در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
این وضعیت تداعیکننده قیمت ارز در اواخر جنگ و کمی پس از پایان جنگ است که دولت به خاطر کمبود ارز و کاهش فروش نفت مجبور بود ارز را گاه به 4 تا 6 قیمت بفروشد. مثلا ما یک ارز 175 تومانی برای واردات مواد غذایی، دارویی، بهداشتی و غیره داشتیم و بقیه نیازها به قیمت 300 تومان تامین میشد. پس از پایان جنگ و با بهبود نسبی درآمدهای ارزی مرحوم دکتر محسن نوربخش، رئیس کل وقت بانک مرکزی دریافت که رانت ناشی از تفاوت قیمت ارز دولتی و آزاد به کشور دارد ضربه میزند و منابع ارزی گرانقیمت را هدر میدهد.
او دریافت که باید نرخ را به گونهای تعیین کند که تفاوت از بین برود و راهحل را در یک اقدام شجاعانه دید. او به یکباره قیمت ارز را حدود 75 درصد افزایش داد و از 300 تومان به 525 تومان رساند. آنگاه ارز کافی به بازار ریخت و به همگان اعلام کرد به قیمت جدید، هر قدر ارز بخواهند در اختیارشان قرار خواهد گرفت. ما به عنوان صادرکنندگان دیدیم و شاهد بودیم که این شجاعت چگونه جواب داد و برای 15 سال کشور را در ثبات نگه داشت و علاوه بر کاستن از قیمت کاذب ارز، تقاضای نامعقول ارز را نیز از بین برد.
اکنون و به هر دلیل، بانک مرکزی در وضعیتی مشابه اواخر جنگ قرار گرفته است؛ چراکه تفاوت فاحشی میان نرخهای مختلف ارز وجود دارد و این تفاوت به ضرر کشور و به سود رابطهبازان است، یعنی هر کسی دارای قدرت ارتباطی با بانکها و بانک مرکزی است، میتواند با ترفندهایی ارز دولتی را گرفته و در بازار آزاد به فروش برساند. این رابطهبازان هر شخص حقیقی و حقوقی میتوانند باشند. از افرادی که عاملیت توزیع ارز دولتی را برعهده دارند تا شرکتهای بزرگ دولتی.
به این ترتیب فقط منابع ارزی کشور است که از این محل هدر میرود و نقدینگی سرگردان بازار را آشفته میکند. مطمئنم در این چند ماهی که بازار ارز آشفته شده، میلیاردها تومان سود به جیب واسطهها رفته است. لذا تجربه من میگوید بانک مرکزی نیاز به یک اقدام شجاعانه دیگر دارد و باید قیمت ارز را به گونهای افزایشی تعیین کند که تفاوت نرخهای موجود از بین برود. به طور مشخص پیشنهاد میکنم بانک مرکزی قیمت ارز را بین 1200 تا 1300 تومان در رقمی حدود 1250 تومان تعیین و اعلام کند با این قیمت به هر کس به هر میزان که بخواهد ارز خواهد داد. به بانک مرکزی میگویم افزایش قیمت ارز و یکسانسازی آن در شرایط فعلی از جهات مختلف به نفع کشور است. اولا از رشد تورم تحت تاثیر رشد قیمت کالاهای وارداتی جلوگیری میکند، ثانیا نقدینگی را مهار کرده و با رساندن این علامت به بازار ارز که چون رانت ناشی از تفاوت، دیگر وجود ندارد، حضور در بازار ارز بهصرفه نیست، نقدینگی را از این بازار به بیرون هل میدهد و ثالثا باعث حفظ ذخایر ارزی کشور خواهد شد.در شرایطی که تحریمها، اقتصاد کشور را تهدید میکنند، نرخ بالای ارز به نفع اقتصاد کشور است؛ چراکه تقاضا برای خرید و مصرف ارز را کاهش داده و ذخایر ارزی کشور را حفظ میکند. لذا پیشنهاد روشن و مشفقانه من به عنوان فردی که سالهای سال با دولتهای مختلف و شرایط اقتصادی مختلف از جنگ تا تحریم کار کرده، این است که بانک مرکزی شجاعتی دیگر به خرج دهد و نرخ ارز را با افزایشی معقول یکسان کند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: