حال این پرسش مطرح است که آیا واردات این وسایل به کشور توانسته به رشد فرهنگ ملی و گسترش زبان فارسی کمک کند یا برعکس، خود آنها باعث ایجاد خلأ فرهنگی در آداب، رسوم و بویژه گویشهای روزمره زبان فارسی شدهاند؟ روشن است این وسایل به نوعی ابزار تهاجم فرهنگی ـ زبانی و تغییر نوع نگرش فرد نسبت به فرهنگ بیگانه به شمار میرود.
در واقع استفاده دراز مدت از اینگونه وسایل، افراد را با آنها همخوان کرده و آنها مجبورند نیاز خود را با اینگونه امکانات برآورده کنند. یکی از این نیازها هرروزه نوشتن و خواندن و انتقال متن با ابزارهای ارتباطی و در راس آن تلفن همراه است.
پرسش اینجاست که چرا تلفنهای همراه وارداتی به کشور دارای نرمافزار فارسی نیستند و اصولا سازمان توسعه تجارت که مجوز واردات این وسیله را صادر میکند فارسی بودن زبان و نرمافزار درون آن را به عنوان یک الزام اولویتدار مطرح نمیکند؟ این موضوع درباره رایانههای دستی وارداتی نیز صدق میکند.
باید پرسید مگر زبان فارسی در برابر سایر زبانهای دیگر دنیا که اتفاقا دیر فهمتر و ثقیلتر از قند پارسی هستند چه کم دارد که واردات لوازم ارتباطی و الکترونیکی یاد شده به قلمرو تجاری آنها باید با لحاظ زبان آنها انجام شود. فارسی از چینی، ژاپنی، هلندی، انگلیسی و... واقعا چه کم دارد که تولیدکننده خارجی یا واردکننده را با برقراری ممنوعیت یا برعکس تشویق تعرفهای وادار به لحاظ کردن زبان فارسی در محصولاتش نمیکنیم؟ مطمئنا کمپانیهای بزرگ تجاری منافع خود را بیش از هر چیز دیگری دوست دارند و نمیخواهند بازاری جذاب چون ایران را به علت چنین الزامی از دست بدهند اما اگر اکنون این قید و بند را ندارند مشکل از سهلانگاری خود ماست. در اطراف خود میبینیم که مثلا ارسال پیامک به صورت فینگیلیش چه برسر فارسی شیرین آورده است.آیا خط فارسی از این منظر آسیب نمیبیند؟ آیا میخواهیم مثل برخی کشورها شویم که با دفن زبان و خط ملی خود گویششان را با لاتین مینویسند؟ نمونهها فراوان و دمدست است.
البته در مقطعی تلاش شد تا با کاهش تعرفه پیام کوتاه فارسی نسبت به انگلیسی استفاده از خط فارسی در موبایل فراگیر و عرفی شود که انصافا در حد خود موثر هم بود اما تا وقتی ابزارهای ارتباطی فراگیر چون موبایل و لپتاپ مجهز به زبان فارسی نشوند حریم زبان و خط فارسی همچنان در معرض این خطر خواهد بود.
رهبر معظم انقلاب بارها و از جمله اخیرا درباره مدیریت واردات تاکید صریح داشتهاند. روشن است یکی از اهداف اصلی مدیریت واردات، مدیریت تبعات فرهنگی ورود کالا به کشور است و اینجاست که باید به سازمان توسعه تجارت، گمرک و سایر نهادها و سازمانهای دستاندرکار توصیه جدی کرد همانگونه که به کیفیت و سلامت فیزیکی کالاهای وارداتی حساسند برای لحاظ شدن ویژگیهای فرهنگی و بومی کشور و در راس آن زبان فارسی که بزرگترین رسانه عمومی ایرانیان و میراث گرانبهای قدیمیترین تمدن جهان است ابتکار عمل لازم را صورت دهند. در این صورت ابزار صریح و قدرتمند اقتصاد، کارایی خود را در حراست از حریم زبان فارسی بخوبی نشان خواهد داد.
سعید نوریآزاد / گروه اقتصاد
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم