در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
از یاد رفته فارغ از این ویژگی به واسطه مضمونی آشنا و تجربه شده در زیست ـ جهان بسیاری از تماشاگران ایرانی و البته ساختار بصری قدرتمند که دریک زیباییشناسی ظریف ترسیم شده در همان قسمتهای اولیه توانست نظر بسیاری از مخاطبان را جذب کند. تهران گریزی و پرهیز از یک سریال آپارتمانی و شهری در کنار تصاویری چشمنواز از زیباییهای طبیعت شمال را نیز نباید در این موفقیت بیتاثیر دانست. به این موارد حضور یک ستاره سینمایی در یک سریال تلویزیونی را اضافه کنید؛ هرچند حضور ابتدایی محمدرضا فروتن در نقش شمسالله پدر مرتضی چندان دلچسب و باورپذیر نیست و بازی او تصنعی و تیپیکال به نظر میرسد.
تجربه همکاری فروتن با حسنپوررا در فیلم وقتی همه خواب بودند میتوان دلیل اصلی این گزینش دانست. آنچه به عنوان بنمایه معنایی و هسته اصلی قصه است استحاله رفتاری و ایدئولوژیک مرتضی است که به واسطه تجربه دنیای مدرن از اصالت بومی و فراتر از آن تعهد انسانی خویش فاصله میگیرد و البته به مرگ تدریجی رویاهای گلرخ دامن میزند. «از یاد رفته» صرفا یک قصه شخصی و درواقع شخصیتنامهای نیست بلکه بخشی از واقعیت اجتماعی درباره قشر تحصیلکرده و فرهیخته را به تصویر میکشد که در کشاکش زندگی و کشمکش با خویش به دیگربودی تلخ تن میدهند. البته سریال اکنون درحال مقدمهچینی و بسترسازی و بسط دراماتیک شخصیتهای خود است تا به موقعیت اصلیاش که پیام قصه در دل آن پردازش میشود به نقطه اوج خود نزدیک شود.
قصه از یاد رفته در جغرافیای شمال اتفاق میافتد اما شخصیتها نهتنها لهجه و گویش محلی ندارند بلکه نشانهشناسی ظاهری آنها نیز لحاظ نشده و صرفا به پوشش مردان و زنان در آن منطقه بسنده شده است. این درحالی است که کرم با بازی رضا ناجی با لهجه غلیظ ترکی حرف میزند و البته حضور او در سرزمینهای شمالی و همزیستی با مردم شمال گاهی سنخیت نمایشی پیدا نکرده و گویی برای جذابیت بیرونی قصه به اثر الصاق شده است. اما قصه و شیوه روایت و وجوه بصری و فرم بیرونی سریال به گونهای طراحی و کارگردانی شده که بدون شک از یاد رفته را میتوان یک سر و گردن از مجموعههای در حال پخش دیگر بهتر دانست. اگرچه ریتم قصه در جاهایی کند میشود اما سریال به هوشمندی داستان خود را بسط داده و موقعیتهای تعلیقآفرین خود را با حوصله و صبری هنرمندانه تبیین میکند.
مهمترین ویژگی مجموعه تلویزیونی «از یاد رفته» را باید فرار از پایتختنشینی و توجه به طبیعت زیبای شمال کشور دانست، این ویژگی سبب شده تا مخاطبان قصه این مجموعه را دنبال کنند.
تمرکززدایی از پایتخت و بردن فضاهای مجموعههای تلویزیونی به شهرهای مختلف کشور سیاست مثبتی است که در چند ماه اخیر در شبکههای سراسری سیما دیده میشود.
روایت داستانهای مجموعههای تلویزیونی در شهرها و روستاهای کشور سبب میشود تا بیننده از فضای بسته آپارتمانی و لوکیشنهای ثابت شهری دور شود و کارگردان با بهرهگیری از فضاهای متعدد و ترسیم جغرافیای شمال کشور، فضای جدیدی را مقابل بینندگان قرار دهد. روایت قصهای در شمال کشور و تداوم آن تا تهران و حتی خارج از کشور به همراه قاببندیهای خوب تصویربردار سبب شدند تا ظرفیت دراماتیک قصه و حس زیباییشناسی بینندگان تقویت شود.
مخاطبان سریالهای تلویزیونی که همواره در این آثار با فضای بسته آپارتمانی و زندگی پر تلاطم شهری رو به رو بودند، این بار با یک زندگی روستایی و زیباییهای آن رو به رو شدند که دیدن این صحنهها برای آنان آرامش بخش است. کارگردان در استفاده از بازیگران و محیطی که روایت داستان بر آن تمرکز دارد، موفق عمل کرده و به این ترتیب، این مجموعه به یکی از مجموعههای پرمخاطب تلویزیونی تبدیل شده است.
داستان قصه چندان بکر نیست زیرا بینندگان در مجموعه تلویزیونی «مرگ تدریجی یک رویا» نیز شاهد استحاله فرهنگی شخصیتهای داستان بودند و در این سریال نیز با تم مشابهی نسبت به سریال فریدون جیرانی رو به رو هستیم. نباید در روایت استحاله فرهنگی شخصیتهای داستان دچار اغراق و شعارزدگی شد زیرا بیننده تصور خواهد کرد هر تغییری فینفسه امری بد و مذموم است.
تغییر و تحول در ذات انسانها بوده و نمیتوان از آن گریخت بلکه باید تلاش کرد تا افراد در خلال این تغییرات، اصالت خود را حفظ کنند.
اما در رابطه با حضور محمدرضا فروتن در این سریال باید گفت حضور بازیگران سینمایی در قاب تلویزیون، اتفاق مبارکی است که میتواند به یک تجربه مثبت در عرصه سریالسازی منتهی شود و به ارتقای استانداردهای تولید مجموعههای تلویزیونی کمک کند.
سپنتا امانپور
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: