به گزارش ایسنا، روزنامه اردنی الدستور، در تحلیلی نوشته است:
«آمریکا پس از 11 سپتامبر 2001 نه تنها وضعیت بهتری نسبت به آن زمان ندارد بلکه به کشوری نگرانتر با اقتصادی شکنندهتر تبدیل شده است که حتی عرصه برای مانورهایش در فرماندهی جهان نیز تنگ شده است.
در سپتامبر 2001 بار دیگر اتفاقی غیرقابل پیشبینی و بسیار درام روی داد که نمیتوان آن را به فراموشی سپرد و آن حمله به برجهای دوقلوی آمریکا است.
آمار قربانیان این حمله چندان زیاد نبود که بتوان آن را عامل بیثباتی موجود دانست بلکه آنچه بیش از همه موجب بیثباتی شد و باید آن را عامل اصلی این تزلزل دانست، هدف قرار گرفتن کشوری است که تا آن زمان، امنترین مکان در جهان به نظر میرسید. آمریکا در این روز (11 سپتامبر) امنیت خود را از دست داد و جهان نیز این مساله را دریافت. آمریکایی که خود را ابرقدرت و امنترین کشور جهان میدانست، امروز بزرگترین دغدغهاش این است که آیا اتفاقی مشابه حملات 11 سپتامبر در آینده نیز روی خواهد داد یا خیر؟
در دسامبر 1991 بعد از فروپاشی شوروی سابق که روسیه درگیر امور داخلی خود شد، فرماندهی جهان را به آمریکا سپرد؛ کشوری که آن زمان تنها ابرقدرت جهان بود و از توان نظامی و اقتصادی بسیار بالا و تجربهی سیاسی گستردهای برخوردار بود، تجربهای که میتوانست با آن بر هر روند به سود منافع خود تاثیر بگذارد، اما از سال 2001 تاکنون با شرایطی که به وجود آمده، ابرقدرت بودن آمریکا و وجهه این کشور به عنوان یک قدرت بزرگ زیر سوال رفته است. این کشور امروز بیش از هر چیز نیاز به حمایت از خود دارد و به قلعهای بزرگ تبدیل شده که ورود به آن چندان آسان و وضعیت داخلی حاکم بر آن نیز چندان منظم و قابل قبول نیست.
بازرسی در فرودگاهها، سیستمهای پیشرفته کنترل و هزینههای میلیاردی و هنگفتی که به این امر اختصاص یافته، همه و همه زائیده آن صبح تلخ و غمانگیز است.
در آن زمان، از نظر رهبران آمریکا بهترین دفاع، حمله بود و براساس همین اصل فعالیت سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا و نیروهای ویژه برای یافتن مواضع فرماندهان القاعده آغاز شد و جورج بوش، رئیسجمهوری وقت آمریکا به این نتیجه رسید که باید جنگهای عراق و افغانستان را به راه بیندازد.
به این ترتیب بود که جنگ با مشارکت هزاران سرباز آمریکایی آغاز شد. آنها عراق را شکست دادند و صدام را دستگیر و اعدام کردند اما جنگشان در افغانستان با نیروهای طالبان همچنان ادامه دارد.
سوالی که مطرح است این است که آیا آمریکا در جنگهایش بعد از 11 سپتامبر 2001 پیروز بوده یا خیر. این جنگها با اهدافی نامشخص و بدون داشتن استراتژی خروج آغاز شد و تا به امروز، آمریکا حدود یک تریلیون دلار برای جنگهایش هزینه کرده و هزاران تن از سربازانش در این جنگها کشته و زخمی شدند.
باراک اوباما، رئیسجمهوری آمریکا در مبارزات انتخاباتیاش وعده کشتن بنلادن، رهبر القاعده را داد و در عمل به آن موفق شد. او توانست با کشتن نماد القاعده به روحیه عناصر این تشکیلات ضربه بزند اما بنلادن سر افعی نبود و این افعی میتواند در وجههی گروههای تندرو و افراطی به فعالیت تروریستی خود و مبارزه با غرب ادامه دهد.
بعد از 10 سال از حملات 11 سپتامبر آمریکا در سال 2011 نگرانتر و ضعیفتر، اقتصادش شکننده و متزلزل و عرصه برای مانورهایش در جهان تنگتر شده است. آمریکا به کشوری تبدیل شده که برای تضمین کنترل بهتر عناصری که قصد ایجاد ناامنی در این کشور را دارند، حقوق بشر را نقض میکند و زندان گوانتانامواش که اوباما وعده بستن آن را داده بود، همچنان باز است.
10 سال پیش آمریکا وارد جنگ با دشمنی نامشخص شد، هرچند که این کشور هنوز به عنوان یک ابرقدرت مطرح است و در این عرصه رقیبی ندارد اما قدرتش به دلیل اقدامات افراطگرایان و واکنشهای غیرحکیمانه رهبرانش متزلزل شده و چنانچه تاریخنویسان به دنبال تاریخ آغاز روند ضعف جهان جدید هستند، باید اعتراف کنند که 11 سپتامبر 2001 سرآغاز این روند است.»
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم