در همین ارتباط پس از اینکه از ضرورت داشتن اهداف بزرگ و هدفهای کوچکتر در هر مرحله از زندگی نوشتیم حالا میخواهیم به نکته مهم دیگری بپردازیم؛ نکتهای که از مهمات زندگی در این دوران است.
دورهای که انسان با مسائلی روبهرو شده که تا چند دهه پیش حتی تصورش را هم نمیکرد. یادتان میآید تا همین 20 یا 30 سال پیش، هنگامی که پدرهای ما از اداره به خانه میآمدند کلی وقت داشتند برای کارهای اندکی که از روزهای گذشته مانده بود؛ به همین دلیل پدر بنده هر هفته به همه فامیل و اقوام و دوستان سری میزد و دیداری تازه میکرد؛ کاری که امروز برای ما به یک رویا میماند.
آنها هم که دکان و مغازهای داشتند، برای ناهار به خانه میآمدند و پس از استراحت بعدازظهر نمنمک راه میافتادند و به مغازه میرفتند؛ اگر روزی هم قرار بود به خانه یکی از اقوام بروند، زودتر از معمول کرکره را پایین میکشیدند و راهی میشدند.
حالا من اگر خیلی هنر کنم هفتهای یکبار به خانه پدری سری میزنم و عیادتی از پدر و مادر میکنم.
یکی از اقوام مغازهدار که هنوز ازدواج هم نکرده، هر شب تا ساعت 11 سر کار است و مدتهاست در هیچ جمعی و مهمانی او را ندیدهایم، فقط از پشت تلفن میگوید با این همه کار و قسط و اجاره نمیتوانم سرم را بخارانم چه برسد...
در شهرهایی مانند تهران که گاهی برای یک بنزین زدن ساده، یک ساعت باید زمان بگذاریم، هر روز بخشی از کارهای لازم و ضروری به فهرست کارهای عقبمانده افزوده میشوند و در پایان هفته ما خود را با حجم بزرگی از کارهایی مواجه میبینیم که باید انجام میشدهاند و همچنان بلاتکلیف هستند. این فهرست هر هفته هم بلندتر میشود.
طبیعی است که چنین شرایطی ما را آزار میدهد و بتدریج زندگی را مانند کلاف سر در گمی در نظر ما جلوه میدهد.
چاره چیست؟
کارهای ضروری باید انجام شوند؛ این اصلی است که کسی در آن تردید ندارد. از سوی دیگر حجم فشرده کارهای عقبمانده هم واقعیتی استرسزاست که از نزدیک با آن رودررو هستیم.
یکی از راههای پیشنهادی برای حل این معضل، اولویتبندی کارهای روزانه، هفتگی و ماهانه است.
ما باید یاد بگیریم، کارهایمان را اولویتبندی کنیم.
برای انجام درست این روش میتوانیم به هر کار از یک تا 20، نمره بدهیم. هر قدر اهمیت انجام کاری بیشتر باشد، نمره آن هم بیشتر میشود.
حالا ما یک فهرست داریم که کارها براساس اهمیت در آن ردیف شدهاند؛ در چنین شرایطی براحتی متوجه میشویم که کدام کار باید ابتدا انجام شود و کدام کار اهمیت کمتری دارد و میتوان انجامش را به روز یا روزهای بعد موکول کرد. اگر در طول روز هم کار جدیدی به ما ارجاع شد باید آن را در جای مناسبش در فهرست اولویتها قرار دهیم.
این راهی است که تا حد مناسبی جلوی سردرگمی ما را میگیرد. به این ترتیب با خیالی آسودهتر به انجام کارها میپردازیم و اگر کاری هم برای فردا ماند، میدانیم از بیبرنامگی ما نبوده است؛ بلکه فرصت کافی برای انجام آن نداشتهایم.
استرسها را کم کنیم
نکته مهم دیگری که باید به آن توجه کنیم این است که تا کاری تمام نشده، نباید کار دیگری را شروع کنیم.
این نوع رفتار که اغلب ما هم آن را به کار میبریم، تنها به تداخل کارها، عدم رسیدگی صحیح به آنها و نارضایتی خودمان و ایجاد استرس میانجامد.
اگر یاد بگیریم که کارها را براساس اولویت و با زمانبندی مناسب انجام دهیم و تا کاری را تمام نکردهایم، کار دیگری را آغاز نکنیم، میتوانیم از استرس جلوگیری کنیم و این خود گامی بلند برای زندگی راحتتر است.
من یک انسان هستم
یادمان باشد ما انسان هستیم و با رباتها فرق داریم. این نکته را باید مرتب به خودمان گوشزد کنیم. یک انسان پس از مدتی کار کردن خسته میشود و باید استراحت کند؛ پس در برنامه زمانبندی روزانه، فرصتهایی را هم برای استراحت، ورزشهای سبک مانند پیادهروی و علایق شخصی مانند گوش کردن به اخبار، دیدن یک فیلم و... اختصاص دهیم.
از همین امروز این شیوه را امتحان کنید و نتایج آن را در نوع زندگیتان ببینید.
احمد صولت
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم