«خرید» در فرهنگ گردشگری ایرانیان چه جایگاهی دارد؟
مسافران ایرانی در سفرهای داخلی یا خارج از کشور خود، برای خرید اهمیت زیادی قائل هستند. در حقیقت بخشی از لذت آنها در سفر با میزان خرید کردن مرتبط است. یعنی خرید کردن برای آنها لذتبخش است فارغ از این که این خرید، سوغات سفر باشد یا هر چیز دیگری و خرید کردن به آنها احساس آرامش و رهایی میدهد.
با توجه به تجربه شما، گرایش گردشگران ایرانی در داخل یا خارج از کشور، بیشتر به سمت خرید چه نوع کالاها و اجناسی است؟
این مساله نسبت به مقصدهای مسافرت متفاوت است؛ در مناطقی چون قشم و مریوان که بازارهای مرزی معروفی دارند، مسافران کالاهایی را میخرند که به زعم خودشان ارزانتر از محل سکونتشان است. اجناسی مانند لباس یا نیازهای روزانه. این کالاها به طور معمول در همه شهرها یافت میشوند. بخشی دیگر، چیزهایی است که در محل سکونت اصلی گردشگران پیدا نمیشود. مثلا مسافران دوست دارند در جایی مثل اردبیل «قره حلوا»، در قم «سوهان» یا در یزد «قطاب» بخرند. البته تمایلی نیز به خرید صنایع دستی دارند، اما این موضوع نسبت به خرید اجناس دیگر کمتر است.
به نظر شما راهنمای تور چه نقشی میتواند در روش خرید و انتخاب کالاها برای مسافران داشته باشد، به نحوی که این انتخاب به نفع صنعت گردشگری یا صنایع محلی همچون صنایع دستی و هنرهای خاص محلی باشد؟
بخش زیادی از کار راهنمایان تور، فرهنگسازی سفر است. به طور مثال مسافری که وارد خوزستان میشود شاید از صنعت «عبابافی» آن شهر آگاه نباشد و این راهنما است که این اطلاعات را به او میدهد یا قلم نی و پرتقال دزفول معروف است و معرفی اینها بخشی از وظایف راهنمایان است.
یک راهنمای حرفهای همانگونه که اطلاعات تاریخی و فرهنگی مقصد سفر را به مسافران ارائه میدهد، باید دیگر اطلاعات لازم در مورد چگونه خریدکردن را هم به مسافران بگوید. گرچه شاید بخشی از راهنماها با این موضوع موافق نباشند. خود بنده نیز موافق صرف زمان زیادی برای خرید نیستم، اما هنگامی که مشاهده میشود مسافران ایرانی به چنین موضوعی تمایل دارند، وظیفه راهنماست که تا حدودی با مراکز خرید آشنا باشد تا مسافران بتوانند خرید سالمتری انجام دهند.
در برخی از کشورها، مراکز خرید و فروشگاهها در ازای پرداخت مبلغی به راهنمایان تورهای گردشگری، از آنها میخواهند که مسافران خود را به فروشگاههای آنها هدایت کنند. آیا چنین تعاملی میان مراکز خرید ایران و تورهای گردشگری یا راهنماها وجود دارد؟
بله، چنین مسالهای وجود دارد. اگر سری به بازار تهران بزنید، بویژه بازار فرش فروشان، تعداد زیادی از فروشندگان در ابتدای بازار منتظر هستند و به راهنمایان تور پیشنهاد فروش فرش میدهند و عنوان میکنند که در صورت خرید مسافران شما از فروشگاه ما، پورسانت به شما تعلق خواهد گرفت. در دیگر کشورها نیز بحث پورسانت وجود دارد، اما در بسیاری از کشورهای خارجی، بویژه اروپا، یک جنس به قیمت و سود ثابت عرضه میشود و از آن سود ثابت وجهی به راهنمایان تور پرداخت خواهد شد. آنها هیچ مبلغ اضافهای را روی اصل سود اضافه نمیکنند و مشکل کار همین جاست.
در کشورهایی که این موضوع سازمان یافته نیست مانند ایران، ترکیه و... سود بیشتری مازاد بر سود اصلی به قیمت کالا اضافه میکنند و وجهی از آن اضافه درآمد را به راهنماها میدهند، یعنی قیمت اضافهای را به خریدار تحمیل میکنند که اصلا منصفانه نیست. البته گاهی نیز به دلیل آن که برخی از تورها به راهنمایان خود حقوق مکفی نمیدهند، بهانهای میشود تا راهنمایان تور از طرف فروشندگان تطمیع شوند.
تفاوت الگوی خرید گردشگران ایرانی با گردشگران خارجی چیست؟
ایرانیها هنگامی که از کشور خارج میشوند بسیار تمایل دارند اجناسی همچون کفش، لباس و... خریداری کنند که در ایران هم این اجناس یافت میشود، اما خارجیهایی که به ایران و دیگر کشورها مسافرت میکنند بیشتر چیزهایی را که هویت نمادین دارند، خریداری میکنند که یاد آن شهر و کشور را برایشان تداعی کند. به طور مثال شما اگر به برج ایفل بروید، آنجا مجسمههای کوچک ایفل ارائه میشود و بیشتر توریستهای خارجی چنین چیزهایی خریداری میکنند. آنها در خانههایشان مجموعههایی دارند که در آن نمادهای کشورهای مختلف دنیا را نگهداری میکنند. البته گردشگران خارجی گاهی کالاهایی همچون کیف و صنایع دستی را هم میخرند.
در یک برآورد کلی، به طور میانگین سقف خرید گردشگران خارجی تنها 5 درصد از هزینههای سفر آنها را شامل میشود، اما ایرانیها شاید 50 درصد و حتی بیش از آن را به خرید اختصاص میدهند.
آیا خریدهای زیاد مسافران، اختلالی در روند برنامه تورها ایجاد نمیکند؟
راهنماها با توجه به روشهایی که دارند میتوانند تور را جمع کنند و خرید نمیتواند اختلال چندانی ایجاد کند، اما برای خود مسافران مشکل ایجاد میشود. به همین دلیل به توریستها میگوییم با توجه به هزینهای که برای مسافرت خود در نظر گرفتهاند چه خریدی میتواند مقرون به صرفه باشد که ارزانتر از ایران تمام شود. شما باید کل هزینه سفر خود را بر روزها و ساعتهای مدت اقامت تقسیم کنید تا متوجه شوید هر ساعت چه میزان هزینه دارد. به طور مثال اگر قرار است 4 روز در پاریس اقامت داشته باشید بسیاری از ایرانیها علاقهمندند یک تا 2 روز را برای خرید صرف کنند که این زمان نسبت به جذابیتهای پاریس بسیار زیاد است. این ضرری است که متوجه خود مسافران میشود و البته مشکلاتی را برای تور نیز ایجاد خواهد کرد.
با توجه به این که به لحاظ حجم و میزان خرید، محدودیتهای گمرکی برای خروج آن وجود دارد، این مساله چه مشکلاتی را برای گردشگران ایجاد میکند؟
همیشه در سفرهای خارجی به مسافران گفته میشود میزان بار به طور مثال تا 20 کیلوگرم مجاز است و باید به ازای هر یک کیلوگرم بار اضافه 20 یورو جریمه پرداخت کنند. به این مساله دقت کنید که در یک سفر 15 تا 20 روزه، 20 کیلو تنها وسایل شخصی خود شماست، اما مسافران با این وجود، دوباره اقدام به خرید میکنند که اضافه بار محسوب میشود. علاوه بر خود جریمه، تشریفات پرداخت آن هم دشوار است. شما باید بار دیگر از محوطه پرواز خارج شوید و به جای دیگری برای پرداخت هزینه اضافهبار مراجعه کنید و بارهای شما مجدد بررسی شود که این روند پیش از پرواز، استرس ایجاد میکند.
با توجه به مواردی که توضیح دادید به نظر شما چه باید کرد و چه برنامه فرهنگیای را در پیش گرفت که مساله خرید در سفر تا حدودی اصلاح و هدایت شود؟
من در این باره بسیار فکر کردهام، البته خود ما به گونهای مردم را به سمت خرید سوق میدهیم. به طور مثال عید نوروز سال گذشته در کاخ سعدآباد غرفههایی برای فروش برپا شده بود و خانوادهها نیز تنها برای قدم زدن و خرید کردن به آنجا میآمدند، آنها بدون استفاده از موزههای این مجموعه، بازمیگشتند. گاهی ما خودمان به این مشکل دامن میزنیم. اگر بتوان در چنین محلهایی به جای برپایی غرفه، یک نمایش خیابانی یا اجرای موسیقی زنده داشته باشیم یا برنامههایی از این دست. مسافران و مراجعهکنندگان بدون خرید، از این برنامهها استفاده میکردند و لذت میبردند. این موارد نیاز به کار فرهنگی دارد، همچنان که لذت بردن، نیاز به آموزش دارد. بسیاری از افراد این نوع آموزشها را فرا نگرفتهاند.
شما به انجام کار فرهنگی تاکید میکنید، متولی این کار فرهنگی در کشور کیست؟
متولی غرفههای کاخ موزه سعدآباد چه نهاد و شخصی بوده است؟ همان نهاد و شخص، متولی این کار فرهنگی و آموزشی است. به طور معمول در روزهای مناسبتی یا روزهای تعطیل تنها کاری که به ذهن میرسد ایجاد یک غرفه فروش محصول است، اما میتوان به کارهای دیگری هم اندیشید.
سامان عابری
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم