حمید نعمتالله، فیلمسازی است که در جشنواره بیست و دوم فیلم فجر با فیلم تحسین شده «بوتیک» همه را غافلگیر کرد.او پس از موفقیت چشمگیر بوتیک، طرفدارانش را 6 سال منتظر گذاشت و سرانجام با فیلم «بیپولی» به عرصه فیلمسازی بازگشت؛ فیلمی که به عنوان بهترین فیلم مردمی جشنواره بیست و هفتم انتخاب شد و سیمرغ ارزشمند بازیگری را برای لیلا حاتمی به ارمغان آورد.
اولین سریال نعمتالله
نعمتالله سابقه حضور در تلویزیون را دارد؛ اما نه با سریال. او تلهفیلمهای «ای دوست مرا به خاطرآور»، «بیا از گذشته حرف بزنیم» و «فریدون مهربان است» را برای تلویزیون کارگردانی کرده است. با این حساب «وضعیت سفید» اولین سریال تلویزیونی نعمتالله محسوب میشود.تصویربرداری این سریال آبان ماه سال 88 در باغی در نزدیکی تهران کلید خورد و خرداد ماه امسال در شهرک دفاع مقدس به ایستگاه آخر رسید.هم اکنون بخش زیادی از جلوههای ویژه سریال توسط سید حسن ایزدی ساخته شده و بقیه آن در دست ساخت است. این سریال در 40 قسمت 45 دقیقهای برای گروه فیلم و سریال شبکه 3 سیما تولید شده است.
وضعیت سفید، داستان خانوادهای پرجمعیت در زمان جنگ را روایت میکند. به هنگام شروع موشکباران تهران در زمستان 1366، اعضای این خانواده که تقریبا همه با هم قهر هستند و اختلاف دارند برای دوری از حملات دشمن ساکن باغ مادرشان در روستایی واقع در حومه تهران میشوند.
مدرسه اصلی این روستا تبدیل به محل اسکان بخشی از مردم جنگزده شده است. استقرار این خانواده در باغ و همجواری آنها با مردم روستا که در اوج همدلی به سر میبرند، حوادث گوناگونی را برای خانواده رقم میزند و باعث درک آنها از مشکلات یکدیگر و ریشههای بیاهمیت اختلافاتشان میشود. آنها طی این ماجراها درمییابند که استعداد کمک و یاری به یکدیگر را دارند و....
قصه شهری که به منطقه جنگی تبدیل شد
نگارش فیلمنامه این سریال را هادی مقدمدوست و حمید نعمتالله به عهده داشتهاند. مقدم دوست در گفتوگو با «جامجم» در پاسخ به این پرسش که چه بخشی از داستان شما شهری است و چه بخشی جنگی میگوید: قصه ما در بستر یک رخداد جنگی به نام موشکباران میگذرد. در آن مقطع فضای شهر به منطقه جنگی تبدیل شد. یعنی نمیتوانیم شهر و مناطق جنگی را از همدیگر تفکیک کنیم. در یک مرحلهای شخصیت اصلی ما به مناطق جنگی میرود، اما داستان ما در شهر میگذرد. چون هسته اصلی داستان موشکباران تهران است. فیلمنامه ما یک قصه خانوادگی دارد که دنبال کردنش برای آنهایی که موشکباران را تجربه کردهاند جذاب است.
با توجه به تولید سریالهای ستایش و نابرده رنج که هر دو قصهشان در فضای دهه 60 اتفاق میافتاد، از این نویسنده پرسیدم چرا علاقه به نوشتن داستانهای دهه شصتی در بین نویسندگان زیاد شده است. او در این باره توضیح داد: این اتفاق به ضرورتهای داستانی برمیگردد. شما اگر بخواهید درباره جنگ ایران فیلم بسازید، مجبورید داستان دهه شصتی بنویسید. ما میخواستیم درباره جنگ بنویسیم نه داستانی درباره دوران دهه 60 ، سریال ستایش چون یک دوران طولانی را روایت میکند مجبور است به موضوعات آن دهه بپردازد. شما اگر بخواهید به کودکی فردی که الان 25 سال دارد، بپردازید، مجبورید آن دوران را بررسی کنید.
تلاش نکردیم داستان کمدی بنویسیم
این فیلمنامهنویس به تحقیقاتی که برای نوشتن وضعیت سفید انجام شده اشاره میکند و میگوید: ما تمام منابع صوتی و تصویری آن دوران را جمعآوری کردیم. هم تحقیق میدانی داشتیم و هم تحقیق کتابخانهای و آرشیوی. روزنامههای سالهای 62 تا 67 را ورق زدیم. از مردم آن دوران خواستیم که خاطراتشان را تعریف کنند. یکی از نکات فیلمنامه ما این است که تاریخهای مربوط به اتفاقات جنگی را به طور دقیق آوردهایم؛ مثلا حمله شیمیایی به حلبچه در بهار 67 اتفاق افتاده و در فیلمنامه ما به این تاریخ اشاره میشود.
سابقه کارگردانی و فیلمنامهنویسی حمید نعمتالله نشان میدهد که او علاقه زیادی به روایت طنزآمیز از قصههای تلخ دارد. مقدمدوست در این رابطه میگوید: در سریال ما موقعیتهای طنز وجود دارد، اما ما تلاش نکردهایم که یک داستان کمدی بنویسیم. سعی کرده ایم کارمان واقعگرا باشد و محتوایی را تبیین کند که یادآور فضای مهرآفرین سالهای دفاع مقدس باشد.
حمید نعمتالله، کارگردان سریال، چندی پیش در گفتوگویش با روزنامه جامجم توضیح داد که سریالش به صورت غیرمستقیم به تاثیرات جنگ میپردازد.
او در این باره گفت: به اعتقاد من، جنگ واقعی در خود انسانهاست، به همین دلیل در وضعیت سفید جبهه و خط مقدم به شکلی که در سایر مجموعهها دیده میشود، دیده نمیشود یا بهتر است بگویم کمتر به آن پرداخته شده است؛ اما آدمهای این سریال برای مخاطبان آشنا هستند. همه آنها خاطرات خوش و ناخوش دوران جنگ را در ذهن دارند.
احسان رحیمزاده / گروه رادیو و تلویزیون