خلاء ناشی از خروج آمریکا از افغانستان چه تاثیری در شرق آسیا دارد؟

ناامیدی متحدان آسیایی آمریکا از وعده‌های اوباما

ماه جولای گذشته نشانه 2 تحول مهم در روابط پیچیده آمریکا با آسیا بود. یکی شروع پایان نزدیک به یک دهه تلاش دشوار آمریکا در افغانستان ـ ‌طولانی‌ترین جنگ تاریخ ایالات متحده ـ در شرایطی که باراک اوباما نخستین مراحل عقب‌نشینی نیروهای آمریکا را از این کشور اعلام کرد. دیگر چهلمین سالگرد سفر مخفیانه هنری کسینجر به پکن که نقطه عطفی در تاریخ جنگ سرد و نخستین گام در مسیر چین برای رسیدن به شرایط کنونی بود که در عین حال باعث حیرت فراوان آسیا، بویژه ژاپن شد.
کد خبر: ۴۲۳۷۱۱

دورنمای عقب‌نشینی از افغانستان، حداقل برای بعضی از کشورهای آسیایی، یادآور رویداد دیگری است که دردناک‌تر بود یعنی خروج توام با رسوایی آمریکا از سایگون، پایتخت ویتنام در سال 1975.

آن زمان به نظر می‌رسید آن رسوایی باعث عقب‌نشینی گسترده‌تر آمریکا از آسیا شود، زیرا مردم خسته از جنگ آمریکا، راحتی خود رادر انزواگرایی و عدم مداخله در امور دیگران می‌دیدند.

نگرانی امروز کشورهای دوست آمریکا نه فقط به دلیل شیوع دوباره روحیه انزواطلبی در آمریکا، بلکه به دلیل ادامه بی‌ثباتی در افغانستان و افزایش قدرت چین در غیاب هرگونه اجماع آسیایی است.

آمریکا پس از سقوط سایگون در واقع سر در لاک خود فرو برد و به همین دلیل در پی عقب‌نشینی نیروهای اتحاد شوروی در 1989 از افغانستان از اوضاع این کشور غافل ماند و در نتیجه این غفلت باعث شد القاعده در آستانه تصرف کامل افغانستان قرار بگیرد. از این‌رو شگفت‌آور نیست که امروز بسیاری از رهبران آسیایی می‌پرسند وقتی آمریکا از افغانستان خارج شود چه تعهداتی در قبال آن خواهد داشت.

از طرف دیگر بسیاری از مردم در آسیا می‌پرسند در صورت خروج نیروهای آمریکا آیا منطقه می‌تواند تعادل گذشته خود را بازیابد؟

دعاوی آمریکا

رابرت گیتس وزیر دفاع آمریکا به دوستان و متحدان آسیایی آمریکا در منطقه اطمینان داده که خروج آمریکا از افغانستان به مفهوم خروج آن از منطقه نیست. گیتس در اجلاس اخیر سنگاپور در حضور ژنرال لیانگ گوانگ‌لی، وزیر دفاع چین ـ از ادامه همکاری آمریکا در آسیا و با آسیا سخن گفت و قول داد تعداد کشتی‌های جنگی آمریکا را که به عنوان بخشی از توافق چارچوب استراتژیک آمریکا ـ سنگاپور در این کشور مستقر هستند افزایش دهد، تعداد سفرهای کشتی‌های نیروی دریایی آمریکا به بنادر آسیا را بیشتر کند، رزمایش‌های دریایی مشترک بیشتری در آسیا انجام دهد و وضع همکاری چند جانبه نظامی را بهتر کند.

به گفته گیتس اصولی که راهنمای استراتژی آتی آمریکا در آسیا خواهند بود، شرایطی بسیار اطمینان‌بخش‌تر از گذشته خواهند داشت. به ادعای گیتس این اصول عبارتند از: تجارت آزاد و باز، حمایت از نقش قانون وحقوق، مسوولیت‌ها و حاکمیت و استقلال کشورهای آسیایی، دسترسی آزاد به خطوط دریایی، فضای هوایی و فضای سایبر آسیایی و جهانی و حل مسالمت‌آمیز همه مناقشات. این اصول اهمیت دارند زیرا استرالیا، ژاپن، کره‌جنوبی، تایلند، فیلیپین، هند، اندونزی، سنگاپور، مالزی، نیوزیلند، ویتنام و حتی مغولستان حضور نظامی آمریکا در منطقه را برای خنثی کردن قدرت فزاینده چین ضروری می‌دانند.

اما زمان وزارت گیتس در وزارت دفاع آمریکا به سر رسیده و فقدان هر گونه استراتژی علنی آسیایی در دولت اوباما باعث می‌شود متحدان آسیایی آمریکا امیدی به وعده‌های او نداشته باشند.

سیاست آمریکا در آسیا امروز نیازمند آن نوع دید و آگاهی استراتژیک است که 4 دهه پیش کسینجر را به گفت‌وگو با مائوتسه دونگ و چوئن لای کشاند.

فقدان سیاستی روشن و قانع‌کننده، بویژه با توجه به مشکلات فراوان اقتصادی و مالی دولت آمریکا و دیگر تعهدات خارجی آن، حداقل بعضی از رهبران آسیا را بر آن می‌دارد تا در مورد توانایی آمریکا برای باقی‌ماندن به عنوان قدرت نظامی برتر آسیا تردید کنند.

نبود سیاست روشن بویژه هنگامی مشکل‌آفرین می‌شود که رهبران چین دوام تعهدات آ‌مریکا را در آسیا جدی نگیرند.

اما باید گفت تضمین ساختار صلح در آسیا، تنها به عهده آمریکا نیست. از این رو، دوستان و متحدان آمریکا باید درباره نوع نظم منطقه‌ای مورد نظر خود فکر کنند و با همکاری یکدیگر روح تازه‌ای در ساختار صلحی که همه آسیا بتواند در آن شکوفا شود و احساس امنیت کند بدمند. دولت ژاپن به جای این که یک لحظه به چین و لحظه‌ای دیگر به آمریکا اتکا کند، بویژه احتیاج دارد سیاستی منسجم را در آسیا در پیش گیرد و به آن متعهد بماند.

در تدوین یک برنامه درست، تعمیق مشارکت‌های ژاپن با دموکراسی‌های بزرگ آسیا ـ هند، اندونزی و کره جنوبی ـ باید اولویت داشته باشد.

جایگاه چین

اما بزرگ‌ترین سوال به جایگاه چین در یک نظم اجماعی در آسیا و تمایل آن به همکاری با همسایگان خود و همچنین با آمریکا در ایجاد آن، مربوط می‌شود. تردیدهای بسیاری امروز رهبران آسیا در مورد نیات چین دارند و این امر با توجه به ماهیت پنهان‌کارانه قدرت نظامی چین و لحن و گفتار تهاجمی رهبران این کشور در اختلافات ارضی با هند، ژاپن، فیلیپین و ویتنام کاملا موجه است. حمایت بی‌قید و شرط چین از رژیم کره شمالی، علی‌رغم تخلفات مکرر این کشور در رابطه با صلح نیز دلیل دیگری برای نگرانی از برخورد محترمانه چین با مسائل و نگرانی‌های امنیتی همسایگان خویش خواهد بود.

منطقه آسیا ـ اقیانوس آرام اکنون مرکز اقتصاد جهانی شده است. به گزارش بانک جهانی طی این دهه، 3 قدرت بزرگ از 5 قدرت اقتصادی آسیا (چین، ژاپن و هند)‌ خواهند بود. به اعتقاد برخی این شکوفایی اقتصادی به علت حضور نظامی آمریکا بوده است. بنابراین نباید اجازه داد خروج آمریکا از افغانستان این ثبات را به خطر اندازد.

اما آنچه با شروع عقب‌نشینی آمریکا از افغانستان رخ خواهد داد، اشتیاق همه قدرت‌های آسیایی برای همکاری با یکدیگر به منظور برقراری یک نظم منطقه‌ای مطمئن است.

منافع طولانی‌مدت آنها در افغانستان اساسا در هماهنگی با یکدیگر تامین می شود زیرا هیچ کشوری ـ ازجمله چین ـ نمی‌خواهد افغانستان بار دیگر پناهگاه تروریست‌ها شود، اما فقط یک اجماع نیرومند منطقه‌ای بر سر آینده افغانستان می‌تواند دورنمای مبارزه‌ای دیگر برای تسلط بر این کشور را از بین ببرد. اگر بتوان به چنین اجماعی رسید زمینه برای همکاری بیشتر به منظور ایجاد نظمی آسیایی بر مبنای رضایت و نه قدرت نظامی، فراهم خواهد شد.

الجزیره / مترجم: علی کسمایی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها