در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
شیدایی به جای وضعیت سفید
محمدرضا شفیعی از تهیهکنندگان با سابقه سازمان صداوسیماست که تاکنون تهیه مجموعهها و تلهفیلمهای مختلفی همچون جراحت، فاصلهها، خونبها، رستگاران و... را به عهده داشته است.
او میگوید: طی تصمیمی قرار شد این سریال پس از دهه اول محرم روی آنتن شبکه 3 سیما برود و جایگزین سریال «وضعیت سفید» شود.
تهیهکننده مجموعه تلویزیونی شیدایی درباره انتخاب بازیگران میگوید: در این سریال بازیگرانی چون امیر جعفری، آتنه فقیهنصیری، عطا عمرانی، گلاره عباسی، پرویز پورحسینی و اندیشه فولادوند ایفای نقش میکنند. خوشبختانه توانستیم بازیگرانی را که مد نظرمان بود، جذب کنیم. البته انتخاب بازیگران را آقای عسگرپور انجام داد و در بخشهایی هم من به ایشان مشورت دادم.
وی ادامه میدهد: داستان این سریال درباره پسری است که قلبش خوب نمیتپد و مرگش نزدیک است، پس وصیتی مینویسد تا یکی از عزیزانش مالک داراییاش شود، اما کمی بعد او شیدا میشود؛ موضوعی که زندگی او و دیگران را بشدت تحتتاثیر قرار میدهد.
شفیعی در پاسخ به اینکه ویژگی مجموعه شیدایی چیست، میگوید: شیدایی یک کار عاشقانه متفاوت در تلویزیون است که میتواند مخاطب را جذب کند. تا به حال مجموعهای که خط اصلی آن عشق بین دو زوج باشد در تلویزیون نداشتیم. معمولاً قسمتی از قصه سریالها به عشق مربوط بوده است، یعنی قسمتی از قصه بحثهای عاشقانه بوده اما مانند شیدایی نبوده است.
این تهیهکننده درباره زمان و نحوه پخش سریال میگوید: مدیران شبکه 3 درباره زمان پخش تصمیم گرفتند.
طاها شیدا میشود
سعید نعمتاله از فیلمنامهنویسانی است که خودش نیز سر صحنه حاضر میشود و به بازیگران کمک میکند تا قصه و شخصیتی را که قرار است بازی کنند، بدرستی درک کرده و به آن نزدیک شوند، چراکه معتقد است هیچکس به اندازه نویسنده متن نمیتواند موقعیت قصه و شخصیتهای آن را برای بازیگران تعریف و تبیین کند. این نویسنده تاکنون نگارش فیلمنامههای مختلفی چون سریال روز بعد از خوشبختی، رستگاران، جراحت، زیرهشت و... فیلم حوالی اتوبان را به عهده داشته است.
سعید نعمتاله درباره داستان سریال شیدایی میگوید: داستان شیدایی درباره پسری است که قلبش بیمار است و وصیتی مینویسد، کمی میگذرد، شیدا میشود، خونش تازه میشود، شبش روز میشود، پس وصال، هدف میشود، بیخبر از اینکه دستی آلوده، تیری به این هدف نشانه گرفته است... و بقیه داستان را خواهید دید.
نویسنده فیلمنامه سریال در پاسخ به اینکه بازیگر چقدر در نگارش فیلمنامه موثر است، توضیح میدهد: در نگارش هر فیلمنامه عجلهای برای به پایان رساندن آن ندارم، بلکه خوب روی آن فکر میکنم و فیلمنامه و شخصیتها را پرورش میدهم و در طول نگارش به بازیگری فکر نمیکنم و سعی میکنم شخصیت را به عمل آورم. زمانی که نویسنده به یک بازیگر اتکا کند ممکن است بازیگر سر فیلمبرداری بنا به دلایلی نیاید. پس بهتر است روی فیلمنامه و شخصیتها کار کند و شخصیتی قوی را پرورش بدهد که اگر هر بازیگر سر کار آمد به عنوان یک چهره بتواند مطابق با آنچه نوشته شده است به دیگران معرفی شود، اما هنگام فیلمبرداری که دیگر بازیگر حضور دارد و با خود قابلیتهایی را به همراه میآورد، با توجه به تواناییاش فیلمنامه را ارتقا میدهم، اما در مجموعه شیدایی همانها که نگارش شده بود، اجرا شد.
نعمتاله درباره برقراری ارتباط مجموعه شیدایی با مخاطب میگوید: به نظرم قصه قدرت برقراری ارتباط با مخاطب را دارد و تمام عوامل نیز تلاش کردند این کار به بهترین شکل انجام گیرد. امیدوارم مخاطب هم از این مجموعه راضی باشد و از اینکه وقت میگذارد و آن را تماشا میکند، احساس لذت کند.
وی درباره حضورش به عنوان فیلمنامهنویس سر صحنه فیلمبرداری میگوید: علتش این است که معتقدم هیچکس به اندازه نویسندهای که متن را نوشته است نمیتواند شخصیت و قصه را برای بازیگر تعریف و آنالیز کند. من حس و حالم را به بازیگر میگویم، با کارگردان تعامل دارم، لحن دیالوگها را روتوش میکنم، حضور نویسنده سر صحنه مزیت بزرگی است، اما معایبی هم دارد و گاهی نویسنده را دچار حاشیه میکند. مثلا بازیگری دوست دارد نقشش در سریال بیشتر باشد و مسائلی از این دست که باعث میشود به نویسنده فشار بیاورند، البته من در این سریال با چنین مسالهای مواجه نشدم. خیلی از فیلمنامهنویسها به همین دلیل سر صحنه حاضر نمیشوند که انتقادها و پیشنهادهای بازیگر و کارگردان را نشنوند. من همیشه به بازیگران میگویم نقش مال شماست و هر جایی که احساس میکنید چیزی باید به آن اضافه یا کم شود، بگویید.
یک کار عاشقانه متفاوت
مریم بوبانی از جمله بازیگرانی است که با تمام وجود با نقشهایش بازی میکند، برای همین هم مخاطب خیلی راحت با او ارتباط برقرار میکند. او اکنون بعد از سریال ستایش و نقش عمه ملوک، در مجموعه شیدایی ایفای نقش میکند.
وی درباره حضورش در این مجموعه میگوید: از طرف سعید نعمتاله برای بازی در این سریال دعوت شدم. ایشان به من گفتند نقشی در این کار دارم که دوست دارم شما آن را بازی کنید. من هم پس از اصرار ایشان خواستم فیلمنامه را بخوانم و پس از مطالعه فیلمنامه کار را پذیرفتم. نقش مادر لیلا را بازی کردم و واقعا هم از این نقش خوشم آمده بود.
بوبانی میافزاید: مجموعه شیدایی یک کار عاشقانه متفاوت است. بارها در مجموعههای تلویزیونی دیده شده که قسمتی از قصه سمت و سوی عاشقانه میگیرد، اما به این صورت که در مجموعه شیدایی دیده میشود، نبوده است. به همین دلیل احساس میکنم با این سمت و سوی جدید بتواند جای خود را میان مخاطبان باز کند.
بازیگر مجموعه شیدایی در پاسخ به اینکه آیا هنگام بازی اثرات عمه ملوک در شما بود یا خیر، میگوید: معمولا بازیگر باید به گونهای بازی کند که نقش نتواند در او اثر بگذارد وگرنه خلاقیت خود را از دست میدهد. بنابراین هر نقشی که بازی میکنم پروندهاش برای همیشه در ذهنم بسته میشود، اما در حین بازی با آن نقش زندگی میکنم.
نقش من کنار آقای باقریان 2 نقش مکمل یکدیگر است. این زن و شوهر بسیار همعقیده و همسو هستند و به همین دلیل بسیاری از عکسالعملهایشان به هم نزدیک است. من این نقش را دوست داشتم و با اینکه نسبت به کارهای قبلیام کمرنگتر بود، اما به دلیل پختگی قصه، بازی در این نقش را پذیرفتم.
وی درباره اهمیت کمرنگ و پررنگ بودن نقش برای بازی بیان میکند: طبیعتا هر بازیگری به نقش پررنگ علاقه بیشتری دارد. من هم همینطور. به نقشهایی که پررنگتر است بیشتر علاقه دارم. مهمترین مسالهای که هنگام بازی به آن توجه میکنم این است که بتوانم به نقش نزدیک شوم و در ذهن مخاطب جا پیدا کنم.
بازیگر این مجموعه درباره حضور بازیگران نوپا در مجموعه شیدایی میگوید: اگر بازیگری با واسطه و بدون هیچ توانایی وارد عرصه هنر شود، یقینا هنگام تولید یک مجموعه به کار لطمه وارد میشود، اما بعضی بازیگران مانند آقای عمرانی خودشان دارای استعداد بازیگری هستند و بخوبی از عهده نقش برمیآیند. هنگام مقابله با چنین بازیگرانی نه تنها احساس ناراحتی نمیکنم بلکه، تجربیاتم را نیز در اختیارشان قرار میدهم تا آنها بتوانند استعدادهایشان را پرورش دهند.
لیلا شخصیت پیچیدهای دارد
گلاره عباسی، بازیگر نقش لیلا (خانم دکتر) در مجموعه شیدایی است. او بازی در سریالهایی چون، کتابفروشی هدهد، همه بچههای من، در چشم باد و نون و ریحون و... را در کارنامه کاری خود دارد.
عباسی حضورش در این مجموعه را اینگونه توضیح میدهد: از طرف عسگرپور برای بازی در این سریال دعوت شدم و پس از مطالعه فیلمنامه پذیرفتم نقش لیلا را بازی کردم.
فیلمنامه آقای نعمتاله بسیار منسجم و دقیق بود. پرداختهای بسیار خوب روی شخصیتها شکل گرفته بود، قصه ریتم بسیار سریع و جذابی داشت، همه این عوامل کنار هم موجب شد این پیشنهاد را بپذیرم.
عباسی درباره نقش لیلا میگوید: مانند لیلا را در بین اطرافیان بسیار زیاد دیده بودم و هنگام بازی هر ویژگی لیلا را از یکی از اطرافیانم برداشت میکردم. لیلا شخصیتی است که مابهازای بیرونی آن بسیار است و او مانند همه دخترهای این سن و سال به دنبال پیدا کردن یک زندگی آرام و بدون دغدغه است.
بازیگر نقش لیلا ادامه میدهد: همیشه سعی میکنم نقشی را که باید بازی کنم باورپذیر باشد و اثری را خلق کنم که در عین نوآوری بتواند با مخاطب همذاتپنداری کند.
وی نقش خانم دکتر را نسبت به سایر بازیهایش متفاوت میداند و بیان میکند: لیلا نسبت به نقشهای دیگری که تا به حال بازی کردهام به دلیل پیچیدگیهای زندگیاش متفاوت است. در مجموعه شیدایی مخاطب با چند فصل از زندگی لیلا روبهرو میشود. به طور کلی لیلا در مجموعه، تکراری و کلیشهای نیست، چون هر بار با قضایایی که برایش پیش میآید مخاطب را با خود همراه میکند.
هنگام کار در این مجموعه سعی کردیم یک کار به دور از عجله و باحوصله بسازیم تا دلخواه مخاطب تولید شود. به نظرم قصه شیدایی میتواند با مخاطب ارتباط برقرار کند.
بازیگر نقش لیلا در پاسخ به این که آیا لیلا در این رابطه عاشقی شکست میخورد یا خیر میگوید: قصه تازه اوایل راه است. کمی جلوتر برود خواهید دید مسائل دیگری بجز عاشقی، زندگی لیلا را تحتتاثیر قرار میدهد و عاشقی فقط جزئی از زندگی اوست.
ارتباط موثر با مخاطب
عطا عمرانی، بازیگر تازه به میدان آمدهای است که با بازی در این مجموعه نخستین تجربه حضور مقابل دوربین را داشته است.
وی میگوید: هر کاری وقتی برای اولین بار انجام داده شود به دنبال خود پیامدهای مثبت و منفی بههمراه دارد.
حضور مقابل دوربین نیز همینگونه است، اما گروه مجموعه شیدایی با این که حرفهای بودند خیلی به من کمک کردند، چه هنگام سکانس و چه قبل و بعد از سکانس که من اصلا احساس غریبی یا کاستی نداشتم. در ضمن خودم فردی بسیار پرکار هستم و سعی میکردم نکات مهم در بازی دوستان را بخوبی دریافت کنم.
بازیگر نقش طاها درباره نقشش میافزاید: قصه اول راه است. برای طاها اتفاقاتی میافتد که در حال حاضر نمیتوانم بیان کنم. بهتر است با قصه همراه باشید، اما قصه داستان به واسطه این که آقای نعمتاله آن را نوشته است بدون نقص است و جاذبههای خاص خود را دارد. این کار عاشقانه با رعایت تمام کلیشههایش به نظرم میتواند با مخاطب ارتباط برقرار کند.
عمرانی در پاسخ به این که آیا به نظر خودتان این مجموعه کلیشهای است، بیان میکند: قصه کلیشهای نیست، اما بعضی ریزهکاریها در قصه وجود دارد که بناچار باید کلیشه میشد وگرنه جذابیت قصه از بین میرفت.
پروانه حسینزاده
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: