از گفته عرفا و سخنان و اشعار آنان میتوان به این نکته پی برد که دل باید عاشق باشد تا سفر به خانه دوست میسر شود. کسی که عاشق این سفر است، سالها و سالها دل خود را از هر آلودگی پاک میکند تا اگر راهی سفر شد حجش مقبول افتد. این شدت عشق رفتن به حج و طواف خانهدوست، عرفا و شاعران و نویسندگان قدیمی را بر آن داشت تا بهترین و تاثیرگذارترین اشعار و نثرهای خود را در این باب بنویسند. این نوشتهها نشان میدهد که تمایل به سفر حج، آمادگی دلها، مسیر سفر، رسیدن به خانه خدا، تجربه این حضور و برگشت از سفر و دوباره زیستن در میان مردم عادی و زندگی روزمره میتواند برای نویسندهها، مواد لازم برای یک درامپردازی خوب و عارفانه را فراهم کند.
از نویسندههای قدیمی و کهن که بگذریم به نویسندههای معاصر میرسیم که سفر به خانه خدا را از زوایای مختلف به رشته تحریر در آوردهاند که از میان آنها معروفترینشان دکتر علی شریعتی است که کتابی عارفانه و شاعرانه از این سفر نوشته و نام حج را برای آن انتخاب کرده است.در این کتاب شریعتی ثابت کرده که این سفر با پای دل بوده نه با پای جسم. کمی عقبتر که برویم به جلال آلاحمد میرسیم با آن نگاه واقعگرا و منتقدانه که سفر به خانه خدا را در برنامههای زندگی خود میگذارد تا به عربستان برود و بعد کتاب خسی در میقات را بنویسد و ثابت کند که آل سعود شایسته اداره شهری به عظمت مکه نیستند. البته در سالهایی که آلاحمد به مکه رفت، هنوز عربستان و شهرهای مکه و مدینه به شکل مدرن امروزی اداره نمیشد. آلاحمد اما با قلمش نشان داد که یک سفرنامه اگر از سوی یک آدم هوشمند و آگاه به اندیشههایش نوشته شود، چقدر میتواند فراز و نشیب داشته باشد. با گسترش رادیو و سینما این فکر به ذهن کارگردانان رسید که از ظرفیت و پتانسیل سفر حج و نحوه سفر حاجیان در آثار نمایشی هم استفاده کنند.در ابتدای راه آنها فقط به این فکر میکردند که به مکه سفر کنند و مناسک حج را از نزدیک فیلمبرداری کنند و بعد آن را برای مردمی که نمیتوانند این سفر را تجربه کنند، پخش کنند. زندهیاد جلالمقدم از اولین کسانی بود که با دوربین خود به خانه خدا رفت و مناسک حج را به تصویر کشید. این فیلم با نام خانه خدا در سینماها اکران شد.
از کارگردانان دیگری که توانستند دوربین سینما را به مکه ببرند، محمدعلی نجفی است که برای ساخت فیلم زمین آسمانی با تعدادی از بازیگران ایرانی مانند داریوش ارجمند، مهناز افضلی، زندهیاد رقیه چهرهآزاد و... عازم عربستان شدند. اما زمانی آنها به این کشور و مکه و مدینه رسیدند که مسوولان کشور عربستان ورود دوربین سینما را به حریم کعبه و مسجد پیامبر ممنوع کرده بودند. نجفی و بازیگرانش تا جاییکه میتوانستند مخفیانه چند نمایی را ضبط کردند و بعد حاجی شدند و به ایران برگشتند. آنها سختیهای زیادی را برای ساخت این فیلم تحمل کردند و بعد از آن بود که سینماگران ساخت فیلمهایی با موضوع خانه خدا را تقریبا نادیده گرفتند.
اما حکایت این سفر عاشقانه در تلویزیون بهگونهای دیگر رقم خورد. دوربینهای تلویزیون از زمانی که کوچکتر و کوچکتر شدند امکان بیشتری برای حضور در مکه و مدینه یافتند. اما پیش از این تلویزیون با استفاده از متنهای کهن و بخصوص تذکرهالاولیای شیخعطار، آثار نمایشی قابل قبولی درباره حج ساخت.
چندین سال پیش فیلمی در تلویزیون ساخته شده که جهانگیر الماسی نقش اصلی آن را بازی میکرد. او عاشق رفتن به سفر مکه بود اما او غلامی بیش نبود و آنقدر بضاعت مالی نداشت که به چنین سفری برود اما در انتهای این فیلم به شکل زیبایی بیان شد که او با دل خود به این سفر رفت... در این فیلم از اشعار عارفانه سهراب سپهری به عنوان متن استفاده شده بود. این فیلم نشان داد که باید در سفر به خانه خدا فقط از یک راه رفت، راه عشق...
با فعال شدن مرکز حج و زیارت در تلویزیون ساخت آثار مستند و نمایشی درباره حج هدفمند شد. کارگردانان معروفی مانند محمدحسین لطیفی و سیدرضا کریمی آثار مستندی را برای این مرکز ساختند و روانه آنتن کردند. مستنداتی شاعرانه و عارفانه که تلاش میکردند سلوک یک حاجی را در سفر به خانه خدا نشان دهند.
این آثار در شرایطی ساخته شد و میشود که مسوولان عربستان روز به روز دایره همکاری خود را با تلویزیون و سینمای ما محدودتر میکنند. این آثار مستند میتوانند مردم را با حال و هوای روزهای حج آشنا کنند. تلویزیون کشور ما و کارگردانان و نویسندگان آن بضاعت ساخت آثار نمایشی تاثیرگذار را هم در این باب دارند. شاید اصلا لازم نباشد به مکه رفت و سفر حاجی را در آن خطه نشان داد. چون عارفان و دینمداران بر این باور هستند که سفر واقعی طالب خانه خدا ابتدا از دل او آغاز میشود. او باید دل و نیت خود را آماده این سفر کند.این آماده شدن تبعاتی دارد که پیرامون شخص عاشق بازتاب خواهد داشت. همین بازتابها و آمادگیها میتواند مصالح لازم را برای ساخت یک اثر نمایشی مهیا کند.
فریدون حسنپور ساخت این نوع آثار را با ساخت فیلم وقتی همه خواب بودیم، تجربه کرد. این فیلم از تلویزیون به نمایش درآمد و مورد استقبال مردم هم قرار گرفت. از این داستانها در زندگی مردم عادی و در کتابها بسیار است که میتواند به فیلمنامهنویسان در خلق اثرشان کمک کند. اینگونه آثار به مردم نشان میدهند که سفر به خانه خدا مناسک خاص خود را دارد.این سفر یک سفر حقیقی است که نباید آن را با تشریفات کاذب آلوده کرد. حاجی معنای ژرفی است که باید برای همیشه در ذهن و عمل فرد سفر کرده بماند. معنا و مفهوم وسیع کعبه باید برای مردم ترسیم شود. رفتن به حج فقط چرخیدن دور یک خانه سنگی نیست باید ابتدا طواف خانه دل کرد تا معنای کعبه برای فرد معلوم شود و او بداند که باید با پای دل به کعبه برود نه با هواپیما و پای جان. اگر کعبه سنگی مقصود اصلی بود مردم ایران میتوانستند به جای رفتن به مکه دور کعبهای بچرخند که برای سریال مختارنامه ساخته شد و یا کعبهای که برای فیلم محمدرسول الله(ص)، مجید مجیدی آن را ساخته است.بیراهه نیست که مولوی فرموده: ای قوم به حج رفته کجایید، کجایید... معشوق همینجاست، بیایید، بیایید/معشوق تو همسایه و دیوار به دیوار.... در بادیه سرگشته شما در چه هوایید....
طاهره آشیانی / گروه رادیو و تلویزیون
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم