حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
تا آنجا که یادمان است، ما همیشه عقب بودیم! (تنها خاطره مهیج دوران کودکیمان این است که همه به ما میگفتند: «بچه! تو چقدر عقبی؟»، ما بعد از شنیدن این جمله کاملاً مهیج میشدیم) الان هم احساس میکنیم که کماکان عقبیم، به همین دلیل درجه تطبیقمان با مسائل جدید کمی پایین است، بنابراین تصور ما این است که تا با شرایط جدید(نگاه اجتماعی) خوب منطبق شویم، حداقل 7، 8 ماهی طول میکشد، ما هم برای حل مشکل انطباقمان(!) با شرایط جدید، نشستیم و کلی فکرکردن از خودمان در کردیم تا رسیدیم به این نتایج حیاتی که خدمت شما عرض میکنیم.
اولین فکری که به ذهن ما خطور کرد این بود که برویم سراغ مقامات بالا و خیلی قاطع و محکم بگوییم: «ما این شرایط را نمیپذیریم» اما دلمان برای مقامات بالا سوخت و گفتیم لابد بعد از این کلام قاطع ما مجبور میشوند ما را اعمال قانون کنند و با کلی زحمت و مشقت پرتمان کنند بیرون (البته خیلی محترمانه) و این کارهم چندان در شان ما نبود! بنابراین پشیمان شدیم و دوباره نشستیم فکر کردیم و فکر کردیم تا اینکه یاد یکی از بزرگان افتادیم که همیشه قبل از شروع فرمایشاتش یک بلانسبت میگفت و بعد هرچه از دهان مبارکش در میآمد، نثار همه میکرد (البته جدیداً برخی از این بزرگان این بلانسبت را هم نمیگویند) ما هم تصمیم گرفتیم همین کار را با اندکی تغییر انجام دهیم، آن هم اینگونه که من بعد اول مطلبمان بنویسیم از نظر اجتماعی... و بعد هرچه دلمان خواست بگوییم، اما دقت که کردیم، دیدیم نتیجه این کار ما همان نتیجه فکر اولمان میشود یعنی اعمال قانون میشویم (پرت میشویم!) این دفعه دلمان برای خودمان سوخت، باز هم نشستیم و فکر کردیم که بهتر است از این هفته مثل آدم مطلبمان را بنویسیم، فقط در آخر چند نتیجهگیری به مطلبمان اضافه کنیم، اگر اعمال قانون نشدیم، یعنی مشکل حل است، در غیر این صورت اگر از ناحیه اعمال قانون شده زیاد احساس درد نداشتیم باز مینشینیم و فکر میکنیم!
درتهران هر شب، شب قدر است
حسن قهرمانی مطلق فرماندار محترم همدان در جلسه شورای اداری شهرستان همدان با اشاره به سفر هیات دولت به همدان و ضرورت پرشور بودن استقبال از آنها فرمودند: «روز ورود رئیسجمهور و هیات همراه وی به همدان به مثابه شب قدر این استان است، چرا که اگر در شب قدر برنامه سرنوشت یک ساله آدمی رقم میخورد، در این سفر سرنوشت چند سال یا حتی آینده این استان رقم میخورد!» (گذاشتن علامت (!) کار ما بود.)
نتیجهگیری اجتماعی: با توجه به حضور نسبتاً همیشگی رئیسجمهور محترم و هیات همراه در پایتخت، در تهران تقریباً هر شب، شب قدر است.
نتیجهگیری اخلاقی: آدم نباید هر چیزی که در ذهن مبارکش شکوفه میزند، به زبان بیاورد.
نتیجهگیری شخصی: قطعاً نیت فرماندار محترم خیر بوده!
بیخوابی در نهایت شادمانی
دیشب هر کاری کردیم خوابمان نمیبرد که نمیبرد، نه اینکه فکر کنید خدای نکرده مشکلی، گرفتاریای، چیزی داشتیم، نه به جان شما خیالتان راحت، یارانهها را تازه گرفته بودیم و از این بابت هم کیفمان کوک بود، (فقط کمی ناراحت بودیم، چون قبل از اینکه رئیسجمهور محترم بفرمایند تا 3 ماه به یارانهها دست نزنید، ما کل یارانه را شب نشده خرج کرده بودیم) اما دلیل بیخوابی ما خوشحالی بیحد و حصر ما از درایت یک مقام ارشد مملکتی بود که در این برهه حساس زمانی در راستای حل مشکلات اساسی مملکت فرموده بودند: «برخی اصطلاحات غلط در بازار داخلی را کمکم باید اصلاح کرد، به عنوان مثال باید تخمه ژاپنی را با نام واقعی آن یعنی«جابانی» یا «جابونی» که منطقهای در اطراف دماوند است، به مردم معرفی کنیم.»
نتیجهگیری اجتماعی: از نظر اجتماعی نتیجه میگیریم که در همه جوامع، مقامات ارشد مهمی پیدا میشوند که در بحرانیترین شرایط انگشت مبارک را روی اساسیترین دغدغه مردم میگذارند، احسنت!
نتیجهگیری اخلاقی: ندارد.
نتیجهگیری شخصی: مجید، دلبندم، ...
میان ماه من تا ماه گردون
نقل میکنند یک زمانی شهردار سئول به تهران آمده بود و با دیدن زیبایی و امکانات مدرن شهری تهران، آرزو کرده بود که یک روزی سئول هم مثل تهران شهر مدرن و زیبایی شود! بعد از آن روز ما خیلی تلاش کردیم، آنها هم، البته! تا رسیدیم به امروز، امروز در جریده وزینی کلی تعریف و تمجید از پارکها، مترو، امکانات دانشگاهی(در خبرها آمده بود «500 شرکت معتبر دنیا به دنبال فارغالتحصیلان دانشگاه سئول هستند»)، سرعت اینترنت و سایر امکانات شهری پایتخت کره جنوبی خواندیم و بعد چنان غرق در بحر تفکر شدیم که نزدیک بود خفه شویم،(خدا رحم کرد) از این خفگی ناخواسته که نجات پیدا کردیم، فکر کردیم که چه بلایی سر ما آمده که با کشوری که شهردار پایتخت آن روزی آرزو داشت شهرشان کمی شبیه تهران ما باشد، اینقدر فاصله گرفتهایم؟ چرا اینجوری شد که الان ما یک جورهایی با حسرت به پایتخت و امکانات و شرایط زندگی آنها نگاه میکنیم، اصلاً چرا اینجوری شد که ما خودمان هم مدرک دانشگاهی بعضی از دانشگاههای خودمان را قبول نداریم (کشورهای دیگر که بماند)، چرا... بگذریم.
نتیجهگیری اجتماعی: مطلب خودش اجتماعی بود، نتیجهگیری اجتماعی نمیخواهد.
نتیجهگیری اخلاقی: چه عرض کنم!
نتیجهگیری شخصی: اصولاً برای حرکت یک خودرو به غیر از دنده عقب دندههای دیگری هم هست، والّا.
مهیار عربی / جام جم
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....