در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
یا این خبری که اخیرا برخی رسانهها روی آن زوم کردند که گویا در رستوران گردان این برج، قرار بود بستنی طلایی داده شود که دارای ذرات طلا میباشد و خوراک اقشار مرفه بدون درد و خونریزی میباشد که خوشبختانه یک همچین کسانی را ما در ایرانمان نداریم.
آن هم در این وانفسای رکورد شکنی بیسابقه قیمت طلا که دارد مثل برج میلاد، سر به آسمان میکشد، چنان که کلاه از سر حیرت فرو میافتد.
اطلاعیه بانک مرکزی:
ملت عزیز ایران، توجه فرمایید!... لطفا کلاهتان را دو دستی بچسبید که باد نبرد. تا کله دور دادی، بردش!خوشبختانه مطلع شدیم که شهردار تهران در پاسخ به نامه هیات مدیره برج میلاد، دستور داده است با هرگونه اقدامی که نماد اشرافیگری در این مجموعه باشد، بشدت برخورد شود. بنا بر اخبار موثق، در نامه اعضای هیات مدیره برج میلاد که در پی دستور شهردار تهران در خصوص بررسی علت طرح موضوع «بستنی طلایی» تهیه شده؛ گزارشی از دلایل طرح این موضوع ارائه و همچنین به برخورد با پیمانکار مربوطه که خودسرانه، خارج از ضوابط قرارداد و بدون هماهنگی با هیات مدیره برج مذکور، به طرح این موضوع و حتی اقدامات مقدماتی برای اجرایی کردن این ایده پرداخته، اشاره شده است
.از قرار مسموع، اعضای هیات مدیره برج میلاد در این نامه با اشاره به تخلف اخیر پیمانکار رستوران گردان و سوءاستفاده برخی مغرضان از این اقدام و تخریبها و هوچیگریها علیه مجموعه خدوم شهرداری، در این باره از شهردار تهران، کسب تکلیف کردند که آقای قالیباف هم در پاسخ کوتاهی ـ که قبل از طرح نامه آمد ـ تکلیف آنها را روشن کرد تا درس عبرتی شود برای دیگر پیمانکاران این مجموعه ملی که همین طور میلی، فلک را سقف نشکافند و طرحهای عجیب و غریب در نیندازند؛ هر طرحی که انداختنی نیست
.بسته پیشنهادی:
ما ضمن استقبال شدیداللحن از این برخورد شهردار محترم تهران در جلوگیری از اقدامات اشرافی در برج میلاد، به نحوی که فیالمثل «رستوران گردان» آن به «رستوران سرگردان» تبدیل نشود که موجبات حیرانی و سرگردانی و سرگیجه شهروندان را فراهم آورد؛ به سهم خود جهت جلوگیری بیشتر از برخی اتفاقات مشابه، چند فقره پیشنهاد فوری توی آستین داریم که با عشق تقدیم هیات مدیره برج میلاد و حوالی آن میکنیم:1ـ سرو غذای سنتی ارزان:
بهتر است که همراه با برخی غذاهای گرانقیمت مدرن و فست فودی و ایضا به خاطر پیشگیری از برخی قضایا؛ تعدادی غذای سنتی ارزان هم اگر جا میشود، در فهرست غذایی رستوران برج میلاد گنجانده شود.غذاهایی همچون: تخممرغ نیمرو (با تمام گرایشها و زیرمجموعههای آن در راستای توسعه غذایی کشور و برج آن)؛ املت، آبگوشت بزباش (البته با حداقل گوشت ممکن یا اسانس آن)؛ اشکنه با نان تلیت شده اضافه؛ باقالی و لبوی داغ و... غذاها و قضایایی از این دست. در ورودی رستوران هم به خط خوش نستعلیق نوشته شود: گر تو نمیپسندی، تغییر ده غذا را!
2ـ اختصاص پله طبیعی:
آسانسور پرسرعت برج برای خوشه سومیهایی باشد که بیشتر دستشان به دهنشان میرسد. برای خوشه اولیها ـ که البته یارانه بیشتری میگیرند ـ پلههایی در نظر گرفته شود که بتوانند بدون پرداخت پول آسانسور، از برج بالا روند و از مشاهده مناظر زیبای شهری، اگر دود لامصب بگذارد، لذت ببرند و نفس بکشند. آی ی ی........ نفسکش!3ـ بندبند کردن برج:
شاید وسع همه نرسد که تا سر برج بروند؛ فلذا بد نیست که ارتفاع برج به بندها و طبقات مشخصی تقسیمبندی شود تا هر کس بنا به توانایی مالی خود و خانوادهاش بتواند از برج بالا رود. این قضیه در تشخیص و شناسایی طبقات مختلف جامعه نیز به مسوولان کمک میکند. شاید برای ساختن یک جامعه بیطبقه، یا حداقل کمطبقه، بهتر برنامهریزی کنیم که همه حالش را ببرند.4ـ نیم بها کردن بلیت:
در ساعاتی از روز، مثل نصف شب که کمتر کسی هوس بالا رفتن از برج دارد، یا در روزهایی که مملکت تعطیل است؛ مثل سینماها، بهای بلیت برج را نصفهنیمه حساب کنند. جای دوری نمیرود. سرِ عوارض شهری و نوسازی و غیر ذالک میشود با آنها بی حساب شد. به هر حال، حساب حساب است، کاکا برادر...!رضا رفیع
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: