در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
شاید آرزوی خیلیها باشد که هنگام طلوع و غروب آفتاب که صدای کرناها و نقارهها از نقارهخانه بلند میشود، آن بالا باشند و از همان اتاق نقارهخانه گنبد را تماشا کنند. خود صدای نقاره هم جزو نوستالژیهایی شده که مردم از مشهد و زیارت امام رضا(ع) دارند؛ همیشه هم سر یک ساعت مشخص، نه چند دقیقه زودتر و نه چند دقیقه دیرتر. همیشه هم یک ریتم را میزنند، اما هر بار که این نقارهها نواخته میشود تازگی دارد. اما چیزی که خیلیها در مورد نقارهها نمیدانند این است که نواهایی که در نقارهخانه نواخته میشود، هرکدام ذکری را تکرار میکنند و معنا و مفهوم دارند، تنها جایی که در کل دنیا نقاره نواخته میشود، حرم امام رضا(ع) است. نقارهزنی تقریبا پشت به پشت و به صورت ارثی منتقل میشود. بیشتر کسانی که در نقارهخانه امام رضا(ع) نقاره و کرنا مینوازند، این کار را از پدرانشان به ارث بردهاند. برای همین هر کسی نمیتواند به جمع چند نفره آنها اضافه شود.
یکی از همین نقارهنوازها که این کار را از پدرش به ارث برده، احمد قوام شکوهی است؛ پیرمرد 85 سالهای که 65 سال از عمرش را در هر صبح و شب در این نقارهخانه گذرانده است. برای رسیدن به جایگاه نقارهخانه از صحن انقلاب، باید از 125 پله بالا رفت، با این حال حاج احمد شکوهی در این سن و سال هنوز هم زودتر از بقیه نقارهزنها، در اتاق نقارهزنی آماده میشود و وسایل را آماده میکند تا بقیه نوازندهها هم از راه برسند.
میگوید: «65 سال است که به صورت مداوم این کار را انجام میدهم، در این مدت هر وقت صدای نقاره از اینجا بلند شده، من هم اینجا بودهام. غیر از این ایام تابستان و زمستان، در بیماری و سلامت و حتی در حالا که مراسم عروسی فرزندانم بوده، به عشق امام رضا در اینجا حاضر بودم».
شکوهی سرپرستی گروه نقارهنوازها را هم بر عهده دارد، درباره تاریخچه نقارهزنی در حرم مطهر میگوید: از جدم، شنیدهام که این کار بیش از 400 سال قدمت دارد و در تمام این سالها به همین صورت فعلی نواخته میشده است.
او می افزاید: تا به حال سر و کارم به هیچ بنده خدا غیر از امام رضا(ع) نیفتاده است و هیچ کجاگیر نکردهام. هر حاجتی داشتهام، آقا خودش روا کرده و هر بیماری و گرفتاری برای خودم و همسرم پیشآمده برطرف کرده و شفا داده است.
شکوهی ادامه می دهد: خودم هم دردها و بیماریها مختلفی داشتم، بیماری پروستات که الان اثری از آن نیست. یکبار هم هر دو کلیهام در حال از کار افتادن بود و دکتر گفت باید عمل فورا کنی، اما سری بعد که به دکتر مراجعه کردم هیچ اثری از بیماری نبود. آخرین بار هم وقتی درد قلبم درست پایین پلههای صحن توان بالا رفتن را از من گرفت، آقایی که لباس خادمی به تن داشت، نزدیکم آمد بدون این که چیزی بگویم و دردم را بداند، دستش را روی سینهام گذاشت و گفت شکوهی «برو و خوب شو». خادم رفت و از نظرها ناپدید شد و قلب من برای همیشه آرام گرفت.
عنایت امام رضا(ع) به نقارهزن با سابقهاش تنها محدود به اینها نمیشود. بلکه شاید بالا رفتن از 125 پله آن هم بدون نفس زدن در حالی که جوانهایش، به نفسنفس زدن میافتند و طی مسافت طولانی از در منزل تا صحن انقلاب و جایگاه، برای این پیرمرد 85 ساله از دیگر عجایبی است که ذهن را به خود مشغول میکند.
خودش در این باره میگوید: وقتی به درب ورودی صحن میرسم، صحن برایم شیب میشود و بسیار کوتاه به گونه ای که با چشم برهم زدنی به پایین نقارهخانه و مقابل آن میرسم. با اولین قدمی هم که روی پلهها میگذارم، متوجه نمی شوم کی و چگونه به بالا رسیدهام.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: