گفت‌وگو با تیت تیلور، کارگردان «کمک» پدیده هنری سال 2011

سینمای غیر هالیوودی هم حق حیات دارد

«کمک» دومین ساخته سینمایی تیت تیلور، فیلمی غیرمتعارف است که به موضوع تبعیض‌نژادی در می‌سی‌سی‌پی دهه 60 میلادی می‌پردازد. فیلم با بازی چند بازیگر زن سیاهپوست (و از جمله ویولا دیویس که 3 سال قبل نامزد دریافت اسکار بهترین بازیگر زن مکمل شد) ساخته شده و حال و هوای فیلم‌های روشنفکرانه و سنگینی را دارد که فاصله زیادی با فیلم‌های پرخرج و اکشن هالیوودی دارد. منتقدان و تحلیلگران اقتصادی سینما از «کمک» به عنوان پدیده سال 2011 اسم می‌برند و از حالا از آن به عنوان یکی از رقبای اصلی اسکار در رشته‌های اصلی آن یاد می‌کنند. تیلور با این فیلم، تبدیل به فیلمساز محبوب منتقدان و تماشاگران سختگیر سینما شده است. قصه فیلم درباره دختر جوانی به نام اسکیتر است که پس از پایان کالج تصمیم می‌گیرد نویسنده شود. تیت تیلور در گفت‌وگویی اینترنتی درباره پدیده سال سینما صحبت می‌کند و از دوستداران سینما می‌خواهد به کمک سینمای مستقل و غیرمتعارف بیایند.
کد خبر: ۴۲۶۳۱۶

آیا کار فیلمبرداری در می‌سی‌سی‌پی با مشکلات همراه بود و مجبور شدید با سختی‌های زیادی مقابله کنید؟

می‌سی‌سی‌پی محل تولد خود من هم بود و می‌خواستم «کمک» را در محل تولدم بسازم. شاید کارگردانی فیلم در این محل، نوعی ادای دین به جایی بود که در آن بزرگ شده‌ام. هم من و هم عوامل تولید می‌دانستیم که ساخت «کمک» چندان ساده نخواهد بود. از طرفی، می‌خواستم بازیگران فیلم از نزدیک با محل رخدادها آشنا و یک جورهایی به درون این موقعیت ویژه پرت شوند و با حال و هوای قصه و زمانی که ماجراها اتفاق می‌افتد، آشنایی بهتری پیدا کنند.

تولید فیلم در می‌سی‌سی‌پی مثل یک جنگ و مبارزه بود؟

حتی قبل از این که سرمایه فیلم فراهم شود، می‌دانستم برای ساخت فیلم در این محل باید بجنگم. تهیه‌کنندگان فیلم از یک‌سو نگران بودند که چنین قصه‌ای را (با آن مضمون ضد نژادپرستی که دارد)‌ می‌توان در جایی مثل می‌سی‌سی‌پی که مدت‌ها محل جولان نیروهای طرفدار نژادپرستی بوده تبدیل به فیلم کرد یا خیر. وقتی گفتم می‌سی‌سی‌پی لوکیشن اصلی‌ام است، خیلی تعجب کردند. ذهنیت ساخت فیلم‌های پرخرج هالیوودی همچنان ذهنیت اغلب سینماگران است، اما باید باور کرد که سینمای مستقل آمریکا هم حق حیات دارد.

هنگام اقتباس از کتاب کاترین استاکت، بیشترین تغییراتی که ایجاد کردید کدام‌ها بودند؟

در نسخه کتاب تمام شخصیت‌های زن به نوعی شخصیت اصلی قصه هستند، اما می‌خواستم در نسخه سینمایی، قصه را فقط یک نفر تعریف کند تا بیننده گیج و سردرگم نشود. تمام شخصیت‌های زن قصه ارزش یکسان و برابر دارند، ولی وقتی شما در یک فیلم سینمایی چند راوی داشته باشید، ماجرا کمی عجیب و گیج‌کننده می‌شود.

کتاب دیالوگ‌های خیلی زیادی دارد. برایتان سخت نبود که بخواهید کاری سینمایی و تصویری از یک چنین کتاب پرحرفی ارائه دهید؟

نکته: می‌خواستم در نسخه سینمایی، قصه را فقط یک نفر تعریف کند تا بیننده گیج و سردرگم نشود. تمام شخصیت‌های زن قصه ارزش یکسان و برابر دارند، ولی وقتی شما در یک فیلم سینمایی چند راوی داشته باشید ماجرا کمی عجیب و گیج‌کننده می‌شود

برای ارائه یک اثر تصویری از این کتاب با سختی یا چالش زیادی روبه‌رو نبودم. یکسری جاها باید کات می‌دادم تا دچار پرحرفی نشویم. خب، در فیلمنامه باید برای سر صفحه اول کتاب، حدود 200 صفحه را خلاصه می‌کردم. این سخت‌ترین بخش کار بود. در این بخش کتاب، شخصیت‌ها و محیط معرفی کامل می‌شوند و ما برای فیلم به این معرفی احتیاج زیادی داشتیم.

نویسنده کتاب به شما اعتماد کرد تا قصه‌اش را به دستتان بسپارد؟

قبل از این که کتاب منتشر شود، آن را خوانده بودم و قصد ساخت فیلمی براساس آن را داشتم. این را به خود کاترین استاکت هم گفتم. ما از دوستان خانوادگی هستیم و همیشه درباره کارهایمان با یکدیگر صحبت می‌کنیم. به استاکت گفتم فکر نمی‌کنم کسی بهتر از من بتواند آن را تبدیل به یک فیلم سینمایی کند و خود او هم یک جورهای همین عقیده را داشت.

اگر قرار بود «کمک» یک فیلم مستقل باشد، پس چطور تبدیل به یک فیلم بزرگ شد؟

وقتی شما یک کتاب پرخواننده و موفق را به عنوان دستمایه کار در اختیار دارید، کنترل یک سری چیزها برایتان مشکل می‌شود. آرزوی من تولید یک فیلم مستقل بود و توانستم آن را به همان صورتی که می‌خواستم بسازم، ولی یادتان باشد کتاب در همان روزهای اول انتشار تبدیل به یک پدیده بزرگ ادبی شد و این نکته، تولید فیلم را هم تحت تاثیر قرار داد. موفقیت کلان کتاب، باعث شد فیلم هم بخوبی مورد توجه قرار گیرد. از استیون اسپیلبرگ قول گرفتم که هنگام ساخت فیلم در کارم دخالت نکند و بگذارد دیدگاه خودم را در مورد فیلم اعمال کنم!

تحت فشار نبودید که فیلمی بسازید که مورد پسند تمام خوانندگان کتاب باشد؟

خیر. فیلمنامه نوشته شده بود و تمام تلاشم را کرده بودم که به قصه وفادار بمانم. برایم مهم‌ترین اصل این بود که به حال و هوای کتاب وفادار باشم و به چیزهای دیگر (از قبیل خواست و نظر تک‌تک خوانندگان کتاب)‌ فکر نکنم. باورم این بود که وقتی به قصه وفادار بمانم، عموم خوانندگان کتاب هم از حاصل کار راضی خواهند شد.

بسیاری از منتقدان از «کمک» به عنوان فیلمی اسکاری اسم می‌برند که در رشته‌های اصلی بهترین فیلم، کارگردان و بازیگر نامزد دریافت جایزه خواهد شد.

دوست داشتم فیلم ارتباط خوبی با منتقدان و تماشاگران برقرار کند. من جایزه و پاداشم را گرفته‌ام. معمولا بحث درباره مسائل نژادی و قومی در فیلم‌های سینمایی، تماشاچی خیلی زیاد ندارد. امیدوارم «کمک» به صنعت سینمای ما کمک کند تا موضوعات داغی مثل تبعیض‌نژادی تبدیل به فیلم‌هایی مردم‌پسند و فراگیر شود تا بتوانیم نگاه درست‌تر و دقیق‌تری به تاریخ گذشته‌مان بیندازیم.

آسوشیتدپرس / مترجم: کیکاووس زیاری

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها