در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
چندی قبل فردی در تماس با مرکز فوریتهای پلیسی شهریار از وقوع نزاع در یک کشتارگاه در صباشهر خبر داد. ماموران وقتی به آنجا رفتند و ضمن پایان دادن به درگیری از طرفین درباره علت نزاع پرسیدند، یکی از آنها که مردی به نام حامد است به ماموران گفت: «ساعاتی قبل سوار خودروی شخصیام در حرکت بودم که یک زانتیا راهم را سد کرد و این مرد ـ طرف مقابل درگیری ـ و فردی دیگر خودشان را مامور پلیس معرفی کردند. آنها به من گفتند گزارشی به دستشان رسیده و باید اتومبیلم را تفتیش کنند. من که از طرز رفتار آنها باور کرده بودم مامور پلیس هستند برای اینکه شکشان برطرف شود، اجازه بازرسی دادم. آن دو مرد حین انجام کارشان 7 میلیون تومان پول نقد و دسته چکم را سرقت و بسرعت فرار کردند. من کاملا شوکه و غافلگیر شده بودم. برای همین نتوانستم آنها را پیدا کنم تا اینکه فهمیدم آنها برای خرید دام به این کشتارگاه آمدهاند.»
ماجرا از این قرار بود که متهمان بعد از سرقت دسته چک سفید امضا تصمیم گرفتند بسرعت و قبل از اینکه شناسایی شوند، خرید کنند. برای همین یکی از آنها به اسم سعید مستقیم به کشتارگاه رفت و در ازای خرید دام یک فقره چک داد. صاحب کشتارگاه که حامد را میشناخت و قبلا با او معاملاتی انجام داده بود، وقتی دید چک متعلق به دوستش است برای احتیاط بیشتر ترجیح داد او را در جریان بگذارد و مطمئن شود چک توسط خود او صادر و خرج شده است. تماس تلفنی مرد هوشیار با حامد، دست سارق حرفهای را رو کرد و مالباخته بسرعت خودش را به آنجا رساند و بعد هم پلیس از واقعه باخبر شد.
ماموران بعد از اطلاع از اصل موضوع به بازجویی از متهم دستگیر شده پرداختند. او نیز ضمن اعتراف به جرمش همدست خود را معرفی کرد. در ادامه، ماموران پس از 2 روز تحقیق متهم دوم را نیز به دام انداختند و ضمن استرداد اموال مالباخته، سارقان را تحویل قانون دادند. به این ترتیب با احتیاط و هوشیاری صاحب کشتارگاه و یک تماس تلفنی کوتاه از سوی او راز این سرقت فاش و پرونده برای رسیدگی به جرم متهمان مهیا شد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: