در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
در میان این ناوگان دریایی، کشتی مرمره متعلق به ترکیه هدف حمله کماندوهای اسرائیلی قرار میگیرد و در نتیجه شماری از اتباع ترکیه کشته و شماری زخمی میشوند. دولت ترکیه بشدت به این اقدام صهیونیستها واکنش نشان میدهد، روابط دوطرف به حدی تیره میشود که حتی زمزمه قطع روابط آنکارا ـ تلآویو بهگوش میرسد. اقدام بشردوستانه گروههای مردمی ترکیه برای شکستن حلقه محاصره نوار غزه و حمایت دولت رجب طیب اردوغان از این اقدام توجه مسلمانان را به دولت اسلامگرای ترکیه جلب میکند.
چند ماه بعد یعنی 17 دسامبر 2010 رجب طیب اردوغان نخستوزیر ترکیه برای اولین بار در تاریخ این کشور در مراسم عاشورای حسینی در استانبول شرکت و به شهدای کربلا ادای احترام کرد تا هر چه بیشتر سیاستها و منش دولت ترکیه در میان کشورهای اسلامی حتی کشورها و مناطق شیعهنشین جهان جلب توجه کند.
در بعد سیاست خارجی دولت ترکیه نقشی فعالانه بازی میکند و به عنوان ضلعی مهم از اضلاع اجلاس تهران، توافقی را امضا میکند که براساس آن ایران با مبادله 1200 کیلوگرم اورانیوم غنیشده به ترکیه و مبادله آن با سوخت هستهای موافقت میکند. این توافق جایگاه منطقهای ترکیه را بیش از پیش تقویت میکند. در چنین وضعیتی موج بیداری اسلامی یکی پس از دیگری کشورهای عربی و شمال آفریقا را در بر میگیرد. تونس، مصر، بحرین، لیبی و غرب مبهوت از سرعت این موج بیداری تلاش میکند مسیر این انقلابها را به گونهای تغییر دهد که اگر هم نتوانست مانع از پیروزی اسلامخواهان شود لااقل مانع از شکلگیری ایرانی دیگر در منطقه حساس خاورمیانه شود. ایرانی که با تأسی از فقه پویای شیعه در مقابل ظلم سکوت نمیکند و در مقابل جور غالب بر فضای بینالمللی تقیه پیشه نمیکند، پس غرب با آگاهی از تمایل شدید افکار عمومی کشورهای منطقه به اسلام ناب بخصوص کشورهایی که با گسترش بیداری اسلامی یک بار دیگر خواهان رنسانس اسلامی و روی کار آمدن دولت پویای اسلامی هستند در پی الگوسازی برای این انقلابها برمیآید، الگویی که هم عطش مردم را به اسلام پویا و فعال فرونشاند و هم این الگو در راستای سیاستهای غرب بویژه آمریکا قدم بردارد و این الگو کشوری نیست جز ترکیه که هم با اقدامات دولت اردوغان جایی در بین مسلمانان بازکرده و هم اسلام لائیک حاکم بر آن الگویی مناسب و موردتایید غرب است. این اتفاق مورد استقبال دولتمردان ترک نیز قرار میگیرد چون علاوه بر این که قصد دارند جایگاه منطقهای کشور خود را ارتقا دهند، تلاش میکنند پس از سالها به عضویت اتحادیه اروپا درآیند و همراهی با غرب میتواند راهی میانبر برای دولتمردان آنکارا باشد. اگر این روند و تحلیل را بپذیریم سیاست ترکیه در قبال سوریه توجیهپذیر خواهد بود چرا که در فضای جدید، آنکارا باید در فضای سیاستهای غرب بازی کند. در بازی جدید غرب سوریه باید به عنوان ضلعی از مثلث مقاومت حذف شود تا با سست شدن پشتوانه مقاومت اسلامی در لبنان، اسرائیل مجال دوباره یابد تا مقاومت حزبالله را درهم بکشند و موضوع فلسطین به عنوان موضوع اصلی و اول جهان اسلام به محاق رود. در این شرایط اما دولت ترکیه به عنصر افکار عمومی به عنوان یکی از عوامل اصلی تاثیرگذار بر سیاستگذاری عمومی توجهی ندارد. واکنش چند روز پیش مردم ترکیه به سیاستهای دوگانه دولت اردوغان در قبال سوریه و بحرین یا مصر نشاندهنده آگاهی و تحلیلی است که افکار عمومی نسبت به مسائل روز جهانی داراست. با توجه به این عنصر مهم، سرانجام سیاست کنونی دولت ترکیه یک بازی باخت ـ باخت را برای این کشور به دنبال دارد؛ سیاستی که هم در مقابل افکار عمومی این کشور زیر سوال خواهد رفت و هم در بلندمدت اهداف اساسی سیاست خارجی ترکیه را تامین نخواهد کرد؛ چراکه غرب پس از استفاده ابزاری از دولت ترکیه با آن همان برخوردی را خواهد کرد که با دول سرنگون شده خاورمیانه و شمال آفریقا کرد. از این رو دولت ترکیه این روزها نیازمند هوشیاری و مراقبت بیشتر در حوزه مسائل منطقه است.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: