تندروها در کشمیر قدرت می‌گیرند

گروهی از ماموران ویژه پلیس هند در یک صبح زود به زور وارد خانه یک طبقه سفید رنگ شدند و به جای حرف زدن از باتوم‌های خود استفاده ‌کردند. باتوم‌ها اول پنجره‌ها، تلویزیون و وسایل شکستنی دیگر را شکستند.
کد خبر: ۴۲۹۳۳۹

وقتی مالکان سالخورده خانه اعتراض کردند باتوم به دست‌ها به جان آنان افتادند و پای مرد خانه را شکستند و بدن همسر او را کبود کردند. آنها قبل از ترک خانه بی‌حرمتی را به اوج رساندند و کتاب‌های مذهبی از جمله یک جلد قرآن را به زمین انداختند.

این گونه حملات در روستای پالهالان، در شمال کشمیر تحت کنترل هند اقدامی عادی است. اینجا شبیه یک نقطه روستایی زیبا، آرام و بی‌خطر است، جایی که دسته‌های فلفل قرمز از سقف‌های شیبدار خانه‌های چوبی آن آویزان است و چوپانان گاری‌های یونجه را در خیابان‌های باریک آن جابه‌جا می‌کنند. اما این روستا در جریان ماه‌ها اعتراضات خشونت‌آمیزی که کشمیر را دربر گرفته، گرفتار شده است. قیامی به رهبری تجزیه‌طلبان جوان کشمیری در سال 2010 بیش از 110 کشته و هزاران مجروح به جا گذاشت. جوانان روی دیوارها شعارهای ضدهندی می‌نویسند و خطاب به سربازان و ماموران پلیس هندی فریاد می‌زنند به کشورتان برگردید و به طرف آنان سنگ می‌اندازند.

یک بار 3 مرد در پاتان، شهری کوچک در فاصله کمی از پالهالان دست به کار شدند و در میان جمعیت بازار به 2 مامور پلیس حمله و از فاصله نزدیک به آنان شلیک کردند. بعد سلاح‌هایشان را برداشتند و گریختند و هردو مامور نیز مردند. کشمیری‌ها از روش‌های فلسطینیان تقلید کرده و به ماموران پلیس آموزش‌ندیده و گاه دستپاچه هندی با انداختن سنگ و تکه‌های آجر حمله می‌کنند. ماموران پلیس که بیشتر به استفاده از باتوم و سپر عادت دارند با مقدار زیادی گاز اشک آور (ده‌ها هزار کپسول گاز اشک‌آور) و سپس با گلوله به مقابله با آنان برخاسته‌اند. پلیس می‌گوید هر معترضی که کشته شود خودش مسوول است. مقامات در دهلی هر گونه مقایسه بین رویدادهای کشمیر و یکشنبه خونین در ایرلند شمالی یا ناآرامی‌ها در تبت ـ همسایه هند ـ را رد می‌کنند و می‌گویند مردم کشمیر زمین و کشور خود را دارند، از آزادی مذهبی برخوردارند، به هیچ وجه از جمله فقیرترین‌ها در هند نیستند و در هر انتخاباتی از همه مشخص‌تر در انتخابات 2008 شرکت کرده اند.

مردم کشمیر اما با محدودیت‌های شدیدی از نظر مردم سالاری مواجه‌اند. از اعتراضات مسالمت‌آمیز آنان جلوگیری می‌شود، زندان‌ها پر از زندانیان سیاسی است، بازداشت بدون اتهام امری عادی است، تلفن‌ها کنترل می‌شود، مطبوعات را سانسور می‌کنند و خبرنگاران را کتک می‌زنند، جلوی فعالیت رادیو و تلویزیون‌ها را می‌گیرند و ممنوعیت رفت و آمد برقرار می‌کنند. کسانی که در سایت‌های اینترنتی انتقاد می‌کنند، زندانی می‌شوند. مسوولان هندی در دهلی و کشمیر می‌گویند این تدابیر و مقررات موقتی است و ماموران پلیس برای جلوگیری از اغتشاشات آموزش می‌بینند و به سلاح‌های جدید مجهز می‌شوند. (دولت سربازان ارتش را تاحد زیادی از درگیری‌های خیابانی دور نگه داشته است.) عمر عبدالله، سروزیر ایالت کشمیر می‌گوید ممکن است ماموران و افسران پلیس را برای بدرفتاری با مردم حتی محاکمه کنند. اما سرکوبی مردم ادامه دارد و خطر بی‌ثباتی و رنجش بیشتر مردم را در بر می‌گیرد.

از نگاه مقامات هند، قیام کشمیر قابل کنترل است. کشمیری‌ها سلاح‌های خود را زمین گذاشته‌اند و ارتباطی با شورشیان که حدود یک دهه پیش در کوهستان‌های زیبای منطقه کمین می‌کردند، ندارند. حضور نیروی امنیتی 350هزار نفری هند (بعضی‌ها می‌گویند تعداد واقعی خیلی بیشتر است) بین یک جمعیت فقط 11 میلیون نفری ‌ نیز در توقف فعالیت مبارزان مسلح تاثیر داشته است.

چوب‌ها و سنگ‌ها

در حالی که بعضی کشمیری‌ها از رو آوردن دوباره به اسلحه سخن می‌گویند، رهبران محلی دیگر حوصله خشونت تمام‌عیار را ندارند و از تکرار کشتار دهه 1990 که هر سال هزاران نفر قربانی می‌شدند بیم دارند و در عوض توسل به شیوه‌های کم تلفات مانند سنگ‌اندازی و خارج نشدن طولانی مدت از خانه‌ها را تشویق می‌کنند.

اگر چنین اقداماتی هدفی داشته باشند، جالب توجه خواهد بود. جوانان کشمیری خود را دربرابر گلوله‌های هندی قرار می‌دهند به این امید که نظر مساعد خارجیان ـ شاید باراک اوباما ـ برای وارد آوردن فشار به هند را جلب کنند. اما این تلاش تاکنون دستاورد چندانی نداشته است. خارجیان بویژه دموکراسی‌های غربی ـ که زمانی درباره حقوق بشر صریح‌اللهجه و مغرور بودند ـ حالا نگران کاهش قدرت خود در شرق هستند. جدایی‌طلبان کشمیری که می‌گویند انگلیس و آمریکا می‌توانند هند را وادار کنند روشی کمتر سرکوبگرانه در کشمیر در پیش بگیرد، دیگر نمی‌دانند غربی‌ها تا چه حد مشتاق نظر هند به عنوان یک متحد هستند.

کشمیری‌هایی که در ماه‌های اخیر کشته شده‌اند حداقل مایه شرمساری هند خواهند بود، اما جدایی‌طلبان که آزادی را استقلال کامل از هند ـ یا حتی از نظر تعداد اندکی الحاق به پاکستان ـ می‌خواهند، آرام نخواهند نشست. هند نیز به از دست رفتن کشمیر فکر نمی‌کند. به نظر می‌رسد زمان به‌سود هند باشد، زیرا باگذشت هر سال سرمایه‌های بیشتری به شمال می فرستد. اقتصاد بومی کشمیر حداقل تا همین اواخر به لطف باغبانی، گردشگری، ورود منابعی از هند مرکزی و صرف مبالغ هنگفت از سوی نیروهای مسلح پیشرفت آهسته اما پیوسته‌ای داشته است. تعداد اندکی از کشمیریانی که قبل از قیام 2010 از آنجا خارج شده بودند شروع به بازگشت و سرمایه‌گذاری کرده‌اند. توسعه به خودی خود مشکل کشمیر را برطرف نخواهد کرد، اما رشد اقتصادی می‌تواند حداقل تسکین‌دهنده خوبی باشد.

دولت هند تاکنون به چند ابتکار سیاسی دست زده است. سال گذشته هیاتی از همه احزاب سیاسی هند ـ از جمله حتی حزب ملی‌گرای هندوی بهاراتیاجاناتا ـ از کشمیر دیدن کرد. مان موهان سینگ، نخست‌وزیر هند سخنانی اطمینان بخش درباره رسیدگی به آلام مردم آنجا بیان کرد. دولت هند همچنین وعده داد گروهی عالی‌رتبه را برای تهیه گزارش‌هایی درباره کشمیر پس از مشورت با همه طرف‌های مناقشه اعزام کند و سرانجام گروهی سه نفره را معرفی کرد.

این ابتکارها بعضی را در کشمیر نسبت به پیشرفت امور امیدوار و متقاعد کرده است. اما این گروه از 2 دانشگاهی و یک روزنامه‌نگار تشکیل شده بود، یعنی افرادی که مسوولیت سیاسی ندارند. ورود آنان به جر و بحث‌های سیاسی نیز کمکی به اوضاع نکرد. کشمیری‌ها با بی‌حوصلگی به این ماجرا نگاه می‌کردند و بعضی از رهبران محلی از دیدار با این هیات امتناع کردند زیرا آن را شوخی می‌دانستند.

طرفداران نظریه توطئه در سرینگر (پایتخت کشمیر تحت کنترل هند)‌ ژنرال‌های هندی را به خرابکاری در تلاش‌های صلح سیاستمداران متهم می‌کنند، چون نیروهای مسلح سود کلانی از ادامه جنگ در این سرزمین می‌برند. دولت مرکزی در دهلی، تحت کنترل حزب کنگره به احتمال بسیار از ملی‌گراهای هند بیم دارد چون هرگاه سخن از دادن امتیازاتی به کشمیر به میان می‌آید آنها اعتراض می‌کنند.

به این دلیل کشمیر به حال خود رها شده است تا با عواقبی ناخوشایند برای شهروندان آن بسوزد. دیدار از بیمارستان روانی سرینگر انبوه بیماران روانی را نشان می‌دهد که دور مشاور اصلی پرمشغله آن گرد آمده‌اند. آنان از مجموعه‌ای ملالت بار از اضطراب، دلشوره، افسردگی، اعتیاد به الکل و مواد مخدر و بدرفتاری با کودکان و خودکشی سخن می‌گویند.

دکتر مشتاق مرغوب هنگام صرف شیر و چای در وقت استراحت از کشمیر به عنوان جامعه‌ای شکسته و فروریخته سخن می‌گوید. به گفته او بعضی از بیماران دست به خرابکاری می‌زنند. دکتر مشتاق مادری را مثال می‌زند که شاهد کشته شدن پسرش با گلوله در خیابان بود و بعد خود او خانه خود و همسایگانش را آتش زد.

وی نتیجه می‌گیرد کسانی که بیشتر از همه آسیب دیده‌اند جوانان هستند. ما شاهد خشمی همگانی، نسلی پرخاشگر، ستیزه جو و آسیب دیده هستیم. رئیس یک موسسه مشورتی از 600 هزار جوان تحصیلکرده کشمیری سخن می‌گوید که بیکار و منتظر نوعی ارشاد هستند. رهبران دینی وسیاسی نگرانند پیروان جوان آنان تحت تاثیر سنگ‌اندازان هر روز بیشتر جذب اندیشه‌های تندرو شوند. جوانان نیز به طرزی نگران‌کننده، آشکارا از رویارویی و خصومت سخن می‌گویند. بعضی از آنان می‌گویند چرا مسلمانان کشمیر دربرابر ظلمی که به ایشان می‌شود برای انتقام گروهی به هندوها حمله نمی‌کنند. (زائران هندوی بسیاری به زیارت مکانی مقدس در کشمیر می‌آیند، اما تاکنون کسی مزاحم ایشان نشده است.) رئیس یک جنبش دانشجویی، مردی که بیشتر عمر خود را در زندان گذرانده و اینک از دست پلیس هند در سرینگر فراری است، نسبت به روآوردن جوانان خشمگین به نبردی برای نابودی هشدار می‌دهد که در آن دیگران هم، نه فقط کشمیری‌ها، کشته خواهند شد.

جنبش‌‌های نظامی‌گری

تا وقتی رهبران سیاسی حضور داشته باشند که خشم سنگ‌اندازان و قربانیان بی‌گناه را هدایت کنند، این گونه سخنان خشم آلود ممکن است مهم نباشد. گیلانی با بیش از 80 سال سن، یکی از این رهبران است. او هند را به عنوان قدرت امپریالیستی اشغالگر محکوم می‌کند، اما نفوذی عمدتا آرام کننده و تعادل‌بخش دارد. وی از هدف‌های سنگ‌اندازان، اما نه از روش‌های کار آنان حمایت می‌کند. تقاضاهای عملی او برای لغو قوانین ظالمانه، خاتمه دادن به رفتارهای بد پلیس و گفت‌وگو با دولت مرکزی، درخواست‌هایی خیلی عجیب یا غیرعادی نیست. اما نفوذ گیلانی همراه با سلامت جسمانی او رو به افول می‌رود و بعید است یکی از چند جانشین بالقوه او بتواند در آینده نزدیک از نفوذ و احترامی مشابه وی برخوردار شود. انتخاب راهی دیگر ممکن است مشکل‌سازتر باشد. بعضی از ناظران بیم دارند در شرایطی که هند در خارج کردن سیاستمداران ملی‌گرا از صحنه توفیق می‌یابد، گروه‌های افراطی مذهبی رشد کنند.

برای مثال، الحدیث، سازمان رفاهی وهابی ـ که به احتمال فراوان از پول‌های سخاوتمندانه عربستان نصیب می‌برد ـ به آرامی به عنوان یک نیروی رفاهی، دینی و فرهنگی در حال رشد است. در حالی که دیگران مشغول کشمکش و جر و بحث‌های بیهوده‌اند این تشکیلات مراکز اجتماعی، مساجد، مدارس ابتدایی و متوسطه و درمانگاه‌هایی ساخته و درصدد دریافت مجوز برای تاسیس دانشگاه هستند. اقلیت غیرمسلمان در کشمیر با مشاهده الحدیث به عنوان عامل و دست‌نشانده عربستان و نمونه‌ای نیرومند از گستراندن اندیشه‌های پان اسلامیستی در کشمیر، چندان به آینده‌اش امیدوار نیستند. آنان از این بیم دارند که این گروه ممکن است با وهابی‌های جاهای دیگر ازجمله تروریست‌های القاعده پیوند داشته باشند و هشدار می‌دهند نیروی قدرتمند تازه‌ای درحال پدیدارشدن در این سرزمین است تا خلا ایجاد شده به وسیله هند را پر کند. این نگرانی‌ها اکنون مبالغه‌آمیز به نظر می‌آیند، اما دولت هند مرتکب اشتباه می‌شود اگر به کشمیر به عنوان یک مشکل دیروز فکر کند.

آکونومیست 
مترجم : علی کسمایی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها