با محمدرضا داورزنی، رئیس فدراسیون

ادعای افول والیبال ایران ، بی‌اساس است

قهرمانی در جام ملت‌های آسیا، راهیابی به جام‌جهانی، کسب مجوز حضور در المپیک لندن و صعود به لیگ جهانی والیبال اهدافی است که محمدرضا داورزنی برای دستیابی به آنها چشم به تجربه مربی کارکشته‌ای به نام خولیو ولاسکوی آرژانتینی الاصل دوخته است.
کد خبر: ۴۳۰۰۷۸

اهدافی که نقطه آغازین آنها رقابت‌های جام ملت‌های آسیاست که از دیروز در تهران آغاز شده و باید دید ولاسکو در نخستین آزمون جدی‌اش چه دستاوردی برای والیبال ایران خواهد داشت و آیا این میدان می‌تواند پاسخی برای منتقدان رئیس فدراسیون باشد یا این‌که موقعیت او را در راس فدراسیون متزلزل خواهد کرد؟

‌‌یکی از موضوعاتی که همواره در بحث میزبانی‌ کشورمان مورد توجه قرار می‌گیرد بحث امکانات و زیرساخت‌های مربوط به هر رشته ورزشی است. با توجه به این‌که سالن 12 هزار نفری، یکی از معدود اماکن ورزشی ایران است که در میزبانی‌هایی از این دست مورد توجه قرار می‌گیرد، سوال این است که روند آماده‌سازی این سالن برای مسابقات والیبال جام ملت‌های آسیا به چه شکلی پیش رفت؟

با توجه به اهمیت مسابقات و تاکید وزارت ورزش خوشبختانه شرکت توسعه و تجهیز اماکن ورزشی از مدت‌ها قبل کار بازسازی و استانداردسازی این سالن را برای رقابت‌های جام ملت‌های آسیا آغاز کرد و خوشحالیم که در این رابطه همه امکانات مورد نظر از جمله اسکوربورد (تابلوی نمایشگر)، رختکن‌ها و کفپوش و سایر امکانات به شکل کاملا استانداردی برای این بازی‌ها فراهم شد. البته کفپوش این سالن که مورد تایید فدراسیون جهانی است توسط فدراسیون والیبال تامین شد، اما نکته مهم در این میان بحث کف سالن بود، با توجه به این‌که کف این سالن پاتیناژ است و سال 2001 برای میزبانی رقابت‌های والیبال قهرمانی جوانان جهان با انتقاد فدراسیون جهانی مواجه شده بود، این بار به صورت اصولی به منظور نصب کفپوش حفره‌هایی در کف سالن ایجاد شد تا به این ترتیب نه‌تنها برای میزبانی رقابت‌های والیبال که در رشته‌هایی همچون بسکتبال، فوتسال و هندبال نیز مورد استفاده قرار گیرد. به عبارتی یک بار برای همیشه مشکل جدی سالن 12 هزار نفری مرتفع شد و شاید یکی از مهم‌ترین دستاوردهای این رقابت‌ها همین بحث آماده‌سازی سالن بود. من میزبانی اندونزی، تایلند، فیلیپین و ژاپن را در دوره‌های گذشته این رقابت‌ها دیده‌ام و به جرات می‌گویم که میزبانی ما فراتر از آسیاست و غیر از ژاپن که شرایط خاص خودش را دارد، امکانات ما در هیچ‌یک از 3 کشور مورد نظر وجود ندارد. این نظر ولاسکو و دستیاران خارجی اوست که چند دوره مسابقه‌های المپیک، جهانی و اروپایی را پشت سر گذشته‌اند.

به قول خولیو ولاسکو، سرمربی تیم ملی و همچنین پائلو دستیار او، همه چیز در بالاترین سطح استاندارد خود قرار دارد و مورد تایید کنفدراسیون والیبال آسیا قرار گرفته است. البته در رابطه با تایید امکانات، خوشحالم که اعلام کنم برای اولین بار ایران به عنوان تنها کشوری است که هم مسوولیت کمیته کنترل و هم کمیته برگزاری مسابقه‌ها را عهده‌دار است.

این موفقیت به دلیل صلاحیت والیبال ایران صورت گرفته یا دلایل دیگری داشته است؟

رقابت‌های جام ملت‌های آسیا بالاترین سطح والیبال قاره و حتی از بازی‌های آسیایی هم بالاتر است. بنابراین اگر کنفدراسیون والیبال آسیا چنین اعتمادی به ما می‌کند هم به دلیل صلاحیت سعید درخشنده، دبیر فدراسیون والیبال و هم به دلیل توانایی و قدرت والیبال کشورمان است.

‌سوال دیگری که مطرح است این‌که آیا اولین بار است که ما میزبان چنین مسابقاتی هستیم و اصولا ایده این میزبانی از کجا شکل گرفت؟

این دومین دوره پیکارهای والیبال جام ملت‌های آسیاست که در ایران برگزار می‌شود. در دوره گذشته که 12 سال پیش بود تیم ما در رده ششم قرار گرفت. به هر ترتیب با توجه به جایگاهی که ما در آسیا کسب کرده‌ایم و انتظاراتی که مردم از این رشته دارند باید پاسخی برای این عطش مردم وجود داشته باشد. عطشی که ریشه در سیر صعودی و شیب مثبت و پایدار والیبال ایران در 5 سال گذشته دارد. همان طور که می‌دانید تیم ملی ایران در دوره گذشته این بازی‌ها (مانیل 2009) در اوج داوری نامناسب در فینال مقابل ژاپن مغلوب شد و به نایب‌قهرمانی بسنده کرد. در واقع ما از سال 2007 خود را برای میزبانی این رقابت‌ها و حتی جام ملت‌های 2009 آماده کرده بودیم و با وجود این‌که این درخواست با موافقت ضمنی کنفدراسیون آسیا مواجه شد، اما در آن مقطع به دلیل شرایط خاص فیلیپین، این میزبانی را به مانیل دادند. به هر حال ما در پس این میزبانی و از همان سال 2007 بر آن بودیم تا با کسب عنوانی درخور، جواز حضور در مرحله انتخابی المپیک را به دست بیاوریم. در این شرایط بسیار خوشبینیم که همچون سال گذشته که مردم ارومیه تیم ملی را در جام کنفدراسیون آسیا تنها نگذاشتند این بار در تهران هم شاهد حضور و حمایت پر شور تماشاگران از ملی‌پوشان والیبال باشیم.

اصولا فدراسیون والیبال ایران با برگزاری مسابقه‌هایی در این سطح چه اهدافی را دنبال می‌کند؟

میزبانی، محاسن زیادی دارد و همان طور که پیشتر گفتم در درجه اول این میزبانی سبب شد که امکانات ما استاندارد شود. ما اگر ادعا داریم دنبال رفتن به لیگ جهانی هستیم در درجه اول باید امکانات استانداردی داشته باشیم، همین مسابقه‌ها خیلی به ما کمک کرد که برای میزبانی لیگ جهانی هم آماده شویم چه بسا اگر به برکت این مسابقه‌ها نبود ما نمی‌توانستیم میزبان لیگ جهانی باشیم، اما در بعد فنی طبیعی است که ما درصدد این هستیم که با میزبانی این مسابقه‌ها، در راستای توسعه کیفی و کمی والیبال در سطح کشور گام بر ‌داریم. یکی از دغدغه‌هایی که همیشه با آن دست به گریبان بوده‌ایم این است‌ که والیبال بر عکس فوتبال از موهبت پخش تلویزیونی رقابت‌های جهانی و قاره‌ای و به طور کلی پیکارهای سطح اول دنیا بی‌بهره بوده است، در نتیجه رقابت‌های تهران فرصتی است که هم توانایی خود را به رخ آسیا کشیده و هم توان میزبانی خود را نشان دهیم. از طرف دیگر میزبانی ما این حسن را دارد که علاقه‌مندان به والیبال و رده‌های پایه ما 10 روز بالاترین سطح والیبال آسیا را هم از نزدیک و هم به طور مستقیم از تلویزیون دنبال کنند. این خود یک کلاس آموزشی است و در پس این شکل‌گیری جو والیبال در کشور، شور و هیجان هم ایجاد می‌شود تا علاقه مندان به این رشته افزایش یابند.

به نظر می‌رسد یکی از دلایل انتخاب خولیو ولاسکو به عنوان سرمربی تیم ملی همین میزبانی بود.

به هر ترتیب ایجاد تغییرات در کادرفنی تیم ملی اتفاقی یک شبه نبوده است. ما این تغییرات را سال 2007 شروع کردیم، در آن مقطع زوران گائیچ را به عنوان سرمربی تیم ملی انتخاب کردیم و این‌که با او برنامه 2+2 را دنبال می‌کردیم و طی 4 سال و تا زمان المپیک لندن هدایت تیم ملی ما را عهده‌دار باشد، اما انتقاداتی که مطرح شد و این‌که چرا این مربی همزمان مربیگری یک تیم باشگاهی در روسیه را نیز عهده‌دار است در نهایت ما را وادار کرد که حسین معدنی، دستیار ایرانی او را که یک سال در کنار این مربی کار کرده بود، به عنوان سرمربی تیم ملی انتخاب کنیم. چون گائیچ معتقد بود همزمان برای حفظ اعتبار خود باید در یک تیم مطرح دنیا هم کار کند. به هر حال تیم ملی با هدایت معدنی پله به پله شرایط خوبی را تا بازی‌های آسیایی گوانگجو سپری کرد. در گوانگجو تیم ما در شرایطی دوم شد که 4 سال قبل در دوحه ششم شده بود، اما انتظار مردم این بود که تیم در گوانگجو قهرمان شود. در چنین شرایط وقتی خود ما هم دیدیم والیبال ایران استعداد و پتانسیل خوبی دارد و حلقه گمشده آن تجربه برتر بود؛ کسی که تجربه میدان‌های جهانی را داشته باشد. مطالعات زیادی صورت گرفت و بر مبنای این مطالعات و آسیب‌شناسی که انجام دادیم سراغ 3 مربی نامدار به نام‌های آناستازی، ولاسکو و برندی رفتیم. آناستازی، سرمربی لهستان شد و از بین برندی و ولاسکو در نهایت ولاسکو را که چند دوره ایتالیا را قهرمان جهان کرده بود و به عنوان تئوریسین والیبال دنیا شناخته شده است به خدمت گرفتیم. من وقتی اسفند 89 با او مذاکره کردم هم جام ملت‌های تهران را می‌دیدم و هم صعود به المپیک لندن را. این بدان معنا نیست که بعد از آن دیگر قطع ارتباط می‌کنیم. طبیعی است که همه مردم ما این انتظار را دارند که تیم ملی بازی‌هایی همچون بازی با تیم ملی ایتالیا در رقابت‌های جهانی را انجام دهد. به هر حال مردم ما انتظار دارند تیم ملی را بین 10 تیم برتر دنیا ببینند.

آیا در مدتی که سکان هدایت تیم ملی به عهده ولاسکوست، توانسته‌ایم بازی در سطح مورد اشاره شما یعنی دیدار با ایتالیارا انجام دهیم؟

چندی پیش در مسابقه‌های تدارکاتی تیم ایران با تیم‌های اسلواکی، فنلاند واسلوونی بازی‌های خوبی انجام داد. 4 بازی با اسلواکی انجام دادند که در 3 بازی برنده شدند. آن هم در شرایطی که اسلواکی با تمام توان، خودش را برای جام ملت‌های اروپا محک می‌زد. همین تیم بعد از بازی با ما بلغارستان و لهستان 2 تیم خوب والیبال دنیا را شکست داد. به هر حال تیم ما چنان نمایش دلپذیری داشت که سرمربی اسلواکی اعلام کرد یک پدیده جدید در والیبال دنیا متولد شده و آن ایران است. واقعیت این است که یکی، دو ناکامی بدجوری کام ما را تلخ کرد؛ یکی در رقابت‌های جهانی مقابل مصر تیمی که پیش از آن در جام‌جهانی شکستش داده بودیم و دیگری مقابل ژاپن در فینال گوانگجو. ما با ولاسکو دنبال ثبات در تیم ملی هستیم و احساس می‌کنیم با تکیه بر دانش این مربی بزرگ، می‌توانیم به این ثبات دست یافته و انتظارات را برآورده کنیم. همیشه به بازیکنان می‌گوییم توقع ما این است که با 120 درصد ، یعنی بیش از توان خود ظاهر شوید. برای رسیدن به اهداف بزرگ و انتظاراتی که داریم ولاسکو و دستیاران خارجی اش را به خدمت گرفتیم، این‌ها به انضمام کادرفنی داخلی و شرایطی که آماده شده است می‌توانند ما را به اهدافمان برسانند.

با وجود این‌که در توانایی‌های فنی این مربی شکی نیست، اما او به زمان نیاز دارد. فکر نمی‌کنید در صورت ناکامی تیم ملی در رقابت‌های تهران افکار عمومی این فرصت را به ولاسکو نخواهد داد و عملا فرصت حضور مربیانی در این سطح از والیبال ما گرفته می‌شود؟

ما نمی‌توانستیم فرصت‌ها را از دست بدهیم. بعد از دوم شدن تیم ملی در گوانگجو، جو سنگینی بر والیبال حاکم شد. طبیعی است وقتی شما می‌خواهید یک تصمیم را اتخاذ کنید ریسک آن را هم باید بپذیرید. ما بسیار امیدوار هستیم که در این مسابقه‌ها با قهرمانی خودمان یا با قهرمانی ژاپن و نایب‌قهرمانی ما به جام‌جهانی ژاپن (آبان ماه با حضور قهرمانان قاره‌های مختلف) راه یابیم. از طرفی 4 تیم برتر مسابقه‌ها جواز حضور در رقابت‌های انتخابی المپیک را به دست می‌آورند، بنابراین شرایط برای ولاسکو دشوار نیست و فرصت لازم را دارد. با توجه به وضعیت تیم و شرایطی که در بازی‌های تدارکاتی وجود داشت احساس می‌کنم ارزش این ریسک را داشت که ولاسکو را در ابتدای سال 90 سرمربی تیم ملی کردیم، چون معتقدیم با ولاسکو می‌توانیم به اهدافمان برسیم. من به شخصه شانس قهرمانی تیم در جام ملت‌ها و راهیابی به المپیک را زیاد می‌بینم. این اظهار نظر بدان معنا نیست که سطح انتظارات را بالا ببریم، نه به هیچ وجه.بلکه خودمان هم از تیم انتظار داریم و خود بازیکنان هم این انتظار را دارند که بهترین نتیجه را بگیریم.

‌همان طور که اشاره کردید انتظارها از والیبال بالا بود و حالا با ولاسکو بالاتر هم رفته است، به طور مشخص خود شما در این رقابت‌ها چه هدفی را دنبال می‌کنید، حضور در فینال برای شما موفقیت محسوب می‌شود؟

داورزنی: پاسور، موتور محرکه تیم است و سرمربی نمی‌تواند نوبتی پاسورهای تیمش را به میدان بفرستد. در این مقطع هم ولاسکو، حسینی را برگزیده است و باید به این انتخاب احترام گذاشت

نه ما در سال 2009 در مانیل نایب‌قهرمان آسیا شده‌ایم و امسال قهرمانی را می‌خواهیم. می‌خواهیم قدرت خود را بر ژاپن دیکته کنیم، این تیم اگر در لیگ جهانی خود را حفظ کرده به خاطر سرمایه‌گذاری سالانه 10 تا 20 میلیون دلاری است که انجام می‌دهد. ما می‌خواهیم با توانایی خودمان به لیگ جهانی برویم و این توان را داریم، چرا که در گذشته و در 22 باری که با کره بازی کرده بودیم تقریبا در تمام بازی‌ها شکست خورده بودیم، اما حالا 3 سال است که کره تسلیم تیم ما شده است.

دو سه سالی می‌شود که شما حضور در لیگ جهانی را نشانه رفته‌اید و طی این مدت 2 بار با ناکامی در دیدارهای انتخابی این آرزو نقش بر آب شده است، مخصوصا این دومی که با هدایت ولاسکو و در بازی با چین رقم خورد بدجوری تو ذوق زد.

امسال قرار بر این بود که بر اساس نتیجه جام ملت‌های آسیا، نماینده‌ این قاره برای لیگ جهانی انتخاب شود. وقتی در اردیبهشت این شیوه انتخاب را به ما اعلام کردند، گفتیم تا آخر شهریور وقت داریم تیم را با قدرت آماده کنیم و با قهرمانی در جام ملت‌ها به عنوان نماینده آسیا به لیگ جهانی راه یابیم، اما به یکباره در تاریخ 10 تیرماه گفتند که تا 20 تیر باید تکلیف نماینده قاره آسیا در لیگ جهانی مشخص شود، آن هم با یک تک بازی در چین. در چنین شرایطی اساسا ولاسکو نظرش این بود که تیم به چین نرود، در حالی که اگر تصمیم می‌گرفتیم شرکت نکنیم در این صورت نامزدی خود را برای راهیابی به لیگ جهانی از دست می‌دادیم (ایران، ژاپن، کره جنوبی و چین نامزدهای آسیا برای لیگ جهانی هستند) یا این‌که باید به هر شکل ممکن زیر بار این تصمیم می‌رفتیم. به هر حال در شرایطی که 5 بازیکن دریافت کننده تیم یعنی آرش کشاورزی، فرهاد نظری افشار، محمد محمد کاظم، مجتبی شبان، فرهاد قائمی و آرش کمالوندی یا مصدوم بودند یا هیچ یک در شرایط آمادگی نبودند، ما با وحید والی و مباشری به عنوان دریافت‌کننده به این مسابقه گام گذاشتیم و طبیعی بود که شرایط خوبی در مسابقه با چین نداشته باشیم. این درست که ما 2 بار با بداقبالی از راهیابی به لیگ جهانی بازماندیم، اما بی‌خیال این هدف نشده‌ایم و مطمئن باشید این شکست‌ها درس عبرت و تجربه خوبی به ما داد که بهتر و پرقدرت‌تر گام به رقابت‌های انتخابی لیگ جهانی بگذاریم.

این انتقاد متوجه شماست که مشاوره خوبی به ولاسکو داده نمی‌شود. اساسا رابطه شما به عنوان رئیس فدراسیون با ولاسکو، سرمربی تیم ملی چگونه است، آیا در کار او دخالت می‌کنید و او این دخالت را می‌پذیرد؟

ولاسکو مربی‌ای نیست که تحت تاثیر قرار بگیرد، خودش بیش از هر چیزی مراقب اعتبارش است. من هم این سیاست را ندارم که در کار ولاسکو یا کار سایر اعضای کادر فنی دخالت کنم. من و کادرفنی و دیگر مربیان اطلاعات لازم را در اختیار او می‌گذاریم و خودش هم بازی‌های مختلف را نگاه می‌کند و تصمیم نهایی را می‌گیرد.

‌‌گفتید راهیابی به المپیک یکی از اهداف شماست، مکانیسم راهیابی به المپیک چیست و آیا فکر می‌کنید می‌توانیم به بازی‌ها راه یابیم؟

والیبال در المپیک با شرکت 12 تیم برگزار می‌شود و تیم‌های اول تا چهارم جام ملت‌های تهران به اضافه 4 تیم از سایر قاره‌ها در ژاپن مسابقه می‌دهند تا تیم قهرمان و بهترین تیم آسیایی، المپیکی شوند. بر مبنای پتانسیلی که داریم باید در آسیا همیشه حرف اول را بزنیم، چون چیزی از ژاپن و کره جنوبی و چین کم نداریم. به قول ولاسکو ایران معدن والیبال است و بارور کردن استعدادها نیاز به کار دارد، چیزی که ما در حال انجام آن هستیم. بنابراین حضور در المپیک را دور از دسترس نمی‌بینیم و اگر والیبال ایران به المپیک نرود عدم توانایی من رئیس فدراسیون است نه والیبال ایران.

‌‌‌لیگ جهانی چطور؟

اعتقاد دارم ظرفیت حضور در لیگ جهانی را داریم و از بسیاری از تیم‌هایی که در لیگ جهانی هستند پتانسیل بیشتری داریم؛ اما به دلیل مکانیزمی که برای انتخاب تیم‌های لیگ جهانی وجود داشته است ما‌ آسیب‌دیده‌ایم. ما در سال قبل از المپیک در گزینشی لیگ جهانی شرکت می‌کنیم،اگر ادعای حضور در المپیک را داریم، حضور در لیگ جهانی که آسان‌تر است. می‌خواهیم در اردیبهشت سال‌ آینده به المپیک برویم، پس باید بتوانیم در مرداد به لیگ جهانی راه یابیم.

بدرستی گفتید موفقیت یکشبه حاصل نمی‌شود، این سوال مطرح است که سرمایه‌هایی چون امیر حسینی و سعید معروف چرا نباید همزمان در تیم ملی حضور داشته باشند. اساسا چرا فدراسیون این موضوع را مدیریت نمی‌کند؟

معتقدم معروف، حسینی و حتی مهدوی و بهبودی بهترین پاسورهای آسیا هستند. وقتی 12 بازیکن یک تیم را تشکیل می‌دهند باید یکدل و هماهنگ باشند. یک مربی در انتخاب پاسور مثل انتخاب دفاع دستش باز نیست. پاسور حکم خلبان و ناخدای تیم را دارد و کسی که به عنوان پاسور دوم انتخاب می‌شود باید بپذیرد که روی نیمکت بنشیند و روی نیمکت هم به تیم روحیه بدهد، درست مثل مهدوی که چنین روحیه‌ای دارد. معروف و حسینی نمی‌گویند پاسور دوم بودن را نمی‌پذیرند، اما به هر حال همان طور که گفتم در تیم 12 نفره والیبال هر 12 نفر باید هماهنگ و همدل باشند تا بر پیکره تیم ضربه وارد نشود. داستان معروف و حسینی مربوط به امروز و دیروز نیست و ریشه در سال 2005 دارد. آن سال و در دوحه 2006 این دو کنار هم بودند، اما تیم ملی چه نتیجه‌ای کسب کرد. گرچه آنها نمی‌گویند نیمکت‌نشین شدن را نمی‌پذیرند، اما نارضایتی آنها به لحاظ رفتاری بروز می‌کند. به هر حال پاسور موتور محرکه تیم است و سرمربی نمی‌تواند نوبتی پاسورهای تیمش را به میدان بفرستد. در این مقطع هم، ولاسکو حسینی را برگزیده است و باید به این انتخاب احترام گذاشت.

‌درباره شکست تیم ملی مقابل چین در انتخابی لیگ جهانی، به مصدومیت بازیکنان اشاره کردید. گرچه مصدومیت 5 بازیکن اصلی تیم ملی اتفاقی است که به ندرت رخ می‌دهد، اما رویکرد فدراسیون والیبال در بحث پشتوانه‌سازی چگونه است. بی تردید طی یک دوره طولانی نمی‌توان به چند بازیکن طراز اول دل خوش کرد و موفقیت تیم ملی را به زلف آنها گره زد؟

سوال خوبی است، خوشبختانه روندی را که در ترکیب تیم ملی و به طور کلی والیبال ایران می‌بینم، بسیار دلگرم‌کننده است. در این رابطه مثالی می‌زنم؛ در ترکیب فعلی تیم ملی بازیکنانی را می‌بینید که پله‌های ترقی را به ترتیب سپری کرده‌اند، در تیم‌های نوجوانان و جوانان بوده اند و حالا به تیم بزرگسالان راه پیدا کرده‌اند، به طوری که حمزه زرینی، فرهاد نظری افشار، مهدی مهدوی و آرش کشاورزی عضو تیم جوانان ما در سال 2005 بودند، آرش کشاورزی و محمد موسوی در تیم جوانان 2007 عضویت داشتند، فرهاد قائمی و آرش کمالوندی در تیم جوانان 2009 و اکبر غفور در عضویت تیم جوانان 2011 بوده‌اند. این نشان دهنده کار منسجم و منطقی در والیبال است. اگر به 4 سال پیش برگردیم می‌بینیم ما 14 بازیکن داشتیم که آنها را در همه رقابت‌ها از جمله دانشجویان جهان، جام شیخ راشد،جام ریاست جمهوری قزاقستان، قهرمانی آسیا و بازی‌های آسیایی گوانگجو شرکت می‌دادیم، تیم با معدل سنی بالای 29 سال مطمئنا نمی‌تواند نتایج پایداری به ثبت برساند. این در حالی است که امسال ظرفیت ما به جایی رسیده است که برای رقابت‌های ارتش‌های جهان، دانشجویان جهان و دیگر رقابت‌ها، تیم‌های کاملا مجزایی را اعزام کردیم. اگر در گذشته تنها یک بازیکن ما مصدوم می‌شد، زانوی غم بغل می‌گرفتیم، اما امروز ولاسکو برای خط زدن یک بازیکن سرعتی زن، یک دریافت‌کننده یا لیبرو، با مشکل مواجه است. این نشان دهنده این است که والیبال ایران 20 سال است پروسه رو به رشدی را طی می‌کند. موفقیت یکشبه حاصل نمی‌شود و پروسه رشد و تعالی در زمانی 6ماهه یا یک‌ساله تعریف نمی‌شود. زمانی محمدرضا یزدانی خرم طی 15، 16 سال ریاست فدراسیون والیبال، این رشته را در مسیر رشد قرار داد و پس از او و در زمان ما این روند رو به رشد ادامه یافت. البته در بحث نوجوانان و جوانان بحث زیادی داریم. اعتقاد دارم بر خلاف ادعاهایی که مطرح می‌شود در نوجوانان نه‌تنها افول نداشته‌ایم، بلکه رشد هم کرده‌ایم. درست است تیم نوجوانان در جهانی 2011 دهم شد، اما عملکردش در قیاس با 2007 اصلا قابل مقایسه نیست. ما در 2007 با 3 باخت نایب‌قهرمان شدیم و در این رقابت‌ها با 2 باخت ششم شدیم. علاوه بر این‌که امسال با قدرت‌های والیبال دنیا مثل برزیل، روسیه و آمریکا بازی کردیم. بازیکنان ما اگر یک گیم از اسپانیا گرفته بودند فینالیست شده بودند. ما تیم قهرمان این مسابقات یعنی صربستان را شکست دادیم.

‌‌شاید ادعای افول تیم‌های نوجوانان و جوانان غیرمنطقی باشد، اما این انتقاد که داورزنی در انتخاب کادرفنی این دو تیم اشتباه کرد هم غیر منطقی است؟!

داورزنی: قطعا تیم ملی پاسخ این همه تخریب و ادعای بی‌اساس را خواهد داد. مسیری که تیم ملی ما از سال 2007 به این طرف طی کرده، مسیر رو به رشدی بوده است

بعضی وقت‌ها یک مدیر ریسک هم می‌کند، اما این‌که گفته شود والیبال ایران ضعیف شده به هیچ عنوان درست و منطقی نیست. به نظر من تیم نوجوانان نه تنها ضعیف نشده که رشد هم داشته است. وقتی تیمی در مسابقاتی شرکت می‌کند که از 18 تیم شرکت کننده 8 تیم مدعی قهرمانی هستند نباید توقع داشت تیم ما مقتدرانه قهرمان شود. این اعتقاد و ادعا را دارم که در هیچ مقطعی در تاریخ والیبال ایران به لحاظ تدارک تیم به اندازه این دوره هزینه نشده است، اما توجه داشته باشید همه چیز در اختیار فدراسیون نیست. به دلیل مشکلات خروج از کشور برخی بازیکنان،نتوانستیم اردوی تدارکاتی خارج از کشور داشته باشیم و حتی برای عزیمت آنها به رقابت‌های جهانی دست به دامان وزیر ورزش و فرمانده نیروی انتظامی شدیم. این اتفاقات در سایر کشورها از جمله روسیه نمی‌افتد، یا تیمی مثل صربستان  28 مسابقه تدارکاتی برای حضور در رقابت‌های جهانی برگزار می‌کند. در حالی که ما نمی‌توانیم یک دیدار تدارکاتی برای تیم خودمان داشته باشیم.

‌‌اشتباه خودتان را در انتخاب کادرفنی نمی‌پذیرید؟

قطعا می‌پذیرم، اینجا هم در محضر مردم هستیم و هم محضر خداوند. ما آنچه لازم بوده برای تیم انجام داده‌ایم، فکر می‌کنم باید از قبل به فکر رفع مشکل خروج از کشور بازیکنان می‌بودیم. اگر ست کوویچ را به عنوان سرمربی تیم انتخاب کردیم او با تیم نوجوانان ما قهرمان و نایب‌قهرمان نوجوانان جهان و با تیم جوانان پنجم دنیا شده بود. ما با مصطفی کارخانه سال 2009 هفتم جهان شدیم و با ست‌کوویچ ششم. همان طور که گفتم شایستگی این تیم قرار گرفتن روی سکو بود و دلیل محقق نشدن این موضوع هم به کادرفنی بر می‌گردد و هم به فدراسیون که نتوانست مشکل خروج از کشور بازیکنان را زودتر مرتفع کند. البته از کنار میزبانی ضعیف برزیل هم نباید گذشت.

برگردیم به جام ملت‌های تهران، با توجه به این‌که 9،8 ماه است دوره ریاست شما بر فدراسیون والیبال خاتمه یافته و مجمع فدراسیون برگزار نشده است نگران عدم قهرمانی تیم ملی در جام ملت‌های آسیا و در نتیجه از دست دادن ریاست فدراسیون نیستید؟

اگر مجمع در موعد مقرر برگزار می‌شد بسیار خوب بود، اما متاسفانه به دلیل شکل گیری بحث وزارت ورزش، مجمع به تعویق افتاد و فضای تخریبی بسیار بدی شکل گرفت. کسانی که هیچ مسوولیتی ندارند و به شخص و جایی هم پاسخگو نیستند در این 8 ماه من را به شدت تخریب کردند، آن هم در شرایطی که من باید 7 تیم را به مسابقات مختلف اعزام می‌کردم و به پیشواز جام ملت‌های تهران می‌رفتم. برای من اصلا مهم نیست که رئیس فدراسیون باشم یا نباشم، بلکه مهم این است تا زمانی که هستم باید با تمام توان کارم را درست انجام دهم. نمی‌گویم خطا و اشتباه نداشتم، قطعا اشتباه داشتیم، ولی این ادعا را دارم که در رشته‌های گروهی موفق‌ترین رئیس فدراسیون بوده‌ام.

‌‌حتی از بسکتبال؟

قطعا همین طور است. ببینید در نوجوانان، جوانان و بانوان بسکتبال در کجای آسیاست؟ فوتبال و هندبال چطور؟ بنابراین با وجود همه نواقصی که داریم اعتقاد دارم موفق‌ترین رشته گروهی ایران هستیم. فرصت پرداختن به حاشیه‌سازی‌ها، اتهامات و ادعاهایی را که مطرح می‌شود، هم ندارم. خیلی‌ها ادعا می‌کنند 60 متر می‌پرند، اما واقعیت چیزی دیگری است. باید نواقص را برطرف کنیم. معلوم نیست من 6 ماه دیگر رئیس فدراسیون باشم یا 6 سال دیگر، بنابراین بر مبنای این‌که هستم یا نیستم کار نمی‌کنم. در 30 سال اخیر در خدمت ورزش بودم؛ مدیر کل تربیت بدنی 4، 5 استان، معاون سازمان تربیت‌بدنی و مدیرعاملی چند باشگاه را هم در کارنامه دارم و تا زمانی که رئیس هستم نباید چیزی کم بگذارم.

جالب این‌که شما خیلی کم پاسخ این انتقادهارا می‌دهید؟

این‌که پاسخ نمی‌دهم فکر نکنید حرفی برای گفتن ندارم. نه، این طور نیست. چون بعضی از ادعاهای آقایان خنده‌دار است. بحثم این است خانواده والیبال ده‌ها هزار نفر را تشکیل می‌دهد. این خانواده تنها 10 نفره نیست که اینها بگویند اگر ما 10 نفر باشیم خانواده والیبال با فدراسیون کار نمی‌کند. واضح است در مدیریت نمی‌شود همه را راضی نگه داشت. خیلی از اینها امتحان خود را در بخش‌های مختلف پس داده‌اند. ما از جان‌مایه می‌گذاریم میزبان خوبی باشیم و تیم قهرمان شود، بعد آقایان این طرف و آن طرف جلسه می‌گذارند که برویم با نمایندگان مجلس صحبت کنیم که والیبال افول داشته است. این ظلم به والیبال است و قطعا نمایندگان مجلس و مسوولان ذیربط فعالیت‌های ما را رصد می‌کنند.

پس جام ملت‌های تهران می‌تواند پاسخ عملی شما به مخالفانتان باشد.

قطعا تیم ملی پاسخ این همه تخریب و ادعای بی اساس را خواهد داد. مسیری که تیم ملی ما از سال 2007 به این طرف طی کرده است مسیر رو به رشدی بوده و ادعای افول والیبال در حالی که 40 بازیکن به تیم ملی دعوت می‌شوند و 4 تیم ملی تشکیل می‌دهیم، ادعای خنده داری است. چون چند نفر در تیم‌ها مربی نیستند باید گفت خانواده والیبال در کنار والیبال نیستند.این ظلم به والیبال نیست؟! حسین معدنی، بهروز عطایی، مهرانپور، افشار دوست، مومنی مقدم، وکیلی، عباس قاسیمان و امثالهم خانواده والیبال نیستند؟ یک نفر را به اسم امیر خوش‌خبر، سرپرست تیم ملی پیدا کرده‌اند و او را تو سر ما می‌کوبند. به هر ترتیب تا زمانی که در والیبال باشم انتقاد را می‌پذیرم. من ادعا دارم و رزومه ام هم در این 30 سال مشخص است. فردی که تیمی را اداره نکرده است چطور می‌تواند بگوید 2 را 4 و 4 را 8 می‌کند. زمانی من می‌توانم بگویم وزنه120 کیلویی را بالای سر می‌برم که قبلش 100 کیلو وزنه زده باشم. من که در هیچ صحنه‌ای 20 کیلو بلند نکرده‌ام چطور می‌توانم چنین ادعایی داشته باشم.این روش غلطی است که برای یک هدف، همه چیز را تخریب کنیم. این‌که چشم‌مان را ببندیم و خوشحال شویم که تیم جوانان باخته است و نوجوانان شکست خورده‌اند و بعد هرچی خواستیم بگوییم درست نیست. بارها مردم به من ابراز محبت کرده‌اند و گفته‌اند که من روحیه‌ام را از دست ندهم، همین برایم کافی است چون مردم بهترین قاضی هستند.

‌‌کناره‌گیری و بازگشت پیکان به والیبال نیز از دیگر چالش‌های هفته‌های گذشته والیبال بود.

خوشبختانه با رایزنی وزارت ورزش و صنایع، پیکان به والیبال بازگشت. بحث من این بود که باشگاه پیکان با بهره‌مندی از منابع ملی و زیر ساخت‌هایی که فراهم کرده و قدمت 40 ساله اش، نباید بر اساس سلیقه شخصی از والیبال کنار برود. امثال ایران خودرو، سپاهان، ذوب‌آهن و دیگر صنایع مادر ما دنبال تبلیغ محصولات خود در ورزش نیستند. آنها سرمایه‌های ملی ما هستند و در خدمت ورزش قهرمانی قرار گرفته‌اند. نباید افراد به خودشان اجازه دهند بر مبنای سلیقه شخصی تصمیم گیری کنند. زمانی پیکانی‌ها به دلیل اختلافاتی که داشتند از بسکتبال کنار کشیدند، همان موقع باید صدای بسکتبال در می‌آمد. یک روزی ذوب‌آهن هم تصمیم گرفت در والیبال شرکت نکند، در آن مقطع من با وجود این‌که مدیرعامل باشگاه بودم، خیلی بحث کردم. امسال هم اگر پیگیر بازگشت پیکان بودم نگران این نبودم که 14 تیم لیگ بشود 13 تیم، چون اعتقاد دارم پیکان با توجه به امکانات و زیر ساخت‌هایی که دارد باید ساختار خود را عوض کند. پیکان نباید به دلیل بالا رفتن قیمت بازیکنان کنار برود، چون این اتفاق فقط برای این تیم اتفاق نیفتاده است.

اما داماش هم از لیگ برتر والیبال کناره‌گیری کرد.

داستان داماش فرق می‌کرد، داماش شرایط خاص خودش را دارد و مشکلات دیگری داشت که صلاح نیست عنوان کنم.

اما پیکان در قرعه‌کشی شرکت کرد و باید آماده می‌شد برای شرکت در جام باشگاه‌های جهان، چنانچه به هر دلیل در این رقابت‌ها شرکت نکند لطمه‌ای به والیبال ملی ما وارد می‌شود. انتظار ما از صنایع ملی این است که در خدمت والیبال قرار بگیرند. چطور در فوتبال صنایع ملی ما 400 میلیارد تومان هزینه می‌کنند و در والیبال برخی بحث ارزش افزوده را مطرح می‌کنند؟ چه ارزش افزوده‌ای بالاتر از غرور ملی و سوم شدن پیکان در جام باشگاه‌های جهان، آن هم با لوگوی سمند و پخش تلویزیونی حداقل 10 ساعت لوگوی سمند!؟

به هزینه 400 میلیاردی فوتبال اشاره کردید، لیگ والیبال چه هزینه‌ای دارد؟

می‌توان گفت سالانه 40 میلیارد تومان.

‌‌از این رقم سهم دلال‌ها چقدر است؟

خوشبختانه در فدراسیون والیبال چنین مباحثی اصلا وجود ندارد و خارج از فدراسیون هم در بین والیبالی‌ها بعید می‌دانم بحثی به اسم دلالی باشد، اگر هم به صورت معدود وجود داشته باشد علنی نیست و ما از آن خبر نداریم.

‌‌‌حرف آخر؟

هدف ما قهرمانی در رقابت‌های جام ملت‌های آسیا در تهران، راهیابی به المپیک و صعود به لیگ جهانی والیبال است و بسیار خوشبین هستم که به این اهداف دست یابیم.

امید توفیقی ـ رضا پورعالی
جام‌جم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها