چهره‌ها و حادثه‌ها

کفش‌های جادویی من

بدون شک برای تمام ایرانیان ورزش فوتسال به نحوی یادآور نام «وحید شمسایی» است. او یکی از ملی‌پوشان فوتسال ایران است که در سال 1353 در تهران به دنیا آمد.
کد خبر: ۴۲۷۳۳۹

وی سابقه عضویت در باشگاه فوتسال فولاد ماهان و باشگاه فوتسال تام ایران‌خودرو را دارد ضمن این‌که یک فصل در یکی از باشگاه‌های ایتالیا(لاتزیو) بازی کرده است. او کلکسیون متحرکی از افتخارات زیبا وغرور آفرین بشمار می‌آید و امروز عبور از مرزهای آسیا و جهانی شدن فوتسال ایران به نوعی مدیون بازی‌های زیبا و تکنیکی این بازیکن اثرگذار است. کسب عناوین، بهترین بازیکن آسیا در5 دوره، فنی‌ترین بازیکن آسیا طی 4 دوره وآقای گل آسیا وجهان تنها گوشه‌ای از مجموعه افتخارات این بازیکن با اخلاق کشورمان است.

جالب است بدانید او اولین ورزشکار ایرانی است که یک کمپانی معتبر بین‌المللی پوشاک ورزشی(پوما) اسپانسر شخصی او شد! شمسایی در یادآوری حوادث تلخ و شیرین زندگی خود ابتدا به تلخ‌ترین حادثه‌ای که تاکنون برایش اتفاق افتاده می‌پردازد و می‌گوید: زمانی که در ایتالیا بازی می‌کردم خانواده‌ام با من تماس گرفتند و گفتند برادرزاده‌ام بشدت بیمار و بدحال است و از من خواستند هر چه زودتر خودم را به ایران برسانم. او می‌افزاید: فقط خدا می‌داند در مدتی که از میلان به وین و از آنجا به ایران پرواز کردم چه لحظات تلخ و پراسترسی را گذراندم. حال آشفته‌ای داشتم هیچ‌گاه از یادم نمی‌رود.

تنها چند روز پس از آمدنم به ایران، برادرزاده‌ام که کودکی 7 ساله بود در جدال با بیماری سرطان مغلوب شد و چشم از جهان فرو بست و این بدترین حادثه سراسر عمر من بود. شمسایی در ادامه به اتفاق جالبی اشاره کرده و می‌گوید: ایتالیایی‌ها اصولا خرافاتی هستند و به برخی مسایل غیرقابل باور اعتقاد عجیبی دارند. زندگی در آن کشور باعث شد تا من هم از این قضیه بی‌نصیب نمانم و به این نتیجه رسیده بودم که در بین تمام کفش‌هایم یک جفت از آنهاست که برای من به طرز عجیبی خوش شانسی می‌آورد و واقعا همین‌گونه بود و من بیشتر گل‌هایم را با آن یک جفت کفش به ثمر رسانده بودم. لذا علاقه وافری به آن داشتم و در حالی که همه جای آن پر از وصله و پینه و حتی سوراخ‌های متعددی بود من حاضر نبودم آن را دور بیندازم. زمانی که برای بازی در یک جام آسیایی در کشور اندونزی حضور داشتیم رقبای ما بدجوری به کفش‌هایم نگاه می‌کردند و اتفاقا طی 3 شب متوالی من عنوان بهترین بازیکن جام را به خود اختصاص داده بودم.

در بازی نیمه نهایی با کره جنوبی من صبر کردم تا به عنوان آخرین نفر وارد زمین شوم چرا که نمی‌خواستم وقتی کف کفشم را به داور نشان می‌دهم حریفان ما سوراخ‌های آن را ببینند، ولی از ایما واشاره‌های کره‌ای‌ها فهمیدم که دارند کفش پاره مرا به هم نشان می‌دهند. خلاصه بازی به پایان رسید و ما 4ـ6 کره را بردیم و3 تا از گل‌های آن بازی را هم من وارد دروازه حریف کردم.بعد از اتمام آن مسابقه بازیکنان تیم کره به سمت من آمدند و خواهش کردند که کفشم را به عنوان یادگاری به آنها بدهم! (با خنده: احتمالا می‌خواستند آن را در موزه مرکزی سئول به نمایش بگذارند!)البته سال‌هاست که آنها را کنار گذاشته‌ام.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها