هرچند برخی شخصیتهای سیاسی و رسانهای نزدیک به تشکیلات خودگردان فلسطین با چربزبانی و در تلاش برای سرپوش گذاشتن روی شکست بزرگ پروژه عباس سعی میکنند از کاربرد لفظ «شکست» خودداری کنند؛ اما واقعیت این است که نتیجه این پروژه چیزی جز ناکامی و ناامیدی و به بنبست رسیدن تمامی تلاشها نبود. اگر بخواهیم دنبال مقصر در این ماجرا و دلایل شکست بگردیم، باید بگوییم که نخستین دلیل شکست ضعف آشکار تشکیلات خودگردان در مدیریت پروژه مذکور و یکجانبهگراییها در این اقدام دیپلماتیک و تلاش برای حذف و نادیده گرفتن دیگر گروههای فلسطینی و اتکای صرف به برخی مشاوران و اطرافیان ناکارآمد بود که تنها به فکر منافع شخصی و گروهی خود هستند.
این وضعیت حتی نبیل عمرو از رهبران و اعضای برجسته کمیته مرکزی جنبش فتح را بر آن داشت تا خواستار تغییر و تعویض چنین افرادی شود. البته انتظار میرفت که سیاستمدار باتجربهای مثل وی، محمود عباس را از یکجانبهگرایی برحذر داشته و خواستار بررسی دقیق و عمیق پروژه مذکور به منظور دستیابی به نتایج مثبت در آینده شود.
واقعیت این است که ما امروز در مقابل یک بازی رسانهای فاقد اصول حرفهای قرار داریم و پس از اینکه چاپلوسان عباس در مرحله قبل از مراجعه تشکیلات خودگردان فلسطین به سازمان ملل مبالغه و بزرگنمایی زیادی درباره این اقدام کردند و از آن به عنوان تولدی جدید برای فلسطین یاد نمودند، حال سعی در سرپوش گذاشتن روی شکست این پروژه و مطرح کردن منطقی عجیب و غریب در این رابطه دارند؛ منطقی که شباهت زیادی به استدلال سران جهان عرب و پیروزی جلوه دادن شکستهای خود دارد. مقامات رامالله و برخی سران جهان عرب چنین ادعا میکنند که دولت آمریکا در مدیریت جهانی شکست خورده است اما باید دانست همانند کبک سر در برف کردن هیچ دردی از تشکیلات خودگردان را دوا نمیکند.
به هر حال باید قبول کرد که این هم یکی دیگر از موارد شکست سیاستهای عباس و امید بستن به نهادهای بینالمللی است که قبلا بارها و بارها ناکامی این روشها اثبات شده است. عقل حکم میکند که از این تجارب و رویدادها درس عبرت بگیریم. ایراد اصلی سیاستهای سازمان آزادیبخش فلسطین (ساف) این است که تا حد زیادی سعی در کسب اعتماد و تعامل و به عبارت بهتر تسلیم مقابل آمریکا به عنوان ابرقدرت جهانی داشته و همواره هم نتایج خفتبار عایدش شده است. نکته تاسفآور این است که این همه امتیازدهیهای عباس به آمریکا هیچ نتیجهای دربر نداشته و کاخ سفید کمترین حد خواستههای طرف فلسطینی را نیز برآورده نکرده است. از همین رو، ما امیدواریم که وی تا اندازهای به خود آمده و از خواب غفلت بیدار شود و بیش از این برای حل منازعه فلسطینی ـ صهیونیستی به آمریکا دل خوش نکند؛ بلکه مواضعی شجاعانه مقابل اراده آمریکا اتخاذ کرده و به صورت کامل از پروژه آمریکایی دست بشوید.
انکار شکست
خطر انکار چنین شکستی این است که تشکیلات خودگردان و عباس باز هم این آرزوها و رویاها را در سر خواهند پروراند و واقعیتهای فاجعه باری را که هر روز بیش از پیش وضعیت را به نفع دولت عبری تغییر میدهند، از جمله شهرکسازیهای بیشتر و تخریبهای افزونتر نادیده گرفته میشود.
مساله جالب توجه دیگر در این میان، تغییر قابل ملاحظه در گفتمان رسانهای و لحن سیاسی رئیس تشکیلات خودگردان فلسطین پس از شکست پروژه وی در کسب عضویت فلسطین در سازمان ملل است؛ به طوری که دیگر اثری از آن تهدید به استعفاها نمیبینیم؛ بلکه برعکس، کاملا این مساله و همچنین ادعای خود درباره انحلال تشکیلات خودگردان فلسطین را نفی و تکذیب و با آرامش بیشتری با حوادث و ناکامیها برخورد میکند و هیچیک از تهدیدهای خود در قبال احتمال مخالفت شورای امنیت با درخواست عضویت فلسطین را عملی نمیسازد.
نکته: ایراد اصلی سیاستهای ساف این است که تا حد زیادی سعی در کسب اعتماد و تعامل و به عبارت بهتر تسلیم مقابل آمریکا به عنوان ابرقدرت جهانی داشته و همواره هم نتایج خفتبار عایدش شده است
این بیتوجهی در قبال شکستهای سیاسی باعث ترس و نگرانی خواهد بود و ما بیم آن داریم که مقامات فلسطینی، توجهی به تحقق دستاوردهای واقعی برای ملت فلسطین نداشته باشند و اقدامات آنها فاقد هرگونه دیدگاه و رویکرد روشنی باشد. به عبارت دیگر، تشکیلات خودگردان اهتمام جدی برای تحقق اهداف ملت فلسطین نداشته و اگر نگوییم که مقامات فلسطینی از مواضع خود عقبنشینی کردهاند، باید بگوییم در مقابل مقاماتی قرار گرفتهایم که جسارت تکمیل طرحها و اقدامات خود را ندارند و موضع آنها بشدت ابهامآمیز است.
اهتمام و توجه همیشگی محمود عباس به طرفهای خارجی و بیتوجهی وی به طرفهای داخلی، یکی از مهمترین اشکالات عملکرد سیاسی وی به حساب میآید که همواره باعث شکست و ناکامی وی شده است. کاملا جای تعجب دارد که وی بیش از اینکه در مقر خود در شهر رامالله باشد، در خارج و در سفر به کشورهای مختلف به سر میبرد؛ به طوری که برخیها معتقدند وی اطلاع کاملی از حوادث و رویدادهای فلسطینی ندارد و گزارشهای منابع و مراجع وابسته به وی نیز نمیتواند اطلاعات زیادی در اختیار وی قرار دهد.
تاکید بر آشتی ملی
در این شرایط، بهترین کار این است که عباس تا اندازهای تحرکات خارجی و سفرهای دورهای خود به کشورهای دیگر را کاهش داده و اهتمام زیادی به ساماندهی امور داخلی فلسطین نشان دهد که در سایه سیاستهای اشتباه و دلخوش کردنهای وی به طرف آمریکایی بشدت اوضاع نابسامانی را تجربه میکند. وی باید اقدامی جدی برای اصلاح و جبران اشتباهات خود انجام دهد و این اصلاحات را از راس هرم که همان سازمان آزادیبخش فلسطین باشد، آغاز کند و تا قاعده هرم ادامه دهد تا این نهاد فلسطینی بتواند خطمشی و راهبرد فلسطینی کاملی را برای مقابله با چالشهای بینالمللی و خیرهسری آمریکا و تحقق خواستههای بحق خود در زمینه احقاق حقوق حقه فلسطینیان اتخاذ کند.
زمان آن رسیده است که عباس تعامل جدی با پرونده آشتی ملی داشته و اقداماتی عملی را برای احیای وحدت و پایان دادن به شکاف داخلی فلسطین ارائه دهد؛ چراکه همان طرفی که مانع از تحقق آشتی ملی در فلسطین میشود، همان عامل شکست طرح عباس برای عضویت فلسطین در سازمان ملل بود و در مقابل همواره حامی و پشتیبان دولت عبری است و در عین حال، در روز روشن با نزدیکی جنبشهای فتح و حماس مخالفت و با قطع کمکهای خود به تشکیلات و توقف تعامل سیاسی خود با این نهاد از آن باجگیری میکند.
به نظر میرسد، عباس اکنون فرصتی تاریخی برای شکستن قید و بندهای آمریکا و خارج کردن طناب بردگی کاخ سفید و دست زدن به اقدامی جدی در زمینه آشتی به وجود آمده است و جا دارد که برای دیدار خالد مشعل، رئیس دفتر سیاسی جنبش مقاومت اسلامی حماس و محمود عباس آرزوی موفقیت کنیم، به این امید که آنها بتوانند در این دیدار استراتژی مشترکی را برای پایان دادن به شکاف داخلی و احیای وحدت ملی و ساماندهی کامل نهادهای فلسطینی اتخاذ کنند؛ زیرا تا زمانی که شکاف داخلی و ضعف ساف ادامه داشته باشد، نمیتوان انتظار پیروزی واقعی تحرکات فلسطینی را داشت.
روزنامه فلسطین* / مترجم: یوسف رضازاده
* روزنامهای است که تنها در باریکه غزه توزیع میشود و تشکیلات خودگردان اجازه انتشار آن در کرانه باختری را نمیدهد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم