در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
کاشفپور: حس غریبی به من میگوید این میرزا بنویس میخواهد کار دستمان بدهد.
بوستانی: پسرجان، پا تو کفش هنرمند جماعت نکن.
نه آقا، نگران نباشید بحث ما در مورد کسانی است که در این اوضاع بحرانی بازار کار از طریق بعضی از آگهیهای عجیب و غریب کاریابی دنبال کار هستند که بخشی از این آگهیها مربوط به بعضی از این موسسات بازیگری است.
آیدین: البته از این موسساتی که میخواهند یکشبه شما را به همه جا برسانند، تقریبا در همه صنفها وجود دارند.
دلگشا: مثل همین ترک اعتیاد در 3 روز.
خوشکلام: دوباره این دلگشا شروع کرد، ترک اعتیاد چه ربطی به بحث ما دارد؟
دلگشا: کلاهبرداری،کلاهبرداری است. در هر زمینهای که باشد فرقی نمیکند.
آیدین: گفتید کلاهبرداری، بیاختیار یاد این سیانکی بینوا افتادم که چطوری هم پولش را خوردند، هم حسرت سینما و بازیگری را روی دل آن بنده خدا گذاشتند.
کاشفپور: البته خود آقای سیانکی هم مقصر بود، آدم که اینقدر ساده و خوشباور نمیشود!
آیدین: نمیشود گفت سادگی کرد، شاید شما هم در آن شرایط قرار میگرفتید همین اشتباه را مرتکب میشدید.
خوشکلام: درسته، معمولا در این مواقع تا شما را مشتاق به انجام آن کار میبینند، چنان با چربزبانی شما را تسخیر میکنند که تا مدتها هم متوجه کلاهی که سرتان رفته نمیشوید، مثل همین سیانکی خودمان که...
سیانکی: سلام، باز هم در مورد من حرف میزدید؟
بوستانی: داشتیم در مورد جریان بازیگر شدن شما صحبت میکردیم.
خوشکلام: بله بخصوص در همان سکانسی که فهمیدید 10 میلیون تومان پولتان پرید.
آیدین: انصافا نقش یک آدم سادهلوح را خیلی خوب بازی کردید، انگار واقعا داشتید سکته میکردید!
سیانکی: اشکال ندارد، شما هم ما را مسخره کنید.
کاشفپور: مسخره چیه مرد حسابی، داریم از شما تعریف میکنیم!
...: اگر کمی بیشتر دقت میکردید شاید این اتفاق نمیافتاد، چون بعضی از این آگهیها را که میخواندید کاملا مشخص بود که کلاهبرداری است، مثلا موسسهای در آگهی خود نوشته بود، 2 دقیقه بازی در یک فیلم با دیالوگ 2 میلیون تومان، 5 دقیقه با دیالوگ 3 میلیون تومان، تا میرسید به نقش اول که 20 میلیون تومان بود، البته نقش اول در کنار یک هنرپیشه مطرح 50 میلیون تومان! یکی دیگر از این موسسات بابت تست گرفتن از هنرجوها توسط یک کارگردان صاحبنام و معرفی به یکی از پروژههای در حال ساخت 4 میلیون تومان میگرفت.
آیدین: خب این کار مثل این است که یک بیمارستان آگهی بدهد کسانی که علاقهمند به عمل جراحی مغز هستند، 2 میلیون تومان بدهند و 2 دقیقه عمل کنند، به نظر شما منطقی است.
بوستانی: نه منطقی نیست، اما از بحث سینما که بگذریم از این آگهیها که یکشبه شما را به آرزوهایتان میرسانند، تقریبا در همه صنفها هست، مثلا کار در منزل با درآمد هفتگی 700 هزار تومان، بازاریابی با درآمد هفتگی 500 هزار تومان، خلاصه از این دست آگهیها کم نیستند.
خوشکلام: کسی به کار این موسسات نظارت نمیکند؟
بوستانی: نظارت میکنند، اما مشکل اینجاست که اکثر این موسسات جواز رسمی ندارند!
آیدین: البته برای اینکه کسی شک نکند در صورت درخواست یک جواز جعلی ارائه میدهند.
کاشفپور: قبل از هر چیز باید اصالت آن جواز را چک کرد.
خوشکلام: نمیشود، کلی دوندگی دارد.
...: اما فکر کنم با ایجاد یک سامانه که مثلا بشود با یک تماس تلفنی از اصلی بودن اینگونه جوازها اطمینان پیدا کرد، بخش عمدهای از این مشکلات حل میشود.
سیانکی: دلت خوش است بابا.
خوشکلام: البته از سادهاندیشی کسانی که به اینجور جاها مراجعه میکنند، نمیشود بسادگی گذشت.
آیدین: موافقم، اصولا ورود به هر شغل و حرفهای به این سادگیها هم نیست، مقدماتی دارد که باید رعایت شود.
بوستانی: ضمنا کسب درآمدهای آنچنانی هم به این سادگیها نیست.
خوشکلام: البته مشکل اصلی اینجاست که بعضیها میخواهند بدون هیچ تلاشی به همه چیز برسند، در صورتی که تحصیل آکادمیک در رشته مورد نظر خیلی مهم است.
آیدین: تا دلتان بخواهد دانشگاههای مختلف هم داریم.
خوشکلام: کاملا درست است، اما وقتی دغدغه خیلیها فقط پرداخت پول به اینگونه موسسات و جور کردن یک پارتی است تا بتوانند از این طریق راه صد ساله را یکشبه طی کنند، نتیجه همین میشود که میبینید.
دلگشا: به نظر من آقای سیانکی و امثال او باید پاسخگو باشند تا معلوم شود با چه قصد و غرضی به اینجور جاها پول دادهاند!
سیانکی: پس به سلامتی مشخص شد آنهایی که کلاهبرداری کردهاند، بیتقصیرند؟!
آیدین: نه آقا منظور این نیست، اما... .
بگذریم، به قول معروف هر بلایی سر ما میآید مسبب آن خودمان هستیم، به جان خودم کلا خیلی زودباوریم.
مهیار عربی / جام جم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: