گفت‌وگو با دکتر امیر محمدخانی ، معمار و دبیر مسابقه ملی معماری ایران 1404

معماری ما در آستانه یک فاجعه قرار گرفته است

دکتر امیر محمدخانی، معمار و رئیس دانشکده معماری دانشگاه سوره از آن دسته معماران و هنرمندانی است که سال‌هاست علاوه بر تلفیق نگاه هنری در خلق یک اثر معماری، دستی در پژوهش‌های معمارانه دارد.
کد خبر: ۴۲۷۹۶۹

او که دارای دکترای معماری از کشور ایتالیاست سالیان سال به تدریس معماری در دانشگاه‌ها و مراکز علمی ‌ایران پرداخته تا معماری ایرانی را آن‌طور که هست به دانش آموزان این رشته بیاموزد.

او اکنون ریاست دانشکده معماری دانشگاه سوره و مدیریت مرکز معماری حوزه هنری را داراست و در کارنامه اجرایی او دبیری مسابقه ملی معماری ایران ۱۴۰۴ و دبیری سمپوزیوم بین‌المللی معماری و شهرسازی تهران نیز به چشم می‌خورد.

همایشی که این روزها در موزه هنرهای دینی امام علی(ع) در حال برگزاری است و البته به واسطه آن بسیاری از معماران بین‌المللی و بخصوص ایتالیایی را برای بررسی معماری اصیل کشورمان به ایران کشانده است. برگزاری این رویداد بین‌المللی در حوزه معماری بهانه‌ای شد که سراغ او برویم تا در مورد معماری امروز ایران و مشکلات این حوزه با وی به گفت‌وگو بنشینیم.

برای شروع می‌خواهیم درباره تاریخ معماری ایران صحبت کنیم. بسیاری از مورخان از ایرانیان‌باستان به عنوان مردمانی که در ساختن بناهای رفیع و زیبا مهارت و شهرت داشتند، یاد می‌کنند. قبول دارید که روند معماری ایران به سمتی پیش رفته است که امروز می‌توان از آن به عنوان فاجعه یاد کرد.

مهم نیست که من این موضوع را قبول داشته باشم یا نه، بلکه مهم این است که ما امروز در آستانه یک فاجعه قرار گرفته‌ایم. شاید این گفته در مذاق بسیاری تلخ باشد، اما می‌توانیم با برنامه‌ریزی درست خود را از این فاجعه بزرگ برهانیم. البته می‌توانیم خود را به تغافل بزنیم و از وضعیت هنر معماری خودمان تعریف و تمجید کنیم و منتظر یک فاجعه بزرگ باشیم. ما باید برای آینده خود تصمیمی ‌درست بگیریم؛ تصمیمی‌ که با چشم‌انداز آینده یک کشور در ارتباط است. ضمنا یک نکته از فرمایش شما را اصلاح کنم و آن این‌که اهمیت معماری ایرانی به ساخت بناهای رفیع نیست. هرچند در تاریخ معماری جهان این گونه بناها اهمیت زیادی دارند، اما اصالت معماری ما به معماری متعهد به سبک زندگی مردم ما بوده است. معماری ایرانی در همه بدنه شهرها و از کوچک‌ترین فضاها تا وسیع‌ترین باغ‌ها دارای ویژگی‌های بسیار ممتازی بوده است که به همه این مجموعه، معماری پر افتخار ایرانی می‌گویند.

واقعیتی وجود دارد که بر اساس آن بسیاری از کارشناسان معتقدند که نسل امروز ایران با بی‌هویتی صرف در حوزه معماری روبه‌روست. این امر با توجه به تاریخ چند هزار ساله معماری ایرانی چگونه قابل هضم است.

این درست است که تاریخ یک کشور می‌تواند موجب غنای شخصیت آن ملت گردد لیکن استمرار و پیوستگی بنیادهای هویتی آن ملت در ادامه مسیر موفقیت‌ها بسیار مهم‌تر است. متاسفانه در صد سال اخیر کشور ما آنقدر درگیر مسائل بیرونی و داخلی بوده که نتوانسته است مواجهه درستی با مساله مدرنیته و پیشرفت تکنولوژی داشته باشد. خیانت اندیشمندان خود فروخته به غرب و شرق در سال‌های قبل از انقلاب و آشفتگی فکری آنان بعد از انقلاب هم عملا این مشکل را تشدید کرد. بی‌شک بازگشت به نقطه اوج در این شرایط کاری بس دشوار، اما کاملا قابل انجام است. فراموش نکنیم که هنر معماری همانند سایر هنرها آینه تمام‌نمای شخصیت اجتماعی یک کشور است. بدین دلیل این بی‌هویتی را ‌باید دارای ریشه‌های اجتماعی دانست و برای حل مشکل معماری به مباحث روان‌شناختی اجتماعی نیز توجه کافی داشت. هنر معماری در همیشه تاریخ کاملا وابسته به علوم انسانی بوده است و نادیده گرفتن این موضوع معماری را در حد ساختمان‌سازی تنزل می‌دهد.

برگردم به سوال قبلی‌ام، برخی معتقدند خانه‌های امروز ایرانی زیبا ساخته نمی‌شوند؛ مکعب‌هایی هستند که بیشتر خوابگاه نام دارند تا خانه. با این امر موافقید.

بله. من هم با این موضوع موافقم، اما باید از خود بپرسیم آیا شأن والای انسان در فضای خانه‌های ما قابل حلول است یا خیر؟ بی‌شک شرایط زیست هر موجودی از طرفی با نیازهای او مطابقت دارد و از سوی دیگر آن محیط‌زیست با هویت و شخصیت روحی و روانی آن موجود نیز نسبت مستقیم دارد. ما به عنوان انسان به چیزی بیش از کارکرد در خانه نیازمندیم. شاید بسیاری از اندیشمندان قرن حاضر در غایت تفکر خود برای محیط‌زیست انسان از هنر و زیبایی نام برده باشند، اما از نظر اسلام علاوه بر زیبایی موضوع هویت انسان و شایستگی‌های انسان در مقام خلیفه‌الله نیز از مهم‌ترین ویژگی‌هایی است که منزلت انسان را در برمی‌گیرد. امروز خانه‌های ما ایرانیان حتی دربرگیرنده شخصیت و تمدن ایرانی‌مان هم نیست. درحالی که ما باید به مقام والاتری برای انسان بیندیشیم. دقیقا از نگاه هنری و معماری اگر بخواهیم این موضوع را نگاه کنیم به این نتیجه می‌رسیم که ما امروز در جایی شبیه پارکینگ‌های طبقاتی زندگی می‌کنیم.

با تایید این مطلب که ایران سابقه چند هزار ساله در معماری دارد، اصولا لازم است که این سابقه به امروز انتقال یابد؟ به زبان دیگر نسل امروز معماری ایران باید به دنبال زبان خاص معماری به شیوه خود باشد یا ادامه روند گذشته؟

ببینید امروز بسیاری از بزرگواران و اندیشمندان از هنر معماری سنتی ایران سخن‌های بسیار مهمی‌ بیان می‌کنند، اما سوال مهمی‌که ایجاد می‌شود این است که آیا ساخت مجدد آن فضاها امروز امکان‌پذیر است؟ آیا می‌توان به فرم گذشته بازگشت؟ اگر این امر شدنی است آیا درست هم هست؟ آیا پدران ما لباس پدرانشان را پوشیده‌اند که ما موظف به پوشیدن لباس پدرانمان باشیم؟ این سوالات در افکار بسیاری از مردم و دانشجویان همیشه به وجود می‌آید. متاسفانه پاسخی که برای این مساله وجود دارد این است که معماری گذشته ما تمام و کمال فقط قابلیت موزه‌ها را دارد و امکان تحقق برای آن وجود ندارد. از دیگر سو حضور تفکر غرب در فضاهای دانشگاهی ما نیز گریز از حل مساله خواهد بود. ظاهرا امروز اندیشیدن درباره فردا کار بسیار سختی است. راهی که به نظر می‌رسد اجرایی است این است که به جای بازگشت به فرم‌های گذشتگان به محتوا و واقعیت‌های پنهان و متعالی هنر معماری گذشته بازگردیم. امروز باید از فرم‌هایی که مردم امروز آن را بپسندند و متناسب با مقتضیات روحی و کارکردی امروز باشد، استفاده کرد. به قول استاد حمید عجمی‌ باید از لیلی حرف تازه‌ای زد. در واقع این هویت درونی یک تمدن است که باید ادامه و استمرار پیدا کند نه ظاهر بیرونی آن.

به نظر من بخشی از این موضوع به نوع آموزش معماری در ایران بر می‌گردد. نظرتان درباره وضعیت آموزش معماری در دانشگاه‌های کشور چیست، زیرا برخی کارشناسان معتقدند که با توجه به آموزش معماری به شیوه غربی خانه‌های ایرانی با شیوه‌ای نادرست ساخته و مهیای زندگی می‌شوند.

بله. با این موضوع موافقم. متاسفانه باید گفت به هیچ‌وجه آموزش معماری در دانشگاه‌ها متناسب با نیازها و بایستگی‌های کشور مهمی ‌همچون ایران نیست. آموزش آکادمیک معماری از ابتدا در ایران معلول به دنیا آمد. در گذشته همه مردم ایران می‌دانستند که خانه خوب چه خانه‌ای است و به نحوی یک خودآگاهی معماری در میان همه مردم ایران وجود داشت. روستاییان ایرانی و شهروندان همگی می‌دانستند که در چگونه منزلی باید زندگی کنند و معماری نازیبا را می‌شناختند. علت وجود بافت‌های پرارزش شهری و روستایی حتی در مقیاس خانه‌های کوچک دقیقا به خاطر این خودآگاهی جمعی بوده است. متاسفانه بعد از نفوذ مدرنیته و ایجاد دانشکده‌های معماری و دانش‌آموختگان وارداتی این خودآگاهی جمعی از میان رفت و موضوع معماری از یک هنر مردمی ‌به یک تخصص انتلکتوال برای عده‌ای خاص تبدیل گردید. در دوره مدرنیته قرار شد این گروه متخصص به جای همه مردم ایران فکر کنند و برای زندگی یک ملت تصمیم بگیرند و بدا به حال ملتی که قدرت تشخیص خود را از دست بدهد. متاسفانه به‌صورت کلی می‌توان گفت امروز مردم ما توانایی زیادی برای تمییز معماری خوب از معماری نامناسب را ندارند و می‌توان با اندک هزینه‌ای در ظاهر ساختمان بدترین خانه‌ها را به مردم فروخت. شاید اگر رسانه‌ها کمک می‌کردند می‌شد این هنر مردمی ‌را به مردم بازگرداند. امروز فضای دانشگاه‌ها نمی‌تواند اهمیت و کارکرد واقعی هنر معماری را به دانشجویان خود منتقل نماید و دانشجویان ما در بسیاری از مواقع از رسالت‌های خود غافل می‌مانند و به هنر معماری به عنوان یک تکنولوژی درآمدزا نگاه می‌کنند. امروز اگر شاهد فارغ‌التحصیلانی با استعداد و متعهد هستیم، نمی‌توانیم آن را محصول منطقی شیوه‌های آموزش و متون آموزشی دانشگاه‌ها بدانیم و در این موارد خود دانشجو به‌صورت فردی نقش مهمی‌ در این رشد داشته است و نه محیط دانشگاه. شاید جالب است ، بدانید بسیاری از دانشجویان نسل جوان امروز کشورمان به این موضوع پی برده‌اند و برای رشد خود برنامه‌های شخصی و گاهی گروهی خوبی طراحی می‌کنند.

اکنون در شهرهای مختلف ایران بافت‌های تاریخی به دلیل نوسازی تخریب می‌شوند. گذشته از این موضوع که همراه با از بین رفتن بافت‌های تاریخی، تاریخ نیز از بین می‌رود، به عنوان یک کارشناس نظر صریح شما درباره تخریب بافت‌های تاریخی شهرها به بهانه نوسازی شهری چیست؟

موضوع بافت فرسوده از 2 منظر باید بررسی گردد؛ منظر اول اصالت‌های تاریخی و منظر دوم مشکلات و معضلاتی که به خاطر رشد و پیشرفت شهر‌ها و نیازهای شهروندان به فضاهایی متناسب با نیازهای روزشان به وجود می‌آید. در بسیاری از کشورهای دنیا برای این مساله استراتژی‌های مشخصی وجود دارد که معماران موظف به تبعیت از آن هستند. متاسفانه استراتژی ثابتی در کشور ما برای این مساله وجود ندارد. اصلاح مشکلات و وضعیت شهر نیاز به وضع قوانین صریح و لازم‌الاجرا برای زمانی حداقل ۵۰ ساله دارد. در بسیاری از کشورهایی که سابقه تمدنی زیادی دارند برای حفظ هویت شهرها قسمت‌هایی از شهر و بافت‌های تاریخی را مرمت می‌کنند و ساخت‌وساز در آن محدوده زیر نظر کارشناسان به نحوی انجام می‌پذیرد که آسیبی به بافت تاریخی نزند. از سوی دیگر نمی‌توان مردم را مجبور به زندگی در بافت‌های تاریخی کرد. شاید تغییر کاربری این مناطق یکی از راه‌های آزموده شده باشد. به نظر می‌رسد قبل از تخریب این بافت‌ها باید تفاوت میان بافت فرسوده و بافت تاریخی را روشن سازیم. فرسودگی را باید از بین برد، اما تاریخ را نه.

راستی از نظر شما آرمانشهری که در محافل مختلف معماری از آن به عنوان ایده‌آل‌ترین شهر زندگی یاد می‌شود کجاست. اصلا آرمانشهر به شیوه ایرانی چگونه معنا می‌شود.

آرمانشهر به شیوه ایرانی جایی است که در آن ایرانیان مسلمان می‌توانند به‌ غایت رشد معنوی خود در کنار بالاترین سطح پیشرفت علمی ‌و برترین شرایط آسایش روحی دست یابند. در این شهر انسان به مفهوم امانتدار بودن پروردگار خود دست خواهد یافت.

گردهمایی معماران جهان در تهران

روز گذشته (دوشنبه) همایش بین‌المللی معماران ایرانی و ایتالیایی با هدف توجه به شناخت بافت اصیل تهران در موزه هنرهای دینی امام علی(ع) تهران گشایش یافت.

یکی از اهداف این سمپوزیوم ارئه راهکارهایی برای بحران هویت معماری شهرهایمان، پیرامون طراحی مراکزی جهت تعاملات اجتماعی در محلات است که با نام «مرکز محله» برگزار می‌شود، پدیده‌ای که امروزه به علت عدم حضورش در شهرسازی، بافت شهری را جایگزین کرده است و همین عامل یعنی بافت شهری می‌تواند یکی از عوامل بی‌هویتی معماری ما باشد که در گذشته با نام محله، معماری ایرانی را معرفی می‌کرد. به طور کل طراحی مرکز محله در یکی از مراکز با اصالت تهران یکی از مهم‌ترین اهداف اصلی این سمپوزیوم است که به مدت یک هفته تا 28شهریور در موزه امام‌علی(ع) برگزار می‌شود.

توجه به محلات اصیل و بافت شهری پیرامون مراکز محلات و تاثیر مهم اجتماعی محلات در هویت شهرهای ایرانی از جمله مهم‌ترین ویژگی‌هایی است که می‌توان بسیاری از مشکلات شهری کلانشهرها را با کمک آنها برطرف کرد. از دیگرسو بیان ویژگی‌ها و شناخت اصالت مراکز محله شهرهای ایرانی در میان بسیاری از فعالیت‌های علمی ‌و پژوهشی دانشگاهیان و استادان خارج از کشور جایگاه ویژه‌ای را داراست. آنچنان که تقریبا در تمامی دانشگاه‌های کشور ایتالیا که نقش مهمی ‌در دانش معماری و شهرسازی اروپا به عهده دارند، پژوهشکده، دپارتمان یا هسته‌های علمی‌ فراوانی در حال بررسی و پژوهش درباره این مهم درخصوص شهرهای ایرانی هستند. از این‌رو حضور دانشمندان، شهرسازان و استادان کشور ایتالیا در کنار بزرگ‌ترین استادان معماری و شهرسازی ایران و دانشجویان ممتاز دانشگاه‌های برتر کشور می‌تواند زمینه هم‌اندیشی کاربردی و تولید طرح‌هایی متناسب با پیشرفت دانش و هویت ایرانی را فراهم سازد.

به این جهت برگزاری مجموعه برنامه‌هایی تحت عنوان سمپوزیوم تخصصی طراحی مرکز محله در شهر تهران و سمینارها و مسابقات مرتبط با آن می‌تواند به رشد دانش و افزایش سطح آگاهی کارشناسان و متخصصان ایرانی در تمامی زمینه‌های شهری منجر شود. از سوی دیگر ارائه طرح‌های متنوع و کاربردی زیر نظر استادان شهرسازی و معماری می‌تواند مورد استفاده جدی مسوولان قرار گیرد.

با توجه به این‌که 26 نفر از مهندسان و دانشجویان دوره دکترای تخصصی معماری و شهرسازی ایتالیایی همراه 6 نفر از استادان، مشاوران ارشد و مسوولان شهرداری‌های ایتالیا و 30 نفر از برترین دانشجویان دانشگاه‌های ایران و 15 نفر از استادان برجسته ایرانی و اعضای هیات علمی‌ دانشگاه‌های تهران، سوره، بهشتی، علم و صنعت و هنر با حضور خود، به‌صورت جمعی اقدام به برگزاری این کارگاه تخصصی خواهند کرد، نتایج و دستاوردهای آن در بسیاری از حوزه‌های شهری قابل تامل است.

مهدی نورعلیشاهی 
گروه فرهنگ و هنر

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها