دانشگاهها در چنین ساختاری فقط وظیفه بنیانی توسعه فرهنگ علمی و تقویت طبقه نخبه را بر عهده ندارند و بر اساس یک نقشه راه ـ که توسط نخبگان درجه اول در هر موضوع تهیه شده است ـ پروژههای پژوهشی متعددی را پیشنهاد یا دریافت میکنند و نقشی مستقیم و به روز در سازندگی و توسعه کشور متبوعشان دارند.
در این میان، چه بسا ایدههای خلاقانه بسیاری که مشتریان پروپا قرصی در سایر کشورهای دنیا دارند ولی فقط به دلیل اینکه در راستای اهداف راهبردی در سطح کلان ملی و در سطح سازمان و تخصص مربوطه در کشور خود قرار نمیگیرند، مورد حمایت نخواهند بود. به این ترتیب و با سوق دادن امکانات و بودجه به سوی نیازهای اساسی و ملی کشور، توان پژوهشی و فناوری آن کشور در جهت اهداف مزبور جهتدهی میشوند. یک نکته کلیدی در این موضوع اهمیت فرآیند تحقیق و توسعه در بخش خصوصی و بخش صنعت دولتی در کشور ماست. معمولا به دلیل ضعیف بودن این بخش از نظر فهم و درک علمی، امکان جذب توان تحقیقاتی کشور در کاربرد و صنعت - و به طور کلی در جامعه ـ بسیار پایین است. اما این موضوع مسالهای کلیدی در توسعه دانشگاه پژوهشمحور و کارآفرین در ایران است.
بر اساس آنچه در برنامههای توسعه هر کشور آمده است و بر مبنای آنچه که به عنوان عرف استاندارد علمی در دنیای علم شناخته میشود، میتوان بر کیفیت دستاوردهای پژوهشی نظارت داشت. آنچه امروزه در مورد الزام اعضای هیات علمی در انتشار مقاله در مجلههای نمایه شده ـ مقالاتی که در فهرست موسسه خصوصی ISI مطرح هستند - وجود دارد، شاید تا حد زیادی نمایانگر نابسامانی در تعیین هدف پژوهش، عدم وجود نقشه راه برای پژوهش و عدم اعتماد - بعضا واقعی - به نحوه نظارت و کنترل کیفیت کارهای پژوهشی است.
برخی استادان، این استانداردخواهی و تلاش برای انتشار مقالهها در مجلات نمایهشده بینالمللی و همچنین اعلام سالانه آنها از سوی وزارت علوم و بعضی دانشگاههای کشور را به عنوان شرکت در مسابقه چاپ مقاله دانستهاند و معتقدند این موضوع به توهم توسعه علمی کشور دامن میزند؛ به خصوص این که مدیران و مردم اثری از این رشد را در زندگی روزمره نمیبینند. البته این موضوع را اگر از دریچه پنهان کردن مشکلات در پشت انتشار مقالات نمایه شده ببینیم، باید حق را به این گروه از استادان داد.
از سوی دیگر، گروهی دیگر از استادان معتقدند بعضی از اعضای هیات علمی که به دلیل مشغله زیاد - یا خدای ناکرده عدم توانایی!- امکان چنین کاری نمییابند، با انتقاد از الزام به انتشار مقاله نمایه شده و روند موجود میخواهند این کار را به چالش بکشند و به اصطلاح بازی را به هم زنند تا امکان ارتقای خود را بدون انتشار مقاله امکانپذیر کنند.
مشکل مقالات ISI کجاست؟
1-
انتشار مقاله، حاصل پژوهش است و نه اصل آن. فرآیند پژوهش نیز شامل دانشگاه، عضو هیات علمی و دانشجو است. در واقع اگر این فرآیند فقط به دانشجو ختم شود (یعنی تنها فشار به دانشجویان دکتری بیاید) یا دانشگاه نقشه راه پژوهشی نداشته باشد ولی از استادان و دانشجو درخواست دستاورد مقاله پژوهشی کند، روندی معیوب طی میشود.2ـ پژوهش علمی باید براساس هدفی مشخص انجام شود. این موضوع هنگامی جواب مناسب خواهد داد که استانداردهای علمی بینالمللی نیز در انجام پژوهش رعایت شوند. بررسی مدلهای موجود و شناخت صحیح شرایطی که در آن هستیم و برنامهریزی واقعگرایانه برای دستیابی به هدف، مطابق آخرین تجربیات جهانی، کمک بسیاری به نزدیک شدن به چنین وضع ایدهآلی خواهد داشت.
3ـ موضوع پژوهش، هدف و اهمیت دستاوردهای آن را باید طی یک روند سنجید و نه فقط در پایان کار و براساس انتشار مقاله.
4ـ مقاله منتشر کردن در مجلات نمایه شده بینالمللی را نباید نه بهتنهایی نشانهای از پیشرفت دانست یا به عنوان تلاش پژوهشگر برای انتشار مقاله بدون توجه به هدفهای پژوهشی ملی قلمداد کرد. هیچیک از این دو حالت نمیتواند نشاندهنده کل موضوع باشد. گرچه هریک از 2 حالت فوق مصداقهایی در دانشگاهها و پژوهشگاههای ما دارند.
5ـ کیفیت کار پژوهشی را میبایست براساس استانداردها و عرف شناخته شده سنجید.
6ـ باید بدانیم از پژوهش در هر موضوع چه انتظاری داریم. در آن صورت میتوانیم توقعات خود را سامان دهیم و در عین حال به توسعه علمی برسیم.
7ـ باید کیفیت کار استاد یا دانشجو را به صورتهای مختلف بسنجیم. اگر کسی صلاحیت نداشت، چه دلیلی دارد که قبای علم و دانش را به تن کند.
دکتر مهدی زارع / دانشیار مهندسی زلزلهشناسی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم