در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
بنابراین تیتراژ باید گویای این وضعیت باشد، یعنی باید ابتدا گذر زمان را بخوبی نشان بدهد تا مخاطب بداند قرار است در هر قسمت، فصلی از یک زندگی را به تماشا بنشیند. البته این مسالهای نیست که خاص این سریال باشد، چراکه در بسیاری از سریالهای دیگر ایرانی در این ژانر هم شاهد همین وضعیت هستیم، اما اینجا به دلیل شیوه ساختار تیتراژ، سعی میکنیم از این جنبه به تفسیر آن بپردازیم.
از طرف دیگر، تیتراژ باید فراز و نشیب و گرهها و گرهگشاییها را نمایش دهد. این که سریال و داستانش در حال تغییر است و قرار است در پایان این حرکت به مقصدی برسد.
همه این امور و خطوط داستانی در تیتراژ سریال شیدایی با یک ایده ساده و زیبا به نمایش گذاشته است؛ یعنی بنای تصویر خود را بر محور یک درخت گرفته که پیچکی از آن بالا رفته است و در ارتفاع درخت شروع به حرکت میکند. نمادهایی که بخوبی شرح وضعیت زندگی را میگویند و این حرکت همان حرکت داستان و زمان است که ذره ذره بالاتر میرود، اما اتفاقی که در این میان میافتد بسیار ایده را جذابتر میکند و آن هم این نکته است که فصلها طی این حرکت تغییر میکنند، ابتدا با حالتی بهاری و تابستانی شروع میشود و کمکم که بالاتر میرود، باران میگیرد و پس از آن برگها زرد و پاییزی میشوند، سپس برف میبارد و زمستان میشود و در آخر میبینیم دوباره بهار از راه میرسد که پایانبخش تیتراژ سریال است.
فونتی که برای عنوانبندی استفاده شده شکسته نستعلیق است، اما نه به صورتی که در بسیاری از سریالهای دیگر هم به همان صورت استفاده میشود. در این سریال سعی شده است بار زیباشناختی آن افزایش یابد. به همین دلیل از نقطههای سنجش اندازه قلم درشت کنار حروف آن استفاده شده است و در پایان کلمات، حالتی سیاهمشق گونه به خود گرفته است که در اجرای آن اصلا شلوغ به نظر نمیرسد و کاملا وحدت فرمی خود را حفظ کرده است.
نام سریال ابتدا ذکر میشود و پس از آن نام بازیگران به نمایش درمیآید. البته طبق الگویی که نام بازیگران افتخاری و مهمتر در پایان اسامی ذکر، در ادامه نام دستاندرکاران نوشته میشود و در پایان هم تهیهکننده و کارگردان قرار دارند.
موسیقی تیتراژ تمی آرام دارد و فلوتی که در آن نواخته میشود، سازبندی آن را لطیف میکند و رابطهای هارمونیک با تصاویر در حال نمایش برقرار میکند.
در پایان باید گفت تیتراژ سریال شیدایی یک نمونه بسیار خوب از ایده و فکر نسبتا نو بوده که با اجرایی مناسب و درخور همراه است و برای مخاطب سریال، سرآغاز چشمنوازی را به وجود میآورد.
حمیدرضا رفعتنژاد
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: