مفاهیم مذهبی، ملی و مردمی در آثار شاعران ایران زمین همواره حضور داشته است

نبض تعهد اجتماعی در شعر پارسی

بسیاری از شاعران ما از ابتدای تاریخ تاکنون، هنرمندانی مسلمان، وطن‌دوست، مردم‌خواه، آزادی‌طلب و ترقی‌خواه بوده‌اند.از اولین بارقه‌های امیدبخش طلوع شعر دری، این روحیه روشن و استوار و سالم و پاک را به طور آشکار در آثار مکتوب و منظوم سرایندگانمان می‌بینیم.یکی از قدیمی‌ترین قطعات سروده شده به زبان فارسی دری این شعر زیبای حنظله‌ بادغیسی است:
کد خبر: ۴۲۳۷۵۶

مهتری گر به کام شیر در است

شو خطر کن ز کام شیر بجوی

یا بزرگی و عز و نعمت و جاه

یا چو مردانت مرگ رویاروی

که گواه نضج گرفتن نهضت‌های شیعی ایران در مقابل حکومت‌های بیگانه و ستایش جوهره‌ نیرومند ترقی خواهی، استقلال طلبی ایرانیان است.

اندرزهای انقلابی

وقتی ابو سلیک گرگانی، شاعر قرن سوم هجری هم می‌گوید:

خون خود را گر بریزی بر زمین

به که آب روی ریزی در کنار

بت پرستیدن به از مردم‌پرست

پند گیر و کار بند و هوش دار

بی‌شک از موضع تعهد اجتماعی این اندرز درست و انقلابی را ارائه می‌کند و از مردم یعنی هم‌میهنان خود می‌خواهد بت‌‌شکن باشند نه بت‌پرست و تا آخرین قطره‌ خون در حفظ کیان ملی خود بکوشند و آبروی کشور و ملت خود را پاس بدارند. می‌دانیم که ابوسلیک از جمله قدیمی‌ترین شاعران پارسی‌گوی ایران زمین است.

در اشعار سرایندگان این دوره مثل: ابو منصور عماره‌ مروزی، استغنایی نیشابوری، رونقی بخارایی، معنوی بخارایی و البته بزرگانی چون رودکی، فرخی، منوچهری، دقیقی و ... صبغه‌ میهن‌دوستی و افتخار ملی مشاهده می‌شود. هرچند شادخواری‌ها و رفاه و کامیاری‌های دوران سامانی و غزنوی این سنخ از اشعار را تحت‌الشعاع سروده‌ها و چکامه‌های پرنشاط و نفس‌گرایانه قرار داده است.

ایران دوستی

در این میان، حکیم ابوالقاسم فردوسی را باید معمار هنرمند و متقدم ادبیات ملی و تعهدآمیز اجتماعی دانست و همگان خوب می‌‌دانند او تا چه اندازه،‌ خداپرست و ایران‌دوست بوده است. این اخلاقگرای علی دوست، پاک و پارسا بوده و شاهنامه‌ او دلیلی آشکار بر عظمت اخلاقی و نورانیت نام بلند او در زمینه‌ شعر اجتماعی متعهد و ملی است. او بشدت ظلم‌ستیز است و پادشاه زمان و قدرتمداران عصرخود را به خدا ترسی، ایمان، دادگری و انسان دوستی توصیه می‌کند:

‌به داد و دهش گیتی آباد دار

دل زیر دستان خود شاد دار

هر آن کس هوای فریدون کند

سر از بند ضحاک بیرون کند

که به کمال شجاعت، عنصر ایرانی را ستوده و از او می‌خواهد که از حکومت ضحاک و ضحاکیان بیدادگر و مردم ستیز سر باز زند.

اگر شاه، با داد و بخشایش است

جهان پر ز خوبی و آسایش است

همه مردمی باید و راستی

نباید به داد اندرون کاستی

فردوسی به عدالت اجتماعی کاملا معتقد است و آن را در سلامت جامعه، جداً دخیل می‌داند. با ظالم و بیدادگری به طور جدی می‌ستیزد و فرجام شوم ظلم را گوشزد می‌کند.

اغلب شاعران و ناظمانی که شاهنامه را مورد تتبع و تقلید قرار داده‌اند از همین روحیه‌ پاک نیرو گرفته، به آن بزرگمرد تکرار نشدنی تأسی جسته و مبلغ عدل، داد ، شجاعت، انسان دوستی و مردم‌گرایی بوده‌اند.

شاعران آزاده

از جمله این شاعران ناصر خسرو قبادیانی، در بیت درخشان خود آورده:

من آنم که در پای خوکان نریزم

مر این قیمتی دُرّ لفظ دری را

نکته: شعر فارسی در طول تاریخ ، همیشه رویکردی اجتماعی و سیاسی داشته است که پویایی ، خروش و انگیزه بخشی آن در همه سبک ها و قالب های شعری و سروده های بیشتر شاعران دیده می شود

در واقع او تعهد اجتماعی را فریاد زده و از این که زبان فارسی در خدمت قلدران، زورمداران و مردم‌ستیزان باشد، تبری جسته است. می‌دانیم ناصر خسرو، شاعری حکیم، متخلق به اخلاق حسنه بوده و به خاطر علاقه‌اش به تشیع (نحله‌ اسماعیلیه) مورد آزار قرار می‌گرفته است. با این حال او هرگز مرعوب جوسازی‌های رایج زمانه خود نشده و دست از رسالت شکوهمند قلم بر نداشته است.

همچنین شاعری چون مسعود سعد سلمان (متولد 438 و متوفای 515 هـ .ق) که علاوه بر مراتب فضل، امیر و دلاور و جنگ آزما هم بوده، توسط شاه تنک مایه‌ غزنوی در سن 40 سالگی به زندان می‌افتد و سال‌های طولانی در دخمه‌های نمور و هولناک محبوس می‌شود. اگر او شاعری بود که به مدح شاهان و امیران بسنده می‌کرد، بدون شک این همه مورد ظلم و اجحاف قرار نگرفته و به کند و بند گرفتار نمی‌شد.

شعر غیردرباری

شاعران سبک عراقی که توصیفگران جمال معشوقند و ستایندگان عشق و دلدادگی و شوریدگان مکتب زیبایی و دلبستگی، در همان اشعار بی‌تابانه عاشقانه، از مدح زورگویان و قلدران دوری گزیده و مدح شاه و امیر را به عشق دلدار مادی یا معنوی خود بدل کرده‌اند؛ تغییر و تحولی که مدخل شعر غیردرباری است، هرچند علاوه بر این، شاعران غزلسرای سبک عراقی هم در اشعار خود به مسائل اجتماعی، سیاسی، اخلاقی و ملی گرایش هنرمندانه‌ای داشته‌اند.

برای مثال، اعلای شاعران سبک عراقی، مولانا جلال‌الدین محمد بلخی، در دیوان شمس، عشقی بی‌تابانه و غریب را به نادره مردی از جهان عرفان و معرفت و کشف و شهود نشان می‌دهد.گرچه شمس تبریزی برای مولانا، شخصیتی بی‌بدیل و قهرمانی ماوراءالطبیعه‌ است که در تمام دیوان خود او را می‌ستاید، اما در شعرهایش نکات متعهدانه و مردم‌گرایانه فراوانی می‌بینیم.

شاعران متصوف ایران اصولا با دربار و زندگی درباری در معارضه‌اند. آنها با مردم زندگی کرده و با آنها، غم‌ها و شادی‌های مشترک دارند. مثلا سنایی غزنوی شاعر عارف بلند پایه قرن 5 هجری قمری که از همان سال‌های جوانی از دربار برید و به مردم پیوست یا شیخ فریدالدین عطار نیشابوری شاعر بزرگ قرن 6 که در تمام آثار گرانسنگ خود روح خداپرستی و مردم دوستی خود را بروز داده و از اهل ستم دوری گزیده است:

گفتم اهل ستم چه طایفه‌اند؟

گفت گرگ و سگ و شغالی چند

آرزومند جامعه آرمانی

دیوان سعدی، با همه ایرادهایی که بعضی ایده‌آلیست‌های افراطی مثل علی دشتی و تقی رفعت به او وارد می‌کنند، مشحون از حس مردم دوستی و جامعه‌گرایی است. آن همه نکات اخلاقی که در سروده‌های خود گنجانده برای جامعه است؛ جامعه‌ای آرمانی که آرزومند تحقق یافتن آن بوده است.

همچنین حافظ که شاعری عاشق، هنرمند، رند و استثنایی است، به وضوح یا با اشارات هنرمندانه با ظالمان، دغلکاران و اغواگران می‌ستیزد. او با امیر مبارزالدین بشدت دشمن است و همه جا او را با عنوان «محتسب» می‌نکوهد؛ امیری که «حافظ ابرو» درباره او می‌گوید: دشنام‌هایی می‌گفت که استربانان نیز از گفتن آن خجالت کشند. حافظ دشمن این حاکم و دشمن متظاهران و قلدرانی دیگر از این دست است.

مفاهیم سیاسی

شاعران عصر صفوی و بنیانگذاران سبک هندی به طور آشکار به مفاهیم مذهبی و مردمی‌گراییدند و ظرافت‌ها و نازک‌اندیشی‌های تازه‌ای را به همراه اصطلاحات مردمی و عبارات کوچه و بازار وارد شعر کردند.

از زمان مشروطیت به بعد هم شعر در یک چرخش سریع و نظام‌مند به مفاهیم سیاسی و اجتماعی می‌پردازد و شاعرانی چون ادیب‌الممالک فراهانی، ادیب پیشاوری، استاد محمدتقی ‌ملک‌الشعرای بهار، سیداشرف‌الدین گیلانی (نسیم شمال)، فرخی یزدی، استاد علی‌اکبر دهخدا و دیگران با احساس عمیق و شدید مسوولیت در مقابل ملت، نحله سالم و نیرومندی از شعر سیاسی و اجتماعی را گسترش همه جانبه دادند. ادبیات مشروطه و به تبع آن شعر مشروطه به شعری ملی، اجتماعی، میهنی، سیاسی و مردم‌گرا متحول شد.در دوران رضاخان و به طور کلی حکومت و سلطنت 50 و چند ساله پهلوی‌ شاعران ملی و متعهد ایران از پا ننشستند و همه توش و توان خود را در راه هدف ملی خود به کار بردند. دهان فرخی یزدی شاعر آزاده و روزنامه‌نگار شجاع را دوختند، میرزاده عشقی را کشتند و بهار را به زندان افکندند. نسیم شمال (سیداشرف‌الدین قزوینی) در بیماری، تنهایی و فقر از دنیا رفت و ده‌ها و ده‌ها شاعر که در مقابل تعهدات اجتماعی خود و در برابر آرمان‌ها، باورها و علائق قلبی وفادارانه مقاومت کردند.

شاعران متعهد به انقلاب اسلامی و کوشا در جنگ تحمیلی را هم همه ما می‌شناسیم و صحبت درباره اشعار و آثارشان، بدون تردید فرصت فراخ و موقعیتی در دسترس می‌طلبد. همین قدر بگویم که شعر مقاومت ایران که از نظر اجتماعی و سیاسی همیشه حرکتی پرجوش و خروش و انگیزه‌بخش داشته همچنان پویا و پرتکاپو به پیش خواهد رفت.

سید محمود سجادی ‌/‌ جام‌جم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها