خارطوم در انتظار ناآرامی‌های جدید

اولین خیزش مردمی ‌علیه یک دیکتاتور نظامی‌ در جهان عرب به 47 سال پیش در 21 اکتبر 1964 و کشور سودان بر می‌گردد که در آن ده‌ها هزار نفر از پزشکان، حقوقدانان، دانشجویان و کارگران روزهای متمادی در خیابان‌های خارطوم دست به راهپیمایی زدند و با رویارویی شجاعانه باباتوم و گلوله پلیس، بالاخره ژنرال ابراهیم عبود را وادار به انتقال قدرت به غیرنظامیان کردند.
کد خبر: ۴۴۶۹۱۶

معمولا همه ساله انقلاب اکتبر در سودان گرامی‌ داشته می‌شود، اما ماه گذشته برای اولین بار هیچ مراسمی ‌در این روز برگزار نشد. عمر حسن‌البشیر، رهبر نظامی‌ که 22 سال است قدرت را در اختیار دارد، تمامی‌ برنامه‌ها برای مراسم سالگرد را به دلایلی که چندان هم عجیب نیست ممنوع کرد. انقلاب‌های عربی تاکنون 3 دیکتاتور شمال آفریقا را که 2 نفر از آنها نظامی‌ بوده‌اند، سرنگون کرده است. اکنون به نظر می‌رسد سودان با قمار خطرناک حسن‌البشیر در اعطای استقلال به جنوبی‌ها در اواخر جولای و آن هم به طور صلح‌آمیز و از دست رفتن 75 در صد منابع نفتی کشور، کاندیدای بعدی قرار گرفتن در جایگاه تونس، مصر، لیبی و یمن است.

سودانی‌های شمالی هنوز در شوک تشکیل کشور جدید هستند و بشیر رابرای محاسبه غلط در مورد نیات جنوب و عدم تمهیدات لازم برای بحران اقتصادی پیشاروی سرزنش می‌کنند. به‌رغم سرکوب دانشجویان معترض در اوایل امسال، هنوز به طرز عجیبی همه چیز تحت کنترل ژنرال‌ است، اما وجود تعداد زیادی از احزاب مخالف، جنبش‌های جوانان و تحرکات 3 گروه شورشی مسلح که خواهان سرنگونی البشیر هستند، می‌تواند بسرعت همه چیز را تغییر دهد. دلایل موجهی برای هراس ار آغاز توفان در سودان وجود دارد، چرا که این کشور مهیای فرورفتن در یک خشونت فوق‌العاده و نزاع بر سر قدرت است که احتمالا می‌تواند منتهی به یک جنگ داخلی و فروپاشی سودان شمالی شود. سودانی‌ها و تحلیلگران خارجی در مقام مقایسه، آشوب‌های طولانی مدت و خونین نظیر آنچه در لیبی و مناطق تجزیه‌شده سومالی اتفاق افتاد، برای این کشور قابل تصور می‌دانند و فرصت برای اعتراضاتی شبیه میدان‌ التحریر قاهره دیگر وجود نخواهد داشت.

وجود همین نگرانی‌ها سبب شد که دولت اوباما طرح خیالپردازانه «تشکیل 2 کشور و در صلح با یکدیگر» را ارائه کند. همزمان با ارائه این طرح، حامیان آمریکایی شورشیان جنوب و طرفداران پروژه «پایان دادن به نسل‌کشی و جنایت علیه بشریت» در واشنگتن بر فشارها برای تغییر رژیم در سودان به طریق صلح‌آمیز یا طرق دیگر افزوده‌اند.

نگرانی اصلی ایالات متحده این است که تجدید درگیری‌ها میان شمال و جنوب سودان می‌تواند باعث به‌وجود آمدن 2 کشور شکست‌خورده و ناتوان و ارسال امواج بی‌ثباتی به همسایگان عرب و آفریقایی آنها شود. آمریکا بویژه نگران اتیوپی متحد نزدیک خود است که در حال حاضر تسهیلات لازم و مجوز استفاده از پایگاه هواپیماهای بدون سرنشین برای نبرد با شورشیان در سومالی را در اختیار واشنگتن قرار داده است.

دولت اوباما و طرفدارانش بر این باورند که ارتش سودان در مناطق جنگی نظیر ایالت‌های کردوفان و نیل آبی در شمال سودان که در آنها چریک‌های وفادار به ارتش آزادیبخش مردمی‌ سودان جنوبی درخواست دولت برای زمین گذاشتن سلاح را رد کرده‌اند، حقوق‌بشر را نقض کرده است. این چریک‌ها خواهان پایان یافتن ممنوعیت انتقال کمک‌های بشردوستانه به پناهندگان جنگ از سوی دولت البشیر هستند. به این موارد نیز 8 سال ناآرامی‌های مرزی در دارفور که رفتار وحشیانه ارتش منجر به متهم‌شدن البشیر به جنایت علیه بشریت و نسل‌کشی بیش از 300 هزار نفر به دلیل بیماری و خشونت را باید اضافه کرد. البشیر تنها توانسته است با یکی از گروه‌های شورشی در دارفور به توافق صلح برسد و بنا بر گزارش‌های رسیده «جنبش عدالت و برابری» با دستیابی به تسلیحات غارت شده از دپوهای نظامی‌ در لیبی آماده جنگ دیگری با دولت مرکزی است. در 12 نوامبر چریک‌های در حال نبرد در کردوفان جنوبی و نیل آبی با ملحق شدن به جنبش برابری و عدالت خواهان سازماندهی «جناح انقلاب سودان» برای برگزاری تظاهرات در خارطوم و سرنگونی البشیر شدند. از زمان جدایی سودان جنوبی در جولای، عمرالبشیر همواره تلاش کرده است با حفظ خود از دشمنان داخلی و خارجی‌اش و از طریق اغوای احزاب مخالف برای تشکیل آنچه او آن را «دولت فراگیر» می‌نامد و با اولویت تدوین یک قانون اساسی جدید بر ماهیت اسلامی‌ ـ عربی رژیم‌ خود مهر تایید بزند. با این همه تاکنون هیچ‌کس به در خواست البشیر پاسخ مثبت نداده و در واقع مخالفان او بیشتر با یکدیگر متحد شده‌اند.

تاکنون جرقه برخی اعتراضات در محلات شهر خارطوم به دلیل افزایش قیمت مواد غذایی، قطع گاه و بیگاه آب و برق و کاهش خدمات دولتی زده‌شده و درگیری‌هایی میان دانشجویان موافق و مخالف دولت در بسیاری از مناطق اتفاق افتاده است.

شرایط دشوار و مشابهی نظیر مناقشات لاینحل، تورم فزاینده و بحران مالی که اوضاع کشور را قبل از خیزش‌های مردمی‌ در سال 1985 دچار بحران کرد و باعث سقوط دولت ‌شد، اکنون بار دیگر بر سودان حکفرما شده است.

از نظر اقتصادی نیز سودان شمالی در تنگناهای دشواری گرفتار آمده است. استقلال سودان جنوبی در آمدهای نفتی از 6 میلیارد و 200 میلیون دلار در سال 2010 را به 5‌/‌1 میلیارد دلار در سال 2011 کاهش داده و باعث کسری حداقل 2 میلیاردی در بودجه امسال و پیش‌بینی کسری 4 میلیاردی در سال بعد را رقم زده است. جنوب اکنون سهم بیشتری از تولید نفت به میزان 350 هزار بشکه در روز در مقابل 150 هزار بشکه شمال را دارد و 2 طرف تاکنون نتوانسته‌اند بر سر پرداخت مبلغی که سودان جنوبی باید برای صادرات نفت خود از طریق خط لوله‌ای که از مسیر شمال به بندر سودان در دریای سرخ کشیده شده است، به توافق برسند. دولت البشیر نیز چندان امیدی به دریافت کمک از بانک‌ها و موسسات غربی ندارد. فرض عموم بر این است که تلفیق مشکلات سیاسی و اقتصادی و انزوای بین‌المللی دست از سررژیم حاکم بر سودان بر نخواهد داشت و با آن‌که وی تاکنون یک گام جلوتر از صف دشمنان خود بوده است، اما همانند سایر دولت‌های عرب دریافته است که همه چیز می‌تواند در یک چشم بر هم زدن تغییر کند.

فارین پالیسی /‌ مترجم: ایرج جودت

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها