هفته تربیت‌بدنی و ورزش هر سال سوت و کور برگزار می‌شود

سهم مردم از برنامه‌های ورزشی چقدر است؟

چندی پیش در آغاز فصل پاییز و ماه مهر، کشور ترکیه، شریک مرزی ایران در شمال‌غرب، میزبان مسابقه‌های جهانی ووشو بود.
کد خبر: ۴۳۷۱۷۶

ورزشی که در آن نه پیشینه پربار و درخشانی داشت، نه امیدی می‌رفت که از مزایای میزبانی بهره‌ای ببرد و قهرمانی را روی سکوی قهرمانی بفرستد. با آن که بیشتر کشورهای شرکت‌کننده ورزشکاران عاریه‌ای و غیر بومی چینی را در اختیار گرفته بودند، چین با تسلطی بی‌چون و چرا، ده‌ها مدال طلا و نقره و رنگین دیگر گرفت و بارها و بارها روی سکو ایستاد، ولی ورزشکاران ایرانی به همت قهرمانان اصیل و بومی خود، پس از چین که سال‌ها بعد هم غیرقابل دسترس خواهد بود، به مقام دوم نایل آمدند و کشور میزبان فقط افتخار پذیرایی از قهرمانان دیگر کشورها را نصیب برد، اما چنان که از زبان یکی از اعضای گروه فنی و همراه تیم ایران در این مسابقه‌ها برمی‌آمد، ترکیه در این میزبانی از چند جهت برنده بود: نخست آن‌که سالن چندمنظوره و تازه‌تاسیس خود را که بسیار شیک و زیبا و کامل می‌نمود و همزمان با مسابقه‌های جهانی بسکتبال ساخته و آماده شده بود به رخ همه کشید، دوم آن که در پذیرایی از تیم‌ها کوتاهی نکرد تا خاطره سفر به کشوری که در گردشگری کم‌نظیر است در یادها بماند و در آخر این واقعه جهانی و مسابقه ورزشی را از سمع و نظر مردم کشور خود مخفی نکرد و به در و دیوار شهر و شهرها، با هر وسیله ممکن تبلیغ کرده بود تا به این ورزش که سهمی هم در بازی‌های بین‌المللی و قاره‌ای پیدا کرده است، علاقه‌مندانی را بیفزاید و برنامه‌ریزی کند.

فقط حمایت صداوسیما کافی نیست

تقریبا همزمان در کشورمان مسابقه‌های قهرمانی در رشته والیبال مردان و مدارس آسیا برگزار شد که در هر دو بخش،‌ مردان و جوانان ما بر سکوی قهرمانی ایستادند، اما بجز آنها که خود شیفته این ورزش‌اند، چنانچه باید مردم از طعم این قهرمانی لذت نبردند و به یمن این موفقیت که موجب ستایش نمایندگان والیبال فدراسیون جهانی هم قرار گرفت، جوانان بیشتری شوق پرداختن به این رشته ورزشی را پیدا نکردند.

به گمان من که سال‌هاست در ورزش قلم می‌زنم و در جوانی به این ورزش تا سطح دانشگاهی ادامه داده‌ام پیروزی دانش‌آموزان ایران، کمتر از قهرمانی بزرگسالان بها ندارد بخصوص آن که 2 تیم شرکت‌کننده ایرانی روی سکوهای اول و دوم ایستادند و چینی‌ها را که سال‌هاست سابقه حضور در رقابت‌های جهانی این رشته ورزشی را دارند، به مقام سوم مجبور کردند. با این وصف دریغ از این که آموزش و پرورش و فدراسیون والیبال کاری کرده باشند که خبر این مسابقه‌ها در سطح مدارس و در خیابان و شهر به قدر کافی پخش شده باشد و دانش‌آموزان سراسر ایران از لذت این پیروزی‌ها، در ورزشی که خاص آموزشگاه‌هاست، به خود بالیده باشند. از یاد نبریم که صدا و سیما بخوبی این مسابقه را پوشش داد که در خور تقدیر است.

در حالی که بر در و دیوار شهر از هر نوع آگهی و تبلیغی به وفور دیده می‌شود و جلوی هر خانه‌ای، هر روز می‌شود برگه‌های رنگین دعوت به هر رستوران «فست‌فود» را پیدا کرد، اما برای دعوت به ورزش، دیدن مسابقه و لذت بردن و شریک شدن در افتخاری که جوانان ما می‌آفرینند، کوتاهی شده بود.

شاید دلیل این خست، کمبود بودجه فدراسیون‌ها باشد، اما اگر در کل جامعه به فواید این‌گونه تبلیغات مثبت و فرهنگسازی توجه شود آن وقت تصمیم‌گیران ارشد جامعه بهتر راغب می‌شوند در این راه یار و یاور ورزش باشند و این‌گونه صرفه‌جویی‌ها را نپسندند. راستی چه ایرادی دارد شهرداران که بابت هزینه‌های نوسازی، پسماند، فروش تراکم و هر علت و بهانه دیگری سالانه هر مالکی را بدهکار می‌کنند و مبلغی که چندان ناقابل هم نیست با تاکید به فرصتی معین طلب می‌کنند، بودجه‌ای هم برای این تبلیغات و برنامه‌های فرهنگی ـ ورزشی بگذارند و از وظایف اصلی خود در ایجاد جامعه سالم دریغ نورزند؟!

هفته ورزش

حال که هفته سوت و کور ورزش در برنامه‌ریزی دولت به سر آمده، ضروری است نگاهی گذرا اما دقیق‌تر و عمیق‌تر به عملکرد یک هفته‌ای این وزارتخانه نوبنیاد داشته باشیم و بپرسیم در این هفته که از روز 26 مهر آغاز شد، چه برنامه‌هایی اجرا شد؟ چه اتفاقاتی رخ داد و ورزش ما چه کرد تا جوان های ما به ورزش کردن راغب شوند تا نه‌تنها اوقات فراغت و بیکاری، حتی در صورت مشغله و گرفتاری هم از ورزش رویگردان نشوند و در حد خود به ایجاد جامعه سالم و حفظ سلامت خویش بکوشند؟

مسوولان ورزش ما حداقل کاری که از عهده‌‌شان برمی‌آید آذین بستن شهرها با شعارهای زیبنده ورزشی و برانگیختن خانواده‌ها و جوانان با سخنان بزرگان و توصیه‌ها و اندرزهایی که علمای علم و دین داشته و دارند، بود که انجام نشد، اما بهتر و موثرتر از این شعارگونه‌ها که در گفتارها و نوشتارها بسیار هست، پندارها و کردارهای متعهدان به امور ورزش است. تعهد بر ایجاد محیط‌های مناسب رایگان یا ارزان‌قیمت و عمل به این تعهد و قول و قرار در کوتاه‌ترین زمان، چراکه با این ورزشگاه‌های دربسته و ورزش گران، کمتر جوانی قادر است به ورزش روی آورد و انرژی جوانی‌اش را همراه با تفریح و شادابی تخلیه کند.

نکته: حال که ورزش با کسب عنوان وزارتخانه از اعتبار و توانایی خاصی برخوردار شده است، از وزیر محترم آن بیشتر از گذشته انتظار می‌رود که به جای حضور در مراسم کوچک و نمایشی، به فکر اهدافی بزرگ‌تر برای اعتلای ورزش باشد

شاید در بین مسوولان ورزش باشند کسانی که برای فرار از امری که به عهده دارند جوانان و خانواده‌ها را دعوت به محیط‌های باز طبیعت با بوستان‌ها و پارک‌ها کنند و توصیه‌هایشان صرفا ورزش‌های همگانی و کم‌خرج باشد، اما نباید فراموش کرد که جوانان به حکم غریزه، میل به جنب‌و‌جوش و تفریح دارند و باید انرژی فراوان خود را همراه با حرکات ورزشی تخلیه کنند سپس ساعت‌ها و روزها با گفت و شنود و رجزخوانی با دوستان، محفل دوستانه و خودمانی‌شان را گرم نگه دارند.

هفته ورزش می‌تواند در طول سال بانی اخبار خوشی برای حداقل نیمی از جامعه جوان‌ مها باشد تا علاوه بر خبرها و گزارش‌های شاد‌کننده‌ای از پیروزی‌های ملی و نوید افزایش ساخت و سازهای ورزشی، خانواده‌ها بخصوص جوان‌ها را به آینده‌شان امیدوارتر سازد.

در زمان ریاست محمد علی‌آبادی در سازمان تربیت بدنی این اتفاق میمون افتاد که بنای المپیاد گونه‌ای برای جوانان همه شهر و روستاها گذاشته شد تا در قالب مسابقه‌هایی سالانه، استعداد های جوان ، محلی برای بروز و ظهور در کلیه رشته ها داشته باشند.

گرچه این رقابت‌ها عیب و نقص‌هایی هم داشت اما برای آن دسته از جوان‌هایی که هنوز جایی برای ابراز وجود پیدا نکرده بودند، حرکتی مثبت و مفید بود. حیف که این برنامه عمری کوتاه و جرقه‌آسا داشت و 2 سالی بیشتر طول نکشید. در همان دوران که المپیاد سالانه جوانان پی‌ریزی شد برنامه‌ریزی‌های دیگر هم که تب ورزش را در جامعه بالا نگه می‌داشت، اجرا می‌شد. همنشینی‌های متعدد با اهالی رسانه‌ها و گفت‌وگوها و نظراندیشی‌ها برای بالا بردن روحیه ورزشکارانی که قرار بود در بازی‌های آسیایی چنان ظاهر شوند که با قدرت‌های نخست ورزش آسیا (چین، ژاپن و کره‌جنوبی)‌ مقایسه شوند، اگرچه گاهی در گفته‌ها و ادعاها و گزافه‌گویی به حدی دور از واقعیت می‌رسید و صحبت از مقام دوم آسیا می‌شد، اما این بلندپروازی در شعار به کسب مدال‌های پر شمار طلا و نقره و ایستادن در مقام چهارم بازی‌های آسیایی گوانگجوی چین منجر شد که بهترین مقام ایران در طول تاریخ بازی‌های قاره‌ای برای ایران بود.

بالا بردن سرانه محیط‌های ورزشی و در این مورد رسیدن به حد نصاب جهانی هم از یادگار‌های دوران ریاست مهندس علی‌آبادی بود که اگر کامل به انجام نرسید و به‌طور مطلوب پیگیری نشد، اما اقدامی متهورانه بود که به طور مدام این نهال امید را در دل جوانان سرزمین پارسیان دلاور بارور نگه داشت.

حال که ورزش با کسب عنوان وزارتخانه، از اعتبار و توانایی خاصی برخوردار شده است، از وزیر محترم آن بیشتر از گذشته انتظار می‌رود که به جای حضور در مراسم کوچک و نمایشی، به فکر اهدافی بزرگ‌تر برای اعتلای ورزش باشد و از هم‌اکنون به خواسته‌ها و نیازهای ورزش و ورزشیان بیندیشد و در هر مورد برای خود، همکاران خود و زیر مجموعه‌های اجرایی وزارتخانه‌اش یک نقشه راه آماده کند. یکی از این نقشه‌‌ها، برنامه‌ای است که سال آینده، در آغاز پاییز و در هفته ورزش باید به مقصود رسیده و پیاده شده باشد، از جمله:

ـ آذین بستن در شهرها با پلاکاردها و شعارهایی که از حرف به عمل درآمده یا انجام آن قریب‌الوقوع باشد مثلا اتمام بناهای ورزشی نیمه‌تمام یا ایجاد تاسیساتی که مورد نیاز ورزش است.

ـ‌ پی‌ریزی مسابقه‌ها یا تورنمنت‌های داخلی و خارجی با حضور قهرمانان نامی و برانگیختن احترام همگانی و استقبال عامه و ملی از آنان.

ـ برپایی بازی‌های المپیادگونه‌ای برای نوجوانان که در کلاس‌های پایه و زیر نظر فدراسیون‌ها رشد می‌یابند و تجلیل کافی از مربیانی که در پرورش نسل جوان کوشاتر و موفق‌تر عمل کرده‌اند.

به آنچه در بالا اشاره شد می‌توان برنامه‌های نو و ابتکاری دیگری به کمک هنرمندان، کارشناسان و اهل فن افزود که دربرگیرنده نشاط و شادابی جامعه شود و موجب خاطره خوشی شود که حداقل یک سال در یادها زنده بماند.

در همه این موارد و برای هر چه بزرگ‌تر، جالب‌تر و موثرتر کردن برنامه‌های این جشنواره ورزشی سزاست از شهرداران شهرها مدد گرفت و آنها را در اجرای این جشن و شادمانی ملی شریک و سهیم کرد.

متاسفانه هفته‌ای که به این مناسبت در تقویم دولت گنجانده شده بود، به هیچ وجه اثری از این جنبش و تحرک و نشاط اجتماعی را به همراه نداشت. آیا این که در یکی از شهرهای کوچک یزد، دانش‌آموزان دبستانی چند کلاس را به صف کرده و از آن تصویری نمایشی تهیه کنند، برازنده هفته ورزش است؟

آیا اگر رادیو ورزش به سراغ یکی دو کارشناس یا مسوول ورزش رفت و پرسش‌هایی معمولی و تکراری پرسید و پاسخ‌هایی معمولی‌تر شنید، شنونده‌ای که منتظر خبرهای خوش و امیدوارکننده است، راضی می‌شود؟ آیا بهانه این که یکی رفته و دیگری آمده و سازمانی که در حال تحول به وزارتخانه بوده و فرصتی برای برنامه‌ریزی و پرداختن به این مهم نداشته، پذیرفتنی است؟ تا کی باید در ورزش، این نهاد همه‌گیر که از کودک تا سالخورده را در بر می‌گیرد مدیریت سلیقه‌ای جاری باشد؟ کاش روزی برسد که هر وزارتخانه یا هر سازمان بزرگ و هر اداره کوچکی از چنان ساختار و تشکیلاتی برخوردار باشد که با غیبت، تاخیر یا نبود رئیس و مسوولی در امور جاری‌اش خللی وارد نشود و برخوردار از چنان برنامه‌ریزی و نقشه راهی باشد که بجز ضرورت زمان و نوآوری، نیاز به اوامر سلیقه‌ای نداشته باشد.

پرویز زاهدی / جام‌جم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها