درنگ

می‌روم که زیارت کنم

زیارت یعنی این‌که قصد کنی و بروی؛ دلت باید پر بکشد، باید شبیه آن کسی شوی که به دیدارش می‌شتابی. هر چه شبیه‌تر باشی، عزیزتری، هر چه بیشتر مانند او که به زیارتش می‌روی زندگی کنی، درهای بیشتری به رویت گشوده می‌شود.
کد خبر: ۴۲۵۸۸۸

زیارت فقط مکان نیست، هر چند مکان آن ارزشمند است، بسیار بسیار هم ارزشمند. تصور کن در ماه نزول قرآن در خانه خدا بتوانی کلامش را زمزمه کنی، بتوانی دلت را آن قدر پاک کنی که وقتی می‌گویی «به نام خداوند بخشنده مهربان» دیگر هیچ نبینی جز او، جز وسعتش و جز رحمتش که سراسر زندگیت را فراگرفته است، وقتی می‌گویی تنها تو را می‌پرستم، به راستی فقط او را بپرستی، فقط او را، خانه‌ات فقط خانه او باشد، دلت از اغیار تهی شود و تنها بشود سرزمین یار؛ تو باشی و او...

زیارت اول زمان است بعد مکان؛ دلت باید بطلبد که با او حرف بزنی. مثلاً دلت بطلبد که در مسجد کوفه بنشینی و مناجات امیرالمومنین(ع) را در آن دیار زمزمه کنی؛ با تمام وجودت دوست داشته باشی که حداقل خلق‌وخویت به نهج‌البلاغه نزدیک شود، درک کنی وقتی که می‌گوید من راه‌های آسمان را بهتر از زمین می‌شناسم یعنی چه؟

می‌گویند حرم معصومان قطعه‌ای از بهشت است و بوی بهشت می‌دهد. یعنی وقتی به روضه رضوی سفر می‌کنی به یک تکه از بهشت می‌روی، نجف تکه دیگری از بهشت است و کربلا تکرار دیگری از تکه‌های بهشت، اما مهم این است که تو باید جنست بهشتی باشد تا بتوانی بهشت را درک کنی و اگر نه هر سرایی برابر است با جای دیگر.

درک بهشت، روح بهشتی می‌طلبد دلت را باید پاک کنی، آن‌گاه که دلت پاک می‌شود، هم خودت بهشتی می‌شوی و هم بهشت را درک می‌کنی.

زیارت، زمان است و مکان؛ وقتی که هر بار بعد از نمازت رو به قبله به معصومین سلام می‌دهی، به غریب آل محمد(ص) و ساکن طوس سلام می‌دهی، یعنی زیارتش کرده‌ای.

زیارتی به وسعت دلت؛ اگر دلت گشاده باشد درها به رویت گشاده‌اند؛ آنها آن‌قدر کریم هستند که حتی اگر دلت تنگ باشد، دلتنگت‌می‌شوند و تو را می‌خوانند.

این کلام خداست که می‌گوید بخوانید مرا تا اجابت کنم شما را، این کلام خداست که می‌گوید من هر لحظه باشمایم و نیز گفته است که بندگان من از رحمت من ناامید نشوید.

رمضان ماه نیایش است و ماه تمرین دعا کردن و نزدیک‌تر شدن به خدا؛ باید یاد بگیریم هر لحظه‌ عمر را قدر بدانیم.

باید یاد بگیریم، در هر جایی می‌توان زیارت کرد. هیچ مرزی برای گفت‌وگو با معبود نیست، برتری امیرالمومنین(ع) آن بود که مرزهای آسمان را و مرزهای بودن با خدا را بهتر از مرزهای بودن با دنیا می‌شناخت.

خوش به حال آنان که در این ماه یاد گرفتند هم تن و هم جان‌های‌شان در سرزمین وحی باشد. خوش به حال آنان‌که همه وجودشان در مسجد کوفه نجوا می‌کند و خوش به حال آنان که در نیمه‌های شب، کلام خدا را زمزمه می‌کنند، فقیر بودن نزد بیکران خالق هستی را درک می‌کنند و در کنج اتاق کوچک‌شان دل‌شان زائر می‌شود، مسافری به معنی بی‌نهایت و بی‌انتها.

خوش به حال آنان که در این ماه از مولای متقیان خواستند و خودشان می‌خواهند که مانند او زندگی می‌کنند، دل‌کنده از دنیا و دلباخته به آسمان‌ها. زیارت، هدف یک سفر است، موتور حرکت سفر است ، خود سفر نیست .

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها