دیدگاه

!دعواهای کشورسوز
کد خبر: ۴۲۵۲
فرهنگ و رفتار سیاسی در کشور ما به شدت آشفته ، غیرعلمی و غیرملی است برای ثابت کردن این واقعیت تلخ و گزنده نمونه های عینی زیادی را می توان برشمرد، ولی شاید مهمترین دلیل چنین وضعیتی آن است که "قبایل " و "طوایف " و بعضا "باندهای سیاسی " و "سکولارهای قدرت " نام "جناح " و "طیف " سیاسی بر خود گذاشته اند و آرایش و صحنه عمل سیاسی را به ورطه های مرگباری می کشانند. در "فرهنگ سیاسی " رایج دنیا که از صافی تجربه گذشته و پذیرفته شده ، "کنش ها و واکنش های سیاسی " تا آنجا ارزش دارند و به عنوان یک هنجار اجتماعی و رفتار مدنی ، مورد پذیرش قرار می گیرند که برآیند آن "رفع تهدیدهای ملی "، "تضمین کننده منافع ملی " و "بسترسازی پویایی ملی " در یک روند منطقی و هدفمند باشد. درغیر این صورت ، بازیگران این عرصه ، حتی اگر از نام آوران عرصه "سیاست " باشند، به دشمنان منافع ملی تعبیر میشوند )حتی اگر بر پیامدهای ضدملی رفتار خود آگاه نباشند.(یکی از مشخصه های مهم تفاوت "قبایل سیاسی " با "جناحهای سیاسی " آن است که جناحهای سیاسی معمولا در رقابت ها و اختلاف های "استراتژیک یا تاکتیکی " خود وقتی به مرز مصالح ملت و منافع کشور می رسند، می ایستند و حاضر نمی شوند به بهای برتری و پیروزی خود منافع مردم و کشور را به مخاطره بیندازند. این رفتار که مبتنی بر "حکمت سیاسی " و "تدبیری خردمندانه " است ، مبنای واقعی ، عقلی و راهبردی خودرا بر مرز "منافع ملی " استوار می کند و هیچ خدشه ای را بر آن نمی پذیرد. حتی اگر ناچار شود از مناصب اجتماعی و یا امتیازات پیدا و پنهان محروم شود در حالی که برای قبایل سیاسی رعایت مصالح ملی یک لطیفه و داستان دنباله دار )بیشتر( نیست بیان دیگری شاید بهتر بتواند مقصود مرا روشن کند. برآیند یک "فعالیت اقتصادی " سالم و تعریف شده ، رونق وشکوفایی "اقتصاد ملی " و مورد منطقی و عاقلانه ای است که به فعالان آن می رسد؛ اما محصول اقدامات "مافیای اقتصادی " چیزی جز ویران کردن اقتصاد ملی و پایمال کردن حقوق آحاد اجتماعی نیست ؛ چراکه مافیای اقتصادی فقط به منافع خود می اندیشد. و در این اندیشه جایی برای مصالح جامعه و گشایش تنگناهای اقتصادی مردم، وجود ندارد.یکی از شواهد بارز واقعیت تلخ حضور "قبایل سیاسی " و "کلوپهای قدرت " در گردونه فعالیت های سیاسی و اجتماعی آن است که صحنه مبارک رقابت سیاسی را به میدان جنگ گلادیاتورهای سیاسی تبدیل کرده اند. همان طور که گلادیاتورها آنقدر با هم جنگ می کردند تا یکی از طرفین از پای درآید، "قبایل سیاسی " و وابستگان به "باشگاههای قدرت " نیز، عرصه فعالیت سیاسی را به نزاعهایی خونین و مرگبار آلوده اند. دراین عرصه ، نظریه پردازان و فرماندهان عملیاتی "کلوپهای قدرت " از ضرورت حفظ "منافع ملی " نیز می گویند و آرایش تبلیغاتی و سیاسی خود را به گونه ای سامان می دهند که انسان اگر ساده اندیشی به خرج دهد، گمان می برد که اینان براستی دغدغه مصالح کشور و منافع واقعی مردم ، بر تاروپود روح و فکرشان خانه کرده است ، ولی هنگامی که ژرفای سخنان و رفتارشان را می کاویم ، به فراست درمی یابیم که آنچه به عنوان هدف غایی و آرمان سیاسی درپی آن هستند، منافع "قبیله " و "کلوپ " است نه چیز دیگر. به همین خاطر است که آرمان ها و منافع میهن را به راحتی آب خوردن جلوی پای بهره مندی و شادکامی قبیله خویش، ذبح میکنند.راه برون رفت در این وضعیت کاهنده و این تربیت جاهلی آن است که قبایل و کلوپهای سیاسی موجود، با مستحیل شدن در هویت حزبی و جناحی واقعی ، در اندازه های یک جناح سیاسی فعال )یا غیرفعال ( ظاهر شوند و با تدوین "مانیفست " خود و اعلام آن به مردم ، از "کلوپ گرایی " دست بردارند. جای گرفتن در قواره یک جناح سیاسی قابل تعریف ، کار آسانی نیست ؛ ولی اگر مبتنی بر "حکمت رفتاری "، "شفافیت سیاسی " و تاملات جدی در حوزه اندیشه ، تفکر و فرهنگ باشد، سختی عمل را به "حلاوت ملی " تبدیل می کند و آهنگ "رشد" و "بالندگی" میهن را در بستری از "حکمت" و "اندیشه " رقم میزند.
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها