در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
این شهر برای گردشگرانی که به موزه علاقه دارند، اهمیتی دو چندان دارد چون یکی از بزرگترین و معتبرترین موزههای جهان یعنی «آرمیتاژ» در شهر سن پترزبورگ روسیه قرار دارد؛ موزهای با بیش از 3 میلیون اثر هنری! و 3شعبه بینالمللی در شهرهای آمستردام، لندن و لاسوگاس که هر کدام از این شعبهها به تنهایی یک قدرت موزهای در سطح جهان به شمار میآیند. البته باید یادآور شویم که همه این 3میلیون اثر بهطور همزمان نمایش داده نمیشود.
«قصر زمستان» بنای اصلی موزه آرمیتاژ و یکی از 6 ساختمانی است که در آن آثار هنری به نمایش گذاشته شده است، جالب آن که این مکان در گذشته محل زندگی تزارهای روسیه بوده است.
کاترین؛ موسس آرمیتاژ
«تنها موشها و من میتوانیم تمام این زیباییها را تحسین کنیم». این جمله مشهور کاترین کبیر موسس و بانی موزه است که نشان میدهد در آغاز کار این موزه، تنها افراد خاصی اجازه بازدید از آن را داشتند. وی در سال ۱۷۶۴، اقدام به خرید بیش از 200 تابلوی نقاشی در اروپا کرد و این چنین شالوده یکی از بزرگترین و معتبرترین موزههای امروز جهان را پی ریخت. در ادامه «پتر کبیر» برای هر چه غنیتر کردن این مجموعه به سفرای روسیه در دیگر کشورها دستور داد بهترین مجموعههای هنری مشهور و گران قیمت دنیا را خریداری کنند که نقاشیهای قرن 14 و 15 میلادی از آن جملهاند.
7 سال کپیبرداری
این موزه در هر دورهای بنا بر علایق صاحبانش غنیتر شده است؛ به عنوان مثال در مورد نقاشیهای زیبایی که در کریدور «رافائل» دیده میشود، میگویند که کاترین کبیر در زمان اقتدارش 7هنرمند نامدار نقاش را از سن پترزبورگ به واتیکان فرستاد تا نقاشیهای رافائل را بر کلیسای واتیکان ببینند و آنها را عینا در موزه آرمیتاژ کپی کنند. حدود 7 سال طول کشید تا آثار هنری رافائل روی ۱۳ سقف موزه آرمیتاژ عینا کپی شود.
بعد از مدتی واتیکان آتش گرفت و آن نقاشیها از بین رفت و این بار واتیکان گروهی را به سن پترزبورگ و موزه آرمیتاژ فرستاد تا آثار رافائل در کلیسای واتیکان ترمیم شود.
موزه؛ مقصد اول گردشگران
شاید در بدو ورود به این شهر، نخستین بنایی که نظر هر گردشگر و تازه واردی را به خود جلب کند، یک گنبد بسیار بلند باشد که مانند برج میلاد تهران از بیشتر نقاط شهر قابل رویت است. این گنبد متعلق به چهارمین کلیسای بزرگ جهان به نام «کلیسای اسحاق» است. فکرش را بکنید که این گنبد 101 متر از زمین ارتفاع دارد، اما بیشتر از این کلیسا، گردشگران جذب موزه شهر میشوند که شهرتی جهانی دارد. موزهای که در آن میتوان آثار هنرمندان بزرگ جهان مانند سزان، لئوناردو داوینچی، روبنس، ون دایک، میکل آنژ، رودن، کلود مونه، ونگوگ، پل گوگن، رامبراند و پیکاسو را از نزدیک دید و از این همه شاهکار هنری زیبا لذت برد.
اما پیش از ورود این آثار به موزه آرمیتاژ و شاید همزمان با ورود برخی از آنها، کلکسیونهای این موزه با اشیای یونان باستان و آثار باستانی جنوب روسیه که طی حفاریهای بسیار کشف شده بود، غنیتر شد. اکنون یکی از مهمترین و غنیترین مجموعههای طلای باستان که شامل قسمتی از گنجهای تروا میشود نیز به این موزه سپرده شده است.
یکی دیگر از جذابیتهای این موزه، اجساد مومیایی کشف شده از اهرام ثلاثه مصر است که در بخشی از موزه به نمایش درآمده است.
پل آبی، کاخها، کلیساهای متعدد و مراکز فرهنگی و تاریخی بسیار دیگری در شهر سن پترزبورگ قرار دارند که پشت سر هر کدام از آنها روایتها و وقایع تاریخی بیشماری قرار گرفته است. در هر خیابان این شهر با اثری شاخص و جاذبهای زیبا روبهرو میشوید، که بیشتر آنها متعلق به یک دوران خاص تاریخی هستند؛ موزه معتبر شهر نیز همگام با این آثار و بلکه بیش از آنها به رشد و غنای خود ادامه میداد در حالی که همچنان درهای خود را روی بازدیدکنندگان بسته بود تا سرانجام در سال ۱۸۵۲ درهای آن گشوده شد و با جمعیت بازدیدکننده مشتاق بیشماری روبهرو شد. در این دوره با خرید آثار هنری دیگری از داوینچی، یان ون دایک و رافائل در ایتالیا به غنای موزه افزوده شد بهطوری که اکنون میتوان بزرگترین مجموعه آثار رامبراند در جهان را در موزه آرمیتاژ مشاهده کرد.
آرمیتاژ در انقلاب
هر رخداد تاریخی در روسیه اثر مستقیمی بر این موزه و آثار موجود در آن بر جای نهاد. یکی از مهمترین وقایع این کشور وقوع انقلاب سال 1917 بود. رهبران این انقلاب بر پایه مکتب فکری و ایدئولوژی خود علاقه چندانی به نگهداری آثار هنری که نماد سرمایهداری یا اثری از یک هنرمند مکتب مخالف بود، نداشتند. به همین دلیل استالین رهبری که بیش از موزه آرمیتاژ در جهان نامدار است، دستور فروش بخشی از با ارزشترین آثار هنری را صادر کرد که از میان این آثار میتوان به کارهای شاخص و بنامی مانند؛ «ونوس در مقابل آینه» (Venus with a Mirro) اثر تیشین»،(Alba Madonna) اثر رافائل، (Titian) و «بشارت» (Annunciation) اثر ون دایک، اشاره کرد.
بیشتر این آثار هنری به دیگر کشورها فروخته شد و بخش محدودی نیز به سایر موزههای داخل کشور انتقال یافت.
آرمیتاژ در محاصره
غمانگیزتر از فروش آثار هنری موزه، وقوع جنگ و محاصره لنینگراد بود. در این دوره، از ساختمان موزه به عنوان یک پناهگاه استفاده شد که این کار صدمات جدی به آثار و بویژه بناهای آن وارد کرد. پس از پایان جنگ، دولت دوباره اقدام به مرمت موزه کرد و آثاری را که در دوران جنگ به غارت رفته یا به خارج از کشور منتقل شده بود در حد امکان، دوباره به موزه بازگرداند. با وجود این، بخشی از آثار ناپدید و برخی دیگر نیز در بمبارانها برای همیشه از بین رفتند.
گردشگرانی برای آرمیتاژ
در حال حاضر موزه آرمیتاژ به توسعه بیشتر خود توجه و پروژههای بزرگی را در خارج از روسیه در دست اقدام دارد، اما نباید فراموش کرد که جنگ و روش مدیریتی سیاستمداران، تنها مواردی نیستند که به موزهها خسارت وارد میکنند بلکه یک تهدید دائمی و همیشگی برای این مجموعههای هنری، سرقت است؛ چنانچه آرمیتاژ نیز تاکنون از این آسیب در امان نمانده است. به طور مثال فقط 221 اثر هنری در سال 2006 از این موزه به سرقت رفت.
آرمیتاژ همچنان توسعه مییابد و هر روز مشتاقان زیادی از سراسر جهان تنها و تنها به دلیل بازدید از این موزه وارد شهر سن پترزبورگ میشوند.
فاطمه حامدیخواه
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: