یک نهاد صنفی باید در همین چارچوب و در راستای محدودیت هایی که در گذشته برای سایر نهادهای مدنی ایجاد شده ارزیابی کرد.

طی سال های اخیر انجمن صنفی روزنامه نگاران هم تعطیل شد.کانون عالی شوراهای اسلا می کار هم  چنین سرنوشتی یافت. دفتر تحکیم وحدت به عنوان یک نهاد دانشجویی منتقد، اگر چه منحل نشد، اما از درون به نهادی حامی تبدیل شد تا اسمش بماند و ماهیتش عوض شود. کانون عالی کارفرمایی ایران هم با ایجاد نهادهای موازی با ماهیتی متفاوت در عمل به حاشیه رفت. وضعیت احزاب و مطبوعات- البته اگر منتقد باشند- هم که روشن است و... از این دست نمونه ها بسیار است.

تا زمانی که جایگاه نهادهای مدنی و غیردولتی به عنوان نهادهایی که نیل به هدف توسعه و دموکراسی را تسهیل می کنند به رسمیت شناخته نشود، نمی توان امیدوار بود که طرز نگاه دولت به این نهادها هم تغییر کند. گویا عده ای تصور می کنند هرچقدر تعداد و تنوع نهادهای مدنی شامل نهادهای صنفی و احزاب و مطبوعات و... کمتر باشد، در آرامش بیشتری می توان فعالیت کرد; غافل از آنکه این آرامش، سکوتی با حاصل ضعف است و نه آرامشی در جهت  افزایش قدرت.

شرق:اخراجی‌های 1و 2و 3

«اخراجی‌های 1و 2و 3»عنوان سرمقاله روزنامه شرق به قلم رضا منصوری است که در آن می‌خوانید؛
ایران در یک دوران‌گذار تاریخی است. سی‌واندی سال از انقلاب اسلامی می‌گذرد، صدواندی سال از انقلاب مشروطه می‌گذرد و حدود 800سال از دوران طلایی تمدن اسلامی و شروع انحطاط در کشورهای اسلامی. با تاسیس نظامیه‌ها در دوران سلجوقیان این دوران طلایی به‌سرآمد و تفکر و آزاداندیشی در تمدن اسلامی محدود شد.

فرآیند آزاداندیشی، که نمونه آن را مسلمانان در مکتب امام جعفرصادق(ع) تجربه کرده بودند و پس از تاسیس نهادهای علمی و آموزشی در دو قرن اول تمدن اسلامی شکوفایی خود را به‌ویژه در دوران بوییان در ایران نشان داده بود و ثمره آن فارابی و ابوریحان و ابن‌سینا و دیگران بودند، غیرمجاز شناخته شد و به تفکر در چارچوب قرائت سیاسی خاصی از شریعت محدود شد. و این شروع دوری از ملائک اخلاقی و رفتاری اسلام اولیه بود، که حاکمان ترک‌تبار و سپس مغولان نه تنها به ایران که به تمام کشورهای اسلامی تحمیل کردند.

پس از پنج قرن اولیه تمدن اسلامی، یعنی پس از دوران طلایی اسلام و به‌ویژه پس از حضور قدرتمند سلجوقیان، این خردمداری محدود به قرائت خاصی از شریعت شد و ثمره این تحدید خرد در چارچوب نظامیه‌ها را هم، که محمد غزالی اوج تجسم آن است، دیدیم: خشکاندن علم و نزول قطعی علم و خردمندی در تمام کشورهای اسلامی و نه فقط ایران. سلجوقیان با قوه قاهره سرزمین‌های وسیعی را اشغال و کنترل کردند، نیروی نظامی گسترده‌ای را به کار گرفتند و عمال خود را برای اداره کشور وسیع خود به کار گرفتند؛ کشور‌داری و امپراتوری عظیم خود را با تفکر مرکزی تا مدت‌ها ادامه دادند؛ اما ابتکار، تفکر و خردمداری را از مردم گرفتند تا اینکه جامعه از درون پوسید و خوارزمشاهیان و سپس مغول، ایران آن زمان را به نابودی کشاند که این وضعیت، جز در دوران کوتاه صفویه تا انتهای دوران قاجار ادامه پیدا کرد. خرد که تعطیل شد، دوران طلایی اسلامی جای خود را به دوران انحطاط داد. اگر ما مسلمانان امروز به گذشته خود افتخار می‌کنیم، این افتخارات متعلق به دوران طلایی اسلام قبل از سلجوقیان و قبل از تاسیس نظامیه‌هاست.

سلجوقیان شاید در شهرسازی و ایجاد یک قدرت نظامی گسترده موفق بودند، اما برای علم و خردگرایی، برای رشد جوهره انسانی، حرفی برای گفتن نداشتند؛ بوعلی و بیرونی متعلق به دوران دیگری هستند. ما کدام دوران را حاضریم دوران اسلامی بنامیم، بوییان را با عبدالرحمن صوفی و ابن‌سینا و بیرونی، یا سلجوقیان را با خشکاندن استعداد کشوری که قبل از آنها بزرگانی مانند بیرونی، فارابی و رازی را عرضه کرده بود؟ در این دوران‌گذار کنونی علم و دانشگاه در ایران درگیر چه تحولاتی است؟ دوران‌های‌گذار همراه‌اند با سلیقه‌های متفاوت، اندیشه‌ها و آموزه‌های متفاوت، رفتارها و تغییرهای گوناگون، تا اینکه سرانجام یک فرهنگ غالب به وجود بیاید، دوران‌گذار به‌سرآید و یک دوران توسعه‌یافتگی جدید ظاهر شود.

در این دوران‌گذار کنونی دانشگاه در ایران چه نقشی ایفا می‌کند؟ تعریف دانشگاه چیست؟ از دانشگاه مردم چه انتظاری دارند؟ ما دانشگاهیان خودمان را چگونه تعریف می‌کنیم؟ دانشگاه چه تغییراتی را از سر می‌گذراند؟ واقعیت این است که از دارالفنون و دانشگاه تهران تاکنون هیچ تعریف صریحی از دانشگاه در ایران ارایه نشده است‌.

 جز احساس نیاز به علت آشنایی با تمدن غرب و نیز دیدن پدیده دانشگاهی در غرب انگیزه دیگری باعث تاسیس دانشگاه‌های ما نشده است. در هیچ یک از اساسنامه‌های دانشگاهی، حتی فرهنگستان‌های ما، به خرد، به آزادی خرد و نیاز به خردمندی مدرن اشاره‌ای نشده است. در عمل هم جز تقلیدی ظاهری و تاسیس ساختمان، کتابخانه، یا آزمایشگاه در حد ابتدایی آن کاری عمیق‌تر انجام نداده‌ایم. هیچ سندی هم دیده نشده است که ما در 200سال گذشته به این مهم توجهی کرده باشیم، هشداری داده باشیم.

این واقعیت نافی این نیست که بعضی دانش‌پیشگان و دانشگران ما بسیار کوشیده‌اند و می‌کوشند که در اطراف خود جوی علمی متناسب با عصر جدید و شرایط کشور فراهم کنند؛ اما توجه داشته باشیم که رفتار غالب دانشگاهی ما متأثر از همان واقعیت تقلید و نبود انگیزه‌ای خردمندانه در تاسیس‌های دانشگاهی است.

در چند دهه اول انقلاب بسیار کوشش شد این نقیصه‌ها با وجود تلاطم‌های اجتماعی و فکری در سطح دانشگاه‌ها برطرف شود و ایران خفت انحطاط 800سال گذشته را در سطح علم و فناوری از خود بزداید. دستاوردهای کنونی علمی ایران نتیجه مجاهدت‌های دانشگران و فناوران بسیاری است که خود را برای این هدف زیبا در این سال‌ها بسیج کردند. مدیریت علمی ایران هم به مرور خود را با این مجاهدت‌ها هماهنگ کرد و ما شاهد رفع یا کاهش رفتارهای غیرعلمی در سطح دانشگاه و جامعه بودیم. متاسفانه برخی مدیران رشد بعضی شاخص‌های علمی کشور و نیز بعضی توانایی‌های فناورانه را با ظرافت لازم تعبیر نمی‌کنند: به نقش مجاهدت‌های چند ساله، به نقش روان‌شناختی سیاست‌های موثر این دوره در رشد علمی و به نقش و اهمیت درخشان بودن در سطح فرد، در سطح مدیریت و در سطح سیاست‌ها کمتر توجه می‌شود.

مثال‌های فراوانی داریم از رفتار ما دانشگاهیان، چه قبل از انقلاب و چه بعد از انقلاب که با اغلب اصول اخلاقی دانشگران دنیای معاصر یا مراکز آموزشی سنتی ما در حوزه‌ها سازگار نیست. کافی است به اطراف خودمان نگاه کنیم.

اما مقایسه موردی وضعیت رفتار فردی دانشگاهی در 30سال پیش و اکنون به وضوح رشد رفتاری ما را نشان می‌دهد. پس باید در عین اذعان به بد‌اخلاقی‌های موجود، رشد فضایل اخلاقی دانشگاهی در این 30سال را هم در نظر داشت. آنچه این روزها نگران‌کننده شده روند جدیدی است که حکایت از شدت گرفتن رفتارهای خلاف عرف علمی، نه در سطح فرد که در سطح مدیریت کلان علمی و دانشگاهی کشور دارد. کافی است به مصوبه اخیر اجلاس روسای دانشگاه‌ها در مهرماه مراجعه کنیم، یا به بیانیه مشابهی از مدیران آموزش‌وپرورش کشور در نیمه اول سال‌جاری، تا متوجه بشویم تا چه حد رفتارهای مدیریت علمی کشور نازل شده است که منجر به بیانیه‌های دور از شوون یک کشور اسلامی با انقلاب فرهنگی می‌شود. درحالی که انتظار این است رفتار مدیریت علمی نمونه اخلاق حرفه‌ای در علم باشد، نمونه‌ای باشد در به‌کارگیری واژگان فرهیخته آمیخته به ادب اسلامی، آمیخته به ادب فارسی.

دانشگاه‌های ما متاسفانه به لحاظ رفتاری، به جای اینکه اندیشه‌گاه بشوند، به سمت آموزشگاه‌های حزبی می‌روند که نه تنها سنخیتی با دوران طلایی اسلام و سنت مکتب امام جعفرصادق(ع) ندارد، که در مواردی، سیاست‌هایی سخت‌گیرانه‌تر از نظامیه‌ها در پیش گرفته‌اند. دیری نخواهد پایید که موتور علم کنونی ایران که در دهه‌های اول انقلاب روشن شد و اکنون شاهد اثرگذاری آن هستیم، کند خواهد شد. مدیران کنونی دانشگاهی کشور باید مسوولیت و عواقب این رفتارها و سیاست‌ها را بپذیرند. این سیاست‌ها همان اثری را خواهد داشت که نویسندگان مقاله واشنگتن‌پست می‌خواهند. مدیران عالی کشور به این همسانی توجه داشته باشند!

هیات علمی متعهد دانشگاه‌ها در شرایط کنونی، غیر از اینکه دعا کنند، می‌توانند نمونه‌هایی بشوند و نمونه‌هایی بسازند، به دور از رفتارهای خلاف عرف علمی، تا فانوس نجاتی باشند برای نسل آینده. شک نیست بخش دفاعی کشور، اولین بخشی از کشور خواهد بود که از نتیجه این رفتارها در سیاست دانشگاهی کشور متاثر خواهد شد و واکنش نشان خواهد داد. متخصصان متعهد و آینده‌نگر کشور خوب است به این توجه داشته باشند و با وجود تمام سختی‌های ممکن و پیش‌رو در بینش خود و کم‌‌رغبتی نسبت به همکاری‌های دفاعی تجدیدنظر کنند.

انجمن‌های علمی هم، که رشد آنها نمونه بارز رشد علم ایران و حرکت به سوی ایجاد اجتماع علمی به‌عنوان مهم‌ترین نماد پذیرش مفهوم نوین علم در ایران است، به نقش حرفه‌ای خود در این شرایط‌گذار توجه کنند و مکانی برای آرامش دانشگران و نمادی برای توسعه علمی بمانند. از بخش فرهنگی کشور نمی‌توان انتظار اعتراضی به این رفتارها داشت. بخش‌های دیگر اجرایی کشور هم گرفتارتر از این هستند که بتوانند به این موارد در امور آموزش عالی کشور توجه کنند! فراموش نکنیم وزیر اسبق علوم، دکتر هاشمی گلپایگانی، در اوایل دهه 70، فردوسی را اولین اخراجی از دانشگاه‌های ما اعلام کرد.

اکنون رییس دانشگاه صنعتی‌شریف در جلسه‌ای با حضور هیات علمی این دانشگاه در مهرماه دومین اخراجی را اینیشتین معرفی کرد. هیچ یک از این دو نفر بخت استخدام در دانشگاه‌های ما را نمی‌داشتند.اکنون منتظر ابن‌سینا به‌عنوان سومین اخراجی باشیم از دانشگاه‌های علوم‌پزشکی یا از دانشکده‌های فلسفه! مگر نوشته‌های هم‌او را بسیاری «الکفرالصریح» اعلام نکرده بودند؟ بله، کار مدیریت علم کشور ما به جایی رسیده است که نه تنها فردوسی و اینیشتین را استخدام نمی‌کند، که ابن‌سینا را هم نخواهد پذیرفت.

تهران امروز:در بدر و خیبریم

«در بدر و خیبریم»عنوان یادداشت روز روزنامه تهران امروز به قلم حسام‌الدین کاوه است که در آن می‌خوانید؛شرایط کنونی جهان و منطقه به‌گونه‌ای است که به تحولات سرعت و شتاب شگفت‌آوری بخشیده است. وضعیت ایران اسلامی نیز به گونه‌ای است که تحولات پرشتابی را به خود دیده است، پس از پیروزی انقلاب اسلامی و تحمیل جنگ هشت ساله به ایران از سوی عراق و مشوقان غربی‌اش ایران اسلامی دریافت که باید بیش از هر چیز به نیرو و توانمندی‌های داخلی خویش اتکا کند. در شرایط جنگ تحمیلی و دفاع مقدس ایران از

همه سو به‌ویژه آمریکا و کشورهای غربی مورد تحریم‌های سخت قرار گرفت. تجهیزات و تکنولوژی نظامی ایران نیز اکثرا غربی بود و بدین لحاظ در جریان دفاع مقدس برای تامین نیازهای دفاعی خود با مشکلات و سختی‌های فراوانی روبه‌رو بود. تنها راه برون‌رفت از چالش کمبودهای نظامی و اقتصادی، تولید فن‌آوری‌های صنعتی و نظامی بومی بود که با الطاف الهی و کوشش و تلاش شبانه‌روزی دانشمندان و صنعتگران کشور نظام جمهوری اسلامی اکنون به جایی رسیده است که قدرت برتر منطقه است. هم بدین‌روست که مقام معظم رهبری می‌فرمایند: «نظام اسلامی در شرایط شعب ابی‌طالب نیست بلکه در شرایط بدر و خیبر است.»

آنان که از تاریخ صدر اسلام آگاهی دارند می‌دانند که تمثیل حضرت آیت‌الله خامنه‌ای تا چه اندازه ظریف، دقیق و موشکافانه است. پیامبر اسلام و اندک مسلمانان مکه به مدت سه سال در شعب ابی‌طالب تحت محاصره اقتصادی بودند و مسلمانان شرایط بسیار سختی را تحمل کردند تا آنکه موریانه پیمان‌نامه محاصره اقتصادی را خورد و جز نام مبارک خداوند، چیزی بر روی آن باقی نماند و همین امر موجب شد تا محاصره اقتصادی شکسته شود و کید دشمن به خودش بازگردد.

اما بدر و خیبر دو پیروزی مهم مسلمانان در صدر اسلام به شمار می‌روند.در غزوه بدر که شمار مجاهدان مسلمان اندکی بیش از سیصد نفر بود در برابر نیروی یک هزار نفره به فرماندهی ابوسفیان قرار گرفت و شکست را به دشمن تحمیل کرد. این شکست کمر کفار قریش و مکه را شکست و چنان هراسی در دل آنان افکند که همواره بیم داشتند که مسلمانان بر آنان شبیخون بزنند.

در غزوه خیبر نیز یهودیان خیبر که قلعه‌های مستحکمی در اختیار داشتند با این گمان که دژهایشان تسخیرناپذیر است سر به جنگ و شورش برداشتند اما سپاه اسلام دژهای آنها را یکی پس از دیگری تسخیر کرد و دروازه مهم‌ترین دژ که خیبر بود، به دست توانای اسدالله الغالب علی بن ابی طالب (ع) کنده شد و فرمانده آنان نیز به تیغ ذوالفقار گرفتار آمد.

اینک که ملت مسلمان ایران منشور نظام جمهوری اسلامی را با خون خود نوشته‌اند، هراس در دل دشمن افکنده‌اند چرا که اوضاع و شرایط به سود ایران اسلامی و نظام جمهوری اسلامی ایران تغییر کرده است. به تعبیر رهبر معظم انقلاب این همه میسر نشده مگر با «صبر و بصیرت» که گم نکردن راه و پیروی از راهبر و ایستادگی قاطعانه و مقاومت جانانه معنای آن است. رهبر معظم انقلاب همچنین فرموده‌اند که انتخابات یکی از عرصه‌های نمایش حضور مردم در صحنه است و نیز تاکید کرده‌اند که: «حضور مردم در این انتخابات دشمن‌شکن خواهد بود.» بی‌تردید چنین است که رهبر عزیزمان فرموده‌اند چرا که همان‌گونه که پیش‌تر اشاره شد، منشور نظام جمهوری اسلامی ایران را ملت ایران با خون خود نوشته است و این خیال واهی دشمن است که خودفریبانه می‌پندارد می‌تواند میان نظام و ملت رشید ایران فاصله بیفکند. قطعا انتخابات آتی، نمایشی غرورانگیز و پرشور از حضور مردمی در صحنه و همراهی و پیروی از مقام ولایت خواهد بود.

ابتکار:همه راه‌ها به استانبول ختم می‌شود؟

«همه راه‌ها به استانبول ختم می‌شود؟»عنوان سرمقاله روزنامه ابتکار به قلم سید علی محقق است که در آن می‌خوانید؛یک‌سال از مذاکرات هسته‌ای استانبول در ژانویه 2011 گذشته است و در روزهای اخیر، بار دیگر زمزمه میانجی‌گری ترک‌ها در مسئله هسته‌ای ایران و میزبانی این کشور برای از سرگیری گفت‌وگوهای نمایندگان کشورهای 1+5 با تهران، به‌گوش‌می‌رسد.

در یک دهه اخیر، همواره روزهای پایانی و آغازین سال‌های میلادی و شمسی، روزهای پرترافیک دیپلماسی درخصوص اختلافات ایران و غرب، بر سر فعالیت‌های هسته‌ای بوده‌است. به سیاق این روند، این روزها نیز، از خاور دور و میانه تا باختر میانه و دورِ عالم، رایزنی‌هایی در جریان است که هرکدام به‌نوعی با این ماجرا مرتبط است.

آمریکایی‌ها در چین و ژاپن و بیخ گوش تهران، در کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس، مشغول رایزنی برای همراه‌کردن کشورهای آسیایی در تحریم ایران هستند؛ در مقابل رئیس‌جمهور کشورمان با همراهی کاروانی یکصدنفره، متشکل از ده‌ها دیپلمات، وزیر، دستیار و مشاور، راهی سرزمین قهوه و شکر و نفت و چپ‌گرایی در غرب دور شده‌است تا در یک‌قدمی کاخ سفید، این متحدان آمریکایی تهران را برای خنثی‌کردن تحریم‌ها همراه‌تر کنند. اهالی قاره سبز هم در اوج بحران یورو، با بیم و نگرانی در حال بررسی دستور کار نشست آخر ژانویه خود برای تحریم نفتی تهران هستند؛ آن‌ها که از یکی دو ماه گذشته، با توپ پر لندن و پاریس، علیه تهران موضع‌گیری کرده‌اند، اکنون فقط دو تیر دیگر در ترکش دارند.

اروپایی‌ها در نیمه راه اوج‌گیری تقابل با ایران متوجه شده‌اند، یا باید پیه عواقب غیر قابل پیش‌بینی تحریم نفت و بسته‌شدن تنگه هرمز را به تن اقتصاد خود و جهان بمالند و یا با امیدواری، به باز آزمودن تجربه ناموفق میزهای مذاکره پیشین و گفت‌وگوهای ژانویه روی آورند. ازاین‌رو همزمان 180درجه آن‌سوی گزینه تحریم، جبهه‌ای دیگر را گشوده‌ و با پیش‌انداختن کاترین اشتون و میانجی‌گری ترک‌ها، بار دیگر به سیاست کهنه چماق و هویج متوسل گردیده و حل دیپلماتیک اختلافات را خواستار شده‌اند. در هفته گذشته به‌همان میزان که زمزمه بسته‌شدن تنگه هرمز و قطع شیرهای نفت به روی چرخ‌های صنعت و اقتصاد جهان بالاگرفت، درِ باغِ گفت‌وگو باز و بازتر شد.


اگرچه تا همین دو هفته پیش، میان تهران و آنکارا به‌سختی شکراب بود، اما همسایه ترک، بار دیگر ناگهان در قامت یک میانجی تمام‌قد وارد ماجرا شد. آن‌ها که می‌دانند با اجرا‌شدن تحریم بانک مرکزی و نفت ایران ازسوی اروپایی‌ها و آمریکایی‌ها، ضربه غیر قابل جبرانی به اقتصاد شکوفای کشورشان وارد می‌شود، با سراسیمه‌گی آتش‌بیاری در معرکه سوریه و استقرار رادارهای سپر موشکی ناتو را موقتا به کناری نهاده و بار دیگر دست به دامان ادبیات دیپلماتیک و پیشینه مشترک تاریخی و ضرورت‌های حسن همجواری با ایران شده‌اند.

تحولات تازه باعث شد تا سران آنکارا در روزهای آغازین ژانویه، به‌سرعت از ورژن سیاست خارجی 2012 ترکیه رونمایی کنند؛ سیاستی که می‌خواهد هم دست خود را در دست شرق و غرب نگه‌دارد و هم از قِبَل گذاشتن دست شرق در دست غرب، منفعتی ببرد و یا از زیان بیشتر در منافع ملی خود پیشگیری کند.

ازاین‌رو همه چیز دست به دست هم داد تا ناگهان احمد داوداوغلو، دیپلمات مشهور ترک، با ادبیاتی اغواکننده و وساطت‌گر در تهران فرودآید و یک‌راست باب مذاکره و گفت‌وگو با همتای ایرانی خود و دبیر شورای عالی امنیت ملی را، برای کاهش تنش‌ها و دعوت به مذاکره با غرب، بازکند.

رئیس دستگاه دیپلماسی ترکیه که خود از اساتید برجسته روابط دیپلماتیک است، در سال‌های اخیر نشان داده که در چنین مواقعی، ماموریت خود را در دستگاه هیئت حاکمه ترکیه خوب بلد است.

اگرچه از فحوای اظهارات وزیر امور خارجه ترکیه در تهران، چنین برمی‌آید که ماموریت اصلی او برای سفر به تهران، آوردن پیام اروپایی‌ها و تلاش برای جوش‌خوردن دوباره مذاکرات هسته‌ای بوده‌است، اما خبرهای منتشره در روزهای اخیر نشان‌داده که این سفر، چندان هم بدون اطلاع و خواست آمریکایی‌ها انجام نشده‌است و آنکارا در ماموریت تازه خود، حتی بیش از آن‌که خود را با اروپایی‌ها همراه کند، متوجه نوع نگاه و مطالبه واشنگتن در این ماجرا بوده‌است.

به اعتقاد سیاستمدارانی مانند داود اوغلو، تا زمانی‌که ابزار گفت‌وگو در دست و پای منافع مشترک در میان باشد، در دهکده جهانی هیچ کوچه و خیابانی بن‌بست نخواهدبود و فقط باید کلید مناسب برای بازکردن درها و دروازه‌ها در دست داشت. این نوع نگاه به مناسبات و ابزار دیپلماسی، حاصل نوعی نگاه کلی‌تر به مقوله سیاست و کشورداری در سرزمین‌های خاص، به لحاظ جغرافیایی و تاریخی است. ترک‌ها به پشتوانه قرارگرفتن در پل ارتباطی اسلام و مسیحیت و میانه راه فرهنگ‌های شرق و غرب، تلخ و شیرین زیادی از تاریخ جنگ‌ها و گفت‌وگوها در سرزمینشان را تجربه کرده‌اند و چندسالی است که از این منظر بیش از پیش به جایگاه دیپلماسی و گفتمان بینابینی واقف شده‌اند. آن‌ها به‌خوبی می‌دانند که اگر بحث منافع ملی در میان باشد، می‌توان از هر دیوار و مانعی گذشت. می‌توان نقب زد، در و دروازه‌ای پیدا کرد و حتی قاعده بازی را عوض نمود، اما در هر حال نباید پشت دیوار توقف کرد.

سران ترکیه یادگرفته‌اند که چه‌طور می‌توانند از آن چنددرصد خاک اروپایی و همه تاریخ و فرهنگ و پیشینه اسلامی، آسیایی و تاریخ پرفراز و نشیب کشورشان از قسطنطنیه تا استانبول استفاده کنند.
امروز آن‌ها در اوج شکل‌گیری دور تازه‌ای از رقابت خاوری و باختری، درصددند به دنیا ثابت‌کنند که همه راه‌های حل اختلافات خاورمیانه به استانبول و آنکارا ختم می‌شود و یا دست کم، از این کشور می‌گذرد.

شاید از این‌رو است که در یکی دو ساله اخیر، هر تحول، اتفاق و اختلافی که در منطقه رخ می‌دهد، طرف‌های درگیر ماجرا از عرب، عجم، اروپایی و آمریکایی، برای یافتن راه حل چشم به حوالی دریای سیاه می‌دوزند.

اما پرسشی که مطرح می‌شود، این است که آیا راهبرد ترکیه کنونی در بلند‌مدت نیز سودمند است، یا این استراتژی صرفا به اقتضای شرایط و تحولات در این مقطع از تاریخ، کارایی داشته‌‌است؟ برای رسیدن به پاسخ این پرسش به‌طور طبیعی باید به انتظار آینده نشست...

دنیای اقتصاد:معمای بورس و ارز

«معمای بورس و ارز»عنوان سرمقاله روزنامه دنیای اقتصاد به قلم علیرضا کدیور است که در آن می‌خوانید؛پس از ابلاغ سیاست‌های کلی اصل 44 قانون اساسی و آغاز واگذاری سهام شرکت‌های دولتی و در پی ورود شرکت‌های تولیدکننده مواد خام به بورس در سال 85، در حال حاضر بیش از 40 درصد ارزش روز بورس تهران در اختیار شرکت‌های تولیدکننده مواد خام و مواد اولیه قرار دارد.

شرکت‌هایی که دو عامل قیمت‌های جهانی و نرخ ارز، تاثیر بسزایی در درآمد و سودآوری آنها ایفا می‌کند. حال سوالی که ذهن برخی از کارشناسان را به خود معطوف کرده این است که با وجود رشد بیش از 50 درصدی نرخ ارز آزاد از ابتدای سال‌جاری، چرا قیمت سهام این دسته از شرکت‌ها و به تبع آن شاخص بورس با رشد متناسب مواجه نشده است؟

برای دستیابی به چرایی این روند، بررسی روند تغییرات نرخ ارز و قیمت جهانی مواد خام در کنار یکدیگر تا حد زیادی می‌تواند راهگشا باشد. در وهله نخست بررسی روند تغییرات نرخ ارز آزاد در سال جاری نشان می‌دهد که این نرخ در پایان شهریورماه 90 نسبت به ابتدای امسال، تنها 14 درصد افزایش یافته بود. از سوی دیگر این رشد نرخ در شرایطی به وقوع پیوسته که در همین مدت قیمت جهانی برخی مواد خام از جمله فلزات اساسی با کاهش روبه‌رو شده است. به بیان دیگر افزایش نرخ ارز در نیمه نخست سال جاری با کاهش قیمت جهانی مواد خام تا حد زیادی خنثی شده است.

در همین حال باید توجه داشت که نیمه نخست سال جاری، تفاوت نرخ ارز دولتی و آزاد بسیار کمتر از ارقام فعلی بوده و تصور اینکه شرکت‌های صادرکننده مواد خام، ارز ناشی از فروش محصولات خود را به نرخ آزاد تسعیر کنند نیز نمی‌توانست تاثیر چندانی در افزایش سودآوری این‌گونه شرکت‌‌ها داشته باشد.

اما روند نرخ ارز در نیمه دوم سال جاری تاکنون به‌گونه دیگری بوده؛ به‌نحوی که طی یک‌ماه گذشته، نرخ ارز آزاد با جهشی 30 درصدی در مرز 17 هزار ریال در حال معامله است. در همین حال ثبات نسبی قیمت جهانی مواد خام در کنار افزایش فاصله نرخ ارز دولتی و آزاد این تحلیل را در میان فعالان بورس رقم زده که شرکت‌های صادرکننده مواد خام در صورت تسعیر ارز ناشی از فروش محصولات خود به نرخ بازار آزاد (حتی در سال 91) می‌توانند سودآوری بالایی را نصیب سهامداران خود کنند. تحلیلی که طی 5روز کاری گذشته افزایش 700واحدی (3 درصد) شاخص کل بورس را در پی داشته است.

به بیان دیگر برخلاف تصور برخی کارشناسان به نظر می‌رسد فعالان بازار با درک منطقی شرایط و در صورت ثبات نسبی قیمت‌های جهانی و به ویژه نرخ ارز، در حال تصحیح قیمت سهام شرکت‌ها در جهت صعودی هستند، هر چند دراین میان نباید از تاثیر رکود نسبی حاکم بر معاملات بازارهای موازی، به‌ویژه بازار آتی سکه به واسطه پیش‌فروش سکه توسط بانک مرکزی در رونق فعلی چشم‌پوشی کرد.

در نهایت اینکه هرچند سرمایه‌گذاران و فعالان بازار با تحلیل عوامل تاثیرگذار بر ارزش دارایی‌های مختلف از جمله سهام در کنار ریسک‌های حاکم بر آن اقدام به دادوستد آنها می‌کنند، اما ممکن است در برخی زمان‌ها با تاخیری اندک نسبت به تصحیح ارزش دارایی‌ها اقدام کنند؛ تاخیری که در حال حاضر با توجه به ریسک کاهش معنادار نرخ ارز بازار آزاد دیده نمی‌شود. 

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها