ماه خرق عادت

شاید بتوان گفت «تعرف الاشیاء باضدادها» یکی از راهگشاترین سخنان در باب فهم معنای واقعی تقوا و خویشتنداری و به طور خاص شناخت حکمت فریضه‌ای همچون روزه است.
کد خبر: ۴۲۲۶۶۳

 اگرچه در شناخت وجود واجب خداوند قیاس معنا ندارد ولی دنیای محدود ما انسان‌ها دنیایی آمیخته با انواع و اقسام تضادهاست که از طریق عامل شناسایی مهمی همچون قیاس، فهم امور را برای ما ممکن می‌سازد.

این یک سنت لایتغیر است که ما هر چیز را فقط با ضد آن می‌شناسیم و قدر هر داشته‌ای را هم تنها در هنگامه فقدان درمی‌یابیم. انسان همواره در معرض خطر عادت است و تنها زمانی می‌تواند خود را از پیله عادات و روزمرگی‌ها برهاند و اختیار حقیقی را که مابه‌التمایز انسان از دیگر موجودات هستی است تجربه کند که توانسته باشد هر آنچه را ندارد کسب نموده و قدر هر آنچه را دارد بداند. و این مهم میسر نیست جز با التفات به اضداد که یگانه راه شناسایی اشیاء توسط ماست. تا ظلمت نباشد نور بی‌معناست. تا شب نباشد روز، تا رذیلت نباشد فضیلت و تا معصیت نباشد غفران بی‌معناست.

ماه رمضان ماه خرق عادت است و ماه سپاسگزاری نسبت به نعمت‌ها و موهبت‌های خداوندی از راه توجه به دریغ‌ها و محرومیت‌ها و چه‌بسا از همین روست که در دعای ماه مبارک رمضان نیز مثل روزه که سمبل فاصله گرفتن از عادت‌هاست، التفات به اضداد این گونه مورد عنایت قرار گرفته است: غنا در مقابل فقر (اللهم اغن کل فقیر)، سیری در مقابل گرسنگی (اللهم اشبع کل جائع)، پوشش در مقابل برهنگی (اللهم اکس کل عریان)، گشایش در مقابل غم (اللهم فرج عن کل مکروب)، صلاح در مقابل فساد (اللهم اصلح کل فاسد من امور المسلمین)، عافیت در مقابل بیماری (اللهم اشف کل مریض) و نیکی در مقابل بدی (اللهم غیر سوء حالنا بحسن حالک).

روزه، بنا نهادن خانه خویش در دامنه آتشفشان است و مهر باطل زدن بر عافیت‌طلبی محافظه‌کارانه. روزه سپردن خویش به دست طوفان بلاست به امید آرامش دل‌انگیزی که پس از طوفان رخ می‌نماید. بلا یعنی امتحان و چه زیباست که انسان خود خویشتن را بیازماید پیش از آن که در محک آزمونی ناگزیر قرارش دهند. روزه، آزمون صبر و شکیبایی است. آزمون انتخاب و اراده. آزمون گرسنگی و شب زنده‌داری برای آن که ارزش خور و خواب دانسته و قدر آن نگه داشته شود. به بیان مولوی:

چند خوردی چرب و شیرین از طعام / امتحان کن چند روزی در صیام / چند شب‌ها خواب را گشتی اسیر / یک شبی بیدار شو دولت بگیر

پس از این عمل برخلاف آمد عادت و روزمرگی است که می‌توان به حکمت و سر نهانی روزه و به باطن و جان این تقوای خودخواسته واقف و نائل گردید:

این دهان بستی دهانی باز شد / تا خورنده لقمه‌های راز شد / گر تو این انبان ز نان خالی کنی/ پر ز گوهرهای اجلالی کنی

پیداست که عاقبت این خویشتنداری یا همان مراقبت از خویش در برابر وسوسه نفس و شیطان، چیزی جز راهیابی به ساحت قرب رحمان نخواهد بود:

طفل جان از شیر شیطان باز کن/ بعد از آنش با ملک انباز کن

باز کردن طفل جان از شیر شیطان را می‌توان رها کردن خویشتن از اسارت دیو عادات و روزمرگی‌‌‌ها دانست و انباز با ملک نیز از آن رو پس از این رهایی امکان‌پذیر است که:

خلوت دل نیست جای صحبت اضداد / دیو چو بیرون رود فرشته درآید

روزه گرفتن یعنی به استقبال رنج و محنت رفتن برای درک عمیق‌تر لذت و آرامش. یعنی چشیدن طعم جوع یا همان گرسنگی که دلپذیرترین طعام در سفره مهمانی خداوند در ماه مبارک رمضان است. خدا در این ماه، از بندگان خویش با طعام گرسنگی پذیرایی می‌کند تا از این طریق اراده و اختیاری را که معنای انسانیت‌شان است به منصه ظهور و بروز برساند.

روزه، آزمودن فقر است برای آن که روزه‌دار ارزش واقعی غنا را بهتر درک کند و این فقر ظاهری نشانه‌ای است از فقر ذاتی انسان در مقابل پروردگار. کسی که غریق در نعمت است و لحظه‌ای از بیرون به حال خود نمی‌نگرد نه فقط ارزش موهبت‌هایی را که از آنها برخوردار و بهره‌مند گشته فراموش می‌کند بلکه چه‌بسا نسبت خود با خدایش را نیز به تاریکخانه نسیان سپرده و از یاد می‌برد که با همه ثروت و مکنتش در برابر ذات ربوبی پروردگار هیچ نیست.

غرور و تبختر از خودبینی سرچشمه می‌گیرد و خودبینی هم از بستن چشم به روی هرچه جز خود. شیطان نتوانست از عادت خویش مبنی بر انحصار سجده به پروردگار دست کشیده و امر خلاف آمدی همچون سجده بر آدم را تحمل کند. او خود را دید حال آن که عادت به عبادت خداوند داشت.

توگویی میان عادت و عبادت نه فقط یک حرف «باء» که تفاوتی از زمین تا آسمان است. خداوند جن و انس را برای عبادت خویش آفریده، اما آیا این عبادت، ذکر و ورد و خم و راست شدنی صرف با نام رکوع و سجود است؟ یا آن طور که علامه محمدتقی جعفری می‌گوید چیزی نیست جز تفکر؟ اگر اولی باشد که حکمت آفریدگار محل مناقشه بسیار واقع خواهد شد و اساسا پیداست که این هستی شگفت نمی‌تواند غایتی پیش‌پاافتاده همچون لقلقه لسان و عادت جسمی مداومی مبتنی بر تکرار داشته باشد و اگر دومی باشد ـ‌ که بی‌تردید چنین است ـ پرواضح خواهد بود که جایی برای عادت در مسیر عبادت پروردگار متصور نیست چراکه تفکر ماهیتاً با پرسش مرتبط است و پرسش هم به مجرد طرح، کاری‌ترین ضربه را بر قلب عادت وارد می‌آورد. با این وصف، روزه می‌تواند یک پرسش مهم از خویشتن باشد برای تفکر در معنای زندگی و راه و رسم بندگی.

آزاد جعفری 
جام جم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها