به عبارت دیگر، اطلاعرسانی درخصوص مسائل مربوط به خانواده در این برنامه اولویت است و سازندگان بیش از آن که خواست و سلیقه شخصی مخاطب را مدنظر داشته باشند نیاز او را به عنوان عضوی از خانواده بزرگ کشور مورد توجه قرار دادهاند و از همین روست که نقطه نظرات سیاسی هم در ادبیات گفتاری برنامه مشاهده میشود و همه چیز در آن به مسائل مربوط به ارتباط اعضای مختلف خانواده با هم محدود نیست.
در برنامه ترکیبی اردیبهشت، خانواده به معنای جامعه شناختی آن مورد نظر بوده است اگر در این برنامه صحبتی از مسائل روانشناسی نیست و اثر بیشتر رنگ اجتماعی دارد، ریشهاش را باید در همین خاستگاه اولیه برنامه و موضع کلی آن در قبال موضوع مهم خانواده دانست.
البته نحوه پرداختن به این مساله در برنامه اردیبهشت موفقیتآمیز نبوده و برنامه نتوانسته از دام تکرار مکررات و مضامین شعاری و پرکاربرد در ادبیات اجتماعی رهایی یابد و تأثیر مورد نظر خود را در مخاطبی که چه بسا علاقهای به بحثهای اجتماعی ندارد، باقی بگذارد. به عبارت دیگر شکل اجرای این برنامه بیشتر مناسب با پسند ارگانهای سیاسی کشور از کار درآمده تا مناسب با پسند اعضای خانواده و این شاید مهمترین نقطه ضعف برنامهای همچون اردیبهشت باشد که در مرحله ایده و رویکرد اولیه، تفاوتی اساسی با نمونههای مشابه دارد.
اما برای مصداقیتر شدن بحث خوب است به برخی آیتمهای برنامه اشاره کنیم که با همین نگاه اجتماعی و سیاسی به موضوع خانواده تولید و ارائه شدهاند، اما در شیوه اجرا نتوانسته اند متمایز از برنامههای خبری سیما و مستندهای گزارشی تولید شده در بخشهای مختلف خبری تلویزیون باشند.
یکی از آیتمهای خبری برنامه، تهیه گزارش تصویری از همایش دین محوری در خانواده بود که به مناسبت روز تکریم خانواده و در پی آن هفته خانواده سهشنبه اول آذر 1390 برگزار شده بود. در این آیتم با شخصیتهای مختلفی همچون احمدرضا ایمانی رئیس گروه انجمن اولیا و مربیان، فرشته حشمتیان معاون وزیر آموزش و پرورش و علی عزتی مدیر آموزش و پرورش منطقه 9 مصاحبه به عمل آمده بود که این مصاحبهها میان تصاویر همراه با موسیقی از جلسه همایش به صورت متناوب تدوین شده بود و بر موضوع معیارهای سلامت خانواده تکیه داشت. شاید اگر تنها چند نمای کوتاه ولی متفاوت که ارتباطی با این موضوع داشته باشد کنار این تصاویر کلیشهای و رایج به نمایش در میآمد، گزارش از این حالت خبری صرف خارج میشد و ارزش کیفی بهتری پیدا میکرد، اما شاهد بودیم این آیتم تنها با محوریت همین المانهای مرسوم اجرا شده بود و بدون هیچ ویژگی منحصر به فردی به پایان رسید.
نمونه دیگر، تهیه گزارش از نمایشگاه ملی مد و مانتو بود که در فرهنگسرای نیاوران برپا شده است. ابتدا پلاتوی مجری را دیدیم که متنی را درخصوص اهمیت هنر نساجی و طراحی لباس که تأثیر بسزایی در بومی شدن مد و نوع پوشش و در نتیجه مقابله با تهاجم فرهنگی دارد، قرائت کرد. سپس گزارش تصویری از نمایشگاه به صورت پلی بک یا آیتم میانی نشان داده شد که باز هم مثل نمونه قبلی متشکل بود از مجموعه تصاویر خبری از بخشهای مختلف نمایشگاه همراه با مصاحبه با شخصیتهای مربوط مثل عیسی کشاورز سرپرست کارگروه سازماندهی مد و لباس، فاطمه رهبر نماینده مجلس و 2 تن از هنرمندانی که آثار طراحی لباس آنها در این نمایشگاه به معرض نمایش گذاشته شده بود. متأسفانه مضمون کلی همه این گفتوگوها نیز یک موضوع ثابت بود که حتی تفاوت بارزی هم در نحوه بیان آنها مشاهده نمیشد، حال آن که بیتردید هستند کسانی که حرفهای تازه و جالب توجهی درخصوص اهمیت این قبیل نمایشگاهها دارند و مصاحبه با آنها میتواند رنگ و بوی دیگری به گزارشهای این چنینی بدهد و باعث شود مخاطبی که در مرحله نخست مخالف این نوع نمایشگاهها و تأکیدات رسانهای مبنی بر حفظ عفاف و حجاب و پوشش بومی است او نیز در انگارههای پیشین خود تجدید نظر کند و با نگاه دیگری به این موضوع اجتماعی مهم جامعه بنگرد.
یکی دیگر از آیتمهای گزارشی برنامه که در مقایسه با 2 نمونه قبل از کیفیت ساختاری بهتری برخوردار بود به سومین دوره کاروان کتاب ـ که به مناسبت هفته کتاب و کتابخوانی برگزار شده بود ـ اختصاص داشت. آنچه این آیتم را از دیگر نمونهها متمایز کرده تأکید و تمرکز بر یک شخصیت محبوب و دوست داشتنی با نام استاد نیرزاده بود که هم در پلاتوی مجری، هم در نماهای بصری و هم در مصاحبه با شخصیتهای مختلف فرهنگی مورد توجه قرار گرفته بود. ابتدا مجری برنامه خاطرهای داستانوار از شیوه تدریس حروف الفبا توسط استاد نیرزاده را برای بینندگان قرائت کرد و سپس ما در تصاویر گزارشی این بخش، چهره این استاد برجسته را در حال تدریس نمایشی حروف الفبا به شاگردان مقطع ابتدایی ملاحظه کردیم. در این بخش از یک طرف با معاون فرهنگی هنری شهرداری منطقه 22 مصاحبه شده بود و از طرف دیگر با امیرمحسن نیرزاده، فرزند استاد که او نیز راه پدر را ادامه داده و در این گردهمایی، حروف الفبا را به شکل نمایشی به کودکان حاضر در جلسه آموزش میداد. انتخاب این شخص بخصوص برای مصاحبه، پس از آن مقدماتی که در زمینه معرفی شخصیت استاد نیرزاده ارائه شده بود، نقطه عطفی در روند این آیتم گزارشی به حساب میآمد که باعث میشد کار به کلی حال و هوای متفاوتی از برنامههای خبری صرف پیدا کند. کودکانه بودن فضای این آیتم و کمرنگ بودن وجه سیاسی آن و در عوض تکیه بر الگوسازی اجتماعی برای آموزگاران از دیگر ویژگیهای مثبت این آیتم به شمار میرفت که باعث شده بود این بخش از برنامه جدا از انجام مسوولیت اطلاعرسانی و آموزش، به دل مخاطب هم بنشیند و تماشای آن برای بیننده با لذتی ویژه همراه باشد.
در پایان لازم است به کارگردانی تلویزیونی نماهای استودیویی برنامه و دکور خوب و مناسب آن هم اشاره کنیم که مهمترین مزیت بصری برنامه به حساب میآید. عناصر مرتبط با موضوع برنامه با دقت و وسواس قابل توجهی در صحنه چیده شدهاند، طرح میز و مبل راحتی در عین زیبایی بصری صمیمیت لازم برای یک برنامه خانواده را دارد، رنگها در عین حال که شاد و پرطراوت هستند، فضا را سبک و سطحی جلوه نمیدهند و طراحی خطی پسزمینه دکور هم که کودکی را در آغوش پدر و مادرش به تصویر کشیده کاملا حرفهای و مناسب با حال و هوای اجتماعی و خانوادگی برنامه است. لوگوی برنامه هم که واژه اردیبهشت را به صورت اصیل آن یعنی اردیبهشت به تصویر کشیده و از فونت قدیمی نخستین آثار مطبوعاتی ایران برای نگارش این واژه بهره برده، از دیگر نکات جزئی ولی مهم و تأثیرگذار در استاندارد جلوه کردن ساختار برنامه است.
محمد کامیار
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم