در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
پس از این گزارش، مردمی از سراسر ایران و بخصوص استانهای شمالی کشور با دفتر تحریریه تماس گرفتند و از ما خواستند به محلههای آنها هم سری بزنیم. مردم از معتادانی میگفتند که با سرنگ تهدیدشان میکنند، معتادانی که اگر زن باشند گاهی ترسی از تنفروشی ندارند و اگر مرد باشند دزدیدن طلاهای کودکان برایشان امری عادی شده است.
معتادانی که شبها با هم زد و خورد میکنند و عربده میکشند، معتادانی که کوچه پسکوچههای خلوت شهرهای کشور، از سرنگهای خونی و پایپهایشان انباشته شده است و... اما ما نمیتوانستیم بار دیگر همان گزارش را برای محلههای دیگر هم تکرار کنیم، سوژه تکراری شده بود و مهمتر از آن، مگر حاصل گزارش اول چه بود جز این که پس از چاپش، پلیس باز هم در اقدامی ضربتی معتادان دروازه غار را دستگیر کرد، اما چون مرکزی برای نگهداریشان نداشت آزادشان کرد و مثل همیشه، آنها در کمتر از یک ماه به پاتوقشان برگشتند و همین حالا که گزارش را میخوانید یا در حال چرت هستند یا پی موادمخدر، چشم انتظار مواد فروشهای موتور سوار نشستهاند و خمیازه میکشند.
دیروز فرهاد اقطار، مدیرکل دفتر پیشگیری سازمان بهزیستی کشور اعلام کرد برنامه درمان اجباری ستاد مبارزه با مواد مخدر در مقابل درمان خود معرف بهزیستی قرار گرفته است، معنای کلی که از این اظهارنظر برداشت میشود این است که مردم باید منتظر بمانند تا معتادان سرانجام خودشان تصمیم بگیرند ترک کنند و بعد به شکل داوطلبانه به مراکز ترک اعتیاد مراجعه کنند؛ اما سوال اینجاست اگر فرآیند تغییر و تحول روحی این معتادان و مایل شدن شان به ترک داوطلبانه سالها طول بکشد یا اصلا بخواهند تا پایان عمر میان نشئگی و خماری معلق بمانند و اقدامی برای درمان نکنند، تکلیف مردمی که محلههایشان به پاتوق این گروهها تبدیل شده است چیست؟!
مریم یوشیزاده / گروه جامعه
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: