در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
شعری که خواندید «گورستان» نام دارد، روایتی از نگاه شاعری به گورستانی در شب. شاید نخستین تصویری که هر کسی از گورستانی در شب دارد، تصویری هولناک و ترساننده باشد، اما در اینجا با این گونه تصاویر و فضاهای ترسآور روبهرو نیستیم. نه هوهوی بادی و نه صدای میخکوبکننده شاخهای، هیچ صدای بیرونی در شعر شنیده نمیشود بلکه با تکگویی شاعر در تصویر کردن آن چیزی روبهروییم که در گورستان شبانه دیده است. اتفاقا شاعر وقتی به گورستان رسیده، به جای تاریکی، با روشنایی روبهرو شده است. نور ماه همه جا را روشن کرده و در سایه همین روشنایی است که درک لحظه شعر اتفاق افتاده است.
یک بار دیگر شعر را بخوانید. به راستی چه نکته خلاف آمد و آشنایی زدایانهای در این تصویر و حرف شاعر میبینید؟ هیچ! شاید بگویید این نکته که در گورستان کسی بیدار نیست، امری بدیهی است و احتیاجی به گورستان رفتن ندارد. اتفاقا حسی که شعر منتقل میکند در همین جاست. در اینجا با منطقی در متن روبهرو شدهایم که در آن ممکن است کسی هنوز در گورستان بیدار باشد و فهم بیدارنبودن کسی در گورستان، شگفتآور است و نه برعکس. این منطق جاری در شعر است که آن را شگفتآور میکند. شاعر به دنبال این است که در گورستان با زندگان و بیداران روبهرو شود.
درک مرگ به عنوان حقیقتی هولناک و قاطع نیاز به حکمتی دارد که تنها در حالتی شهودی و خاص به انسان اعطا میشود و شعر گورستان تصویری از این شهود است. نور ماه به عنوان عامل روشناییبخش و تصویری از فضایی روشن در دل تاریکیها برای رسیدن به این درک نیاز بوده است. نور ماه تابیده است تا شاعر/ راوی بتواند سنگ گورها را بخواند. برای درک مرگ دیگران (خواب دیگران) نیاز به این بوده است که علاوه بر آن روشنایی، راوی شعر نیز حرکتی آگاهانه انجام دهد و این حرکت خواندن سنگ گورها بوده است. سوال اینجاست که چرا خواندن؟ چرا تماشای گورها برای رسیدن به این درک کافی نبوده است؟ شاید بشود گفت خواندن عملی است که مفهوم آگاهی را نیز به مخاطب القا میکند.
سوال دیگر این است که چرا شاعر از کلمه سنگ استفاده کرده است؟ به نظر میرسد در اینجا نیز سردی و سنگینی واژه سنگ توانسته است به القای حس شاعر کمک کند. شاعر به جای داخل کردن قضاوت خود نسبت به آن لحظه، از واژگان و ظرفیت حسی آنها کمک گرفته است به همین دلیل در تمام متن با دخالت سوگیرانه راوی روبهرو نیستیم و در عین حال حرف او را درک میکنیم. تا زمانی که نور ماه (روشنایی شهود) و خواندن (آگاهی توأم با اختیار و تلاش) در کار نباشد، نمیتوان به درک حقیقت مرگ نائل آمد و تا زمانی که این اتفاق نیفتد، فهم ما از مرگ کامل نیست.
آرش شفاعی / جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: