در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
امشب در آژانس خلوت کردهایم تا شاید در تنهایی و سکوت شب بتوانیم فکری برای این آژانس رو به زوال بکنیم.
سیانکی: چرا خالی میبندی مرد حسابی؟! الان ساعت 6 بعدازظهر است و همه ما هم اینجاییم.
بوستانی: مشکل اینجاست که ما را آدم حساب نمیکنند!
...: نه آقا، نفرمایید، من فقط داشتم ابتدای مطلب را مینوشتم تا وقتی شما تشریف بردید، ادامه آن را بنویسم.
سیانکی: وقتی پای موضوعی به این مهمی در میان است، ما امشب از اینجا تکان نمیخوریم.
آیدین: کاملا درست است. اگر قرار باشد در مورد آژانس تصمیمگیری شود، ما هم باید باشیم.
دلگشا: با این شرایط بنده هم از اینجا جم نمیخورم.
بوستانی: البته بنده علاقهای به طرح این موضوع آن هم در شرایط حساس کنونی نداشتم، اما به ناچار عرض میکنم که باید به فکر شغل جدیدی باشیم، ضمنا... .
خوشکلام: ضمنا چی جناب بوستانی؟
بوستانی: ضمنا سراغ هر شغلی که برویم، متاسفانه تغییر آنچنانی در درآمد ما ایجاد نمیشود.
دلگشا: اصلا چرا باید آژانس را تعطیل کنیم، من که خیلی راضیام، خیلی هم خوش میگذرد!
سیانکی: یکی از دلایل اصلی تعطیل کردن آژانس همین پرت و پلا گفتنهای آقای دلگشاست.
خوشکلام: از این حرفها که بگذریم، واقعا با این اجارههای سنگین و هزینه کمرشکن بنزین و قطعات یدکی بیکیفیت و گرانقیمت واقعا ادامه کار به صرفه نیست.
آیدین: بله، فقط اجاره محل آژانس برخلاف اعلام رسمی که مدعی شده بودند، 15 درصد افزایش یافته حداقل 50 درصد افزایش داشته، پول آب و برق و گاز هم که بماند.
کاشفپور: تا چند وقت پیش تعویض روغن ماشین و یکسری کارهای جانبی آن نهایتا 30 هزار تومان میشد، اما دیشب برای همین کار حدود 60 هزار تومان دادم!
دلگشا: آقا یک تنظیم باد ساده 500 تومان شده!
بوستانی: اگر به تمام هزینههای افزایش یافته مرتبط با صنف خودمان، هزینههای دیگر را هم اضافه کنید، قطعا به این نتیجه میرسید که ادامه کار آژانس با این وضعیت و با این درآمد تقریبا محال است.
...: البته این افزایش قیمت شامل تمام اصناف میشود.
آیدین: بله، متاسفانه درست میفرمایید! ما سراغ هر شغلی که برویم، باز بخشی از این مشکلات را داریم.
...: اساسا طبق قانون بقای انرژی «انرژی هیچ وقت از بین نمیرود، فقط از شکلی به شکل دیگر تبدیل میشود»، متاسفانه مشکلات هم دقیقا از این قانون پیروی میکنند، شکل آنها عوض میشود، اما هیچ وقت از بین نمیروند.
بوستانی: با این اوضاع فکر کنم چارهای جز تعطیلی آژانس و شروع کار جدید نداشته باشیم، باید... .
آیدین: ببخشید وسط فرمایش شما جناب بوستانی، اما به نظر میآید داخل پارک اتفاقی افتاده!
دلگشا: آقای سیانکی کی بیرون رفته بود که الان با این سرعت به سمت آژانس میدود؟
سیانکی: آقا! بحران اقتصادی آژانس را ول کنید، سند آژانس را بردارید برویم کلانتری که جناب خوش کلام را دستگیر کردند!
بوستانی: خوشکلام را دستگیر کردند؟
سیانکی: بله، ضمنا یک آفتابه هم دست جناب خوشکلام بود!
آیدین: ببخشید جناب بوستانی، شیر آب دستشویی خودمان خراب است، جناب خوش کلام هم به ناچار برای پرکردن آفتابه، سراغ شیر آب داخل پارک رفتند.
بوستانی: عجب، احتمالا فکر کردهاند برای شرکت در مراسم آب بازی به پارک رفته.
کاشفپور: اگر این جوری باشد، جرمش خیلی سنگین است.
بوستانی: با این همه تمهیدات و تذکرات و نکوهشهای مسوولان درخصوص آب بازی آن هم در ملأعام، آدم باید حواسش بیشتر از اینها جمع باشد.
آیدین: برویم صحبت کنیم شاید آزادش کنند.
بوستانی: نه بابا، به این راحتیها هم نیست. خویشتنداری در مقابل چنین اشخاصی اصلا امکان ندارد، جرم اینها سنگینتر از این حرفهاست!
سیانکی: فقط امیدوارم آفتابه جناب خوشکلام در زمان دستگیری پر نبوده باشد.
بگذریم، دیر یا زود جناب خوش کلام هم متنبه و آزاد میشود، اما پارکها خیلی امن و باصفا بودند، این قضیه آب بازی و خز بازی هم به مشکلات آنها اضافه شد، مهم هم نیست، اتفاق خاصی هم نیفتاده تنها به وضعیت خوب اقتصادیمان، پارکها و مکانهای بیشمار تفریحی هم اضافه شده!
مهیار عربی / جام جم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: