دقایقی بعد یک تیم از ماموران خود را به محل حادثه رسانده و ساختمان نیمهکاره را به محاصره خود درآوردند. تیمی نیز برای بررسی شلیکها وارد خانه موردنظر شده و با جسد یعقوب ـ مرد صاحبخانه ـ همسرش یاسمن و پسر او حسام روبهرو شدند. قربانیان هدف شلیک گلوله قرار گرفته و جان باخته بودند. با توجه به احتمال قتل چهارمین عضو این خانواده، ماموران با مرد جنایتکار وارد مذاکره شده و پس از آرام کردن او را با اسپری اشکآور دستگیر کردند.
در جریان تحقیقات مشخص شد عامل جنایت به نام سامان، خواهرزاده یاسمن است که برای انتقامگیری دست به این جنایت زده است.
او درباره انگیزهاش از قتل گفت: مدتها قبل به دخترخالهام شیما علاقهمند شدم. او دختر خوبی بود و من قصد داشتم با او به رویاهایم برسم. چند بار به خواستگاریاش رفتم، اما خالهام حاضر نبود دخترش را به من بدهد. با وجود مخالفتهای آنها من دست بردار نبودم تا این که خالهام به خاطر مزاحمت از من شکایت کرد و من را به زندان انداخت. این کار باعث شد در زندان نقشه انتقامگیری از او را طراحی کنم. چند ماه بعد وقتی آزاد شدم یک کلت خریدم و با آن به خانه خالهام رفتم.
متهم افزود: وقتی خالهام در را باز کرد، تفنگم را به طرفش گرفتم و از او خواستم داخل خانه برود. وقتی او وارد اتاق شد. کلت را به سویش نشانه گرفتم و شلیک کردم. شوهر و پسر او با شنیدن صدای گلوله به طرفم آمدند، اما من به طرف آنها هم تیراندازی کردم. در ادامه برادرزاده شوهرخالهام را که در آنجا بود به گروگان گرفتم و به ساختمان نیمه کاره رفتم.
پس از اعتراف خواستگار شکستخورده و اعتراف به این جنایت، پرونده با تکمیل تحقیقات به شعبه پنجم دادگاه کیفری استان فارس فرستاده شد و قضات دادگاه کیفری استان فارس پس از 2 جلسه محاکمه سامان را به 3 بار قصاص و زندان محکوم کردند. در ادامه پرونده به دیوان عالی کشور ارسال شد و قضات شعبه 32 دیوان عالی کشور حکم را تایید و برای اجرا به دادگستری استان فارس بازگرداندند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم