یادگارهای نابی که از پارک «ملت» نصیب گردشگران می‌شود

راهتان را کج‌ کنید برای‌خاطره‌سازی

از هرچه بگذریم سخن پارک ملت خوش‌تر است. یک پارک ترگل ورگل در شمال تهران در حاشیه خیابان ولیعصر(عج) پایین تر از چهارراه پارک‌وی که حداقل 3 ـ 2 خاطره نونوار یا رنگ و رورفته در حال و هوای این پارک که 45 سال از آغاز حیاتش می‌گذرد در کوله بار یادگارهای تهرانی‌ها چه از نسل قدیم، چه متعلق به نسل جدید پیدا می‌شود و از هر رهگذر بومی که نشانی‌اش را طلب کنی، انگشت اشاره‌اش را به سمت آن نشانه می‌گیرد.
کد خبر: ۴۲۴۴۷۶

درختان، نیمکت‌ها، دریاچه و... بخشی از بوستان ملت است که خیلی از مشتری‌های پروپاقرص‌اش را به سمت خود می‌کشاند؛ آنهایی که زمانی نوجوانانی بودند بی‌خیال دنیا و شر و شورش، دلشان خوش بود به پول توجیبی مختصرشان و بی‌دغدغه فردا ریسه می‌رفتند زیر سایه درختان، گروهی کتاب می‌خواندند، شیطنت‌های سر کلاس درس را مرور می‌کردند، تنی به آب دریاچه می‌زدند، روی تن چوبی نیمکت‌ها یادگاری حکاکی می‌کردند و چند سال بعد، جوانانی شدند با عقاید متفاوت و دغدغه‌های گوناگون، حساس به ریختن پوست تخمه روی چمن یا بی‌توجهی به پاکیزگی محیط، در پی کسب روزی و هزار و یک دنگ و فنگ دیگر زندگی و... باز با چرخش چرخ و فلک در طول سالیان دراز سر در پی رفع دغدغه‌ای تازه گذاشته‌اند با موهایی که خاکستر ناگزیر روزهای گذشته رویشان پاشیده شده، اما همچنان به سایه درختان، پرواز نسیم از روی دریاچه، نیمکت‌ها و حال و هوای پارک ملت وفا‌دارند.‌ این یک داستان واقعی و تکراری است که فقط شخصیت‌ها و دغدغه‌هایشان عوض می‌شود. جوان‌ترها فارغ از اسم و رسم پا جا پای پا به سن گذاشته‌ها می‌گذارند و با گذران وقت در پارک ملت به هوای نسیمی خوش یا امکانات ورزشی و تفریحی برای خود خاطره می‌سازند. بوستان ملت همچنان جای بسیار مناسبی است برای تفریح‌های کوتاه‌مدت و مهیا کردن خاطره‌هایی که آذوقه کوله‌بار زندگی نسل‌های مختلف می‌شوند.

به شخصیت‌های این داستان تکراری ولی واقعی اضافه کنید گردشگران ایرانی و خارجی را که دلشان نمی‌آید حداقل برای یک بار هم که شده در تهران مسیرشان را به سمت انگشت اشاره رهگذران که پارک ملت با همه امکانات تفریحی و مناسب گردشگری را نشانه رفته‌اند، کج نکنند.

روی پیشانی یک قطعه زمین در شمال تهران، 45 سال پیش مهر بایر خورده بود. زمین خسته از بلاتکلیفی زیر آسمان خمیازه می‌کشید و داغ «متروکه» بر دلش سنگینی می‌کرد. سال 1345 روزگار رخوت و خمیازه به سرآمد، این زمین سنگینی خوشایندی را روی سینه‌اش حس کرد و گوشش از خبرهای خوش پر شد. کلنگی به زمین خورد و پای استاد کار، کارگر، کامیون و لودر به این زمین باز شد تا یک زمین بی‌مصرف، جای خود را به یکی از بزرگ‌ترین پارک‌های درون شهری پیشکش کند. احداث پارک در 2 فاز تعریف شد. در فاز اول یک بلوار یک کیلومتری شانه به شانه خیابان ولیعصر(عج) کشیده شد.

دستپخت مستر پوسن

فاز دوم پارک دستپخت یک مهندس انگلیسی و الهام گرفته از پارک‌های آن کشور است. برای اجرای این فاز دست به دامن پوسن (posen) شدند تا شمال تهران از یک پارک نامنظم به شیوه بریتانیایی بی‌نصیب نماند. مهندس انگلیسی در 1353 نقشه فاز دوم را از روی کاغذ روی قسمتی از 34 هکتار زمین اختصاص یافته به پارک پیاده کرد و کارگران طبق پیش‌بینی‌ها، در بخش تپه و جنگل‌کاری در قسمت نزدیک ساختمان مرکزی صدا و سیما و بخش چمن‌کاری و گلکاری در سمت خیابان‌های سئول و نیایش امروزی عرق‌ها ریختند و تلاش‌ها کردند تا بالاخره مهر بایر از پیشانی این قطعه زمین محو و گل و بوته به جای خاک بی‌مصرف به حساب داشته‌های تهران اضافه شد.

حالا که بحث از زمین بایر به گل و بوته کشیده شد بد نیست کمی هم در اعداد و ارقام مربوطه غوطه بخوریم. 23 هکتار از مساحت 34 هکتاری این بوستان چمن‌کاری است؛ 2/3 هکتار از آن با 120 گونه درخت، درختچه و حتی درختان میوه مثل هلو، انجیر، خرمالو، توت، سیب و همچنین نارون، اقاقیا، سدروس، یوکا، زیتون و... جنگل‌کاری و 2 هکتار آن با گل‌های چند صد ساله یا دائمی نظیر گالانیا، رعنا، کردئوپیس، رزهای مینیاتوری و... چشمنواز شده است. در سال‌های اولیه 2 حلقه چاه در سه راه زعفرانیه که برای آبیاری چنارهای خیابان ولیعصر(عج) حفر شده بود، آب دریاچه را تأمین می‌کردند و این روزها، آب قناتی که از کوه‌های ولنجک سرچشمه می‌گیرد به وسیله 5 موتور پمپ عطش گل‌ها و درختان پارک را فرو می‌نشاند.

تاب، پینگ‌پنگ، قایق با گوزن اضافه!

آدم‌ها هرچه مسن‌تر می‌شوند تجربه‌هایشان گران‌تر می‌شود و پارک‌ها، امکاناتشان افزون‌تر. باگذشت حدود 5 دهه از آغاز حیات پارک ملت و سربلند بیرون آمدن آن از امتحان جذب گردشگر، این بوستان به مرور به 2 آبنمای موزیکال، 5 زمین بازی، 4 سرویس بهداشتی، 900 نیمکت، 2 بوفه، رستوران، نمازخانه، زمین پینگ‌پنگ، 2 زمین اسکیت، تلویزیون شهری و... مجهز شد تا سورسات کسانی که برای گردشی چند ساعته به این پارک می‌آیند تکمیل باشد. در این پارک فرصت قایق‌سواری مهیاست و محوطه حیات وحش، جنب دریاچه، برای گردشگرانی است که دلشان برای تماشای گوزن، اردک، غاز، میمون، جغد، طاووس، عقاب و... غنج می‌زند و حاضرند بوی نامطبوع و سر و صدای میمون‌هایی را که از جست و خیز و سروکول یکدیگر بالا رفتن دست برنمی‌دارند به جان بخرند، اما دقایقی کنار قفس‌ها پیچ و تاب شاخ گوزن و رنگ و لعاب پرهای طاووس را نظاره کنند. در این محوطه همیشه یا نور فلش یا چک چک شاتر دوربین دیده و شنیده می‌شود یا چند نفر بوم و رنگ به دست مشغول کشیدن تصاویر حیوانات و پرندگانی هستند که وسعت آزادی‌شان به اندازه قفسی است که برایشان در نظر گرفته‌اند. اگر به فنون نقاشی و عکاسی وارد هستید و برای تفریح به پارک ملت می‌روید، این گوی و این میدان...

سردیس‌های جالب

به هر بهانه‌ای از جمله تماشای فیلم در قاب بزرگ تلویزیون شهری، عکاسی، ورزش، لذت بردن از گل‌ها و... که به پارک ملت می‌روید لذت تماشای مجسمه‌ها و احجامی مثل مجسمه مادر و لاله را که در گوشه و کنار این بوستان چیده شده‌اند از دست ندهید. گردشگران خارجی بیش از هر چیز، میخکوب سردیس‌های مشاهیر علم و ادب پارسی در این پارک می‌شوند. سردیس مولانا، فردوسی، نیما، شهریار، حافظ، سعدی، سنایی، رودکی و... با اطلاعاتی کلی درباره هر کدام از آنها در دو سوی پله‌های ورودی پارک از سمت خیابان ولیعصر(عج) چیده شده‌اند و بخشی از تاریخ ما را زنده نگه می‌دارند. حیف است بی‌توجه به آنها روی پله‌ها بدویم به هوای بستنی خریدن از بوفه یا تاب و سرسره سواری.

رکوردزنی‌ با‌ ساندویچ 1378 متری

طبیعی است که سلیقه‌هایمان در دروازه‌بانی اخبار جالب مربوط به پارک ملت یکسان نباشد. شاید شما جمع شدن موفرفری‌های تهران در این بوستان را به عنوان جالب‌ترین خبر بدانید، شاید راه‌اندازی سینمای چهاربعدی برایتان شنیدنی‌تر باشد و هزار شاید دیگر. اما من تهیه بزرگ‌ترین ساندویچ دنیا را از آرشیو اخبار بیرون کشیده‌ام و به عنوان یکی از اخبار جالب در مورد پارک ملت دوباره زنده‌اش می‌کنم. 26 مهر 3 سال پیش بود که 80 عکاس و خبرنگار ایرانی و خارجی مراسم تهیه یک ساندویچ 1500 متری در پارک ملت تهران را به سراسر جهان مخابره کردند. 2 سرآشپز هدایت 32 آشپز را به مدت 48 ساعت به عهده گرفتند تا 700 کیلوگرم گوشت شترمرغ ، 700 کیلوگرم گوشت مرغ، 100 کیلوگرم فلفل دلمه، 120 کیلوگرم پیاز، 500 کیلوگرم سس مایونز، 700 کیلو‌گرم قارچ 700 کیلو‌گرم سس خردل و 500 لیتر روغن مایع، یک کیلو زعفران و 2 کیلو زیره به عنوان ادویه به ساندویچی تبدیل شود که جای ساندویچ ایتالیایی‌ها را که سال پیش از آن به طول 1378 متر تهیه شده بود در کتاب رکوردهای گینس بگیرد.

البته تمام مراحل طبخ و آماده‌سازی ساندویچ تصویربرداری و همراه تاییدیه وزارت بهداشت و وزارت صنایع درخصوص سلامت و رعایت استانداردهای لازم برای مسوولان گینس ارسال شد. بعد از پایان کار، آشپزهای از کت و کول افتاده رفتند که به استراحت بپردازند و مردمی که برای تماشا جمع شده بودند، دلی از عزا درآوردند.

یوسف‌ گمگشته باز‌آمد به‌کنعان

مجسمه امیرکبیر پس از 32 سال دوری از وطن در پارک ملت نصب شد.

مجسمه امیرکبیر ساخته استاد «ابوالحسن‌خان صدیقی» بعد از سالها دوری از ایران سرانجام در پارک ملت نصب شد. سازنده این مجسمه آن را یوسف گمگشته نامیده بود و 18 سال منتظر ماند تا ساخته‌اش از ایتالیا بازگردد، اما متاسفانه عمرش کفاف نداد که بازگشت یوسفش را ببیند.

«لورنزو میکولانژی» یکی از دوستان صاحب اثر به او قول داده بود که اگر مجسمه به ایران برنگردد حتما آن را در یکی از میدان‌های ایتالیا نصب می‌کند و نام آن میدان را امیرکبیر می‌گذارند. پیدا شدن یکی از اسناد ارتباط صدیقی و میکولانژی حول محور مجسمه امیرکبیر مسوولان را به تکاپو برای بازگرداندن این مجسمه به ایران انداخت. ابوالحسن‌خان صدیقی از روی اسناد موجود و گفته‌های مادر خود 3 مجسمه از امیرکبیر ساخت؛ اولین اثر در مدرسه دارالفنون نصب شد، دومین مجسمه در سفارت ایران در پاریس موجود است و سومین مجسمه امیرکبیر که سال 50 ساخته شد بالاخره در 15 مهر سال 89 پارک ملت را مزین کرد و حالا با خیال راحت می‌توانیم بگوییم: ابوالحسن‌خان «یوسف گمگشته باز آمد به کنعان غم مخور».

مریم گودرزی مقدم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها