درباره فیلم «خاطرات خانوادگی» ساخته والریو زورلینی

اشک‌های پایدار

خاطرات خانوادگیFamily dairy کارگردان: والریو زورلینی فیلمنامه: ماریو میسی رولی از کتاب: واسکو پراتولینی موسیقی: گافردو پتراسی فیلمبردار: جوزپه روتیونو محصول: 1962 ایتالیا و فرانسه بازیگران: مارچلو ماسترویانی ( انریکو)، ژاک پرن ( لورنزو)، سیلوی ( مادربزرگ)، سالوو رندونه و سرنا ورگانو
کد خبر: ۴۴۵۲۸۷

1945 رم؛ انریکو روزنامه‌نویس اهل فلورانس به طور ناگهانی و طی یک تماس تلفنی درمی‌یابد برادر کوچک‌ترش لورنزو ـ‌که سرطان داشته ـ مرده است. این خبر او را در هم می‌شکند و آواره کوچه و خیابان می‌شود، در حالی که لحظه‌ای یادآوری خاطرات کودکی، جدا شدن او از لورنزو از اوان کودکی، پیدا کردن دوباره برادرش و... او را رها نمی‌کند. انریکو محل کارش را ترک می‌کند و خانه‌نشین می‌شود و در این مدت عشق و محبت خالصی را که به برادرش داشته به یاد می‌آورد.

محبتی که باعث شده بود برای نگهداری از برادر کوچک‌ترش بسیار تلاش کند تا از مبارزه با سرطان پیروز بیرون بیاید...

فیلم شاعرانه و کلاسیک و ماندگار خاطرات خانوادگی بهترین ساخته والریو زورلینی و از معدود آثار دهه 60 سینمای ایتالیاست که توانست مخاطبان جاودان داشته باشد. هم در زمان ساخت و اکران فیلم و هم در دهه‌های بعدی خاطرات خانوادگی در سر لیست آثار کلاسیک عاطفی و خانوادگی جای گرفته است. جدای از حضور مارچلو ماسترویانی به عنوان یک مستر پیس و استاد ـ بازیگر و همچنین کارگردانی زورلینی با نگاه ظریف و دقیق و احساسی‌اش، دلیل اصلی موفقیت ماندگاری خاطرات خانوادگی رمان واسکو پراتو لینی است. رمانی به نام خاطرات فامیلی که سال 1947 به بازار نشر راه یافت و غوغا کرد.

آنچه پراتولینی نگاشته و به تبع آن، تصویری که زورلینی پرداخته، یک روایت پر درد و عام از ایتالیای بعد از جنگ نیست؛ ایتالیایی که به سبب این جنگ هم تاوان داد و هم گناهکار بود. مردم این سرزمین به تبع جنگ یا عزیزانشان را از دست دادند یا این‌که از آنان دور افتادند، اما روایت فیلم به این فجایع ربطی ندارد و در حقیقت یک روایت عام نیست. ما یک اثر بیوگرافیک و روایی خاص و خالص از زندگی خانوادگی قشر متوسط ایتالیایی را شاهد هستیم و اگر چه شروع داستان مربوط به سال 1945 می‌شود ولی اتفاق اصلی ماجرا به سال‌های 1930 مربوط است. جایی که انریکو مجبور است خانواده را ترک کند و برای همیشه پیش مادربزرگ دوست داشتنی خود برود. اتفاق بزرگ همین جا رخ می‌دهد و تفاوت بزرگ این داستان شکوهمند با دیگر داستان‌های مشابه در همین رضایت‌مندی در اصل ماجراست.

در واقع همان‌گونه که انریکو اذعان می‌کند او هرگز از رفتن نزد مادربزرگ نه پشیمان بوده و نه خود را حقیر حس کرده است؛ او فقط چون بدون هیچ‌گونه توضیحی بیرون رانده بودنش، شاکی بود. در عمده داستان‌های اینچنینی و در زندگی واقعی، عضوی از خانواده که در جایی دیگر حتی نزد فامیل‌های نزدیک بزرگ می‌شود در رفتارهای آینده‌اش می‌شود انواع ناهنجاری را احتمالا دید. چنین شخصی ممکن است تا ابد از خانواده‌اش شاکی باشد.

اما در روایت زورلینی این‌گونه نیست. حتی نشان دادن علاقه 2 برادر به یکدیگر نیز عمدتا در سینما یا کاربرد نداشته یا این‌که در ژانر‌های مکملی و زیرگونه‌های جنایی ـ خانوادگی می‌توان این مهم را دید. اما در این اثر کلاسیک، محبت 2 برادر را شاهد هستیم، آن هم در موقعیتی که می‌توان انتظار داشت برادر بزرگ‌تر هیچ پاسخی به برادر کوچک‌تر ندهد.

در زندگی واقعی نیز چنین است. محبت‌های برادرانه در کلام و نوع نگاه و پیگیری روزانه از حال و روز برادر‌ها از یکدیگر روی نمی‌دهد. اگر در فیلم به جای انریکو و لورنزو مثلا سارا و ماری شخصیت‌های اصلی بودند، هرگز خاطرات خانوادگی یک اثر کلاسیک ماندگار در ژانر اجتماعی ـ به معنای کل ـ تبدیل نمی‌شد. در واقع معناشناسی رابطه محبت‌آمیز 2 برادر جدا افتاده از هم باید دارای چنان انگاره‌های خاصی باشد که ارزش رو کردن زندگی آنها را بر پرده سینما داشته باشد. ارزشی که قطعا برای زندگی انریکو لورنزو می‌توان قائل شد.

البته ابتدا معناشناسی رفتار انریکو طی شکل گیری روند داستان برای ما قابل درک نیست. تماشاگر دقیقا تا 10 دقیقه افتتاحیه فیلم نمی‌تواند حدس بزند که داستان چیست. ما فقط متوجه می‌شویم مرد حدود 40 ساله‌ای منتظر یک تماس تلفنی است و نتیجه این مکالمه تلفنی، آواری است که بر سر او ریخته است.

حالا این آوار چه عظمتی و چه پیشینه‌ای دارد را فقط می‌توان با نمادهایی که زورلینی به ما می‌دهد، کشف کنیم. نماد‌هایی مثل شات افتتاحیه فیلم که با یک عکس خانوادگی شروع می‌شود، می‌تواند برگ برنده‌ای برای تماشاگر ششدانگ باشد. نماددیگر، حضور انریکو پس از مکالمه تلفنی در خیابان و در حقیقت فرار او و پناه بردنش به کوچه پس کوچه‌های بشدت خالی و بی‌روح است. جالب اینجاست وقتی او پا به درون آپارتمانش می‌گذارد، باز تفاوتی ندارد و حس و حال خیابان تاریک و خالی و بی‌روح دقیقا در همان چاردیواری منزلش هم قابل درک است. این تاریکی و سردی و خموشی و بیچارگی و زیرآوار رفتن حتما دلیل غایی و محکمی باید داشته باشد.

نوع بازی زیرپوستی و سراسر احساسی و پر از درونگرایی مارچلو ماسترویانی نیز همین مولفه‌ها را برایمان تقویت می‌کند تا به اولین فلاش بک برسیم و خلاص شویم: جایی که لورنزوی نوزاد و انریکوی کودک را می‌بینیم. اولین معرفی برادران در این فیلم.

نوستالژی در خاطرات خانوادگی تنها روایت مسلسل وار انگاره‌ها یا نمایش نمادها نیست. یک ریتم خاص و موزون برای ارائه گذشته‌ای خاص است. گذشته‌ها در زندگی هر آدمی تا دم مرگ با اوست. حال برای برخی، گذشته سرشار از هرچه بوده، مدام جلوی چشمانش است و برای برخی جز تصاویر مبهم چیز دیگری نیست. برای انریکو لحظه‌ای نیست که بتواند خاطرات را فراموش کند. حالا هم که برادرش از دست رفته، نمی‌خواهد چنین کند. اینجاست که فلاش بک‌ها ادامه می‌یابند و بی‌کم و کاست با استادی هرچه تمام‌تر با یک فصل‌بندی و ابتدا و انتهای منطقی برای تماشاگر روایت می‌شوند. در این روایت‌ها حتی می‌توانیم سراغی از نفرت ناپایدار هم بگیریم؛ چیزی که دقیقا در دوروبر هر کسی همیشه وجود دارد.

انریکو وقتی پس از سال‌ها برادرش را پیدا می‌کند، در همان لحظه ناب، تمام نفرت ناپایدارش را بیرون تف می‌کند و روحش را شادابی می‌بخشد. لورنزو نیز خودش را به آپارتمان انریکو می‌رساند و برخورد این دو چنان قوی است (به لحاظ باطنی و معناشناختی و نه به صورت دیداری و ظاهری) که می‌توان پی برد انریکو بهترین برادر بزرگ دنیا برای لورنزوی جوان خواهد بود. ادامه فیلم همانا تعریف زندگی آدم‌هاست. آن زندگی که باید به خاطر ذات انسان وجود داشته باشد نه زندگی‌های درگیر روزمرگی‌های انسان نابود کن.

محبت و عشق و علاقه بی‌شائبه و خشنودی و خوشحال بودن از این نوع روح افزایی واقعی را می‌توانیم در تمام سکانس‌های یک سوم پایانی فیلم شاهد باشیم و در حقیقت یک روایت عام از زندگی نوع بشر را ببینیم که می‌تواند عشق بورزد و نیکویی کند. حتی موقعی که سرطان‌کشنده لورنزو تشخیص داده می‌شود، بازهم این سرزندگی لحظه‌ای از زندگی این دو برادر رنگ نمی‌بازد که هیچ، بلکه تقویت هم می‌شود. این معنای زندگی است. یک روایت کلاسیک بدون هیچ گونه شعارزدگی و نمادگرایی بی‌منطق و دل به هم زن.

مهدی تهرانی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها