برای بررسی تیتراژ این سریال ابتدا به سراغ ایده تیتراژ میرویم. ایده تیتراژ را نمیتوان ایدهای ناب و در خور توجه دانست، چون هیچ تحرکی در آن وجود ندارد و تنها چیزی که در آن حرکت دارد، شعله شمعها در گوشه تصویر است.
نکتهای که درخصوص این تیتراژ گفتنی است این که تنها بخش خلاقانه آن ـ البته نه به آن معنا که واقعا ویژگی خلاقانهای دارد، بلکه به عنوان اینکه پتانسیل آن را دارد ـ قابی است که دور تصویر وسط را احاطه کرده است. تصویرهایی که این قاب را تشکیل دادهاند، چند شمع هستند که نصفه و نیمه آب شدهاند و یک کتاب. همین! بدون این که هیچ حرکت و اکت خاصی به آن ببخشند.
در وسط این قاب، تصویر شخصیت اصلی فیلم است که روی تخت با حالتی آشفته نشسته که این بیشتر شبیه اوقاتی است که صدا محوریت داشته باشد، یعنی تصویر در سکون کامل به سر میبرد و حال مخاطبی که قرار است با دیدن تیتراژ یک سریال مجذوب آن شود، میتواند تصویر تلویزیون را نبیند و به کارهای دیگرش بپردازد و با آن به منزله یک برنامه رادیویی رفتار کند.
البته این فرض در صورتی صحیح است که بخشهای غیربصری و مسموع تیتراژ از جذابیت بالایی برخوردار باشد که در ادامه به آن خواهیم پرداخت. اما برای جمعبندی در بخش ایده تیتراژ باید گفت میتوانست در قاب اطراف تصویر (با فرض این که همین فرم قاب و تصویر قرار بود اجرا شود) به جای کلیشههای تصویریای که در این مناسبتها در تلویزیون کاربرد بیشماری دارند، یعنی شمعهایی که روشن هستند و در پسزمینه سیاه قرار دارند، تصاویر و المانهایی به کار رود که به نوعی یک استعارهسازی نو و جدید باشد.
از طرفی دیگر، تصویر میان قاب هم میتوانست تحرک داشته باشد، نه این که یک عکس ثابت باشد که از لحاظ قاببندی و رنگی و تکنیکی فاقد جذابیت است.
فونتهایی که برای تیتراژ در نظر گرفته شده، کاملا معمولی هستند و با فضای تیتراژ هارمونی ندارند.
نحوه ورود و خروج آنها به تصویر هم کاملا معمولی است و هیچ بار زیباشناسانه ندارد تا فقدان جذابیت تصاویر پسزمینه تیتراژ را جبران کند و بار آن را به دوش بکشد.
و اما در موسیقی تیتراژ، از همان ابتدا خواننده شروع به خواندن میکند و حال و هوای موسیقی نیز بیشتر شبیه مداحی در عزاداریهاست. این نکته که لحن موسیقی برای چنین سریالی باید کاملا غمگین و هماهنگ با فضای مناسبت باشد، حسابش از تناسب موسیقی با فرمهای دیگر و قالبهای دیگر کاملا جداست. موسیقی و ترانهای که برای عزاداری است، فقط برای همان مجلس است و اگر قرار است ابتدای یک تیتراژ سریال تلویزیونی بیاید، باید درونمایه و ژرف ساختش را حفظ کند و با فرم جدیدی که درآن قرار میگیرد همخوان باشد. ذکر دقیق آن وضعیت در این مدل باعث لطمه دیدن تیتراژ شده است، در حالی که میتواند حال و هوا و ریتمی کاملا غمناک و مرثیهوار داشته باشد، اما کاملا سینمایی.
حمیدرضا رفعتنژاد
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم