مهتری گر به کام شیر در است
شو خطر کن ز کام شیر بجوی
یا بزرگی و عز و نعمت و جاه
یا چو مردانت مرگ رویاروی
که گواه نضج گرفتن نهضتهای شیعی ایران در مقابل حکومتهای بیگانه و ستایش جوهره نیرومند ترقی خواهی، استقلال طلبی ایرانیان است.
اندرزهای انقلابی
وقتی ابو سلیک گرگانی، شاعر قرن سوم هجری هم میگوید:
خون خود را گر بریزی بر زمین
به که آب روی ریزی در کنار
بت پرستیدن به از مردمپرست
پند گیر و کار بند و هوش دار
بیشک از موضع تعهد اجتماعی این اندرز درست و انقلابی را ارائه میکند و از مردم یعنی هممیهنان خود میخواهد بتشکن باشند نه بتپرست و تا آخرین قطره خون در حفظ کیان ملی خود بکوشند و آبروی کشور و ملت خود را پاس بدارند. میدانیم که ابوسلیک از جمله قدیمیترین شاعران پارسیگوی ایران زمین است.
در اشعار سرایندگان این دوره مثل: ابو منصور عماره مروزی، استغنایی نیشابوری، رونقی بخارایی، معنوی بخارایی و البته بزرگانی چون رودکی، فرخی، منوچهری، دقیقی و ... صبغه میهندوستی و افتخار ملی مشاهده میشود. هرچند شادخواریها و رفاه و کامیاریهای دوران سامانی و غزنوی این سنخ از اشعار را تحتالشعاع سرودهها و چکامههای پرنشاط و نفسگرایانه قرار داده است.
ایران دوستی
در این میان، حکیم ابوالقاسم فردوسی را باید معمار هنرمند و متقدم ادبیات ملی و تعهدآمیز اجتماعی دانست و همگان خوب میدانند او تا چه اندازه، خداپرست و ایراندوست بوده است. این اخلاقگرای علی دوست، پاک و پارسا بوده و شاهنامه او دلیلی آشکار بر عظمت اخلاقی و نورانیت نام بلند او در زمینه شعر اجتماعی متعهد و ملی است. او بشدت ظلمستیز است و پادشاه زمان و قدرتمداران عصرخود را به خدا ترسی، ایمان، دادگری و انسان دوستی توصیه میکند:
به داد و دهش گیتی آباد دار
دل زیر دستان خود شاد دار
هر آن کس هوای فریدون کند
سر از بند ضحاک بیرون کند
که به کمال شجاعت، عنصر ایرانی را ستوده و از او میخواهد که از حکومت ضحاک و ضحاکیان بیدادگر و مردم ستیز سر باز زند.
اگر شاه، با داد و بخشایش است
جهان پر ز خوبی و آسایش است
همه مردمی باید و راستی
نباید به داد اندرون کاستی
فردوسی به عدالت اجتماعی کاملا معتقد است و آن را در سلامت جامعه، جداً دخیل میداند. با ظالم و بیدادگری به طور جدی میستیزد و فرجام شوم ظلم را گوشزد میکند.
اغلب شاعران و ناظمانی که شاهنامه را مورد تتبع و تقلید قرار دادهاند از همین روحیه پاک نیرو گرفته، به آن بزرگمرد تکرار نشدنی تأسی جسته و مبلغ عدل، داد ، شجاعت، انسان دوستی و مردمگرایی بودهاند.
شاعران آزاده
از جمله این شاعران ناصر خسرو قبادیانی، در بیت درخشان خود آورده:
من آنم که در پای خوکان نریزم
مر این قیمتی دُرّ لفظ دری را
نکته: شعر فارسی در طول تاریخ ، همیشه رویکردی اجتماعی و سیاسی داشته است که پویایی ، خروش و انگیزه بخشی آن در همه سبک ها و قالب های شعری و سروده های بیشتر شاعران دیده می شود
در واقع او تعهد اجتماعی را فریاد زده و از این که زبان فارسی در خدمت قلدران، زورمداران و مردمستیزان باشد، تبری جسته است. میدانیم ناصر خسرو، شاعری حکیم، متخلق به اخلاق حسنه بوده و به خاطر علاقهاش به تشیع (نحله اسماعیلیه) مورد آزار قرار میگرفته است. با این حال او هرگز مرعوب جوسازیهای رایج زمانه خود نشده و دست از رسالت شکوهمند قلم بر نداشته است.
همچنین شاعری چون مسعود سعد سلمان (متولد 438 و متوفای 515 هـ .ق) که علاوه بر مراتب فضل، امیر و دلاور و جنگ آزما هم بوده، توسط شاه تنک مایه غزنوی در سن 40 سالگی به زندان میافتد و سالهای طولانی در دخمههای نمور و هولناک محبوس میشود. اگر او شاعری بود که به مدح شاهان و امیران بسنده میکرد، بدون شک این همه مورد ظلم و اجحاف قرار نگرفته و به کند و بند گرفتار نمیشد.
شعر غیردرباری
شاعران سبک عراقی که توصیفگران جمال معشوقند و ستایندگان عشق و دلدادگی و شوریدگان مکتب زیبایی و دلبستگی، در همان اشعار بیتابانه عاشقانه، از مدح زورگویان و قلدران دوری گزیده و مدح شاه و امیر را به عشق دلدار مادی یا معنوی خود بدل کردهاند؛ تغییر و تحولی که مدخل شعر غیردرباری است، هرچند علاوه بر این، شاعران غزلسرای سبک عراقی هم در اشعار خود به مسائل اجتماعی، سیاسی، اخلاقی و ملی گرایش هنرمندانهای داشتهاند.
برای مثال، اعلای شاعران سبک عراقی، مولانا جلالالدین محمد بلخی، در دیوان شمس، عشقی بیتابانه و غریب را به نادره مردی از جهان عرفان و معرفت و کشف و شهود نشان میدهد.گرچه شمس تبریزی برای مولانا، شخصیتی بیبدیل و قهرمانی ماوراءالطبیعه است که در تمام دیوان خود او را میستاید، اما در شعرهایش نکات متعهدانه و مردمگرایانه فراوانی میبینیم.
شاعران متصوف ایران اصولا با دربار و زندگی درباری در معارضهاند. آنها با مردم زندگی کرده و با آنها، غمها و شادیهای مشترک دارند. مثلا سنایی غزنوی شاعر عارف بلند پایه قرن 5 هجری قمری که از همان سالهای جوانی از دربار برید و به مردم پیوست یا شیخ فریدالدین عطار نیشابوری شاعر بزرگ قرن 6 که در تمام آثار گرانسنگ خود روح خداپرستی و مردم دوستی خود را بروز داده و از اهل ستم دوری گزیده است:
گفتم اهل ستم چه طایفهاند؟
گفت گرگ و سگ و شغالی چند
آرزومند جامعه آرمانی
دیوان سعدی، با همه ایرادهایی که بعضی ایدهآلیستهای افراطی مثل علی دشتی و تقی رفعت به او وارد میکنند، مشحون از حس مردم دوستی و جامعهگرایی است. آن همه نکات اخلاقی که در سرودههای خود گنجانده برای جامعه است؛ جامعهای آرمانی که آرزومند تحقق یافتن آن بوده است.
همچنین حافظ که شاعری عاشق، هنرمند، رند و استثنایی است، به وضوح یا با اشارات هنرمندانه با ظالمان، دغلکاران و اغواگران میستیزد. او با امیر مبارزالدین بشدت دشمن است و همه جا او را با عنوان «محتسب» مینکوهد؛ امیری که «حافظ ابرو» درباره او میگوید: دشنامهایی میگفت که استربانان نیز از گفتن آن خجالت کشند. حافظ دشمن این حاکم و دشمن متظاهران و قلدرانی دیگر از این دست است.
مفاهیم سیاسی
شاعران عصر صفوی و بنیانگذاران سبک هندی به طور آشکار به مفاهیم مذهبی و مردمیگراییدند و ظرافتها و نازکاندیشیهای تازهای را به همراه اصطلاحات مردمی و عبارات کوچه و بازار وارد شعر کردند.
از زمان مشروطیت به بعد هم شعر در یک چرخش سریع و نظاممند به مفاهیم سیاسی و اجتماعی میپردازد و شاعرانی چون ادیبالممالک فراهانی، ادیب پیشاوری، استاد محمدتقی ملکالشعرای بهار، سیداشرفالدین گیلانی (نسیم شمال)، فرخی یزدی، استاد علیاکبر دهخدا و دیگران با احساس عمیق و شدید مسوولیت در مقابل ملت، نحله سالم و نیرومندی از شعر سیاسی و اجتماعی را گسترش همه جانبه دادند. ادبیات مشروطه و به تبع آن شعر مشروطه به شعری ملی، اجتماعی، میهنی، سیاسی و مردمگرا متحول شد.در دوران رضاخان و به طور کلی حکومت و سلطنت 50 و چند ساله پهلوی شاعران ملی و متعهد ایران از پا ننشستند و همه توش و توان خود را در راه هدف ملی خود به کار بردند. دهان فرخی یزدی شاعر آزاده و روزنامهنگار شجاع را دوختند، میرزاده عشقی را کشتند و بهار را به زندان افکندند. نسیم شمال (سیداشرفالدین قزوینی) در بیماری، تنهایی و فقر از دنیا رفت و دهها و دهها شاعر که در مقابل تعهدات اجتماعی خود و در برابر آرمانها، باورها و علائق قلبی وفادارانه مقاومت کردند.
شاعران متعهد به انقلاب اسلامی و کوشا در جنگ تحمیلی را هم همه ما میشناسیم و صحبت درباره اشعار و آثارشان، بدون تردید فرصت فراخ و موقعیتی در دسترس میطلبد. همین قدر بگویم که شعر مقاومت ایران که از نظر اجتماعی و سیاسی همیشه حرکتی پرجوش و خروش و انگیزهبخش داشته همچنان پویا و پرتکاپو به پیش خواهد رفت.
سید محمود سجادی / جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم