دراجها زندگی لابهلای درختچههای گز و پرسه زدن در حاشیه مزارع و رودخانهها و نیزارها را دوست دارند؛ مردم خوزستان هم این را فهمیدهاند. آنها دراجها را شکار میکنند و روزی که مهمان دارند، با گوشت دراج ضیافتی میدهند تا طعم شبیه قرقاولشان، کام مهمانها را شیرین کند؛ به دراج در خوزستان به چشم یک وعده غذای مجانی نگاه میشود که برای به دست آوردنش فقط باید یک تفنگ داشت و چند گلوله شلیک کرد.
در هفت تپه اما اوضاع از همهجا وخیمتر است. آنجا که مزارع نیشکر، دراجها را استتار میکنند و به آنها برای ادامه زندگی قوت قلب میدهند، اما خوزستانیها و شکارچیانی که از سراسر کشور به آنجا میروند، این موضوع را هم خوب فهمیدهاند.
دراج پرندهای حفاظت شده است و شکار آن ممنوع. شکارچیان این را خوب میدانند، اما دراجخوری ولعی سیریناپذیر است که حتی سختی گشت و گذار لابهلای مزارع نیشکر را برای شکارچیان آسان میکند.
آنهایی که از این منطقه بازدید کردهاند، گزارش میدهند این شکارچیان که میدانند محیطبانان مسوول حفاظت از پرندهها هر روز در این مناطق گشتزنی میکنند، نزدیک شدن محیطبانها را با تلفن همراه به هم خبر میدهند یعنی مسوولان حفاظت که میآیند تفنگها و شکارچیان مخفی میشوند و محیطبانها که میروند گلولهها بارها و بارها شلیک میشوند.
این البته راه و رسم شکار غیرمجاز است، یک شکارچی اگر میخواهد به دست محیطبانان نیفتد باید تا این حد احتیاط کند، اما مشکل این است که چرا شکارچیان هر چه زمان میگذرد، جسورتر میشوند؟ به قانون و مجازاتهایش که نمیتوان دل خوش کرد چون 2 سال پیش 3 شکارچی غیر مجاز که 18 دراج را شکار کرده بودند و توسط محیطبانان دستگیر شدند و در نهایت به مراجع قضایی سپرده شدند، فقط 2 میلیون و 800 هزار تومان جریمه شدند. البته جریمه اگر بیشتر از اینها هم باشد، نمیتواند جلوی شکارچیان غیرمجاز را که از هر روزنهای وارد میشوند، بگیرد. برای همین اگر قرار است دراجهای خوزستان از قتل عام نجات یابند، باید ضمن تقویت حلقههای حفاظتی، آموزشهای زیستمحیطی را هم گسترش دهیم تا دیگر مردم به پرندهها نه به چشم یک وعده غذای مجانی که به چشم یک ثروت ملی نگاه کنند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم