گفت‌وگو با فاضل نظری به بهانه تجلیل از او در جشنواره شعر جوان انقلاب

هنوز به تعریفی از شعر نو نرسیده‌ام

فاضل نظری، شاید سرشناس‌ترین غزلسرای جوان ایران باشد. او را با سه‌گانه «آن‌ها»، «گریه‌های امپراطور» و «اقلیت» می‌شناسیم. فاضل نظری، زبان تغزلی شعر را خوب می‌شناسد و شاید به همین خاطر است که هنوز نتوانسته سپید نوشته‌هایش را با مخاطبانش به اشتراک بگذارد. هر چند حضور مداوم این شاعر در همه عرصه‌های شاعرانگی، بخصوص در اطراف و اکناف حوزه هنری، مدتی قبل طنزسرایان را به شوخی ادبی با بودن‌های همیشگی نظری واداشت، اما فاضل نظری، در میان جوانان طرفداران و منتقدان جدی دارد. تجلیل از او در جشنواره شعر جوان انقلاب بهانه‌ای شد تا پای صحبت‌های او بنشینیم.
کد خبر: ۴۳۸۷۲۲

آقای نظری، حال و هوای غزل جوان ایران این روزها چطور است؛ آیا برای این فصل هوای آفتابی پیش‌رو می‌بینید؟

من در حالت کلی به پدیده‌های گوناگون نگاه بدبینانه‌ای دارم. با این حال این روزها شعر‌هایی می‌شنوم که اگر بخواهم واقع‌بین باشم باید بگویم «بوی بهبود ز اوضاع جهان می‌شنوم» حجم بسیار گسترده‌ای از غزل این روزها سروده می‌شود و طبیعی هم هست که بیشترین تولید از سوی جوان‌تر‌ها باشد. شاعران ما در حال طی مسیری هستند که خوشبختانه آنها را به ساحت پرشکوه غزل نزدیک می‌کند. من دهه هفتاد را برای شعر ایران دهه مبارکی می‌دانم، زیرا در این دوره کوتاه بود که پیشانی غزل به سنگ خورد؛ سرایندگان وارد خیابان‌هایی شدند که به کوچه‌های بن‌بست ختم می‌شد. طبیعی است که این تجربه‌های ناصواب در دهه پیشین به عنوان درس‌های شعر ثبت شده و دیگر تکرار نخواهند شد.

خب این که خبر خوشی است، اما این درس‌ها به طور مشخص چه بود؟ دستاورد دهه هفتاد برای شاعران دهه هشتاد و حالا دیگر نود چیست؟

ببینید تغییرات در عرصه معناست و نه در فرم. این بازگشت به ساحت معنا نمره فکری شعر را در دهه هشتاد بهتر کرده است. این روزها شاعران دیگر محدود به بازی کردن با واژگان و حرکات‌هایی این چنین نیستند. امروز شاهد آن هستیم که شعر بسیاری از جوان‌ها از لحاظ فرم شبیه به هم است، اما تفاوت تنها در بخش اندیشه و معنا، نشان‌دهنده تفاوت‌های دنیای شاعران است. این تحول در خور توجه است و اتفاق بسیار خجسته‌ای به حساب می‌آید. این رگه‌های تفکر و اندیشه را باید جدی گرفت و در بررسی شعر جوان یا شاید نوجوان به حساب آورد.

حالا اگر بخواهیم شعر را به عنوان یک رسانه با مختصات ویژه بپذیریم، از شعر جوان ما چه پیامی برای دنیا مخابره می‌شود؟

البته من با این که شعر را یک رسانه بدانیم چندان موافق نیستم. همان طوری که با جبهه‌گیری سریع و صیقل نخورده برخی شاعران مخالف هستم. این روزها برخی گمان می‌کنند بعد از هر پدیده اجتماعی باید بلافاصله شعر بگویند و این را افتخار می‌دانند. این نیروی واکنش سریع در برابر اتفاقات، کیفیت شعر را کاهش می‌دهد زیرا شعر باید در گذر زمان خلق شود و نه ناگهانی و بدون تفکر.

البته صرف‌نظر از شعارهای ناگهانی و گروهی که خودشان را موظف به تولید آن و جهتگیری در برابر رویداد‌ها می‌دانند، معنا از دید یک مسلمان امروز ایرانی، چیزی است که از شعر این روزهای ما باقی خواهد ماند.

با این حساب می‌توانید مقایسه‌ای هم میان قالب‌های کلاسیک و نو در این روزهای روشن شعر ارائه دهید؟

یکی از ویژگی‌های دنیای امروز آن است که به «نو بودن» و «کهنه بودن» همزمان اصالت داده است. نو بودن به معنای خوب بودن و کهنه بودن به معنای بد بودن نیست. هیچ یک از ما پدرمان را به خاطر این که انسانی از نسل قدیم است دور نمی‌اندازیم. در این منظومه معرفتی، قدیمی بودن موجب تعالی و خفت نیست. آنچه که مهم است فضایی است که شعر در آن سروده شده و البته باید به سنخیت با ظرفیت‌های زبان فارسی و اقبال مردم نیز توجه کرد. بنابراین نتیجه می‌گیرم که قالب به طور کلی ملاک عمده‌ای محسوب نمی‌شود.

هر چه باشد ما تاکنون شعر سپید و نیمایی از شما ندیده‌ایم. آیا این به دلیل تعلق خاص شما به شعر کلاسیک نیست؟

ببینید من هنوز به تعریفی از شعر نو نرسیده‌ام. چیزهایی هم نوشته‌ام که به شعر شبیه نمی‌دانم و به همین دلیل هنوز به کسی نشان نداده‌ام. البته بگذارید این را هم پنهان نکنم که به نظرم قالب کلاسیک با ظرفیت‌های زبان فارسی سازگارتر است.

حقیقت این است که این روزها، وزن و قالب به معنای کلاسیک آن مطرح نیست. عده‌ای این موضوع را معلول گسترش اینترنت می‌دانند. هرکس که اندیشه‌ای دارد آن را با چینش خاصی از واژگان که لزوما هم منظوم نیست بیان می‌کند. این سروده‌ها را شعر نامیده و در قالب کتاب نیز منتشر می‌شود!

عنصر اصلی در شعر قطعا وزن و قافیه نیست. تفاوت میان نظم و شعر هم که از گذشته‌ها محل بحث بوده از همین ناشی می‌شود. شاید کسی هنر به نظم کشیدن کلمات را داشته باشد، ولی نتوان او را شاعر دانست. آنچه از کلمات شعر می‌سازد وزن و قافیه نیست بلکه اندیشه و عاطفه بالنده شاعر است.

الناز اسکندری / جام‌جم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها