در این چارچوب نیز سیاستهای کلان را از سوی آنها میتوان مشاهده کرد. نکته قابل توجه در این حوزه تحرکات اخیر چین و روسیه است که با ایجاد جبهههای ویژه طرح مقابله با واشنگتن را تشدید کردهاند. محور این تحرکات را در عملکردهای این کشورها در قبال پاکستان و سوریه میتوان مشاهده کرد. مناطقی که آمریکا بشدت در آنها درگیر بوده و ناتوانی در تحقق مطالباتش در این کشورها میتواند چالشهایی برای آن در صحنه بینالملل به همراه داشته باشد، لذا با حربههای مختلف برای شکستن مقاومت روسیه و چین بهرهبرداری میکند.
ابعاد تحرکات
بررسی کارنامه چین و روسیه نشان میدهد که آنها در کنار اقدامات مشترک در نوعی تقسیم کار براساس شرایط و ظرفیتهای موجود به چالش کشیدن آمریکا در 2 حوزه متفاوت را در پیش گرفتهاند؛ حوزههایی که از نظر مسافتی و شرایط جغرافیایی تفاوتهایی داشته، اما در نهایت میتواند تامینکننده خواست این کشورها در مقابله با آمریکا باشد.
الف) چین در سنگر پاکستان: از محورهای طرح مذکور را در مواضع و اقدامات حمایتی چین از پاکستان میتوان مشاهده کرد. آمریکا به رغم روابط قابل توجه با پاکستان در ماههای اخیر بویژه پس از کشته شدن بنلادن ـ سرکرده گروه تروریستی القاعده در خاک پاکستان ـ به جنگ لفظی و تقابلهای نظامی با این کشور پرداخته است. آمریکاییها که در افغانستان گرفتار شدهاند برای توجیه ناکامیها و سیاستهای مداخلهجویانه خود در افغانستان به دنبال متهمانی میگردند که یکی از آنها پاکستان است. آمریکا با زنجیرهای از اتهامات نظیر همکاری دولت و ساختار امنیتی پاکستان با گروههای تروریستی نظیر طالبان و حقانی و نیز عدم همکاری اسلامآباد برای برقراری ثبات در افغانستان به دنبال به چالش کشاندن پاکستان و در نهایت نفوذ بیشتر و حتی تحرکات نظامی در این کشور است.
آمریکا همچنین به بهانه مقابله با تروریسم، حملات هوایی به این کشور را صورت داده که صدها کشته و مجروح برجای گذاشته است. واشنگتن پروژه اعمال فشار بر پاکستان را با رویکرد به هند رقیب دیرینه پاکستان تکمیل کرده است. در نقطه مقابل پاکستان نیز با مواضع دیپلماتیک و آمادگی نظامی به مقابله با تحرکات آمریکا پرداخته است. اسلامآباد میداند که عقبنشینی در برابر آمریکا به معنای چالشهای درونی و افزایش مطالبات آمریکا و ناتو خواهد بود، لذا بر مقابله با این خواستهها و بالا بردن هزینههای آمریکا تاکید دارد. در این میان چین که حضور آمریکا در پاکستان و تزلزل شرایط درونی اسلامآباد را مغایر با اهداف ملی و بینالمللی خود میداند با ورود تمام قد به صحنه، ضمن تامین منافع امنیتی خود و پاکستان تقابل با آمریکا را اجرا میکند.
چین که به واسطه دخالتهای آمریکا در امور تبت و تایوان و نیز بحرانسازی واشنگتن در دریای چین با تحریک کشورهایی مانند ویتنام و فیلیپین برای سهمخواهی از این دریا، در کنار تحرکات آمریکا در هند، تحت فشار است، از دست دادن پاکستان را به منزله محاصره کامل خویش میداند، لذا تلاش میکند از اجرای این طرح جلوگیری کند. اکنون پاکستان به نقطه امن چین برای تقابل با واشنگتن مبدل شده، لذا تلاش دارد تا تحت هر شرایطی در کنار آن قرار گیرد.
در این چارچوب نیز در کنار رایزنیهای سیاسی و ارتقای روابط نظامی و اقتصادی، وزارت خارجه چین رسما با صدور بیانیهای حمایت همهجانبه خود از اسلام آباد را اعلام کرد؛ بیانیهای که بسیاری آن را هشدار جدی چین به آمریکا در قبال تحولات منطقه دانستهاند. اگر آمریکا بتواند حضور نظامی خویش در پاکستان را اجرایی کند، عملا چین با تشدید محاصره نظامی آمریکا مواجه خواهد شد. آمریکا اکنون با حضور نظامی در ژاپن، کره جنوبی، فیلیپین، ویتنام و... طرح محاصره چین را تشدید کرده که با رویکرد به اشغال یا همسو ساختن پاکستان با اهداف خود عملا این محاصره را در ابعاد گستردهتری اجرا میکند.
نکته: اسلامآباد میداند که عقبنشینی در برابر آمریکا به معنای چالشهای درونی و افزایش مطالبات آمریکا و ناتو خواهد بود، لذا بر مقابله با این خواستهها و بالا بردن هزینههای آمریکا تاکید دارد
ب) روسیه در سنگر سوریه: همزمان با تحرکات چین در پاکستان، مواضع روسیه در سنگر سوریه برای مقابله با جاهطلبیهای غرب امری قابل تامل است. روسیه که ابتدا مواضعی دوپهلو در قبال سوریه داشته و چنان بر میآمد که این متحد قدیمی را کنار نهاده به ناگاه تغییر موضع داده و تمام قد در کنار دمشق در برابر تهدیدات غرب قرار گرفت.
بسیاری از ناظران سیاسی بر این عقیدهاند که دلیل این چرخش مسکو برگرفته از تحولات خاورمیانه، اشتباه محاسباتی و فریبخوردگی روسیه در قبال لیبی و تنشهای ایجاد شده میان مسکو و غرب در قبال طرح سپر موشکی و مداخلات غرب در امور داخلی این کشور و آسیای مرکزی و قفقاز، سیاستهای جدید روسیه در مدیترانه و نیاز آن به نقشآفرینی سوریه در این حوزه و... است.
مسکو دریافته است روند مداخله غرب در خاورمیانه و شمال آفریقا به منزله خروج این کشور از صحنه و تقویت موقعیت غرب خواهد بود. بویژه اینکه روسیه در جریان این فریب بازی غرب را خورده و با پذیرش طرح ناتو در شورای امنیت عملا منافع خویش را در لیبی از دست داد؛ امری که مسکو را نهتنها در این کشور، بلکه در سراسر آفریقا در حاشیه قرار داد.
با توجه به این شرایط روسیه دوری از سوریه را برابر با تکرار سرنوشت خود در لیبی میداند که پایانبخش منافع آن در بخشی از آفریقا خواهد بود. این در شرایطی است که روسیه به دنبال تقویت حضور نظامی و سیاسی در مدیترانه است که بدون حضور سوریه امکانپذیر نیست.
در این چارچوب مقامات روسیه در کنار رد طرحهای غرب در شورای امنیت در کلام نیز همواره با تحرکات غرب علیه سوریه مخالفت کرده و حمایت خود را از آن اعلام داشتهاند. منابع خبری از طرحهای روسیه برای حضور نظامی بیشتر در بنادر سوریه که در دوران حافظ اسد قرارداد آن بسته شده بود، خبر دادهاند؛ اقدامی که نشانگر اراده روسیه برای حفظ سوریه و نیز حضور فعالتر در حوزه مدیترانه است.
سیاست حمایتی روسیه از سوریه در حالی تشدید میشود که در درون روسیه نیز منابع خبری از حضور ولادیمیر پوتین در صحنه ریاست جمهوری خبر میدهند که براساس آن سیاست مسکو نیز از حالت دیپلماتیک دوره مدودف در حوزه تقابلی گستردهتر خواهد شد که نمود آن را در قبال سوریه میتوان مشاهده کرد.
نتیجه گیری
در جمعبندی کلی از آنچه ذکر شد میتوان گفت رویکردهای چین و روسیه به پاکستان و سوریه هر چند که برگرفته از منافع قدیمی این کشورها در صحنه بینالملل است اما در نهایت اصل تقابل با غرب محور اساسی آن را تشکیل میدهد. این کشورها دریافتهاند که سیاست مذاکره و دیپلماسی نمیتواند تامینکننده منافع آنان باشد، چرا که اوباما، نیز مانند مقامات گذشته آمریکا به دنبال مذاکره و تغییر نیست و سیاست نزاع و تقابل محور سیاستهای آمریکا را تشکیل میدهد.
هر چند وی در لفظ از همگرایی و دیپلماسی سخن گفته، اما در عمل برای آن گامی برنداشته و براساس سیاست تهدید و ارعاب به دنبال تقابل و حذف منافع چین و روسیه است.
براین اساس کشورهای مذکور نیز دوران فرصتطلبی اوباما برای نمایش تغییر را پایان یافته تلقی کرده و برای مقابله با تحرکات آن تمام قد به صحنه وارد شدهاند که نتیجه آن را در مجموعهای از تقابلها میان طرفین میتوان مشاهده کرد و در آینده احتمال افزایش ابعاد آن دور از ذهن نیست تقابلی که در آن طرفین تلاش خواهند کرد با یارگیریهای جدید و به چالش کشاندن مواضع یکدیگر امتیازات بیشتری از طرف مقابل کسب کنند در حالی که تلاش دارند تا در نهایت این نزاعها به تقابل نظامی منجر نگردد و در حد جنگ لفظی و تقابل دیپلماتیک و اقتصادی باقی بماند.
قاسم غفوری / جام جم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم