در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
«آخرین دعوت» در 13 قسمت 45 دقیقهای تولید شده و فرامرز قریبیان، حامد بهداد، الهام حمیدی، مرجان شیرمحمدی، پرویز فلاحیپور، شهرام عبدلی و محمد عمرانی در آن بازی کردهاند و رضا فخاریه، ساخت جلوههای ویژه آن را بهعهده داشته است. داستان سریال آخرین دعوت هم توسط علیرضا کاظمیپور به نگارش درآمده است.
آخرین دعوت، زندگی استاد دانشگاهی را به تصویر میکشد که طی سفر کاری به یکی از شهرهای مرزی کشور در غرب دچار سانحه شده و بعد از به هوش آمدن در بیابان متوجه میشود به سال 60 هجری برگشته و واقعه عاشورا نیز در شرف وقوع است که این اتفاقات درونمایه اصلی سریال را تشکیل میدهد. این سریال کاری متفاوت و تلفیقی از زمان حال و تاریخ صدر اسلام با مضمونی اجتماعی و سیاسی است. به عبارت جزییتر، یوسف زمانیفر در زمان حال به سبب اعتقاداتی که دارد، دزدیده میشود و آدمرباها به او ضربهای کاری میزنند و چون فکر میکنند او مرده است، در بیابان رهایش میکنند و میروند. او در حال نیمه بیهوشی، چون درباره قیام امام حسین(ع) و کسانی که او را یاری نکردند سوالهایی داشته است، به زمان امام حسین(ع) میرود و وقایع محرم را در شهود خودش میبیند. یوسف زمانیفر با دانستههایی که از تاریخ دارد، دهه اول محرم را در رویای خود مرور میکند تا به روز عاشورا میرسد. وقتی در روز عاشورا در بیابان میمیرد و هانیه بالای سر او میآید، بیننده متوجه میشود مسیری که او طی میکرده، به سمت کربلا بوده است.
آن طرف عماد خلیلی، داماد زمانیفر که برای کاندیدا شدن به وسیله دوستی به نام شهرام حمایت میشود و ستاد انتخاباتی خود را تشکیل میدهد، جدا از ربوده شدن پدرزن خود، درگیر توطئه دیگری از طرف یک رقیب انتخاباتی چون تیمورزاده میشود. او از زندگی خصوصی و گذشته عماد در آن سوی مرزها مطلع است. وی عکسها و مدارک هویتی عماد را در بحبوحه این ماجرا رومیکند تا کیمیا، همسر عماد را توجیه کند ماهیت همسرش چیزی نیست که او میداند تا بلکه از این برگ برنده در روند تبلیغات منفی او بهره جوید.
زمانیفر هم به دوران صدر اسلام و قبل از قیام عاشورا و شهادت امام حسین(ع) رجعتی رویایی دارد. روایتهای کوتاه مقصد و گرهافکنیهای فرمگرا همگی در خدمت پیشبرد اهداف اولیه ایده اصلی مجموعه هستند.
در واقع این سریال تلاش کرده از قوه تخیل و ساحت ذهنی و انتزاعی درام برای بازنمایی و پردازش مفاهیم عاشورایی بهره بگیرد و از طریق نسبت معنایی بین قصه روتینی که روایت میکند به بازسازی درونی و معنوی قصه کربلا دست بزند. اگرچه قیاس این رویکرد با شکل روایتی که در روز واقعه افتاده قیاس معالفارقی است، اما استفاده از تخیل و رویاپردازی در بازنمایی واقعه عاشورا در این فیلم نیز مورد استفاده قرار گرفته است. اما آخرین دعوت را میتوان بیشتر به سریالهای ماورایی مناسبتی مرتبط دانست که از ظرفیت این مدل دراماتیکی برای پرداختن به واقعه کربلا استفاده میکند و به نوعی با نگرش انسان معاصر و امروزی به تحلیل وقایع گذشته میپردازد؛ هر چند این شیوه در جاهایی به دلیل لحن گل درشت و تصنعی قصه، باورپذیری و تاثیرگذاری حسی خود را بر مخاطب از دست میدهد. اساسا ارتباط منطقی برقرار کردن بین دو ساحت گذشته و حال با یکسری مفاهیم و عناصر مشترک کار دشواری است.
تداخل زمانی بدون این که قصه از انسجام و یکدستی خود دور شود، سختترین بخش کار است که خود سهیلیزاده بر آن تاکید داشته و میگوید: فیلمنامه آخرین دعوت بسیار سخت بود و نویسندگان تلاش کردند مسائل مرتبط با جامعه امروز و گذشته را به نگارش درآورند. فیلمنامه این سریال بخشی در زمان حال و بخشی در گذشته میگذرد و نویسندگان برای ارائه کار خوب تلاش کردهاند.
اگرچه بیشترین حجم و اساسا هسته معنایی قصه به بازگشت زمانی فرامرز قریبیان به دهه 60 هجری برمیگردد، اما در قسمتهای اولیه سریال به نظر میرسد نویسندگان و کارگردان جسارت خوبی به خرج داده و به طرح برخی مسائل و مشکلات سیاسی در حوزه نمایندگی و مدیریت کلان کشور پرداختهاند که کمتر در یک سریال تلویزیونی دیده بودیم.
در واقع، این سریال به برخی فرصتطلبیهایی اشاره میکند که برخی افراد بظاهر موجه در مناسبات قدرت انجام میدهند و پیوند این موضوع با فلسفه و ریشههای تاریخی حادثه کربلا از دغدغههای مولفان این اثر بوده است. به عبارت دیگر، برخی سوءاستفادهها یا نگرشها و رفتارهای منفعتطلبانه که در این عرصه وجود دارد با یک نگاه آسیبشناسی به تصویر کشیده شده و اصلا این مقدمه شرایط و بستری فراهم میآورد تا قصه بتواند مفاهیم و عبرتهای عاشورایی مثل ظلمستیزی و عدالتطلبی را به عنوان مفاهیم اصلی داستان به کالبد آن تزریق کند. در ضمن آخرین دعوت بر مبنای یک حسرت تاریخی و اعتقادی در شیعه شکل گرفته و آن هم در رکاب امام حسین(ع) بودن است که در نوحهها و اشعار مذهبی هم میتوان نشانههایی از آن جستجو کرد. شعار «یا لیتنا کنا معک» به معنای ای کاش در رکابت بودیم، امروز در جامعه ما به وفور شنیده میشود و همه مدعی هستند ای کاش در رکاب امام حسین(ع) بودند.
اما در کنار این شعار، پرسشی مطرح میشود که آیا اگر در زمان امام حسین(ع) بودیم، جزو یاران او میشدیم یا در مقابل او میایستادیم؟ این پرسشی است که در سریال آخرین دعوت به آن پرداخته شده است. از آنجا که قهرمان اصلی این قصه یک نماینده مجلس بوده که با مفهوم و جذابیتهای قدرت پیوند نزدیک داشته و آن را تجربه کرده، این حسرت و موقعیت اخلاقی ـ تاریخی برای او ملموستر بوده و قابلیت آزمایش شدن بیشتری دارد. آخرین دعوت قصد دارد به مخاطب تلنگر بزند و این پرسش را مطرح میکند که اگر در آن زمان بودند چگونه رفتار میکردند و اکنون با توجه به پیام عاشورا و درسهایی که از قیام امام حسین(ع) گرفتهاند چگونه عمل میکنند.
سیدرضا صائمی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: