فرصتهایی نظیر حمایتهای رهبری که در دیدار اخیر اعضای اتاقهای بازرگانی با مقام اول کشور دست داد و همچنین ترکیب جدید اتاقهای بازرگانی با اعضای جدید و نیروهای تازهنفسش و تهدیدهایی همچون تحریمها و مسائل پولی و مالی.
وی به عنوان رئیس پارلمان بخش خصوصی مسوولیت سنگینی در تضمین حضور جدی بخش خصوصی در حوزههای مختلف اقتصادی دارد.
نامگذاری امسال البته بهنام جهاد اقتصادی مسوولیت بخش خصوصی و نهاد زیرمجموعه نهاوندیان را دوچندان نیز کرده است.
گفتوگوی «جامجم» را با نهاوندیان درباره مهمترین مسائل حوزه کاری وی و چالش پویایی بخش خصوصی در اقتصاد ایران میخوانید:
یکی از مسائلی که در چند سال اخیر بسیار به آن پرداخته شده بحث خصوصیسازی و اصل 44 است. در خصوص حضور شبهدولتیها و گلایههای اتاق از عدم حمایت و موانع قانونی هم بسیار شنیدهایم نکته اینجاست که بخش خصوصی هیچگاه از کاستیها و نقاط ضعف خود در جریان واگذاریها صحبت نمیکند، چرا بخش خصوصی وارد مباحث کلان اقتصاد نمیشود؟حتماً مقصودتان از کلان، بنگاههای بزرگ است. شما توجه کردهاید که در جلسه اخیر هیات نمایندگان یکی از محورهایی که به آن پرداخته شد تشویق فعالان اقتصادی برای مشارکت فعال در واگذاریهای امسال بود که در آیندهای نزدیک در حوزههای مربوط به صنایع پایین دستی نفت و گاز هیات واگذاری اقدام خواهد کرد و همچنین در رابطه با پروژههای گردشگری و برخی بنگاههای بزرگ ورزشی.
یکی از برنامههایی که اتاق در سال جاری دنبال میکند تامین فضای اطلاعرسانی و رایزنی برای سازمان خصوصیسازی با تشکلهای ذیربط است. اعتقاد داریم یکی از مسائل جدی که در واگذاریها باید در نظر گرفت، مساله اهلیت است. یعنی در مرحله نخست واگذاری بنگاههای اقتصادی از دولت به بخش خصوصی، باید اولا اطمینان پیدا کرد که این واگذاری واقعا به بخش خصوصی واگذار میشود و ثانیا خریداران ما تخصص لازم را دارند یا نه! تا در جریان واگذاری به هدف اصلی که افزایش بهرهوری است برسیم. البته موانعی هم هست که عمدهترین آن شرایط عمومی حاکم بر فضای کسب و کار است، یعنی تا زمانی که فضای کسب و کار در کشور در مقایسه با سایر کشورها مرغوبتر و مطلوبتر نباشد نمیتوانیم در جذب سرمایهها موفق عمل کنیم. باید در مواردی مانند حمایت قضایی در سرمایهگذاریها، دسترسی به تسهیلات بانکی، حمایت پس از فروش از بنگاهها و فعالین اقتصادی دولت به عنوان پشتوانه عملکند، این تمثیل بیجا نیست اگر گفته شود، همچنان که ما در مورد کالایی مثل لوازم خانگی تولیدکنندگان را موظف به خدمات پس از فروش و ارائه گارانتی یک ساله و دو ساله میکنیم، در مورد یک بنگاه عظیم نیز دولت باید پس از فروش هم نگران آن باشد و اگرخریدار جدید با مشکلاتی مواجه شد احساس کند که وزارتخانه ذیربط کماکان حامی سرمایهگذار است. مسالهای که ما با آن مواجهیم، این بوده که واحدهایی که برونسپاری میشود تا زمانی که دولتی هستند از انواع حمایتها برخوردارند ولی بعد از اینکه به دست بخش خصوصی داده شد. آن حمایتها از بین میرود. در برخی موارد حتی به انصراف خریدار منجر شده و موضوع این بوده است که آن بنگاه تا زمانی که دولتی بوده قراردادهایی داشته، مثلا در خوراک کارخانه یا خریدارانش اما پس از اینکه خصوصی شده، این دو مورد را از دست داده؛ این در حالی است که به فرض موارد فوق در توجیه اقتصادی خرید آن بنگاه توسط بخش خصوصی دخیل بوده است. لذا بخش خصوصی پس از اینکه از این امکانات تهی شد، منصرف میشود. موارد اینچنینی در هیات داوری واگذاری مطرح است و این موارد را اگر اصلاح کنیم شاید شرایط بهتر شود.
بخشی از مواردی که اشاره شد درست است اما به نظر شما این دلایل کافی است برای عقبگرد بخش خصوصی از جریان واگذاریها؟ هر چند باید در نظر داشت مواردی که اشاره کردید از طرف دولت به عنوان بهانههای بخش خصوصی مطرح میشود.
نباید به دنبال متهم کردن یکدیگر برویم، باید مشکلات را شناسایی و حل کنیم. ما به اندازه کافی نمونه، مثال و مورد داریم که به ما نشان دهد که بخش خصوصی مشتاق و علاقهمند حضور بوده اما بعد با موانع بروکراتیک مواجه شده و علاقه اولیهاش از بین رفته است.
پس شما اعتقاد ندارید که بخش خصوصی در این قضیه ضعیف عمل کرده؟
من فکر میکنم بخش خصوصی به میدان آمده. این وظیفه دستاندرکاران خصوصیسازی بوده که مرتبا با افزایش اطلاعرسانی از سویی و افزایش عوامل مساعد در فضای کسب و کار به این خواسته میافزودند. در گفتوگوهایی که اخیرا در هیات واگذاری صورت گرفت و استقبالی که سازمان خصوصیسازی از این موضوع کرده است، ما امیدواریم که در سال جاری حضور فعالتری از سوی بخش خصوصی شاهد باشیم.تصویب قانون بهبود فضای کسب و کار در مجلس هم میتواند پیام مثبتی را به سرمایهگذاران بالقوه در داخل و خارج از کشور بدهد.
با این حساب شما کاستی موجود در خصوصیسازی را از سوی بخش دولتی میبینید؟
نه!در 2 دهه گذشته دولتزدایی و خصوصیسازی در دستور کار دولتها قرار گرفته است. اندیشه افراطی باعث شکست دولت و بازار میشود، این در حالی است که رابطه بخش خصوصی و دولت از توقع یگانه شدن باید به یک تقسیم کار منطقی و عالمانه تبدیل شود. اصلا قرار نیست بخش خصوصی در شوون حاکمیتی و امور مردم به تصمیمگیری دخالت داشته باشد. اگر قرار است در مورد سیاستی تصمیمگیری شود باید از ظرفیت بالای اقتصادی فعالان بخش خصوصی استفاده شده و مورد مشورت قرارگیرند تا بدانند در کف یک کارگاه تولیدی چه میگذرد. تجربه تاریخی ما نشان میدهد که اگر از کسب آرای مردم و مشورت استفاده نکنیم و در آن اندیشه نکنیم اختیارها به سوءاستفاده از اختیارها تبدیل میشود. از نظر بنده معنای جهاد اقتصادی فراهم کردن مقدمات تولید است باید همه تلاش کنیم تا اولویت اول، اقتصاد کشور باشد و در اقتصاد هم اولویت اول تولید باشد. باید تاکید کنم که اتاق بازرگانی همواره پرچم تعامل را برافراشته است و یکی از مهمترین نتایج نشستهای صبحانه این بود که فعالان اقتصادی بدانند مسوولان با مشکلات بیگانه نیستند و مسوولان بدانند که فعالان اقتصادی زالوصفت نیستند. باید فضای همدلی بین دولت و بخش خصوصی حفظ شود.
با تاکیدی که شما بر تعامل بخش خصوصی و دولتی دارید، دیدار اخیر هیات نمایندگان اتاقهای بازرگانی با رهبر معظم انقلاب میتواند در بهبود این رابطه و پیشبرد اهداف بخش خصوصی بویژه در مورد اجرای اصل 44 قانون اساسی موثر باشد.
یکی از اهداف دیدار با رهبری دقیقا موضوع اصل 44قانون اساسی بود، در آن دیدار لازمههای تحقق واقعی اجرای اصل 44 مورد بررسی قرار گرفت. رهبر معظم انقلاب سیاستهای کلی اصل 44، را ریلگذاری جدید در اقتصاد کشور برشمردند که با زاویهای دقیق، مسائل اقتصادی به سمت دیگری هدایت شد. بر این اساس لازمههای تحقق اصل 44 قانون اساسی باید به شکل جدی مورد توجه قرار گیرد. صدای بخش خصوصی در مجامع تصمیمسازی و تصمیمگیری کشور باید به طور رسا شنیده شود و مسوولان مشورت فعالان اقتصادی را لازمه کارشان بدانند.
پس متعاقب دیدار اخیر هیات نمایندگان اتاقهای بازرگانی با رهبر معظم به نظر میرسد افقهای جدید برای بخش خصوصی باز شود آیا محدودیتهایی که اشاره کردید مرتفع خواهد شد؟
اولا وقتی بخش خصوصی احساس کند که به خواستههایش آن هم در بالاترین سطح نظام اعتنا شده و از حضورش استقبال میشود، یک تاثیر روانی بزرگ دارد. ثانیا یکی از دستاوردهای مهم دیدار اخیر این بود که بخش خصوصی از این پس ماموریت پیدا کرد که گزارش وضعیت اقتصادی کشور را از طریق اتاق در اختیار رهبری قرار دهد.
پس در این غالب میتوانید پیشنهادهایی را به رهبری ارائه دهید؟
دقیقا؛ یعنی این فرصت ارتباط مستقیم، حتما از سوی بخش خصوصی به عنوان یک فرصت بازخورد سیستم تلقی خواهد شد و وقتی احساس کند که نظراتش مورد توجه و اعتنا قرار میگیرد، طبعا میزان مشارکتش بیشتر خواهد شد.
به نظر میرسد پس از این دیدار روند فعالیت اتاق پویاتر خواهد شد، رویکرد شما چیست؟
محمد نهاوندیان: بخش خصوصی در جریان خصوصیسازی مشتاق و علاقهمند حضور بوده اما بعد با موانع بروکراتیک مواجه شده و علاقه اولیهاش از بین رفت
بله. گام نخست این موضوع ارائه گزارش و نظرات است که طبعا مقدمات تعامل بیشتر را فراهم میکند و نکته دوم تاکیدی بود که رهبری بر وظیفهمند کردن اتاقها کردند که بخش خصوصی را برای حضور در صحنههای مختلف اقتصادی فعال کند و از این بخش خواستند که با جرات بیشتری در صحنههای مختلف حضور داشته باشد و این دعوت به مشارکت، میتواند آینده امیدوارکنندهتری را رقم بزند.
از موضوع خصوصیسازی که بگذریم مساله دیگر موضوع تحریمهاست و اینکه به نظر میرسد اقدامات اتاقهای بازرگانی فقط در حد حرف و سخن است و گام عملیاتی در این خصوص برداشته نشده. علت این موضوع چیست و اگر غیر از این است نمونهای را مثال بزنید؟
من از شما سوال میکنم، اگر ما بهرغم تحریمها حجم تجارت خارجی کشور را در تمام این سالها در حال افزایش میبینیم، پس چه کسی راههای صادرات را باز میکند؟ این کار بخش خصوصی است. منتها طبیعت کارهایی که در مواجهه با تحریم صورت میگیرد این است که خیلی نباید در موردش تبلیغات کرد باید عمل کرد. پس این بخش خصوصی است با وجود اینکه آماج حملات اقتصادی است، اما راههایی برای حل مشکلات کشور پیدا میکند.
در خصوص مواردی مثل تحریمها این تشکلها هستند که باید نقش فعالتری داشته باشند که به نظر میرسد تشکلهای اتاق بازرگانی چندان فعال نیستند.
اینطور نیست، اتاق به طور خاص، با حضور در صحنههای بینالمللی موظف است غیرمتعارف بودن و غیرقابل قبول بودن تحریمها را در مجامع بینالمللی مطرح کند. شما این حضور فعال را شاهد بودهاید که در اجلاسهای مربوط به اتاق بازرگانی بینالمللی در اجلاس یورو چنبرز، اجلاس اتاق اسلامی، اجلاس اتاق اکو و در همه فرصتهای بینالمللی که امکان بوده، اتاق با استدلال منطقی این موضع را تبیین کرده و از راههای مختلفی که فرصتهای جدیدی در اختیار بخش خصوصی قرار میدهد برای گشودن امکانهای جدید استفاده کرده است.
شما این موضوع را در تحولات روابطمان با ترکیه به خوبی ملاحظه میکنید، همچنین استفاده از فرصت همسایگان، این گسترش مناسباتی که پیدا شده حاصل مذاکرات و اقدامات فراوانی است که انجام میشود و منتهی به فرصت میشود. منتها طبیعت چنین اقداماتی خیلی تبلیغات بردار نیست.
الان بسیاری از بحثهای تجاری با تبادل هیات حل میشود، در حال حاضر حضور سفرا در اتاق بسیار کمرنگ است و تبادل هیاتها با یکسری کشورهای آفریقایی و گمنامی است که به نظر میرسد بود و نبودشان چندان تفاوتی در وضعیت اقتصادی و تجاری کشورمان ندارد. علت این امر تاثیر پذیری از سیاستهای کلی نظام است یا دلیل دیگری دارد؟
واقعیت این است که در 3 ـ 4 ماه اخیر اتاق مشغول مسائل داخلی بود اما به هیچ وجه از کار جاری خود بازنماند. من الان در ذهنم ندارم و نمیتوانم حضور هیاتها و سفرا در اتاق بازرگانی را با ماههای قبل مقایسه کنم. البته ما در برخی از ماهها در جلسات بینالمللی اوجگیری داریم و این موضوع به تقویم زمانی سایر کشورها هم بستگی دارد. مثلا در ماههای تابستان نباید توقع سفرهای خارجی داشته باشیم و در برخی موارد هم مشکلات داخلی آن کشورها مانع بوده. مثلا بعد از سفری که به مصر داشتیم برای آمدن هیاتهای مصری به توافق رسیدیم اما تحولات در مصر و تعدادی از کشورهای منطقه باعث شد سفر این هیات به تاخیر بیفتد. البته یک هیات مصری اخیرا وارد ایران شد و قرار است بزودی از هیات دیگری دیدار داشته باشیم. منتها مسائل سیاسی کشورهای طرف، دخیل است. در مورد کشورهای اروپایی، مسائل اقتصادی و در مورد کشورهای منطقه نیز مسائل سیاسی دخیل بود.
اما به نظر میرسد کمکاری اتاقهای مشترک در عدمپذیرش هیاتهای بزرگ تجاری تاثیر دارد.
در نگاه به آینده یکی از اولویتهای برنامه اتاق ساماندهی و توانمندسازی اتاقها و شوراهای مشترک است. به طور حتم در سال جاری اقدامات جدیدی را در رابطه با شوراهای مشترک خواهیم داشت و نخستین گام در این راه جلسهای است که با انجمنهای دوست پارلمانی مشترکا برگزار خواهد شد و به دنبال این امر به سمت برنامهدار شدن همه اتاقها و شوراهای مشترک حرکت خواهیم کرد و همکاری نزدیکتری را شاهد خواهیم بود.
در سالی که گذشت و همینطور چند ماه اخیر اتاق بازرگانی متعاقب انتخابات دچار تحولات زیادی شد. آیا این تحولات تغییر رویکرد و رویه را در اتاق بازرگانی به همراه دارد؟
خاطرتان هست که شعار ما ریشههای رشد شاخههای شکوفایی بود. ما اعتقاد داریم که باید هم ریشهها را محترم شمرد و هم به شاخهها اجازه رشد داد. ترکیب هیات نمایندگان جدید نمادی از واقعیت صحنه اقتصاد ماست، مدیران نسل نو وارد صحنه اقتصاد کشور شدند وخوشبختانه این انتخابات برای اعضای جدید فرصت حضور در صحنه اتاق را فراهم کرد، لذا ما اکثریت تازهنفسی را در کنار شخصیتهای صاحب منزلت که با خود تجربه غنی بخش خصوصی کشور را منتقل میکنند، داریم و در کنار هم نشستن این دو سرمایه میتواند پختگی و چابکی را برای اتاق فراهم کند. به همین جهت امید فراوان است که در دوره جدید مقاومت در برابر تغییرمان کمتر باشد.
مقدماتی که در دوره گذشته فراهم شد، درافزایش کارایی اتاق موثر است، نمونه آن را در راهاندازی اتوماسیون اداری در اتاق میبینید و به زودی نتیجه آن را در رتبه بندی کارتهای بازرگانی، صدور کارت هوشمند بازرگانی و زمینهسازی برای تجارت الکترونیکی خواهیم دید. کار آموزش در اتاق و مقدماتی که در دوره قبل پایهریزی شد آثارش را نشان میدهد، انواع دورههای آموزشی برای مدیران و اعضای اتاق برگزار شد و همچنین تاسیس دانشکده اتاق را در پیش رو داریم. در ارتباطات بینالمللی ما حتما حضور گستردهتری را برای بخش خصوصی کشور در صحنههای بینالمللی تنظیم خواهیم کرد و اینها زمینههای مختلف نوآفرینی است که در اتاق شاهد خواهیم بود و ادامه اصلاح قوانین و مقررات اقتصادی.
به نظر میرسد پوست انداختن و تحول در اتاق بازرگانی زمانی محقق میشود که قوانین اقتصادی در کشور ما پوست بیندازد. اجرای ماده 76 قانون برنامه پنجم پوست انداختن واقعی اتاق بازرگانی خواهد بود.
آیا در دوره جدید، اتاق بازرگانی علاوه بر نقش سخنوری و ارائه مشاوره به قوای سهگانه، نقش اجراییتری را در مباحث خصوصیسازی، تحریم ها، فضای بینالمللی ایفا میکند؟
باید توجه کنیم که غایت مطلوب برای اتاق کارآمد را چه میبینیم، اتاق به هیچ وجه نمیخواهد جانشین بخش خصوصی و فعالان اقتصادی کشور شود. اتاق، خانه فعالان اقتصادی است و زمانی نمره قبولی میگیرد، که فعال اقتصادی احساس کند میدان پیش رو برای فعالیت اقتصادی و ابتکار باز است. نباید از اتاق توقع داشته باشیم کاری که فعال اقتصادی باید انجام دهد،کند. اتاق نباید خودش تجارت کند، اتاق نباید بانک بزند، اتاق نباید خدمات بازرگانی انجام دهد، اتاق باید زمینهسازی کند که همه فعالیتهای مورد نیاز برای جهش اقتصادی در دسترس فعالان اقتصادی قرار گیرد. البته برخی مواقع ممکن است گامهایی را برای تسهیل بردارد مثل تاسیس مراکز تجاری. این موارد اگر کننده نداشته باشد عیبی ندارد که اتاق شانه زیر بار بدهد اما به محض اینکه یک فعال اقتصادی پیدا شد و خواست که فعالیت اقتصادی را انجام دهد باید میدان را برای فعال اقتصادی باز کنیم. باید خط قرمز اتاق این باشد که به هیچ وجه در هیچ فعالیت اقتصادی، رقیب فعال اقتصادی نشود.
به عنوان یکی از اعضای شورای پول و اعتبار چرا در شرایطی که بسیاری از کارشناسان اقتصادی راه برونرفت از ازدحام در بازارهایی مانند طلا و ارز را در افزایش نرخ سود سپردههای بانکی میدانند، این شورا با افزایش نرخ سود سپردهها مخالفت کرد؟
نرخ سود سپردهها پیشتر در بسته سیاستی تصویب شده بود و بعد از این تصویب بحثی نشد. ببینید نرخ سود سپردهها در ارتباط مستقیم با نرخ تسهیلات بانکی مطرح میشود، یعنی هرگونه تغییری در سود سپردهها بلافاصله در نرخ تسهیلات متجلی میشود و طبعا در شرایط کنونی اقتصاد کشور که مشکل رقابتی بودن کالاهای تولید داخل را با کالاهای خارجی داریم، ما باید تلاش کنیم با توجه به مولفههای مختلف قیمت تمام شده کالاهای داخلی پایین بیاید. لذا از این منظر افزایش نرخ سود سپردهها منطقی نبود.
در شرایط کنونی اقتصاد ایران که عوامل تورمی دستاندرکار است و خود افزایش قیمت مولفه انرژی ممکن است در قیمت تمام شده به اندازه کافی قیمتها را تحت تاثیر قرار دهد، اضافهکردن عامل تورمی در هزینه مالی بنگاهها که همین الان با استانداردهای بینالمللی بسیار بالا هم هست، کار خیلی قابل دفاعی نیست.
موضوع دیگر این است که برای تصمیمات اقتصادی و سیاستهایی که اتخاذ میکنیم، باید یک عمر مفیدی را قائل باشیم. در موقعی که تصمیم میگیریم البته باید همه مشورتهای لازم و رایزنیها و اجماعسازیهای لازم را انجام دهیم. با این شرایط پس از اینکه تصمیمی گرفتیم، اینکه بخواهیم به فاصله چند ماه دوباره آن تصمیم را تغییر دهیم، یک بیاعتمادی نسبت به سیاستها ایجاد میشود که خود این یک هزینهای در قبال پیشبینی برنامهگذاری اقتصادی برای بنگاهها ایجاد میکند که باید از این اجتناب کنیم.
سارا صفاری
جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم