اتفاق روز

17 شهریور؛ مصاف خون و شمشیر

حادثه‌ 17 شهریور را ‌باید از 2 منظر به نظاره نشست. از یک سو غم و اندوه و مصیبت جانکاه است و نمایی از باطن پلید حکومتی که ظاهر خود را به فریب آراسته بوده و از سوی دیگر مهر و عطوفت و مژده‌ جانفزاست و تصویری از زیبایی جان‌های پاکی که تا ابد بر رواق هستی نشان نیکی و کرمشان باقی و جاوید خواهد ماند.
کد خبر: ۴۲۷۵۰۰

17 شهریور یکی از مهم‌ترین و بیادماندنی‌ترین روزهای انقلاب اسلامی سال 57 است. نه چون روز کشتار دسته جمعی مردم به دست رژیم خونخوار پهلوی و ایادی استکبار جهانی است بلکه چون روز پایداری و حماسه است. روز پیوستن نهضت اسلامی مردم ایران به قیام اباعبدالله الحسین(ع) است و روز غلبه‌ خون بر شمشیر. 17 شهریور روزی است که بلندترین گام در جهت فروپاشی رژیم شاه برداشته می‌شود و نهال انقلاب به خون ـ که بهای ناگزیر آزادی است ـ آبیاری می‌شود.

پیامبر اکرم(ص) چه زیبا می‌فرمایند که «الملک یبقی مع الکفر و لایبقی مع الظلم». مُلک به ستم باقی نمی‌ماند. شاید به کفر بماند، اما به ظلم و زور نه. هر جا که پرده از فریبکاری اهل باطل برداشته شود و حقیقت وجودی ظالم رخ بنماید همان جا سرآغاز حرکت ستمکار در سراشیبی سقوط است. در روز 17 شهریور رژیم شاه که از مقاومت بی همانند مردم مستأصل مانده بود چاره‌ای نمی‌بیند جز توسل به خشونت و ددمنشی و همین، نقطه‌ آغازین پیروزی نهایی برای مردمی است که در راه هدف الهی خویش جان خود و نزدیکانشان را در طبق اخلاص نهاده و با نیروی ایمان و اراده و مهر، نه سلاح و سلطه و قهر، به میدان آمده‌اند. در این روز قیام مردمی ایران نه فقط به قیام سیدالشهداء(ع) که سابق بر آن، به مقاومت مسلمانان صدر اسلام پیوند می‌خورد. آنان که خداوند در وصفشان می‌فرماید:

آنان که گفتند پروردگار ما خداست و استقامت ورزیدند، فرشتگان الهی بر ایشان نازل شده و بشارتشان دهند که دیگر هراس و اندوهی به دل راه ندهید. بشارت باد شما را به بهشتی که به آن وعده داده شده‌اید. (فصلت‌/‌ 30)‌

واقعه‌ خونین 17 شهریور اگرچه از منظر درنده‌خویی و ظلم سردمداران حکومت، لکه‌ای سیاه و زشت بر چهره‌ تاریخ این مرز و بوم است اما از منظر کرامت و مهر بی‌شائبه‌ این مردمان که گلوله را با گل و خشونت را با عشق پاسخ می‌گفتند، همچون ستاره‌ای پرفروغ تا همیشه بر تارک آسمان وطن می‌درخشد. تقدیر بر آن قرار گرفته بود که خون سرخ شهیدان این روز در هیات گل سرخ ـ که زیباترین نماد عشق و دوستی است ـ تقدیم دشمن نمایانی شود که عنقریب به صف وفادارترین دوستان خواهند پیوست و اینچنین است که اکسیر عشق مس وجود را زر می‌کند که جز نکویی اهل کرم نخواهد ماند.

بنیانگذار انقلاب اسلامی، حضرت امام خمینی(ره) بیانات جالب‌توجهی در این خصوص دارند .ایشان در پیام خود به ملت ایران درباره‌ کشتار وحشیانه‌ 17 شهریور در تاریخ 18 شهریور 1357می‌نویسند: «شاه براى به رگبار بستن مردم بى‏دفاع و مظلوم هیچ بهانه‏اى را بهتر از حکومت نظامى ندید. روزهاى اخیر، تهران و سایر شهرستان‌هاى مهم ایران براى اظهار مظلومیت و مخالفت با مجرمى که 35 سال بر مقدرات آنان سلطه دارد و جنایات و خیانت‌هاى او در کشور و مخالفت‌هاى او با قانون اساسى واضح است، شاهد راهپیمایی‌هاى آرام بود. اظهار مخالفت با مجرمى که تمام هستى ملت را به باد داده است، از طرف کسانى بود که در حد عالى شعور سیاسى و دینى بودند؛ به طورى که حاضر شدند ارتش را گلباران کنند ولى «دولت آشتى ملى»، آنان را به عنوان شعار برخلاف قانون اساسى، محکوم نمود.» (صحیفه امام، ج‏3، ص 459)‌

اما چگونه است تصویر رهبر قیام الهی مردم ایران از ارتش شاهنشاهی و نظامیان کشور؟ آیا همین که کشتاری چنین عظیم صورت گرفته ملاکی است برای قضاوت ناسنجیده درباره‌ نظامیان ـ که در واقع از همین مردمند نه جدا از آنها ـ و صدور حکمی جزمی درباره‌ آنان؟ این عبارات حضرت امام، پاسخی روشن به این پرسش مهم است. پاسخی که در خود نوعی پیش‌بینی آینده را هم به دنبال دارد یا شاید بهتر است بگوییم ساختن آینده نه پیش‌بینی آن: «ارتش وطن‌خواه ایران! شما دیدید که ملت با شما دوست و شما را گلباران مى‏کند. و مى‏دانید که این چپاول گران براى ادامه‌ ستمگرى، شما را آلت قتل برادران خود قرار داده‏اند، به دیگر برادران ارتشى خود که شاه را رها کرده‏اند و در پشتیبانى مردم، به دشمن حمله نموده‏اند بپیوندید و به پاخیزید و نگذارید ملت شما نابود و برادران و خواهران شما به خاک و خون کشیده شوند. نام خود را در تاریخ که به سود ملت ایران به‏ راه خود ادامه مى‏دهد، هر چه زودتر ثبت کنید و ریشه‌ خیانت و ظلم را بکنید.» (صحیفه امام، ج‏3، ص 459)‌

آزاد جعفری / جام جم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها