پای صحبت عوامل مجموعه تلویزیونی «جاودانگی»

روایت تاریخ معاصر دشوار است

زندگی بزرگانی که برای دفاع از حیثیت و ناموس کشورشان کوشیدند از جمله مباحثی بوده که بارها در شبکه‌های مختلف تلویزیونی به تصویر کشیده شده است. بی‌شک ساخت این‌گونه آثار یک تمایز ویژه و شاخص با دیگر مجموعه‌ها دارد و آن هم این که همه چیز باید به روشنی مصداقی از واقعیت را به تصویر بکشد.
کد خبر: ۴۴۵۲۹۱

مجموعه تلویزیونی «جاودانگی» به کارگردانی اکبر منصور‌فلاح، روایتگر زندگی شهید اسیری است که سال‌ها اسیر بوده و برای حفظ و پاسداری از صیانت کشور خویش به درجه رفیع شهادت نائل شده است.

محمدجواد تندگویان در 29 سالگی به عنوان وزیر نفت دولت جمهوری اسلامی برگزیده شد، اما پس از 38 روز از زمان تصدی وزارت به اسارت نیروهای بعثی عراق درآمد.

سریال جاودانگی در 11 آبان سال 87 کلید خورد و تصویربرداری آن در محلات، تهران، مناطق جنوبی کشور، بغداد و کربلا انجام شده است.

در این مجموعه، بازیگرانی چون محمدمتین اوجانی، کتانه افشارنژاد، حنانه شهشهانی، مجید حاجی‌زاده، فرداد صفاخو، امیرمحمد زند، عزت‌الله جامعی، محمد الهی، آتوسا راستی، نوبر قنبریان و... ایفای نقش می‌کنند.

این مجموعه به سفارش اداره کل روابط عمومی وزارت نفت با حمایت گروه فیلم و سریال شبکه 3 سیما تهیه شده است.

ادای دین به خانواده شهید

محمدمتین اوجانی در جاودانگی نقش شهید محمدجواد تندگویان را بازی می‌کند. او که دانشجوی رشته نمایش با گرایش کارگردانی است، می‌گوید: آن موقع‌ها علاقه خاصی به دستیاری داشتم و در پروژه‌هایی مثل اتوبوس شب در کنار استادانی چون کیومرث پوراحمد حضور داشتم. بعد از آن تصمیم گرفتم، تجربه‌ای هم در ساخت فیلم داشته باشم و یکی دو کار نیمه‌بلند هم کارگردانی کردم.

اوجانی در مورد بازی در نقش شهید تندگویان می‌گوید: زمانی که این پیشنهاد از طرف قاسم جعفری به من داده شد، احساس نگرانی می‌کردم، چون قرار بود نقش کسی را بازی کنم که جایگاه بالایی میان مردم داشت و به قولی هیچ نکته‌ای نباید از این شخصیت دور می‌ماند. فکر می‌کردم وقتی قرار است ابتدای ورودم به حرفه بازیگری در یک نقش کاملا مثبت ایفای نقش کنم شاید پیشنهادهای بعدی‌ام نیز تحت تاثیر این انتخاب قرار گیرد. یادم می‌آید 10 قسمت نوشته شده از کار را همان موقع خواندم و جذابیتی که در نقش مستتر بود بشدت مرا راغب کرد، همه تلاشم را بکنم تا بتوانم بخوبی از پس آن برآیم. نیاز به تحقیقات کتابخانه‌ای داشتم و دلم می‌خواست زمانی جلوی دوربین قرار گیرم که شخصیت تندگویان را تمام و کمال شناخته باشم. یکی از دوستان من را به ارگانی معرفی کرد. یادم می‌آید وقتی به مسوول آن ارگان گفتم می‌خواهم اطلاعاتی در مورد این شخصیت داشته باشم در جواب به من گفت: چرا تندگویان؟ شاید تلنگری که این گفته در ذهن من ایجاد کرد باعث شد تلاش‌هایم را بیشتر کنم و هر روز بیشتر از قبل به شخصیت این شهید ارادت پیدا کنم.

این بازیگر جوان در ادامه می‌افزاید: دلم می‌خواست نخستین معرفی من به عنوان بازیگر با ایفای این نقش باشد. ولی به دلایلی که خیلی هم مشخص نبود این اتفاق نیفتاد و این تعویق 2 ساله برای پخش سریال موجب شد ورود من به تلویزیون با نقش‌های دیگری باشد.

اوجانی می‌گوید: منش شهید تندگویان منش تختی بود. تندگویان نگاه ویژه و خاصی به زندگی داشت. در صحنه‌ای یک سرباز عراقی به وی می‌گوید اگر تو روز عاشورا در صحنه کربلا بودی، او را ترک نمی‌کردی. همین یک جمله کافی است که این شخصیت در نظر مردم شناخته شود و این دقیقا همان تفاوتی است که از نسل این شهید تا امروز بسیار دستخوش تغییر شده است.

اوجانی بیشترین اطلاعات را برای شناخت شخصیت شهید تندگویان از مهدی تندگویان، فرزند این شهید ‌گرفته است، می‌گوید: من این نقش را باور کرده بودم و می‌خواستم همه حسم را به این نقش منتقل کنم. هیچ‌گاه نخواستم به عنوان اولین تجربه‌ام جلوی دوربین، متد‌های بازیگری‌ام را به رخ بکشم و چیزی را نشان دهم. فقط و فقط می‌خواستم خانواده شهید تندگویان را راضی نگه دارم و ادای دینی به این شهید گرانقدر کرده باشم.

سه روایت زمانی در جاودانگی

حسن اسدی در مجموعه جاودانگی در سمت مدیر تولید حضور داشته است. وی که طی این سال‌ها تجربه همکاری با قاسم جعفری و صدیقه صحت را داشته است، می‌گوید: شهید تندگویان از شخصیت‌هایی بود که مردم خیلی او را نمی‌شناختند و لازم بود تحقیقات مفصلی در زمینه نگارش برای این کار صورت گیرد. عمده تحقیقات این کار به پیش از مرحله تولید مربوط می‌شد. به هرحال این مجموعه، روایتگر یک تاریخ معاصر است که در 3 بخش پیش از انقلاب، زمان انقلاب و بعد از آن روایت می‌شود.

اسدی مجموعه جاودانگی را در قیاس با دیگر کارهایی که انجام داده کار نسبتا مشکلی می‌داند، او می‌گوید: برای بعضی نقش‌ها مثل نقش هدی، دختر شهید تندگویان مجبور بودیم در دو سه مقطع سنی از دو سه بازیگر مختلف استفاده کنیم و در خیلی جاها هم زمان زیادی لازم داشتیم تا برای تغییر چهره‌پردازی بازیگرانمان صرف کنیم.

ویژگی این کار لوکیشن‌های متفاوتی را می‌طلبید. یکی از لوکیشن‌های اصلی‌مان، زندان کمیته شهربانی سابق بود که در زمان شاه خیلی‌ها را آنجا نگه می‌داشتند و شکنجه می‌دادند و این محل اکنون حوالی میدان امام خمینی وجود دارد و الان به نام موزه انقلاب است.

اسدی در ادامه توضیحاتش می‌گوید: یکی از مشکلات کار این بود که ما 3 زمان مختلف می‌خواستیم و می‌بایست هر سه این زمان‌ها و تفاوت‌هایشان را باهم لحاظ می‌کردیم. در عین حال گریم، لباس حتی اتومبیل‌ها هم می‌بایست متفاوت از هم انتخاب می‌شدند. مثلا ما باید این تفاوت را نشان می‌دادیم، ماشین‌هایی که در زمان اوایل انقلاب در خیابان‌ها وجود دارند، با ماشین‌های بعد از زمان انقلاب با هم فرق دارند. از طرفی در حال حاضر تقریبا تمامی محله‌ها و خیابان‌ها لوله‌کشی گاز دارند و این امر دست ما را می‌بست و کار ما را محدود به این می‌کرد که در هر خیابانی نتوانیم تصویربرداری کنیم. این بود که همان موقع تصمیم گرفتیم شهرستان محلات را به عنوان یکی از لوکیشن‌هایمان انتخاب کنیم؛ چراکه بافت قدیمی‌تری داشت و در حقیقت نقش تهران قدیم را برایمان ایفا می‌کرد.

اسدی به گفته خودش منتظر است با ادامه پخش این سریال، شاهد بازتاب‌های مردم باشد و امیدوار است مجموعه مورد رضایت مخاطبان قرار گیرد.

حس نوستالژی سال‌های جنگ

اکبرمنصور فلاح، کارگردان مجموعه جاودانگی است. وی که طی سال‌های حضورش در ساخت مجموعه‌هایی که عموما بار کمدی ـ اجتماعی را بر دوش داشته حضور داشته است، می‌گوید: طی این سال‌ها تله‌فیلم‌هایی هم در زمینه جنگ و دفاع مقدس کار کردم که بوی خاک، نشانی لاله‌ها و خیلی‌های دیگر را می‌توان در این زمینه نام برد. به‌عقیده من خیلی درست نیست یک سازنده خودش را به ژانر مشخصی محدود کند و باید شرایط حضور در حیطه‌های مختلف را برای خود فراهم آورد؛ چراکه در غیر این صورت است که رشد فکری یک هنرمند محدود می‌شود. منصورفلاح که طی سال‌های ابتدایی ورود به عرصه فیلمسازی، دستیار کارگردان‌هایی چون رسول ملا‌قلی‌پور و سیف‌الله داد بوده است، در ادامه می‌گوید: تجربه حضور در پشت صحنه فیلم‌های جنگی این انگیزه را در من به وجود آورد و مرا راغب کرد تا خودم هم تجربه‌ای در این عرصه داشته باشم. در عین حال بگویم خودم هم تا حد زیادی شخصیتی جدی دارم و معمولا در کارهایم سعی می‌کنم با ایجاد کمی شوخی در طراحی شخصیت‌هایی که کارگردانی می‌کنم انعطاف‌پذیری ویژه‌ای به آنها بدهم.

منصورفلاح در ادامه می‌گوید: با تحقیقات گسترده‌ای که می‌بایست درباره شهید تندگویان انجام می‌دادیم، از طرفی خود را موظف به زندگینامه ایشان می‌دانستیم و از طرفی هم مجبور بودیم به متنی که با مشقت زیاد و تحقیقات گسترده نوشته شده بود، وفادار باشیم.

وی با توضیح این‌که جاودانگی ساختاری متفاوت دارد، می‌گوید: زندگی این شهید با بقیه شهدا تا حدی متفاوت است و ما می‌خواستیم این تفاوت در روند ساختار سریال هم عیان باشد. مثلا سعی کردیم نگاه ما خیلی رئال نباشد، ولی در عین حال هم موضوعات مطرح شده با مسائل جامعه همخوانی داشته باشد.جاودانگی چند دهه از زندگی این شخصیت را به تصویر می‌کشد و ما هم در هربرهه از زندگی ایشان تلاش کردیم از ساختار خاصی استفاده کنیم. مثلا در فلاش‌بک‌هایی که از زمان جنگ داشتیم از دکوپاژ‌های قدیمی‌تر استفاده می‌کردیم و سعی داشتیم شیوه‌های طراحی‌مان در عین جذاب بودن به روز باشد.

منصورفلاح معتقد است بار اصلی این مجموعه بر طراحی شخصیت‌ها استوار است. عموما ژانرهایی که بر روند زندگینامه یک فرد استوار است در جاهایی هم می‌طلبد موازی با شخصیت محوری کاراکترها پیش رود. این مساله موجب می‌شود بیننده بتواند احساس نزدیکی خاصی با شخصیت قصه داشته باشد. نگارش قصه هم کاملا حس سمپاتی ایجاد می‌کند و بیننده را با قصه پیش می‌برد.

کارگردان جاودانگی در ادامه توضیحاتش می‌گوید: سعی‌ ما این بود که قصه را در فاز‌های مختلف اجتماعی و جنگی همراه با هم پیش ببریم. در کل فضای قصه ما، فضای تلخی است و این با بقیه کارهایی که من تا امروز انجام داده بودم، خیلی جور درنمی‌آمد. نهایتا در تدوین پایانی کار تغییراتی اعمال شد و کمی این ساختار را درهم شکست. در ادامه مجموعه مخاطب وارد فضای ایام محرم می‌شود و قصه به سمت کربلا کشیده می‌شود.

منصورفلاح در پاسخ به این پرسش که چرا مجموعه پس از 2 سال تاخیر به روی آنتن رفته، می‌گوید: قرار بود مجموعه همان 2 سال پیش در روز سالگرد شهید تندگویان پخش شود که نهایتا این اتفاق نیفتاد و از آنجا که بخشی از کار متعلق به روابط عمومی وزارت نفت بود و در همان زمان تغییراتی در سمت وزیر نفت کشور به وجود آمد نهایتا پخش مجموعه به این زمان موکول شد.

گلایه‌هایی از جاودانگی

محمود کشن‌فلاح سال‌هاست در سمت طراح چهره‌پردازی در تلویزیون فعالیت می‌کند. وی که بیشتر این سال‌ها در فیلم‌ها و پروژه‌های جنگی حضور داشته، می‌گوید: خودم از خانواده شهدا هستم و ارادت خاصی به شهدای کشور دارم. زمانی هم که قرار شد در این مجموعه حضور داشته باشم این اتفاق را به فال نیک گرفتم و با کمال میل پذیرفتم. به هر حال طراحی چهره‌پردازی که باید برای این کار اعمال می‌شد ما‌به‌ازای بیرونی داشت و ما می‌بایست به چهره واقعی افراد در این کار تا حد زیادی وفادار می‌ماندیم. فقط نکته‌ این بود که متاسفانه روند تولید کار با حداقل بودجه پیش می‌رفت و خود من مجبور بودم در طول روز چند بار گریم‌های متفاوتی را روی صورت بازیگر اعمال کنم. این اتفاق علاوه بر این‌که سختی کار گروه چهره‌پردازی را دوچندان می‌کرد برای خود بازیگری هم که قرار بود گریم شود بشدت سنگین بود. از طرفی، یکی از نقاط‌ضعف عمده کار این بود که روند ادامه تصویربرداری بر مبنای قصه پیش نمی‌رفت و صرفا این نکته را مد نظر قرار می‌داد که آن روز کار در لوکیشن تمام شود.

کشن‌فلاح گله‌های دیگری هم از حضور در این مجموعه دارد و می‌گوید: ای کاش همه چیز جور دیگری پیش می‌رفت و خاطره‌ای خوش را از حضور در یک مجموعه باقی می‌گذاشت.

از عشق انسانی تا عشق الهی

در مجموعه‌هایی که روایتگر بخشی از تاریخ معاصر ایران هستند نگارش متن نقش بسیار مهمی دارد. فرهاد طب نوری، نویسنده فیلمنامه جاودانگی است. وی ابتدای صحبت‌هایش می‌گوید: وقتی نوشتن مجموعه جاودانگی را آغاز کردم قرار بود قصه در 26 قسمت به تصویر کشیده شود. ولی در حال حاضر ـ که کار روی آنتن رفته است ـ به 16 قسمت کاهش یافته و این اتفاق زمانی من را نگران کرد که به عنوان نویسنده می‌دیدم کم کردن بخش‌هایی از آن بشدت داستان را به هم ریخته و ذهن مخاطبی را که به تماشای کار می‌نشیند، سردرگم می‌کند.

طب نوری می‌گوید: برخلاف سایر قصه‌هایی که در ارتباط با شخصیت‌های بزرگ نوشته می‌شوند هدف من این بود از جایی بیننده را با این شخصیت آشنا کنم که هدی دختر شهید تندگویان با پدرش همراه می‌شود و ما دقیقا همین‌جاست که وارد زندگی این شهید می‌شویم. ابتدا قرار بود فرد دیگری قصه را بنویسد. گویی این اتفاق هم افتاد و پس از این‌که 11 قسمت از سریال نوشته شد خانواده شهید تندگویان خیلی نتوانستند ارتباط خوبی با محتوای قصه برقرار کنند. این بود که قصه از ابتدا نوشته شد.

نویسنده جاودانگی معتقد است: از همان ابتدا گفته بودم برای انجام تحقیقات اولیه خیلی دلم نمی‌خواهد با خانواده تندگویان مواجه شوم، چون نمی‌خواستم تحت تاثیر قرار بگیرم و می‌دانستم قاعدتا این اتفاق می‌افتد. ما یک محقق انتخاب کردیم و ایشان این سمت را به عهده داشت که اطلاعات اولیه را از این خانواده به دست آورد.

طی 10 سالی که شهید تندگویان اسیر بودند به هیچ عنوان خانواده‌اش از وضعیت او خبر نداشتند. حتی اخباری به خانواده می‌رسد که ایشان زیر شکنجه‌های بسیار شهید شده است. یکی از جذابیت‌هایی که به عقیده خودم در دل قصه نهفته شده این بود که من قصه را دقیقا از جایی که این شخصیت اسیر و نهایتا شهید می‌شود، شروع کردم.

فرهاد طب نوری در کارنامه هنری خود نگارش مجموعه‌هایی چون از نفس افتاده، ققنوس و فیلم‌های سینمایی مثل نیش زنبور، پروانگی و سه درجه تب را دارد. مجموعه‌هایی که به لحاظ متن همخوانی چندانی با این‌گونه آثار معاصر ندارد. به عقیده وی فیلمنامه جاودانگی بین واقعیت و ضدواقعیت است. وی در ادامه می‌افزاید: به لحاظ ایجاد جذابیت‌های بصری می‌بایست چیزهایی را به متن اضافه می‌کردم و هدفم از ابتدا نوشتن این قصه به من محول شد این بود که از یک عشق انسانی به یک عشق الهی برسم. همیشه معتقد بودم وقتی حس انسان از انجام کاری خشنود است پس به یقین آن کار بخوبی انجام شده است. حسی که به واقع موقع نوشتن جاودانگی در خودم احساس می‌کردم.

او در ادامه صحبت‌هایش می‌گوید: این‌که هدی همه جا با پدرش همراه است، یک خیال نیست بلکه روایتی از پاکی و صداقت یک دختر نوجوان است و دقیقا واقعیت را روایت می‌کند. فقط دلم می‌خواست آنچه من نوشته بودم و آنچه در حال حاضر روی آنتن رفته است تا به این اندازه از یکدیگر متمایز نبود، چرا که مطمئن بودم در این صورت بیننده ارتباطی صدبرابر ارتباطی که اینک دارد، خواهد داشت.

همراه همیشگی شهید تندگویان

فرهاد صفاخو در جاودانگی نقش مهندس بوشهری، یکی از همراهان اصلی شهید تندگویان را بازی می‌کند.

وی می‌گوید: ابتدا برای حضور در نقشی دیگر و مجموعه‌ای دیگر با من صحبت شده بود و نهایتا قرار شد در این مجموعه ایفای نقش کنم. مهندس بوشهری، نماینده شهید تندگویان بوده است. حتی وقتی که برای بازرسی مناطق نفتی می‌روند و اسیر می‌شوند هم کنار هم هستند. به نظر می‌رسید این نقش برای حضور پتانسیل بالایی دارد. دلم می‌خواست وقتی در مجموعه‌ای که روایتگر شخصیت بزرگی از تاریخ است حضور می‌یابم بتوانم حرفی برای گفتن داشته باشم. ما در 3 برهه از زمان این نقش را همراه شهید تندگویان دنبال می‌کنیم. حتی این شخصیت را در 3 فاز سنی 20، 30 و 60 سالگی می‌بینیم.

وی در ادامه می‌گوید: وقتی کار به مرحله تصویربرداری رسید متاسفانه نقش بشدت دستخوش تغییر شد و خیلی از جذابیت‌های حضور آن زیر سوال رفت. من بارها با اکبر منصورفلاح کار کرده بودم و تا حد خیلی زیادی می‌دانستم برای این‌که نقش بخوبی دربیاید وسواس‌های بسیار ویژه‌ای دارد. در تمام فعالیت حرفه‌ای‌ام در کار بازیگری این نخستین بار بود که احساس می‌کردم در قالب شخصیتی این نقش فرو رفته‌ام و بسیار برایم جای خوشحالی داشت که می‌توانستم در بخشی از زندگی‌ام در نقش آدم‌های مهمی از کشورم ظاهر شوم که در زمان حیات خود حرف‌های زیادی برای گفتن داشته‌اند. این رسالت برای خود من اتفاق خوبی طی این سال‌ها بود.

شبنم مدنی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها