این قتل آذرماه 5 سال قبل در محله نیروی هوایی تهران بهوقوع پیوست و جوانی24 ساله به نام محمود در یک درگیری دوست خودش را که صابر نام داشت با ضربه چاقو مجروح کرد و گریخت. اهالی محل وقتی پسر زخمی را به بیمارستان رساندند که دیگر از دست هیچکس کاری ساخته نبود. پارگی رگهای حیاتی و خونریزی شدید صابر را به کام مرگ کشاند و بعد از آن پرونده در اختیار پلیس قرار گرفت تا عامل جنایت دستگیر شود.
شاهدان در همان بدو تحقیقات محمود را به عنوان قاتل معرفی کردند، ولی معلوم شد او خانهاش را به مقصدی نامعلوم ترک کرده است. پس از آن تلاشها برای دستگیری قاتل فراری ادامه یافت اما ردی از او به دست نیامد تا اینکه محمود 2 هفته قبل با پای خودش به اداره آگاهی رفت و تسلیم شد. او به ماموران گفت: از اینکه پنهانی زندگی کنم خسته شدهام. در تمام این 5 سال عذاب وجدان رهایم نکرده است و شبها نمیتوانم خوب بخوابم. برای همین تصمیم گرفتم خودم را معرفی کنم تا از خانواده مقتول پوزش بخواهم و به آنها تسلیت بگویم. شاید اینطور بار گناهانم سبکتر شود و به کمی آرامش برسم.
متهم که فعلا در بازداشت است و تحقیقات از او ادامه دارد ادعا کرده از آنجا که مقتول پشت سر خانواده او حرف زده بود، وی دست به این قتل زد. رفتار این متهم نشان میدهد یک قاتل حتی اگر فرار کند و خودش را ازچشم همه دور نگه دارد باز هم به خاطر عذاب وجدان هرگز رهایی نخواهد داشت و رنگ آرامش نخواهد دید. در واقع تسلیم شدن این جوان میتواند برای همه پیامی بزرگ داشته باشد و یادآوری کند اسیر خشم نشوید که اینگونه رفتارها فرجامی تلخ دارد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم