دیدگاه

بررسی یک پدیده
کد خبر: ۴۴۵۱
آنچه طی هفته های اخیر درباره پرونده "شهرام جزایری " گفته و شنیده می شود، اگر چه مقداری هم با اغراق همراه است ، همچنان او را در حد یک "پدیده " قابل مطالعه مطرح می کند. جوان حدودا30 ساله ای که طی کمتر از ده سال از مغازه بستنی فروشی پدرش به میلیاردها تومان ثروت دست یافته است و با تعدادی از نمایندگان مجلس ، فرزندان مسوولان ، مدیران بانکها، مدیران دستگاههای اجرایی ارتباطات تنگاتنگ و موثر داشته است.اگر ثروت در اختیار شهرام جزایری ناشی از کارآفرینی و تولید ثروت از راههای قانونی و مشروع بود، نه تنها مستحق کیفر و مجازات نبود، بلکه ارزش تشویق و تقدیر و ارایه به عنوان یک الگو را هم داشت ، اما از آنجا که مطابق اطلاعات موجود این ثروت ناشی از اقدامات غیر قانونی یاشبه قانونی است نیازمند بررسی دقیق و پیگیری های همه جانبه است.بدون تردید جزایری در مسیر خلاف خود، دارای نبوغ و استعداد ویژه ای بوده است ؛ اما از منظری عمیقتر آنچه مهم است بسترهایی است که "پدیده جزایری " را محقق ساخته و یا استعداد او را بالفعل کرده است . به نظر می رسد این عوامل در بروز چنین پدیده ای نقش موثر داشته اند.پیوند ثروت با قدرت : یکی از آفت های هر جامعه ای ایجاد رابطه معنی دار بین ثروت و قدرت است . یعنی این که ، کسانی از طریق ثروت بتوانند به قدرت برسند یا در جهت دادن به آن نقش داشته باشند و یا کسانی از مجرای قدرت بتوانند به ثروت دست یابند.اگر چنین ارتباطی تحقق بیابد هم امکان تولید ثروت نامشروع وغیرقانونی فراهم می شود و هم امکان تولید قدرت نامشروع . یکی از فلسفه های عمیق مبارزه با فساد را در این نکته باید جستجو کرد.اشکالات ساختار اقتصادی : هر گاه ساختار اقتصادی در کشوری نابسامان باشد و صاحبان فکر یا صاحبان ثروت و یا صاحبان مدیریت نتوانند از راههای قانونی از سرمایه خود بهره ببرند، دو معضل عمیق در جامعه بروز پیدا می کند؛ معضل اول معطل ماندن سرمایه های قانونی و به هدر رفتن آنهاست و معضل دوم رقابت گریزی است که از آن با" رانت " یاد می کنیم . هر نوع فعالیت انحصاری ، ایجاد کارتل و فعالیت های مستقیما غیر مولد در این چارچوب قرار می گیرند.نابسامانی فرهنگی : یکی از بسترهای مهم "پدیده جزایری " را در بخش فرهنگ حاکم بر جامعه باید جستجو کرد. در این بستر ارزشها وضد ارزشها و هنجارها و نابهنجارها در جهت گیری جامعه تاثیر بسزایی دارد.اگر در جامعه ای پدیده هایی مانند کسب ثروت نامشروع ، اشرافی گری ، بی عدالتی و انواع فساد ضد ارزش تلقی شوند، زندگی و جهت گیری آحاد جامعه یک جور سامان می یابد و اگر همینها ارزش ارزیابی شوند و به هنجار تبدیل شوند، جهت گیری جامعه و آحاد آن بگونه ای دیگر خواهد بود. با تاسف باید گفت ساماندهی فرهنگی کشور به رغم هشدارهای رهبری خصوصا از دهه دوم انقلاب به سمتی منحرف شد که حتی اصطلاحاتی مانند طاغوت ، مستضعف ، معنویت ، تقوا، ساده زیستی ، کاخ نشینی ، بسیجی که حامل بار ارزشی بودند، بتدریج از عرصه ادبیات رایج حذف شدند و عناوینی مانند مرفهین ، صاحبان ثروت ، اقشار آسیب پذیر، تکنوکرات که یا فاقد بار ارزشی هستند و یا ارزشهایی متفاوت از ارزشهای گذشته را با خود حمل میکنند، جایگزین شدند.اگر القائات و آثار فرهنگ مهاجم و پول محور غرب و به صحنه آمدن یک نسل جدید را به این معادله اضافه کنیم ، ریشه های وضعیت نابسامان فرهنگی ، اجتماعی امروز را می توان تا حدودی شناخت. دست بیگانه : تردیدی نیست که بیگانگان نسبت به این انقلاب هیچگاه نگاه مثبتی نداشته و نخواهند داشت آنها از بدو نهضت تاکنون تلاش کرده اند از هر فرصتی برای ضربه زدن به انقلاب بهره برداری کنند. ایجاد و گسترش فساد در حوزه های مختلف می تواند یکی از راهکارهای موثر آنها در انحراف انقلاب باشد. در پرونده شهرام جزایری خصوصا با توجه به آنچه از ارتباطات گسترده وی با منسوبین به برخی مسوولان یا برخی نهادهای حاکمیت شنیده شده است ، احتمال نفوذ و حمایت از سوی سرویس های اطلاعاتی بیگانه را نباید از نظر دور داشت.به هر حال امید داریم پرچم مبارزه با فساد که تقریبا در آغاز دهه سوم انقلاب با قدرت به اهتزاز درآمده است و غالب شدن گفتمان عدالت را نوید می دهد در برابر طوفان ها همچنان پا بر جا بماند. پرونده جزایری در این میان یک نمونه است که نباید همه چیز به آن ختم شود، ولی می تواند نقطه آغاز نوید بخشی باشد.
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها